صفحه نخست >>  عمومی >> آخرین اخبار
تاریخ انتشار : ۲۴ تير ۱۳۹۱ - ۰۸:۳۸  ، 
کد خبر : ۲۴۳۸۰۹

کودتاهای نوین آمریکایی


قاسم غفورى
در آمریکای لاتین آمریکای لاتین از جمله مناطقی است که همواره با فعل و انفعالات ناگهانی و گسترده همراه بوده که بعضاً زنجیره وار به یکدیگر پیوند زده شده اند. موقعیت جغرافیایی و منابع سرشار این منطقه موجب شده تا در طول تاریخ، کشورهای بسیاری چشم طمع به این منطقه داشته باشند. در طول یکصد سال اخیر، آمریکا بیشترین تحرک را در این منطقه داشته به گونه ای که بسیاری این منطقه را حیاط خلوت ایالات متحده می نامند.
کالبدشکافی رفتارهای آمریکا در منطقه نشان می دهد که واشنگتن بیش از آنکه به دنبال روابط با آمریکای لاتین باشد، به دنبال سلطه و غارت آن بوده است. امری که نمود آن را در کودتاهای گسترده در این منطقه می توان مشاهده کرد.
از سال 1902 تاکنون، 25 کشور آمریکای لاتین شاهد وقوع بیش از 300 مورد کودتا علیه دولت بوده اند.
در کشوری مانند بولیوی در قرن بیستم 56 مورد کودتا از سال 1934 تاکنون ثبت شده است، این رقم در مورد کشوری مانند گوآتمالا 36 کودتا از سال 1944 بوده، در پاناما نیز 24 مورد کودتا رخ داده است.
پرو با 31 مورد کودتا، اکوادور 23 مورد، کوبا 17 مورد، هائیتی 16 مورد، برزیل 16 مورد، ونزوئلا 12 مورد، شیلی 9 مورد و آرژانتین و کلمبیا هر یک 8 مورد کودتا، از دیگر قربانیان بی ثباتی و تغییر دولت ها در قرن بیستم از طریق مداخله آشکار نظامیان به پشتیبانی آمریکا بوده اند.
از جمله این کودتاها که با محوریت آمریکا صورت گرفت، کودتای پینوشه علیه آلنده در سال 1973 بود که برای دگرگونی در ساختار انقلابی آمریکای لاتین صورت گرفت.
در این میان، تجارب تلخ مردم از حکومت های کودتا ازجمله دیکتاتوری، سرکوب آزادی ها، مشکلات اقتصادی و شکنجه، قتل و زندانی شدن انسان های بی شمار موجب شده است تا افزایش آگاهی های مردم و تلاش آنان برای حفظ استقلال کشور به حضور جدی تر آنان در عرصه اداره امور، جدی گرفتن مشارکت در انتخابات و حمایت از دولت های مردمی منجر شود. نتیجه چنین روندی، شکست بسیاری از کودتاها در آمریکای لاتین در سال های آغاز قرن بیست و یکم ازجمله علیه «هوگو چاوز» رئیس جمهور ونزوئلا در سال 2002، در 30 سپتامبر 2010 شورش و توطئه نیروهای پلیس اکوادور علیه دولت «رافائل کوررآ» بوده است.
کودتاهای جدید
باراک اوباما در حالی به عنوان چهل وچهارمین رئیس جمهور وارد کاخ سفید شد که ادعای رویکرد دوستانه به آمریکای لاتین از شعارهای آن بود. هرچند در ابتدا گام هایی در این زمینه برداشته شد و کشورهای منطقه نیز از آن استقبال کردند، اما در گذشت زمان، چهره استعمارگر اوباما برای این منطقه آشکار شد. بررسی سیاست های واشنگتن در آمریکای لاتین نشان می دهد که این کشور در کنار به کارگیری مهره هایی مانند کلمبیا و پرو برای نفوذ در آمریکای لاتین بار دیگر سیاست کودتاهای زنجیره ای را آغاز کرده است. کودتا در هندوراس و سرنگونی دولت چپگرای زلایا، ایجاد فضای باز رسانه ای تبلیغاتی برای «انریکه کاپریا» رقیب انتخاباتی چاوز، بهره گیری از اعتصاب نیروهای پلیس بولیوی علیه مورالس رئیس جمهور، اقدام پارلمان پاراگوئه در دوم تیر 1391 مبنی بر رد صلاحیت «فرناندو لوگو» و جایگزینی «فدریکو فرانکو» معاون وی، از جمله تحولات درونی آمریکای لاتین است که رنگ و بوی کودتای آمریکایی می دهد.
دگرگونی در ساختار پاراگوئه در حالی صورت گرفت که به رغم اعتراض های گسترده کشورهای منطقه، آمریکا راه سکوت در پیش گرفت و چنان وانمود کرد که این برکناری برگرفته از دموکراسی پارلمانی بوده است در حالی که مردم منطقه، آن را کودتایی آشکار علیه دولتی مردمی می دانند. کودتا در پاراگوئه نشانه ای بر جدیت تحرکات جدید آمریکا برای کودتا در منطقه جهت تغییر ماهیت ساختاری آن از مجموعه ای ضد آمریکایی به جایگاهی برای تأمین منافع آمریکا است. بسیاری تأکید دارند که هدف بعدی آمریکا برزیل و آرژانتین خواهد بود.
این کودتاها در حالی صورت می گیرد که دیگر مانند گذشته آزادی بخشی و دموکراسی مبنای رفتاری آمریکا نیست بلکه واشنگتن تلاش دارد تا سوار بر موج تحولات این منطقه و با پشتیبانی از مهره هایی که می توانند تأمین کننده منافع آمریکا باشند، این طرح را اجرا سازد تا به زعم خویش، رد پای آمریکا پنهان بماند و از تحریک مردم جلوگیری شود.
رفتارهای کودتاگرایانه آمریکا در آمریکای لاتین را می توان در مواضع کنگره آمریکا جست وجو کرد. کنگره در گزارش های متعددی از روند وحدت چپ گرایی و جدایی از آمریکا در آمریکای لاتین و گرایش این کشورها به روسیه، چین و ایران ابراز نگرانی کرده و خواستار اقدام جدی از سوی دولت و دستگاه های اطلاعاتی برای مقابله با این روند شده است.
در باب اهداف و دلایل چنین رویکردی می توان گفت که آمریکا با احیای کودتاها با شیوه های نوین، تلاش دارد تا اهدافی خاص را اجرایی سازد.
- احیای سلطه بر منابع آمریکای لاتین به ویژه اینکه آمریکا دیگر در خاورمیانه چندان جایگاهی ندارد. این طرح به شدت در آفریقا پیگیری می‌شود.
- شکست اتحاد آمریکای لاتین در قالب اتحادیه های مرکوسور و آلبا و حفظ سازمان کشورهای آمریکایی برای جلوگیری از ایجاد ساختارهای جدید سیاسی و اقتصادی در منطقه.
- جلوگیری از الگو شدن جنبش چپگرایان آمریکای لاتین برای سایر نقاط جهان و القای این تفکر که کشوری نمی تواند مقابل آمریکا قرار گیرد.
- مقابله با اتحاد جبهه ضد امپریالیسم در سراسر جهان با توجه به اینکه اکنون دیدگاهی واحد در میان بسیاری از کشورها برای مقابله با نظام سلطه و لزوم تغییر نظم نوین جهانی ایجاد شده است.
در نهایت می توان گفت که آمریکای لاتین و آمریکا اکنون در تقابلی جدید قرار گرفته اند که بر اساس آن، در حالی که آمریکا به دنبال تکرار دوران کودتا با الگوهای جدید است، کشورهای منطقه با تحکیم مناسبات، مقابله با این کودتاها را پیگیری می کنند؛ امری که نمود آن را در مواضع واحد این کشورها در محکوم سازی کودتا علیه رئیس جمهور چپ گرای پاراگوئه می توان مشاهده کرد.
نکته مهم آنکه کشورهای منطقه اکنون برای مقابله با آمریکا در کنار وحدت درونی از مولفه بیداری مردمی در برابر توطئه های واشنگتن و نیز گسترش تفکر ضد آمریکایی در عرصه بین الملل برخوردار هستند که با این مولفه ها می توانند توطئه های آمریکا را با شکست همراه سازند.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات