صفحه نخست >>  عمومی >> آخرین اخبار
تاریخ انتشار : ۰۵ مرداد ۱۳۹۱ - ۰۹:۲۳  ، 
کد خبر : ۲۴۴۵۰۲
آشنایی با برخی از دیدگاه‌های جامعه روحانیت مبارز (7)

احزاب سیاسی ایران (بخش صد و شصت و دوم)

نویسندگان: صادق سلیمى بنى - آیت مظفرى تنظیم: عبدالله شمسى مقدمه: در چند شماره گذشته تاریخچه تحولات جامعه روحانیت مبارز را به اجمال بررسی کردیم. از این شماره مبانی فکری این تشکل روحانی را مورد واکاوی و مطالعه قرار می دهیم. تاکنون از سوی جامعه روحانیت مبارز کتاب یا بیانیه ای مشتمل بر اعلام مبانی اندیشه آن انتشار نیافته است، لذا با بهره گیری از بیانیه ها، سخنان دبیرکل، اعضای برجسته و سخنگویان آن، مهم ترین مبانی فکری آن را به شرح زیر بیان می کنیم.

1- جامعیت اسلام
از نظر جامعه روحانیت مبارز، اسلام، دینی جامع و کامل است؛ نه دینی تک ساحتی و نه دینی حداقلی یا حداکثری، بلکه جامع و کامل. این تصور که اسلام تنها دین معنویت و آخرت است یا دین جهاد، سیاست و مبارزه صرف است یا تنها دین اخلاق و عرفان است، صحیح نیست.
آیت الله دکتر سیدمحمد حسینی بهشتی از اعضای موسس جامعه روحانیت مبارز در این باره می گوید: «ما نمی گوییم اسلام، دین اخلاق است و بس، دین نظام، قانون، قدرت و اسلحه هم هست، اما دین نظام، قانون و اسلحه تنها هم نیست، بلکه هم نظام، هم قانون، هم قدرت، هم اسلحه، هم اخلاق و هم خودسازی ها و تربیت های معنوی، همه با هم.»(1)
طبق مطلب فوق، جامعه روحانیت مبارز، اسلام را نظامی کامل می داند که در درون خود شامل نظام های سیاسی، اقتصادی، فرهنگی، اجتماعی و دفاعی، جهادی، امنیتی و مانند آن است. با توجه به این معنا در ماده پنجم اساسنامه مصوب سال 1375 می خوانیم:
«کلیه فعالیت های جامعه [روحانیت مبارز] بر اساس ضوابط و سنن و شعائر اصیل اسلامی که از طریق روش صحیح اجتهاد به دست می آید، خواهد بود.»(2)
2- وحدت دین و سیاست (نفی سکولاریسم)
همان گونه که قبلاً بیان کردیم، از درون جریان های موجود در حوزه های علمیه پیش از پیروزی انقلاب اسلامی، جامعه روحانیت مبارز جزو روحانیون سیاسی و طرفدار امام خمینی بودند که به دلیل اعتقاد به جامعیت اسلام و وحدت دین و سیاست، سکولاریسم را به شدت نفی می کردند، آنان همچون رهبر عظیم الشأن خود، امام خمینی(ره) معتقد بودند که:«اسلام دین سیاست است. این نکته برای هر کس که کمترین تدبری در احکام حکومتی، سیاسی، اجتماعی و اقتصادی اسلام بکند آشکار می شود. پس هر که را گمان بر این برود که دین از سیاست جداست، نه دین را شناخته است و نه سیاست را.»(3)
بر پایه همین اعتقاد بود که آنان حضور در صحنه سیاست و اجتماع را یک تکلیف شرعی برای خود به شمار می آوردند و در این راه زندان ها، شکنجه ها و تبعیدها را به جان خریدند. در اندیشه جامعه روحانیت مبارز، اسلام دین دنیا و آخرت، اخلاق و سیاست و عرفان و حکومت است و امام خمینی(قدس سره) در عصر حاضر احیاگر این نوع تفکر بوده است. در بیانیه جامعه روحانیت مبارز می خوانیم:«ما همیشه و همه جا و در هر حال، وامدار آن یگانه دوران هستیم که توانست با انقلاب عظیم خود جان تازه ای به اسلام و معنویت در جهان بدهد و الگویی از همزیستی جامع دین و دنیا را به بشریت ارائه دهد.»(4)
3- نظام ولایی
از مهم ترین مبانی فکری جامعه روحانیت مبارز، اعتقاد به نظام ولایی است. بر این اساس، این تشکل به یک نظام سلسله مراتبی شامل ولایت الله جل جلاله، ولایت انبیا و به ویژه رسول الله(ع)، ولایت امامان معصوم(علیهم السلام) و ولایت فقیه عادل معتقد است.
طبق این اعتقاد، جامعه روحانیت مبارز، نظام خلافت و یا سایر نظام های سیاسی را که در این سلسله مراتب نمی گنجند، برنمی تابد. این تشکل با توجه به اعتقاد به توحید یا خدامحوری، اختصاص حاکمیت و تشریع را برای غیرخدا و آنان که خداوند اجازه نداده است، نامشروع می داند.
از آنجا که اصل توحید، انحصار حاکمیت را به خداوند می دهد، اصل نبوت نیز مجرای تحقق حاکمیت تشریعی خداوند محسوب می شود. بر این اساس هم حاکم، مشروعیت خود را از خداوند می گیرد و هم قوانین.
همچنین امامت، استمرار نبوت بوده، با توجه به تنصیص ائمه دوازده گانه توسط پیامبر اعظم(ص) و امام پیش، آنان نیز همچون رسول الله (ص)، صاحب ولایت مطلقه اند. در عصر غیبت کبرای امام زمان(عج) نیز با توجه به نصب توصیفی فقها از جانب معصومان(علیهم السلام)، فقیه عادل، پرهیزگار، حافظ دین، مخالف هوای نفس، مدیر و مدبر، آگاه به زمان و مطیع امام عصر(عج) از همان ولایت مطلقه برای اداره جامعه برخوردار است. بر این مبنا در بیانیه جامعه روحانیت مبارز درباره نظریه ولایت فقیه می خوانیم:«این نظریه ]ولایت فقیه[ مبتنی بر اندیشه ناب اسلامی و در امتداد ولایت خدا و رسول و ائمه معصومین(علیهم السلام) است که رأی بالای آحاد ملت به عنوان مهر تأیید و مقبولیت بر آن ثبت است.»(5)
4- ولایت مطلقه فقیه
در نگاه جامعه روحانیت مبارز، ولایت عام یا مطلقه فقیه اصیل ترین رکن اندیشه سیاسی اسلام است:
«ما معتقدیم نظریه ولایت فقیه مترقی ترین، شفاف ترین، صریح ترین و اصیل ترین اندیشه معاصر در باب حکومت است.»(6)
آیت الله مهدوی کنی، دبیرکل این تشکل در این مورد معتقد است: «اولین چیزی که ما به عنوان اصل و مبنا در مواضع فکری و سیاسی روی آن تکیه می کنیم حمایت از ولایت عامه فقیه است. البته من تعبیر عامه می کنم که اصطلاح فقهی، ولایت عامه است. اگرچه در اصطلاح عرف، ولایت مطلقه می گویند.»(7)
در بیانیه دیگری، ولایت فقیه، ناب ترین موضوع اندیشه دینی در باب حکومت اسلامی معرفی شده که در قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران گنجانده شده است.(8)
مکانت ولایت مطلقه فقیه در اندیشه اعضای جامعه روحانیت مبارز تا بدانجاست که: «همه ارگان ها و نهادهای کشور، مشروعیت خود را از ولی فقیه زمان کسب می کنند، لذا تبعیت مطلق از مقام والای ولایت فقیه و حراست از منزلت منیع آن، از مهم ترین وظایف اسلامی و ملی است و معارضه با آن به منزله معارضه با اسلام و حکومت اسلامی است.»(9)
با توجه به استنادات یاد شده، فقیه جامع الشرایط (عادل، باتقوا، مدیر و مدبر و آگاه به مسائل روز)، مبسوط الید است و در همه امور حکومتی اعم از قوای قضائیه، مجریه، مقننه، نیروهای مسلح و سایر شئون حکومتی و اجتماعی، حق تصرف مشروع دارد. بر این اساس، جامعه روحانیت مبارز ولایت مقیده فقیه را نمی پذیرد.
5- دفاع از انقلاب اسلامی و نظام جمهوری اسلامی ایران
با توجه به سابقه و عملکرد جامعه، تردیدی نمی ماند که یکی از مبانی اساسی این تشکل، دفاع از انقلاب اسلامی و مهم ترین دستاورد آن، یعنی نظام جمهوری اسلامی است. بر این اساس، جامعه روحانیت با همه کسانی که به این دو پدیده مهم دوره معاصر، نگاه دیگری دارند، مرز دارد و به شدت در مقابل دیدگاه های انحرافی در این باره ایستادگی کرده است. اساساً به یک معنی فلسفه تشکیل جامعه روحانیت مبارز دفاع از انقلاب اسلامی و نظام جمهوری اسلامی بوده است. در مقدمه اساسنامه جامعه روحانیت مبارز می خوانیم:
«جامعه روحانیت مبارز بر اساس یک اساسنامه قطعی و تشکیلات شورایی و تحت رهبری امام خمینی(قدس سره) تشکیل یافته و نقش خود را فعالانه در نگهبانی و تداوم بخشیدن به انقلاب عظیم اسلامی و پاسداری از ارزش و ثمرات گرانبها و اصیل آن، به گونه ای که شایسته اسلام مترقی و جامعه انقلابی مسلمان ماست، ایفا نماید.»(10)
این مبنا به صراحت در بخش اهداف نیز به قرار زیر بیان شده است:
1- پاسداری مکتبی از انقلاب اسلامی و دستاوردهای آن و جلوگیری از هرگونه انحراف در خط مشی انقلاب اسلامی؛
2- حمایت از سازمان های دولتی و نهادهای انقلابی و مراکزی که در خدمت انقلاب و نظام جمهوری اسلامی هستند و تعمیق و تحکیم نظام اسلامی در کشور.(11)
این نکته در اساسنامه اصلاح شده و مصوب تاریخ 22/8/1386 نیز به شرح زیر بیان شده است:«تحکیم مبانی انقلاب اسلامی و دفاع همه جانبه از دستاوردهای آن و تقویت نظام جمهوری اسلامی.»(12)
علاوه بر موارد یاد شده، اعضای جامعه روحانیت مبارز و بیانیه‌های آن بارها بر این مبنا در اندیشه این تشکل تأکید کرده اند، از جمله هنگامی که پس از دوم خرداد 1376، بعضی سخن از ختم انقلاب گفتند و عده ای خواهان ساختارشکنی نظام جمهوری اسلامی و قانون اساسی شدند، جامعه روحانیت مبارز باقاطعیت بر مبانی اندیشه خود پای فشرد و خط انحرافی را برملا کرد. در بیانیه جامعه روحانیت مبارز می خوانیم: «این جامعه [روحانیت مبارز]، وظیفه شرعی، ملی و انقلابی خود می داند با تمام وجود از حریم ومبانی دینی انقلاب و نظام جمهوری اسلامی و قانون اساسی، به ویژه اصل مترقی ولایت فقیه حراست و دفاع کند.»(31)
پی‌نوشت‌ها در دفتر نشریه موجود است. 

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات