صفحه نخست >>  عمومی >> آخرین اخبار
تاریخ انتشار : ۰۱ مرداد ۱۳۹۱ - ۱۳:۱۱  ، 
کد خبر : ۲۴۴۰۲۲

نقش رسانه‌ها در تولید ملی (بخش هشتم)


محمدحسین مصطفایى
یکی از کارآمدی ها و نقش های رسانه، قدرت بازیابی و یا قدرت یافتن همدیگر است؛ این نقش رسانه ها که به یکپارچه سازی و همگن سازی اقتصاد، سیاست و فرهنگ منجر می شود امروزه از اهمیت بسزایی برخوردار است.
از دیرباز یکی از مشکلات اقتصاد کشور ما عدم ارتباط منسجم میان بخش های گوناگون آن از جنبه ارتباطی و رسانه ای و نبود تمرکز جدی رسانه ها بر رشد اقتصادی و ایجاد هماهنگی بین بخش های مختلف اقتصادی از طریق اطلاع رسانی بوده است همواره شاهد بوده ایم که قدم هایی که به خاطر نبود یا فقدان رسانه برداشته شده، از رشد ناقصی نیز برخوردار بوده است.
رسانه‌های ناقص و توده‌های ناهمگون
رسانه ها به عنوان عصب های یک جامعه می توانند پیام های حسی جامعه را به اعضای دیگر، منتقل و جامعه را از فرصت ها و تهدیدات آینده مطلع کنند؛ اما در جامعه ای که این اندام های حسی به هر دلیل ناکارآمد و غیردقیق فعالیت کند، آن جامعه از درک اهمیت زمان، مکان، فضا و فعالیتی که انجام می دهد عقب می ماند.
ناهمگونی و عدم تجانس و عدم ارتباطات پویا میان اشخاص و گروه های اجتماعی، این پیام را متبادر می کند که جامعه مراحل رشد خود را به سختی و زمان را به تباهی طی می کند، معتمدنژاد صفت اصلی توده را جدایی درونی و تنهایی عمیق هرکدام از اعضای آن که هرگونه وابستگی گروهی را از دست داده اند، می داند. (معتمدنژاد،1386:144) باتوجه به آنکه افراد عضو توده نه تنها از لحاظ بدنی بلکه از جهت روحی و اجتماعی نیز از یکدیگر جدایی دارند، دیگر نمی توان در این باره از تجمع یا گروه بندی سخن گفت و توده را یک جمع انسانی معرفی کرد. اعضای توده به طور انفرادی و جدا از دیگران، رفتار سرگردانی از خود بروز می دهند و رفتار یکنواخت و جمعی ندارند، رفتار توده بر اثر هماهنگ شدن فعالیت های فردی، ایجاد می شود؛ فعالیت هایی که بیش از هر چیز در قالب عکس العمل انتخابی فردی، در برابر تحریک های مبهم روحی و استنباط های شخصی فرد نسبت به موضوع، مورد توجه قرار می گیرند. ((BLUMER1946:190
انسان ها در عصر جدید پیوسته تلاش می کنند خود را با دیگران هماهنگ سازند و بدین ترتیب وسایل ارتباطی نقش مهمی در زندگی آنها ایفا می کنند و ارتباطات برای آنها به عنوان بخشی از زندگی خود را نشان می دهد؛ اما اهمیت رسانه در این عصر نیز فردگرایی بیشتر بشر را به دنبال دارد به گونه ای که شدت با خود بودن افراد نیز در عین خبردار بودن از بقیه، گسترش روزافزونی دارد.
نقش رسانه در همگونی اجتماعی
درواقع با ظهور وسایل ارتباط جمعی پیشرفته، فرایند آموزش از انحصار مدرسه و آموزشگاه ها خارج شده و جهان پهناور به عرصه آموزش تبدیل گردیده است. در این فرایند وسایل ارتباط جمعی، محدودیت هایی از قبیل مکان و زمان، محدودیت سنی، محدودیت های اقلیمی و... از میان برداشته شده و در زمینه سیاست و حکومت، رسانه ها هم بر تصمیمات سیاستمداران و هیئت حاکمه اثر می گذارند و هم از آنها برای تأثیر بر افکار عمومی استفاده می کنند.
با مراعات و لحاظ کردن جنبه های مثبت و منفی کارکرد رسانه های گروهی، این پدیده می تواند از یک سو سبب وحدت، همبستگی و وفاق ملی شود و از سوی دیگر، حکومت ها می توانند از این پدیده در ایجاد همگونی، جهت دهی افکار عمومی و هماهنگ سازی نظریات توده مردم و جامعه نسبت به نظام سیاسی و کارکردهای آن استفاده کنند.
اهمیت این کار از آن جهت است که رسانه های گروهی با کارکرد خود و با استفاده از دو عنصر اطلاعات و پیام، به صورت امواج صوتی تصویری و غیره با هم در درنوردیدن مرزها بر افکار و اذهان انسان ها اثر نهاده و به کنش ها و رفتارهای فردی و اجتماعی آنها جهت می دهند. پیام هایی که در قالب امواج صوتی، تصویری و یا کتاب و یا مجله در جهان امروز انتشار می یابد در برخی موارد سبب ظهور و شکل گیری حوادث، رخدادها و رویدادهای سیاسی مهمی در واحدهای سیاسی و در عرصه کشورها و حتی جهانی می گردند.
تأثیرات عدم ارتباط در رشد تولید ملی
عدم ارتباط همانگونه که گفته شد، به ناهمگونی و عدم تجانس دامن می زند و تأثیرات خود را در دو قالب الف- نبود ارتباط بین بخش های مختلف صنعت و تولید، دامن می زند. ب- باعث کاهش تفاهم، توافق و اشتراک ذهنی در میان مردم و مسئولان می شود که در ذیل به این دو موضوع پرداخته شده است.
الف- نبود ارتباط بین بخش‌های مختلف صنعت
نبود ارتباط رسانه ای میان فعالان اقتصادی ذیل باعث شده است که اقتصاد هرگز نتواند نقش خوب خود را در زندگی و پیشرفت ایران نشان دهد.
1-ارتباط دولت و سرمایه‌گذار: فقدان ارتباط رسانه ای دولت و سرمایه گذار باعث می شود که سرمایه گذار در یک جو عمومی به اعلامیه های دولتی بی اعتماد باشد و یا توجه اصلی خود را به رانت اطلاعاتی متوجه کند. در این میان، برخی از افراد و اشخاص سودجو نیز از رانت اطلاعاتی دولتی استفاده می کنند و ضربات خود را بر اقتصاد ملی روز به روز بیشتر می کنند.
2-ارتباط دولت با تولیدکننده: ارتباط رسانه ای دولت با تولیدکننده دچار ابهام و سر درگمی است، در دولت های مختلف، اطلاع های دولتی همواره باعث نگرانی تولیدکنندگان شده است به نوعی که بخش زیادی از تولیدکنندگان اعتقاد دارند که عملکرد نامتناسب مسئولان، فشارهای تولید را بر آنها و قشر مصرف کننده افزایش داده است.
3-ارتباط دانشگاه با تولید: دانشگاه از نیاز صنعت گران و تولیدکنندگان مطلع نیست و تولیدکنندگان نیز از جدیدترین نوآوری های علمی بی خبر هستند. نتایج حاصل از تحقیقات علمی و ذخیره شدن آنها در منابع دانشگاهی و حوزه های علمیه باید جهت رشد صنعت و اقتصاد در اختیار تولیدکنندگان قرار بگیرد. در بسیاری از جوامع در حال پیشرفت، فعالیت رسانه ای خلأ ارتباط دانشگاه - صنعت را از بین برده است و حتی این امر باعث شده است که بسیاری از فعالان اقتصادی و نخبگان دانشگاهی راحت تر از فضای داخلی همدیگر را پیدا کنند. در برخی از دانشگاه ها تغییرات ساختاری برای ارتقای ارتباط دانشگاه و صنعت انجام گرفته است و در این زمینه، اداره ای در معاونت پژوهشی به نام «اداره کل واحدهای تحقیقاتی و فناوری» تشکیل شده است. وظیفه اصلی این اداره، ساماندهی پژوهشکده ها و مراکز تحقیقاتی موجود در دانشگاه و نیز تغییر مأموریت ها متناسب با نیازهای جامعه و صنعت تعیین شده است. اما همچنان به نقش رسانه در ایجاد همبستگی بی توجه بوده اند.
ب- کاهش تفاهم، توافق و اشتراک ذهنی در میان مردم و مسئولان
نتیجه یک ارتباط موفق، افزایش حسن تفاهم و اشتراک ذهنی و عملکرد مسئولان است و هنگامی که مسئولان به هر دلیلی نتوانند با هم به اشتراک و تفاهم برسند باید عامل اصلی آن را در کج کارکردی رسانه دانست. برای همین منظور، راهکارهای ذیل برای رسانه ها در ایجاد همگن سازی و یکپارچگی در میان مردم و مسئولان پیشنهاد می شود:
1-ایجاد توافق و اشتراک ذهنی دانش در زمینه مفهوم تولید ملی، مبانی، معیارها و شاخص‌های آن؛
امروزه «دانش» یکی از بزرگ ترین مزیت های رقابتی سازمان ها در عرصه اقتصاد جهانی به شمار می آید. در جهان کنونی که تولید کالاها و ارائه خدمات به شدت دانش مدار شده است، دانش، دارایی کلیدی برای کسب برتری رقابتی است. در سال های اخیر به موجب ظهور مرحله جدیدی از نظام اقتصاد جهانی با عنوان «اقتصاد دانش مدار» دانش سازمانی به تدریج منبع اصلی اقتصاد شناخته شده و موفقیت هر سازمان بیش از آنکه به ارزش منابع فیزیکی، سرمایه و دارایی های ملموس و عینی آن وابسته باشد، به سرمایه های فکری سازمان بستگی دارد. (2005Walczak)
دانش سازمانی یک منبع ناملموس بسیار ارزشمند برای کسب برتری رقابتی شناخته شده است. سازمان ها به مدیریت چنین دارایی نامحسوسی برای به دست آوردن و حفظ مزیت رقابتی سازمانی توجه بسیاری داشته اند. هنگامی که دانش گردآوری شده توسط یک فرد، گروه یا اداره با دیگر کارکنان به اشتراک گذارده شود، به دانش سازمانی تبدیل می شود. آنها اشتراک دانش را پیوند میان مدیریت دانش و خلاقیت و نوآوری در سازمان می دانند.
بدین ترتیب، اشتراک دانش در سازمان، به تولید دانش جدید منجر می شود و در نهایت، بهبود و اثربخشی عملکرد سازمانی را در پی خواهد داشت.(خاتمیان فر، 1386) فرایند اشتراک ذهنی دانش عمدتاً بر استفاده از روش گفت وگو و ارتباطات مبتنی است که کلیه چرخه تولید - از تولید تا مصرف - با روش های استدلالی نسبت به اهمیت حمایت از تولید ملی به بحث می پردازند. این کار تا آنجا ادامه می یابد که افراد در روش استدلال باهم مشترک شوند. روش استدلال خود در انتخاب یک موضوع و یا أخذ یک تصمیم تأثیر بسزایی دارد.
2-ایجاد فهم مشترک از ضرورت‌ها، اهمیت و اجتناب‌ناپذیر بودن این حرکت در این برهه از تاریخ کشور؛
هر کسی تفسیری از یک فعالیت یا عدم فعالیت دارد برای همین در بسیاری از امور تشریک مساعی و فهم مشترک حاصل نمی شود. حقیقت آن است که اگرچه قدرت اقتصادی سرانجام در قدرت ملی نقش بسزایی دارد اما مسئولان هنوز ضرورت این مهم را درک نکرده اند و برخی به صورت شعاری از کنار آن گذشته اند، بسیاری از مسئولان هنوز به این درک نرسیده اند که حمایت از کار و سرمایه ایرانی اجتناب ناپذیر است و مردم هم وقتی عملکرد متناقض و به شدت آسیب پذیر مسئولان را می بینند، ضرورت خرید کالای ایرانی در ذهن آنها توجیه نمی شود. رسانه ها در این زمینه وظیفه دارند که اهمیت و اجتناب ناپذیری حمایت از تولید ملی را به مردم و مسئولان گوشزد کنند.
3-ایجاد توافق احساسی و عاطفی برای همراهی با تولید ملی؛
امروز جوانان زیادی از کشورمان به خاطر رشد بیش از حد غول بیکاری با مشکل اشتغال مواجه هستند، بسیاری از کارخانه ها به علت بی توجهی مردم در خرید کالای داخلی در آستانه ورشکستگی قرار گرفته اند و همین مسائل به ظاهر ساده، مشکلات فرهنگی و اجتماعی را برای جامعه مذهبی ما به وجود می آورد. رسانه ها می توانند با پرداختن به ابعاد حسی و عاطفی توجه و عدم توجه به حمایت از تولید ملی جامعه را به بسیج همگانی در خرید کالای ایرانی تشویق کنند.
مقام معظم رهبری با اشاره به اهمیت حمایت از تولید ملی می فرمایند: وقتی کالای داخلی را مصرف می کنید، به کارگر ایرانی دارید کمک می کنید، اشتغال ایجاد می کنید، به سرمایه ایرانی هم دارید کمک می کنید، رشد و نمو ایجاد می کنید. این فرهنگ غلطی است - که متأسفانه در بخش هایی از ما حاکم است - که مصنوعات خارجی را مصرف کنیم؛ این به ضرر دنیای ماست، به ضرر پیشرفت ماست، به ضرر آینده ماست. همه مسئولیت دارند؛ دولت هم مسئولیت دارد، باید از تولید ملی حمایت کند، تولید ملی را تقویت کند.(بیانات 91/1/1)
4-توجه به از بین بردن فاصله‌ها بین مردم و حاکمیت برای همراهی و هم‌افزایی بیشتر در فرایند حمایت از تولید ملی؛
رسانه آغاز فاصله نیست بلکه رسانه شروع پیوند و رساندن پیام طرفینی است، اگرچه در بسیاری از جوامع غربی، رسانه ها صدای بلند سرمایه داران و کارتل ها هستند اما در ایران اسلامی رسانه ها باید صدای محرومان باشند و صدای ضعیف آنان را بلند به گوش مسئولان برسانند و از طرف دیگر، اقدامات مسئولان در امور اجرایی را برای مردم توجیه کنند.
5- تقویت انگیزه عمومی نسبت به این مفهوم برای حمایت، همراهی و دفاع از آن؛
رسانه ها با توجه به توانمندی هایی که دارند، یکی از عوامل بسیار مهم دگرگونی ارزش ها، باورها و معیارهای ملی هستند، چه اینکه قادرند با برنامه ریزی های دقیق و کنترل شده، اندیشه های مردم یک جامعه را شکل دهند و رفتار آنان را به صورت دلخواه سمت وسو بخشند. تقویت انگیزه در حمایت از تولید ملی می تواند باعث رشد اقتصادی کشور و عبور از بحران های اقتصادی شود.
6- ایجاد توافق و همکاری عینی و عملی در حوزه رفتار عمومی برای رعایت الزامات و اقتضائات تولید ملی (صرفه‌جویی بیشتر، تولید بیشتر و...)؛ یکی از کارویژه های اطلاع رسانی، ایجاد همگنی و انسجام و یکپارچه سازی برای همکاری عینی و عملی و حتی ذهنی فعالان بخش تولید است، زیرا اگر شرایط تولید مهیا باشد اما توافق عینی و عملی برای هدف وجود نداشته باشد، محصولی به نام تولید ملی تحقق نمی یابد.
نتیجه‌گیری:
برای نتیجه گیری لازم است این عبارات مقام معظم رهبری را در انتخاب شعار سال مجدداً تکرار کنیم:
شعار امسال، «تولید ملی، حمایت از کار و سرمایه ایرانی» است. ما باید بتوانیم از کار کارگر ایرانی حمایت کنیم؛ از سرمایه سرمایه دار ایرانی حمایت کنیم؛ و این فقط با تقویت تولید ملی امکان پذیر خواهد شد. سهم دولت در این کار، پشتیبانی از تولیدات داخلی صنعتی و کشاورزی است. سهم سرمایه داران و کارگران، تقویت چرخه تولید و اتقان در کار تولید است و سهم مردم - که به نظر من از همه اینها مهم تر است - مصرف تولیدات داخلی است.
ما باید عادت کنیم، برای خودمان فرهنگ کنیم، برای خودمان یک فریضه بدانیم که هر کالایی که مشابه داخلی آن وجود دارد و تولید داخلی متوجه به آن است، آن کالا را از تولید داخلی مصرف کنیم و از مصرف تولیدات خارجی بجد پرهیز کنیم، در همه زمینه ها: زمینه های مصارف روزمره و زمینه های عمده تر و مهم تر. بنابراین ما امیدوار هستیم که با این گرایش، با این جهت گیری و رویکرد، ملت ایران در سال 91 هم بتواند بر توطئه دشمنان، بر کید و مکر بدخواهان در زمینه اقتصادی فائق بیاید. ( پیام 91/1/1)
سردبیری: تیتر اصلی سند "نقش رسانه در تولید ملی" بوده است که به علت هماهنگی با بقیه قسمتها به صورت مشاهده شده تغییر یافت.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات