گروه ترجمه - پایگاه اینترنتی فاکسنیوز 16 ژوئیه 2012 (26 تیر) در مقالهای به سیاستهای ایران در قبال خیزشهای مردمی در بحرین و شرایط پس از سرنگونی آلخلیفه پرداخت و نوشت: ناظران سطحینگر خیزشهای مردمی در مصر، لیبی و تونس را با اعتراضات در بحرین مقایسه کردهاند. آنها تمام این حوادث را در یک دستهبندی مشابه قرار میدهند و آنها را «بهار عربی» میخوانند و پیامد آنها را امید و پیشرفت توصیف میکنند. این کارشناسان میگویند تن دادن به خواستههای مردمی در خیابانها امری غیرقابل اجتناب است و اعتراضات و تظاهراتها نشاندهنده اشتیاق و تلاش برای دستیابی به دموکراسی در خاورمیانه است. آنها در مسیری اشتباه تحلیلهای خود را استوار کردهاند. این اشتباهی تحلیلی است که تمام اعتراضات مردمی را مطابق قاعده اشتیاق برای دموکراسی تفسیر و تبیین کرد. آنچه معیار ما برای دموکراسی است، فراتر از انتخابات و اجازه به اکثریت برای تعیین سیاستها و ساختار حکومت است. رای علیه نظم کنونی بدون استقرار حاکمیت قانون به هرج و مرج میانجامد.
در ادامه مقاله آمده است: در حال حاضر، در مصر و لیبی شاهد چنین شرایطی هستیم. مردم علیه دولتهای خود شورش کردند و حال با امر تصمیمگیری در مورد نوع حکومت مطلوب خود رو به رو هستند. همچنین دولت بحرین با اعتراضات مداوم شیعیانی رو به روست که از حاکمان و نخبگان سنی میخواهند به آنها سهم بیشتری از قدرت سیاسی بدهند. اما یک لحظه تصور کنید که در بحرین انقلاب رخ دهد، به سادگی میتوان پیشبینی کرد که این کشور به جبههای جدید برای جنگ نیابتی ایران علیه همسایگان خود بدل خواهد شد. بحرین اکنون به یکی از اهداف تلاش ایران برای استفاده از ایدئولوژی شیعه به منظور بیثباتی و سرنگونی احتمالی دولتها در منطقه تبدیل شده است. نباید از نظر دور داشت که این دولتها به طور تنگاتنگ تأمینکننده منافع راهبردی و اقتصادی آمریکا هستند. جنگ نیابتی ایران امر تازهای نیست. ریشههای مدرن آن به انقلاب ایران در سال 1979 بازمیگردد. ایران امیدوار است که قرنها تسلط سنیها در جهان اسلام را به پایان برساند. حال آنها به طور مستقیم یا غیرمستقیم دستنشاندههای خود یعنی گروههایی در لبنان، عراق، سوریه و اراضی فلسطینی را تحت کنترل دارند.
در پایان مقاله آمده است: تا به امروز ایرانیها در دسترسی به شبهجزیره عربستان با مشکل رو به رو بودهاند، اما در صورت موفقیت در نفوذ به بحرین، شرق شیعهنشین عربستان نیز به ناگزیر تاثیرپذیر خواهد شد. مخاطرات و چالشها در بحرین بسیار زیاد است. بیثباتی بحرین به ایران فرصت اعمال نفوذ یا کنترل عضوی از شورای همکاری خلیج فارس را میدهد. آمریکا ناوگان پنجم دریایی ارزشمند و حیاتی خود را از دست خواهد داد. بزرگترین منطقه تولیدکننده نفت جهان حتی بیثباتتر خواهد شد و بحرین دیگر جزیره ثبات نخواهد بود. در عین حال، بحرین بیثبات را دیگر نمیتوان مأمن تحملپذیری و آزادی اقتصادی، مذهبی و فرهنگی در میان کشورهای خلیج فارس دانست. برخلاف سایر کشورهای انقلابزده و بحرانزده، تمام گروههای سیاسی در بحرین فرصت پرهیز از بیثباتی را از طریق تمرکز بر اصلاحات و بازسازی دارند. هنگامی ولیعهد بحرین پیشنهاد گفت و گو با معترضان را سال گذشته مطرح کرد، برخی عناصر خواستار سرنگونی کامل نظام پادشاهی در این کشور شدند. تندروهای داخل حکومت به سرعت واکنش نشان دادند و تمام جامعه همچنان از پیامدهای آن در امان نیست. پادشاه بحرین خشونت و شدت سرکوبها را محکوم کرد و متعهد به تداوم گفت و گو و اصلاحات شد. با وجود این، پیش از موفقیت گفت و گوها باید دو طرف به اقدامات اعتمادساز دست بزنند. شیعیان باید در خانهها و مساجد خود احساس امنیت کنند و تمام بحرینیها باید بدانند که نظم عمومی مسلط خواهد شد. در عین حال، خاندان سلطنتی نیز باید احساس امنیت داشته باشند. شهروندان باید از حملات شیعیان بر اساس گرایشهای قومی یا مذهبی در امان باشند. دولت متعهد شده است که امنیت تمام شهروندان را تضمین کند و از توصیههای کمیسیون مستقل تحقیق بحرین پیروی کند. مخالفان نیز باید محدود و منطقی بودن درخواستهای خود را اثبات کنند و اطمینان دهند که هدفشان سرنگونی حکومت آل خلیفه نیست.
اخبار و تحلیلها: نویسنده مقاله فوق از همان ابتدا موضوع را با موضع به نگارش درآورده و ملاک پذیرش حرکتهای مردمی را تطبیق آن با دموکراسی میداند که مورد نظر آمریکاست. وی با چنین ادعایی از حرکت اعتراض مردم بحرین باقی بماند و به منافع آمریکا نیز خلل وارد نشود از انقلابیها میخواهد که: «درخواستهای محدود و منطق! ارائهکننده تا اثبات شود هدفشان سرنگون حکومت آلخلیفه نیست!» اگر آنها به این نسخه عمل کنند، حرکتشان در مسیر دموکراسی است؟!