پایگاه بصیرت: بیش از یک سال از بحران و کشمکش داخلی در کشور سوریه میگذرد. در این مدت، درگیریها میان معارضان مسلح و حاکمیت سوریه، فراز و نشیب بسیاری داشته است. هرچند مدتهاست که بحث از اختلافات سیاسی در این کشور عربی منطقه مطرح است؛ اما آنچه در حال حاضر در این حوزه، ابعاد تازهتری یافته، آن است که یک «فضاسازی تبلیغی» مبتنی بر یک اختلاف مذهبی- طائفهای در این کشور مدنظر قرار گرفته است.
از همان آغاز درگیریها در سوریه، همواره انگاره تبلیغی«شیعه- سنی» بهمثابه یک تعارض مبنایی ایدئولوژیک، ابزار و دستخوش یک جنگ روانی تمامعیار قرار گرفته است. این رویکرد بهمرور به یک «گفتمان» غالب در میان معارضان مسلح و غیرمسلح سوری بدل شد؛ گفتمانی مبتنی بر یک تعارض مبنایی که در یک سوی آن، علویان سوریه قرار گرفتند و در سوی دیگر، اهل سنت این کشور. آنچه بر مبنای این فضاسازی ادعا شد، آن است که اقلیت علوی(شیعی) بر اکثریت سنی حکومت میکند.
فارغ از درست یا نادرست بودن ادعای فوق، نکته قابل توجه در این زمینه آن است که راهبرد معارضان سوری به پشتوانه رسانهای غربی- عربی، طی مدت اخیر با شدت بیشتری مبتنی بر این رویکرد اختلافی مذهبی دنبال میشود. به باور بسیاری از ناظران، چنین رویکردی از یک سناریوی مشخص حکایت دارد که قصد دارد پایههای مقبولیت عمومی حاکمیت سوریه را مخدوش کند. حال آنکه باید به این نکته توجه کرد که چنین الگویی در عالم واقع، صحت ندارد. اینکه اقلیت علوی در این کشور، طبقه حاکم معرفی میشود، نشاندهنده نوعی کوتهبینی و کتمان این حقیقت است که سنیهای سوری در حال حاضر سهم قابل توجهی در حاکمیت دارند؛ از کابینه وزارتی گرفته تا وکلای پارلمان و همچنین دستگاه قضایی این کشور، این گونه نیست که منحصراً در دست علویان باشد و سنیها مناصب بلندپایهای در حکومت داشتهاند و البته توجه به این نکته نیز حائز اهمیت است که بهنظر میرسد اساساً چنین تبعیضهایی مذهبی، جایگاهی در نگاه سکولار حاکمیت دمشق ندارد.
البته باید توجه داشت مدتهاست که تفرقهافکنی طائفهای بهعنوان یک راهبرد بلندمدت، در دستور کار دولتهای استکباری قرار گرفته است؛ اما در سوریه این امر کاملاً به بهانه و ابزاری جدی برای سقوط نظام سوریه بهعنوان خط اول جبهه مقاومت در منطقه تبدیل شده است. درواقع، آنچه مدنظر گروههای معارض و تروریستها در کشور سوریه قرار دارد، آن است که این گفتمان را تبلیغ کنند که فراتر از یک مخالفت سیاسی، اکنون باید یک مبارزه مذهبی در سوریه در اولویت قرار گیرد. معارضان به رهبری حکومت آلسعود بهدنبال آن هستند تا هرگونه مخالفت صرفاً سیاسی، تبدیل به یک جنگ داخلی و حتی منطقهایِ مذهبی شود. بر همین اساس هم هست که معارضان کُردتبار، سکولارهایی که اساساً با نگاه مذهبی در اداره سیاسی جامعه مخالفند و دیگر گروههای معارض نادیده، گرفته میشوند.
بهنظر میرسد ریشه اصلی چنین نگاهی را باید در دستهای پنهان صهیونیستها و قدرتهای استکباری جستوجو کرد که ایجاد فتنه مذهبی را ابزاری برای اهداف سیاسی امنیتی خود بهکار گرفتهاند. در این میان حمایت های مالی آلسعود و علمای تکفیری وهابی و همچنین سلفیان سوری، نقش اصلی را بازی میکنند.
این رویکرد البته به صورت جدی مورد تأکید جمهوری اسلامی ایران و رهبر معظم انقلاب نیز قرار گرفته است و ایشان بر توجه جدی بر این نکته و روشنگری در این زمینه تأکید کردهاند. سیدحسن نصرالله، دبیر کل حزبالله لبنان نیز ضمن هشدار نسبت به این مسئله، تأکید کرد که این سناریو جبهه مقاومت را در منطقه نشانه رفته است.
چنین سناریویی بهحدی خطرناک است که میتواند عواقب جبرانناپذیری برای آینده سیاسی منطقه در پی داشته باشد؛ بهویژه آنکه سناریوهای صهیونیستی تفرقه مذهبی - طائفهای بهشدت در کشورهای منطقه همانند عراق، لبنان، بحرین، افغانستان و ... دنبال میشود.
رضا مقدم