ج- انشعاب در جامعه روحانیت
پیش از بیان چگونگی انشعاب لازم است یادآوری کنیم که وجود اختلاف دیدگاه در بین علما به دلیل شخصیت مستقلی که دارند، به ویژه اگر در تشکلی با ماهیت غیر حزبی جمع شده باشند، امری طبیعی است. در یک تشکل سیاسی باز مانند جامعه روحانیت مبارز نمی توان انتظار داشت که همه حدود شصت نفری که اعلامیه های آن را پیش از پیروزی انقلاب اسلامی امضا می کردند، دارای یک سلیقه و روش باشند.
پیش از پیروزی دشمن مشترک آنان را زیر یک چتر گرد آورده بود، اما با پیروزی انقلاب و به ویژه کنار رفتن مخالفان نظام طبیعی بود که اختلاف بر سر چگونگی تحقق اسلام در جامعه با توجه به برداشت های متفاوت، وجود داشته باشد، لذا به موازات تشدید اختلافات در درون جامعه روحانیت مبارز سه تن از اعضای شورای مرکزی جامعه روحانیت مبارز به نام های حجج اسلام مهدی کروبی، سیدمحمود دعایی و حیدرعلی جلالی خمینی احساس کردند که امکان فعالیت با دیگر اعضای جامعه روحانیت تحت یک تشکل واحد را ندارند. بر این اساس در آستانه انتخابات سومین دوره مجلس شورای اسلامی در فروردین سال 1367 افراد مذکور ضمن انشعاب از تشکل پیشین خود، با موافقت حضرت امام، تشکلی جدید از روحانیون به نام «روحانیون مبارز تهران» را که بعدها به مجمع روحانیون مبارز معروف شد، به همراه تعداد دیگری از روحانیون که عمدتاً از اعضای دفتر حضرت امام بودند، تأسیس کردند.
آنچه که بهانه انشعاب قرار گرفت لیست نامزدها برای مجلس سوم بود. در رأی گیری شورای مرکزی جامعه، آقایان فخرالدین حجازی، هادی غفاری و سیدمحمود دعایی که مورد حمایت طیف آقای کروبی در جامعه روحانیت بودند، اکثریت لازم را برای قرار گرفتن در لیست نامزدها کسب نکردند.(1) اصل این بود که آنان به خرد جمعی احترام می گذاشتند، اما با توجه به اختلاف دیدگاهی و در اقلیت بودن ترجیح دادند که انشعاب کنند. آنان طی بیانیه 29 اسفند 1366 با اعلام اسامی کاندیداهای خود، هدف شان را دفاع از محرومان و مستضعفان، پشتیبانی از نهادهای اجرایی پیرو خط امام و اقتدار دادن به مجلس با انتخاب صحیح نمایندگان اعلام کردند.(2)
حجت الاسلام موسوی خوئینی ها از اعضای موسس روحانیون مبارز، طی مصاحبه ای با روزنامه (کیهان) در تاریخ (10/1/1367)، پیرامون عدم امکان تأمین نظرات نیروهای انشعابی در تشکل جامعه روحانیت و غیر ممکن بودن فعالیت در آن تشکل چنین گفت: «ممکن است سوال شود آیا نقطه نظرات شما [روحانیون مبارز] را تشکیلات جامعه روحانیت مبارز تأمین نمی کرد که نیاز به این تشکل جدید روحانی پیدا کرد؟ باید در جواب عرض کنم همین طور است. آن جمع ]روحانیت مبارز[ در بسیاری از موارد سلیقه ها و مواضعی دارند که مورد قبول روحانیون مبارز نیست و لزوماً برای بیان مواضع خودمان ناگزیر به تشکیل جمع دیگری شدیم که مواضع و نقطه نظرات از طریق آن جمع تأمین شود.»(3)
آیت الله مهدوی کنی در خاطرات خود درباره علت انشعاب بیان می دارد: «جناح مقابل در مورد آنها گفته است: ما در مسائل انقلاب نه با اینها اختلاف نظر، بلکه اختلاف مبنا داریم. اینها در مسائل اقتصادی مبنای خاصی دارند، اینها در سیاست خارجی مبنای خاصی دارند و این همان چیزی است که امام اسمش را اسلام آمریکایی گذاشت، یعنی اینها طرفدار سرمایه دارها هستند، طرفدار ارتباط با آمریکا هستند.»(4)
«البته بعداً مشخص شد که این مطلب گمانی باطل و تهمتی بیش نبوده است. پس از طرح این مطلب توسط آیت الله مهدوی کنی در نزد امام، ایشان فرمودند: نخیر! من کی همچنین حرفی زده ام؟ ... من به شما علاقه دارم. ... اصلاً من چنین حرفی نزدم، من چنین چیزی را تأیید نکردم.»(5)
به دنبال کسب اجازه شفاهی از محضر امام(ره)، هجده روز پیش از برگزاری انتخابات سومین دوره مجلس، اعضای موسس «روحانیون مبارز تهران» در 29 اسفند 1366، با صدور نخستین بیانیه خود در اول فروردین 1367 با اعلام استقلال خود از جامعه روحانیت مبارز، موجودیت خود را چنین اعلام داشتند: پس از اعلام استقلال روحانیون مبارز از جامعه روحانیت مبارز و پیدایش شبهاتی پیرامون مشروعیت تشکل تازه تأسیس در نزد شخصیت ها، مقامات سیاسی و مردم، برخی از شخصیت های تراز اول روحانیون مبارز با انجام مصاحبه های مطبوعاتی، موافقت امام(ره) با راه اندازی و فعالیت روحانیون مبارز را دلیل مشروعیت آن بیان کردند.
به عنوان نمونه حجت الاسلام مهدی کروبی از شخصیت های منشعب از جامعه روحانیت مبارز و عضو برجسته و موسس این تشکل روحانی که پس از مدت کوتاهی به عنوان دبیرکل مجمع روحانیون مبارز انتخاب شد، در تاریخ (6/1/67) طی مصاحبه ای با روزنامه کیهان، ضمن مثبت ارزیابی کردن اصل انشعاب، با اشاره به اصل سابقه دار «شرح صدر» و لزوم احترام به سلیقه ها و روش های فکری دیگران که سنت «دعوای طلبگی» را در حوزه های علمیه ایجاد کرده است، تحولات جامعه روحانیت مبارز تهران را که سبب ایجاد مجمع روحانیون مبارز تهران گردیده، را در چارچوب سنت های مقدس حوزه های علمیه محسوب و به طور کلی علت این تحول را حساسیت در قبال مسائل اصلی انقلاب، نظام جمهوری اسلامی و آرمان حضرت امام اعلام کرد.(6)
به هر حال در تاریخ 18 فروردین ماه 1367 انتخابات سومین دوره مجلس شورای اسلامی برگزار شد. در این دوره از انتخابات، مجمع روحانیون مبارز توانست با بهره گیری از فضای تبلیغاتی حاصل شده از رهنمودهای «جنگ فقر و غنا»، «اسلام ناب و اسلام آمریکایی» و «حمایت از محرومان و مستضعفان» که از سوی حضرت امام اعلام می شد، اکثریت کرسی های نمایندگی شهر تهران را از آن خود سازد. تا حدی که از فهرست سی نفره نمایندگان تنها شش نفر از نامزدهای جامعه روحانیت که سه تن از آنان نیز به صورت مشترک در فهرست کاندیداهای مجمع روحانیون مبارز قرار داشت، توانستند به مجلس راه یابند.(7)
به رغم اعلام بنیانگذاران روحانیون مبارز و تأکیدات مکرر آنها طی مصاحبه های مختلف مبتنی بر أخذ موافقت شفاهی از امام برای تأسیس این تشکل، سوالات مختلفی درباره مشروعیت این تشکل همچنان جریان داشت.
بر این اساس امضا کنندگان بیانیه اول روحانیون مبارز منتشره در تاریخ(1/1/1367) در حالی که موفقیت نسبی را در انتخابات دور سوم مجلس شورای اسلامی کسب کرده بودند، به همراه پنج نفر دیگر، در تاریخ 25 فروردین ماه 1367 با نوشتن نامه به محضر حضرت امام(ره) رهبر کبیر انقلاب اسلامی، خواستار اعلام نظر حضرت امام شدند.
رهبر گرانقدر انقلاب اسلامی و بنیانگذار جمهوری اسلامی نیز در همان روز با صدور پاسخ، موافقت رسمی و کتبی خود را با شروع فعالیت روحانیون مبارز اعلام داشت.(8)
بدین ترتیب با تولد مجمع روحانیون مبارز در نیمه دوم دهه 1360 شکاف عمده ای بین مجموعه نیروهای درون حاکمیت جمهوری اسلامی ایجاد شد و همین امر نقش موثری بر مرزبندی های جدید سیاسی و شفاف شدن مواضع گروه ها و جریانات فعال سیاسی درون خانواده انقلاب داشت.
از آنجا که در متن نامه روحانیون مبارز به کمک مالی امام خمینی اشاره شده است این پرسش مطرح می شود که آیا کمک مالی امام(ره) به روحانیون مبارز از روی نارضایتی از جامعه روحانیت بوده است؟
برای بررسی صحت و سقم این مطلب، شبهه فوق در قالب یک پرسش از آیت الله عمید زنجانی پرسیده شد که ایشان در پاسخ چنین فرمودند: «امام(ره) کافی بود می فرمودند که کرکره را پایین بکشید، جامعه روحانیت خود به خود منحل می شد. همان کاری که در مورد حزب جمهوری اسلامی کردند. امام فرمودند فتیله را پایین بکشید، حزب جمهوری رفت پی کارش. امام اگر از جامعه روحانیت ناراضی بود یک جمله می گفتند، جامعه روحانیت از بین می رفت. اینجوری نبود، اینها ]اعضای منشعب از جامعه روحانیت[ رفتند شکایت کردند، آقای کروبی با یک عده ای رفتند شکایت کردند، امام فرمودند خیلی خوب، با آنها کار نمی کنید خودتان کار کنید.»(9)
باید عنایت داشت این کمک هیچ گاه نمی تواند دلیل بر این نکته باشد که امام با پرداخت هزینه های مالی آنها را تشویق به انشعاب کرده اند، زیرا اولاً در آن هنگام همین کمک های مالی به جامعه روحانیت مبارز نیز پرداخت می شد و تولد مجمع روحانیون سبب قطع کمک های حضرت امام(ره) به جامعه روحانیت نشد. ثانیاً تمامی تشکل های سیاسی خودی کمک هایی را از دفتر امام دریافت می کردند که با شکل گیری مجمع روحانیون، آن تشکل نیز در زمره سایر تشکل ها از چنین کمک هایی برخوردار شد.
علاوه بر این حتی اگر چنین کمک های مالی دلیل بر تشویق و پشتیبانی امام از راه اندازی روحانیون مبارز باشد، این امر نمی تواند دلیلی بر نارضایتی امام از تشکل جامعه روحانیت مبارز باشد که سابقه درخشانی در امر مبارزه با طاغوت و دفاع از انقلاب و نظام جمهوری اسلامی داشته است؛ زیرا اثبات شی نفی ماعدا نمی کند.