صفحه نخست >>  عمومی >> آخرین اخبار
تاریخ انتشار : ۲۰ اسفند ۱۳۸۶ - ۰۸:۴۲  ، 
کد خبر : ۲۴۳۷۶

ایده‌های جدید


سیامک باقری

گفت‌وگوی سولانا و لاریجانی به مدت دو روز در آنکارا صورت گرفت و نشست بعدی به دو هفته دیگر موکول شد. درباره این نشست که با اصرار سولانا به عنوان نماینده اتحادیه اروپا و گروه 1+5 و با میانجیگری ترکیه انجام شد، سوالات متعددی مطرح است از جمله اینکه چرا نماینده اتحادیه اروپا و گروه 1+5 علی‌رغم عدم تمکین ایران به قطعنامه‌های شورای امنیت خواستار مذاکره شده‌اند؟ آیا دور جدید مذاکرات سولانا و اتحادیه اروپا حاوی ایده‌های جدیدی می‌باشد؟ آیا مذاکرات موصوف می‌تواند بن‌بست حل مسئله هسته‌ای را باز نماید؟ نشست دو روزه فوق چگونه ارزیابی می‌شود؟

فرضیه‌ها

سه فرضیه در خصوص چرایی رویکرد مذاکرات با ایران برای حل مسئله هسته‌ای قابل تصور است. فرضیه اول بر این مبنا است که رویکرد مذاکره ناشی از ناکارآمدی سیاست فشار و تهدید و معکوس شدن شرایط به نفع ایران می‌باشد. ارزیابی کشورهای اروپایی این است که قطعنامه‌های زنجیره‌ای نه تنها هیچ تاثیری در عزم و اراده ایران نداشته بلکه مسئله هسته‌ای ایران بلحاظ خود اتکایی و شتاب در موقعیت غیر منتظره‌ای قرار گرفته است.

با تایید آژانس در خصوص افزایش توان غنی‌سازی ایران و ورود به مرحله تولید صنعتی سوخت هسته‌ای تمام توهمات و تردیدهای غرب برداشته شد. از سوی دیگر شرایط ایران و منطقه و مسایل دیگر، «گزینه‌های» غیر از مذاکره را غیر قابل اجرا کرد. از این میان دستگیری و بازداشت نظامیان انگلیسی و برخورد قاطع نسبت به تهدیدات و فشارهای انگلیس و حامیان آن و سپس نحوه آزادی آنها استنباطات دوگانه‌ای را برای کشورهای غربی و آمریکا ایجاد کرد. بدان معنی که از  یک سو گزینه نظامی و تهدید و فشار ایران کنونی را تسلیم نخواهد کرد و هزینه این اقدام، فاجعه‌آمیز است. از سوی دیگر برخورد نرم و پذیرش منطقی خواسته‌های ایران، واکنش مناسبی را به دنبال خواهد داشت.

 از همین رو پس از ماجرای بازداشت نظامیان انگلیسی و جنبش هسته‌ای شاهد تماس سولانا با لاریجانی بودیم.

فرضیه دوم مبتنی بر‌آماده‌سازی جهت صدور قطعنامه بعدی است. بر اساس این فرضیه از آن جایی که عمده کشورها و افکار عمومی جهانی انتظار راه‌حل دیپلماتیک و مذاکره جهت حل مسئله هسته‌ای ایران دارند. آمادگی لازم برای صدور قطعنامه چهارم را نداشته و این امکان وجود دارد که قطعنامه بعدی با چالش سنگینی رو‌به‌رو شود و مآلا «اجماع حاصله» شکسته شده و یا بسیار ضعیف ظاهر گردد. نگاهی به روند تصویب قطعنامه 1747 و ارزیابی و محتوای آن نشان می‌دهد که آمریکا و سه کشور اروپایی برای برداشتن گام بعدی از استدلال قوی برای توجیه اعضای شورای امنیت نداشته باشند.

فرضیه سوم مبتنی بر ارزیابی جدید از مواضع جمهوری اسلامی ایران پس از قطعنامه‌های زنجیره‌ای است. براساس این فرضیه آمریکا و سه کشور رسانه‌ای به این نتیجه رسیدند که قطعنامه‌های زنجیره‌ای و فشارهای جانبی دیگر احتمالاً تزلزلی را در تصمیم‌سازان و تصمیم‌گیران ایرانی ایجاد کرده فلذا بر این مبنا می‌تواند بابی از مذاکره را باز کرده و ضمن ازیابی جدید از مواضع نهایی تهران، هشدارهای لازم را درباره عواقب سیاست‌های تهران گوشزد نماید. تصمیم اتحادیه اروپا در خصوص اجرای قطعنامه‌های 1747 و 1737، دو پیش از نشست سولانا و ایران موید این فرضیه است.

ایده‌های جدید

طرح ایده‌های جدید از سوی رسانه‌های غربی کمانه‌ها پیرامون فرضیه اول را تقویت می‌کند. بسیاری از رسانه‌ها اعلام کرده‌اند که سولانا پیشنهادات تازه‌ای را با خود داشته است. به عنوان نمونه شبکه خبری بی‌بی‌سی اعلام کرد: «احتمال دارد سولانا با پیشنهاد جدیدی از سوی گروه 1+5 برای رفع بن‌بست موجود شرکت کند. این شبکه در گمانه‌زنی‌های خود درباره پیشنهاد تازه گفت: «این پیشنهاد می‌تواند شامل تعلیق بخشی از برنامه‌های غنی‌سازی و حفظ بخش‌های دیگری از آن باشد.» آسوشیتدپرس و یواس تودی و برخی از شبکه‌های دیگر نیز سخن از تعریف جدید غنی‌سازی در  ایران را به میان آوردند. نکته قابل توجه دیگر این است که جمهوری اسلامی ایران در واکنش اولیه خود نسبت به درخواست مذاکره اعلام کرده بود: «ایران ضمن محفوظ داشتن اعمال حقوق مسلم خود در توسعه برنامه صلح‌آمیز هسته‌ای همواره آماده مذاکره سازنده با  طرف‌های ذیربط بوده است». و  سپس لاریجانی پیش از ورود به گفت‌و‌گو نیز تاکید کرد: «امیدوارست که سولانا ایده‌ای جدیدی را مطرح سازد.» گزاره‌های فوق در کنار ارزیابی سولانا و لاریجانی از گفت‌و‌گوی دو روزه خود مبنی بر سازنده بودن مذاکرات و تداوم آن در دو هفته آینده و پس از مشورت‌های لازم در پایتخت‌های یکدیگر بیانگر این نکته است که دور جدید مذاکرات حاوی ایده‌های جدید برای بحث و مذاکره بوده است.

نتیجه

 بطور کلی دور جدید مذاکرات بر مبنای رهیافت بدبینانه بن‌بست موجود را نمی‌تواند باز کند. برای اینکه در گذشته نیز علی‌رغم اینکه طرفین سخن از مذاکرات سازنده به میان آوردن و توافق یازده‌بندی میان لاریجانی و سولانا اعلام شده بود اما به علت نفوذ آمریکا و عدم پیگیری اروپا به نتیجه نرسید.

بر اساس رهیافت خوشبینانه این مذاکرات می‌تواند روند خوبی را طی نماید. پذیرش تعریفی از عدم انحراف و غنی‌سازی و پیش‌بینی مکانیزمهای معقول در پیش‌برد مذاکرات کمک کننده خواهد بود. این موضوع سولانا که «در یک سری امور ما به یک وحدت نظر نزدیک شدیم» و همچنین سخن آقای لاریجانی مبنی بر اینکه اگر اختلاف نظر بود حتماً در این مکان جمع نمی‌شدیم، افق خوشبینانه‌ای را نشان می‌دهد.

اما علی‌رغم رهیافت‌های بدبینانه و خوشبینانه، بر مبنای نگاه واقع‌بینانه آن چیزی که طرفین را در موضع احتیاط و تاکید و اصرار بر راه حل دیپلماتیک کشانده، عدم تمایل طرفین به بازی باخت می‌باشد. از این رو در صورت صحت این مسئله که گروه 1+5 درصدد تعریف جدیدی از تعلیق می‌باشد می‌توان آن را گامی هر چند جزئی در نزدیک شدن به واقعیت‌ها و قبول بازی برد ـ برد دانست.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات