گروه ترجمه - پایگاه اینترنتی آسیاتایمز 14 ژوئیه 2012(24 تیر) در مقالهای به تحریمهای تازه آمریکا علیه ایران پرداخت و نوشت: دولت اوباما همسو با راهبرد فشار بر ایران، تحریمهای اقتصادی تازهای علیه شرکتهای ایرانی و غیرایرانی تحمیل کرد که در تعامل با برنامههای هستهای و موشکی ایران باشند. وزارت خزانهداری آمریکا روز پنجشنبه اعلام کرد 11 شرکت و چندین نفر از وزارت دفاع ایران، سپاه پاسداران و نیز کشتیرانی ملی ایران را در لیست سیاه قرار داده است. همچنین در این لیست، شرکتهای مختلفی از هنگکنگ، سوئیس و مالزی و نیز شرکت ملی نفتکشهای ایران قرار دارند. اتهام آنها این است که در راستای دور زدن تحریمهای موجود علیه صادرات نفتی ایران اقدام کردهاند. دیوید کوهن، معاون تروریسم و اطلاعات اقتصادی وزارت خزانهداری آمریکا گفت: «در حال حاضر، ایران تحت فشار شدید و تحریمهای چندجانبه است و ما به افزایش فشار خود ادامه میدهیم تا ایران از سرپیچی در برابر جامعه بینالملل در مورد برنامه هستهای دست بکشد... اقدامات امروز، گام بعدی در آن مسیر است و هدف مستقیم آن، قطع برنامه هستهای و موشکی ایران و نیز اقدامات فریبکارانه این کشور در استفاده از شرکتها بهمنظور فروش و جابهجایی نفت است.»
در ادامه مقاله آمده است: در حالی که وزارت خارجه آمریکا تحریمهای جدید را بخشی از «راهبرد دولایه» دولت بهمنظور افزایش فشار بر تهران و تعامل دیپلماتیک با آن توصیف میکند، برخی از ناظران، این تحریمها را تنشزا و خطرآفرین خواندهاند. تریتا پارسی، رئیس شورای ملی آمریکاییهای ایرانیتبار (نایک) میگوید: «مسئله این است که پیش از آنکه تمام روندهای دیپلماتیک به شکست بینجامد، این فشارها تا چه حد قابل تحمل است و اگر روندهای دیپلماتیک به شکست بینجامد، چه حوادثی در پیش خواهد بود.» هنگامی که گفتوگوهای هستهای ایران در ماه مارس آغاز شد، بسیاری از ناظران معتقد بودند یک توافقنامه اعتمادساز موقت میتواند تقریباً بهسرعت حاصل شود. عناصر اساسی آن میتوانست شامل توافق ایران برای توقف تمام فعالیتهای غنیسازی بالای 5 درصد و انتقال ذخایر اورانیوم 20 درصدی به خارج باشد. در عوض، ایران حق غنیسازی مطابق انپیتی را پیدا میکرد و تحریمهای بینالمللی بهویژه از سوی اتحادیه اروپا تعلیق یا کاهش پیدا میکرد.
در پایان مقاله آمده است: اما دولت اوباما که پیشتر چنین توافقی را ممکن دانسته بود، ظاهراً مواضع خود را در سه ماه گذشته تشدید کرده است که بهنظر میرسد این نوع موضعگیری، تحت فشار اسرائیل و حامیان قدرتمند آن در میان احزاب دموکرات و جمهوریخواه بوده است. بنیامین نتانیاهو، نخستوزیر اسرائیل، مدتها پافشاری کرده است که نباید ایران اجازه غنیسازی در خاک خود داشته باشد. بنابراین، به نظر میرسد گفتوگوها به بنبست رسیده است؛ هرچند دو طرف تمایل ندارند به بنبست رسیدن آن را اعلام کنند که دلیل آن وحشت از آماده شدن شرایط برای جنگی است که هیچ یک خواهان آن نیستند. از سوی دیگر، جنگطلبان طرفدار اسرائیل، گفتوگوها را بینتیجه و ناکام خواندهاند و خواهان اقدامات شدیدتر علیه جبهه اقتصادی ایران و تهدیدات جدیتر شدهاند. مارک دوبوویتز، مدیر اجرایی بنیاد دفاع از دموکراسیها که در تصویب قوانین تحریمی در کنگره، نقش بسزایی داشته، هفته گذشته از دولت آمریکا خواست «جنگ اقتصادی علیه ایران را از طریق قرار دادن نام تمام شرکتهای خارجی معاملهکننده با بخش انرژی، بانک مرکزی، صنعت خودروسازی و شرکتهای ساختمانی و مخابراتی تحت نظارت سپاه پاسداران تشدید کند.»
بصیرت: برخلاف نظر این پایگاه اینترنتی و بنا به شواهد موجود، باید گفت تشدید تحریمهای ضدایرانی از سوی آمریکا و برخی دول غربی بیش از آنکه اعمالی باشد، اعلامی است و فقط برد تبلیغاتی دارد و امروز این سیاست آنقدر لوث شده است که حتی نزدیکترین همپیمانان آمریکا نیز آن را جدی نپنداشتهاند و به آن بیتوجهی میکنند. آمریکاییها فقط حرف میزنند، در حالی که سانتریفیوژهای ایرانی میچرخند و این یعنی اینکه ایرانی زیر بار زور نخواهد رفت.