نزاع بر سر قدرت میان شاهزادگان سعودی به عنوان مسئلهای دیرینه در خاندان پادشاهی، همواره حاکمیت را با چالش مواجه کرده است. دلیل این امر منشور عبدالعزیز است.ملک عبدالعزیز، اولین پادشاه عربستان منشوری دارد که به نام منشور عبدالعزیز معروف است. در این منشور آمده است: "تا ...

مقدمه
پایگاه بصیرت:وقوع بیداری اسلامی در گستره جغرافیای جهان اسلام کشورهای با ساخت غیر دمکراتیک را یکی پس از دیگری در معرض توفان تغییر قر ار داده است و مردم در کشورهای اسلامی با الگو گرفتن از مبارزان پیشتاز مسلمان به صحنه آمده و مطالبات سیاسی- مذهبی خودشان را خواستار شدند . روند نتیجه بخش تلاش های مردم تونس ، افق امیدوار کننده مردم مصر به ویژه پس از پیروزی مرسی نامزد اسلام گرا ، سقوط قذافی در لیبی ، و اقدامات گسترده مخالفان در یمن و بحرین همگی دلائلی هستند که دیگر کشورهای اسلامی را با صورت بندی های استبدادی در معرض تحولات عمیق قرار دادند . عربستان هم ازاین تحولات مستثنی نبوده و در ماههای اخیر خیزش شیعیان و نگاههای به پس از ملک عبد ا ... نگرانی های دولتمردان سعودی را تشدید کرده است . بدون تردید مرگ دو ولیعهد طی 8 ماه گذشته و چالش های قدرت در این کشور ، عربستان سعودی را دستخوش تحولات عمیقی کرده است . افزون بر تاثیر بیداری اسلامی بر محور ریاض ، ساخت سنتی قدرت مطلقه ، همسوئی با دیکتاتورها در جهان اسلام ، شیعیان معترض و نابرخوردار از قدرت در این کشور ، جدال سنت و مدرنیته ، اعلام موجودیت اپوزیسیون با نسخه سعودی ، ماجراجوئی حاکمان ریاض در منطقه ، شکل گیری جنبشهای اجتماعی به ویژه زنان ، فساد خاندان سعودی و ... همگی مولفه هایی می باشند که وجود تحولات گسترده در عربستان را اجتناب ناپذیر ساخته است. در این نوشتار سعی شده است تا بسترهای شکل گیری چالش قدرت و مدعیان قدرت در سرزمین عربستان با نظام مطلقه سیاسی منحصر به فرد مورد بررسی قرار گیرد.
سیستم پادشاهی عربستان :
1- قدرت مطلقه پادشاه
پادشاه بالاترین مقام سیاسی و رئیس دولت و هیأت وزیران و نخست وزیر میباشد و قوه مقننه و قضائیه را نیز هدایت میکند.
در اصل پنجم در باره سیستم حکومتی عربستان چنین آمده است: "سیستم حکومتی در مملکت عربستان سعودی، پادشاهی است و حکومت در فرزندان پادشاهِ بنیان گذار، عبدالعزیز بن عبدالرحمن بن فیصل آل سعود و فرزندانش موروثی است و با صالحین آنان برای حکومت بر مبنای کتاب الله وسنت پیامبر بیعت میشود."
دیوان سلطنتی که دفتر اجرایی و شخصی پادشاه است و شامل دفتر مشاوران سیاست داخلی، خارجی، روابط دینی، روابط بدویان، پژوهشهای دینی، کمیته اخلاقیات عمومی و تشریفات میشود، در ریاض قرار دارد و دیدارهای عمومی با مردم و بار عام شاه نیز در آن مکان انجام میگیرد.
2- ولیعهد
یکی از برادران شاه به عنوان ولیعهد و نایب اوّل رئیس شورای وزیران انتخاب می شود و در غیاب شاه، ریاست جلسه هیأت وزیران را بر عهده دارد. پس از مرگ شاه، ولیعهد با تأیید شورای خانوادگی آل سعود به حکومت میرسد.
3- شورای خاندان حاکم
مجلس خانوادگی آل سعود یا (مجلس الاسرة المالکه) که اعضایش از وابستگان خاندان آل سعود، متنفذان و ثروتمندان قبایل هستند، در تعیین مسائل کلّی، ترسیم خطوط کلی و تعیین پادشاه نقش دارد. با رأی این مجلس، در سال 1965 م. ملک سعود تحت عنوان عدم لیاقت عزل، و ملک فیصل به عنوان پادشاه نصب گردید، ولی در اغلب موارد نقش این مجلس، مشورتی بوده است .
4- قوای سه گانه
عربستان دارای سه قوه مقننه، قضائیه و مجریه است. در اصل 24 قانون اساسی آمده است:"قوای دولت بر سه قوه استوار است: قوه قضائیه، قوه مجریه و قوه مقننه؛ این سه قوه در انجام وظایف خود بر مبنای این قانون و دیگر قوانین، هماهنگی به عمل میآورند و پادشاه مرجع تمام این قوا میباشد.
الف ) قوه مقننه
اوّلین مجلس شورا به فرمان ملک فهد در سال 1992م با عضویت 60 نفر تشکیل شد. دوره دوم در 1996 م با عضویت 90 نفر و دوره سوم با عضویت 120 نفر و دوره اخیر با حضور 150 نفر تشکیل شده است. این مجلس در دورههای اوّل و دوم صرفاً مشورتی بود، ولی در دوره سوم در مواردی به تصمیم گیری پرداخت. اعضای این مجلس به مدت چهار سال هجری قمری توسط پادشاه تعیین و مردم در انتخاب آنان نقشی ندارند.
تعیین رئیس مجلس شورا و معاون و دبیر کل مجلس و برکناری آن به دستور پادشاه انجام میپذیرد و حقوق و وظایف آنان توسط فرمان پادشاهی تعیین میشود. این مجلس دارای یازده کمیسیون تخصصی است و هیأت رئیسه آن، شامل رئیس و معاونان کمیسیونهای یازده گانه است. در صورت بروز اختلاف در مصوبات این مجلس مشورتی با مصوبات هیأت وزیران، تصمیم گیرنده نهایی، پادشاه است.
ب) قوه قضائیه
وزارت عدل یا دادگستری در این کشور، در سال 1382 ه . ق در زمان ملک فیصل تشکیل شد. وزیر دادگستری اغلب یکی از اعضای خانواده آل شیخ محمد بن عبدالوهاب است. در سال 1390 ه .ق وزیر، به منصب قاضی القضات نیز منصوب گردید . این وزارتخانه شامل شورای عالی قضایی، دادگاه عالی استیناف، دادگاههای عمومی، دادگاه ویژه و دادگاه خاص میباشند.
ج) قوه مجریه
پس از شاه که ریاست هیأت وزیران و پست نخست وزیری را بر عهده دارد، هیأت وزیران عالی ترین قدرت اجرایی میباشند.
هیأت وزیران: نخستین هیأت وزیران به فرمان ملک عبدالعزیز در سال 1953 میلادی = 1373 ه . ق تشکیل شد. در سال 1993 ملک فهد نظامنامه جدیدی برای هیأت وزیران مقرر نمود. درحال حاضرپس ازپادشاه که در راس هیأت وزیران و نخست وزیر قراردارند دیگراعضاء عبارتنداز:
1. نایب رئیس اوّل: ولیعهد و وزیر دفاع و هواپیمایی و بازرسی کل 2. وزیر کشاورزی و آب 3. وزیر تجارت 4. وزیر راه 5. وزیر آموزش و پرورش 6. وزیر دارایی و اقتصاد ملی 7. وزیر خارجه 8.وزیر بهداشت 9. وزیر آموزش عالی 10. وزیر صنعت و برق 11. وزیر تبلیغات 12. وزیر کشور 13. وزیر دادگستری 14. وزیر کار و امور اجتماعی 15. وزیر نفت و معدن 16. وزیر حج 17. وزیر اوقاف و امور اسلامی 18. وزیر پست و تلگراف و تلفن 19. وزیر برنامه ریزی 20. وزیر مسکن 21. وزیر امور شهر و روستا 22 - 24. سه وزیر مشاور بدون وزراتخانه . و افزون بر آنان، رؤسای برخی از مؤسسات دولتی همچون رئیس سازمان جوانان، دیوان محاسبات عمومی، خدمات اجتماعی و رئیس هیأت رقابت و تحقیق ... در هیأت وزیران شرکت میکنند. که این اعضاء هیأت وزیران (دولت) از سه گروه به شرح زیرتشکیل یافتهاند:
-1 شاه و شاهزادگان که وزارتخانه و ارگانهای مهم دفاع، خارجه، کشور و... را در اختیار دارند.
2- تکنوکراتها و تحصیلکردههای خارج که مدیریت وزارتخانههای تخصصی را بر عهده گرفتهاند.
3- مذهبیهای سنتی که وزارت خانههای فرهنگی، آموزشی و قضایی را اداره میکنند و اغلب از نوادگان محمد بن عبدالوهاب معروف به «آل شیخ» هستند.
محل تشکیل جلسه هیأت دولت در ریاض، کاخ «الیمامه» و در جده، کاخ «السلام» میباشد و پادشاه حق دارد تا 30 روز بعد، مصوبات هیأت دولت را لغو کند.
استانداران یا امیران مناطق: پس از هیأت دولت، عالیترین مقام اجرایی در هر منطقه یا استان، استانداران و امیران مناطق سیزدهگانه هستند که از سوی پادشاه منصوب و وظیفه اجرای سیاست کلی و امور اجرایی را بر عهده دارند و از اختیارات تام برخوردار هستند.
سیاست داخلی
عربستان تا کنون از حزب سیاسی، آزادی بیان و انتخابات برای تعیین مسؤولان حکومتی برخوردار نبوده است. جامعه عربستان و سیاستهای آن حتی از دهههای پیش هم محافظه کارانه تر شده است.
راهبردهای اساسی سیاست داخلی این کشور، سعودی کردن مردم با ساختن یک ملت و ملیت به نام یک خاندان، نهادینه سازی آموزههای وهابیت، کنترل عملیات تروریستی و برقراری امنیت و جایگزینی کارگزاران سعودی به جای اتباع خارجی است.
حوادث یا چالش هایی همچون اشغال کعبه در سال 1979 م، کشتار حجاج ایرانی در سال 1366 ه . ش، خفه شدن هزاران حاجی در تونلهای مکه در حج سال 1990 م، نامه اعتراضیه علمای عربستان که در آن به نادیده گرفتن مسائل اسلامی، پنهان نگهداشتن زد و بندهای سیاسی خارجی، عدم آزادی بیان، آوردن مسیحیان و غیر مسلمانان به کشور برای حمله به کشور اسلامی (عراق) و برخورد نامناسب دولت با علمای مخالف حکومت، اعتراض شده بود، اعتراضات زنان به مقررات ممنوعیت رانندگی از چالشهای سیاست داخلی این کشور است.
گفتنی است ملک عبدالله علی رغم ناخشنودی برخی از سنت گرایان مذهبی با تشکیل گروه گفتگوی ملی (الحوار الوطنی) با حضور برخی از روشنفکران، منتقدان، معترضان، عالمان شیعی و نمایندگان اقشار مختلف جامعه کوشیده است فضای سنگین، بسته و خشن حاکم بر جامعه را تلطیف نماید. همچنین در خردادماه 1386 ه .ش. اولین همایش گفتگوی مذاهب اسلامی (الحوار الاسلامی) را برگزار نمود که شاید بتواند فضای تکفیر و مشرک خواندن مذاهب دیگر توسط وهابیون تندرو را تا حدودی تغییر دهد.
همچنین در دو سال گذشته براساس تصویب هیأت دولت نیمی از اعضای شوراهای شهر را مردم انتخاب میکنند، ولی در انتخاب این عده نیز فقط مردان سعودی شرکت داشتند و زنان، حقّ حضور نیافتند .
وهابیت و حاکمیت در عربستان:
در سال / 1902م عبدالعزیز بن عبدالرحمان معروف به ابن سعود و ملقب به شاهین صحرا در بیست سالگی خود با اقدامی اسطوره مانند موفق شد ریاض را تصرّف کند و سلطنت عربستان سعودی را بنیان نهد. مبانی دولتی که وی تأسیس کرد مبتنی برشمشیربوده و پیشینه آن به قرن هجدهم میلادی می رسد ، و هدف از حکومت درواقع ترویج مذهب حنبلی( وهابی) بود. یک روحانی متعصب نجدی به نام شیخ محمد بن عبدالوهاب در اواسط قرن هجدهم موفق شد تحصیلات «سلفی» و نظرات نوظهور خود را در نجد ترویج کند و امیر شهر دِرِعیَّه را مرید و طرفدار خود سازد. در سال/1744 م بین این به ظاهرعالم نجدی و امیر محمد ابن سعود، امیر دِرعیه پیمانی بسته شد که به موجب آن، امیر سعودی از سوی خویش پشتیبانی و اطاعت از شیخ و سایر علمای وهابی را برعهده گرفت و شیخ نیز قبول کرد که خود و اولاد و پیروانش پیوسته راهنما و مدافع و یاور امیر سعودی باشند و تمام نیرو و نفوذ خود را در حمایت از آن خاندان به کار برند. این همان پیمانی است که عبدالعزیز و سایر ملوک سعودی و نیز مشایخ آل شیخ پیوسته محترم شمرده اند. ابن عبدالوهاب و فرزندانش تا امروز حامی جدی سلطنت سعودی و عهده دار امور شرعی و فرهنگی و قانونی و قضائی بوده اند و شاهان سعودی پیوسته فرمان پذیر ایشان بوده و به حکم و فتوای شورای دینی وهابی به شاهی می رسند یا از سلطنت ـ چنانکه درباره سعود بن عبدالعزیز عمل شد ـ خلع می گردند.
عرصه های نفوذ وهابیت :
الف) حوزههای دینی
حوزههای علمیه وهابیت، به تدریج به شکل دانشگاه درآمده است که مهم ترین آنها عبارتند از: 1- دانشگاه اسلامی مدینه منوّره ؛ این دانشگاه که اکنون به یک مرکز اسلامی جهانی تبدیل شده، دارای پنج دانشکده شریعت، تبلیغ و اصول دین، قرآن و مطالعات سیاسی، روایات شریفه و مطالعات اسلامی و زبان عربی است. 2- دانشگاه ام القرای مکه؛ این مرکز علمی، دارای دانشکدههای تعلیم و تربیت، مطالعات و کتابداری است و کتابخانه مجهز آن بیش از 000/50 جلد کتاب دارد و بیش از 000/20 دانشجو از سراسر جهان در آن به تحصیل اشتغال دارند.
گفتنی است در این دو دانشگاه، دانشجویان خارجی همراه دانشجویان داخلی، با هزینه دولت عربستان و با دریافت کمک هزینه تحصیلی، به تحصیل، اشتغال دارند و پس از بازگشت به کشورشان، به تبلیغ وهابیت میپردازند .البته دانشگاه ملک سعود ریاض، با ایجاد دانشکده آداب و دانشگاه ملک عبدالعزیز جده با ایجاد دانشکده تربیت در مدینه نیز به گونهای در این امر سهیم هستند.
ب( رهبران مذهبی
رهبران مذهبی وهابیت، نقش مهمی در مسائل مختلف این کشور دارند. در دوران معاصر، آنان دارای گرایشات گوناگون بودهاند و بر یک گونه و یک نظر نیستند؛ قشر سنتی آنها، تندرو و مدافع سیاست و عملکرد حکومت است.روحانیون جوان و بنیادگرایی به وجود آمدهاند که به عنوان جناح غیر رسمی، خود را احیاگر واقعی سلفی گری و وهابیت میدانند و از سیاستهای دولت به ویژه در مورد ارتباط با جهان غرب انتقاد میکنند. عبدالله العبیکان، سفر الحوالی، سلمان العودة، الشعیبی، شیخ طریری و... نماد این طرز تفکر هستند. آنان پس از جنگ دوم خلیج فارس، نامه سرگشاده اعتراضی به پادشاه نگاشته و منتشر ساختند.
افزون بر آن، اخیراً گرایشات اعتدالی در میان روحانیون وهابی، رو به افزایش نهاده است و برخی از آنان بدفهمی نسبت به آموزههای اعتقادی و فقهی دیگر مذاهب اسلامی و تکفیر و مشرک خواندن آنها را برنتافته، به انتقاد از تندرویهای مذهبی وهابیت پرداختهاند.
نهادهای دینی درعربستان :
1- خاندان آل شیخ
بر اساس توافق نخستین، رهبری مذهبی و اداره وزارت و سازمانهای آموزشی، مذهبی و فرهنگی و قضایی در اختیار شیخ محمد بن عبدالوهاب، فرزندان و نوادگان وی میباشد؛ بدین رو طایفه آل شیخ دارای موقعیت و جایگاه خاصی در رهبری دینی وهابیت و عربستان میباشند.
2- هیأت علمای بزرگ(هیئت کبار العلماء )
در رأس مؤسسههای دینی عربستان، «هیأت علمای بزرگ» قرار دارد. این سازمان که در سال 1373 قمری در زمان ملک فیصل تأسیس شد و اکنون مرکب از 21 تن از علمای برجسته عربستان میباشد.وظیفه اصلی این سازمان صدور فتوی در مسائل مذهبی و سیاسی است. ریاست این سازمان که به حکم پادشاه منصوب میگردد، مفتی کل کشور «مفتی المملکة» نامیده میشود. اکنون مفتی کل و رئیس این سازمان، شیخ عبدالعزیز بن عبداله آل الشیخ است که از سال 1420 پس از مرگ بن باز، توسط ملک فهد به این سمت منصوب شده است.
3- امامان جمعه و جماعت و مبلغان
در عربستان، بیش از 6 هزار نماز جمعه و در اغلب 30 هزار باب مسجد جامع و معمولی آن، نماز جماعت برگزار میگردد. در این مساجد، حدود 90 هزار امام جماعت و مؤذن به انجام وظیفه مشغول هستند.
افزون بر امامان جمعه و جماعت، پژوهشگران و مبلّغان وهابیت نیز برای تعمیق فضای دینی کشور از کلیه وسایل و امکانات اطلاع رسانی بهره برداری نموده و به ترویج وهابیت در کشورهای مختلف میپردازند..
4- مراکزو سازمانهای وابسته
در تشکیلات حکومتی عربستان، سازمان هایی همچون وزارت حج، اوقاف و ... برای انجام امور مذهبی تأسیس شده و به انجام امور دینی میپردازند.
عربستان و پتانسیل تغییر:
1- تغییرات اجتماعی
رشد طبقه متوسط شهرنشین، افزایش شمار افراد تحصیل کرده و سیر صعودی استفاده از وسایل ارتباطی جدید همچون اینترنت از مظاهر اصلی تحولات اجتماعی اخیر در عربستان بوده است. نسل جدید متفاوت از پدران خود می اندیشد امروزه تاثیر وسائل ارتباط جمعی بر کسی پوشیده نیست لذا جوان عربستانی نمی تواند شاهد تحولات گسترده فرهنگی و علمی در پیرامون خود باشد در حالیکه در داخل کشورش، باید خطوط قرمز طراحی شده از سوی حاکمیت را محترم بشمارد . مقایسه زندگی در ابعاد گوناگون آن می تواند این پتانسیل قوی را آماده دریافت نسخه جدید از بیرون نماید که اکنون شرایط رخ داده در پیرامون عربستان فرصت مغتنمی برای نیروهائی می باشد که ثبات عربستان را یک رکود در حوزه های مختلف ارزیابی می کنند.
بنابر آماری که یکی از موسسات معتبر در سال 2005 میلادی اعلام کرد، 40 درصد از جمعیت عربستان را کودکان و نوجوانان زیر 15 سال تشکیل می دهند. این جمعیت در کنار جمعیت قابل توجه افراد 15 تا سی ساله این کشور بیانگر این است که عربستان در آینده ای نزدیک به یکی از جوان ترین کشورهای خاورمیانه تبدیل می شود. بدون تردید این جوانان به دلیل تحصیلات و آگاهی بالا و استفاده از وسایل ارتباطی جدید دارای ارزش هایی بسیار متفاوت با نسل های پیش از خود و نیز با ساختارها و ارزش های رسمی کنونی در کشورشان هستند.
2- نارضایتی عمومی
الف) اقتصادی
فقر در عربستان یکی از معضلاتی است که نظام این کشور سالها است که با ان درگیر می باشد . اگر چه کشورها ی دیگر نیز با این پدیده روبرو می باشند ولی نکته ای که در مورد عربستان جای تامل دارد این است که ریاض با برخورداری از 261 میلیارد بشکه نفت که قریب یک چهارم نفت جهان را در خود جای داده است ،شکاف عمیق فقر و غنا قابل توجیه نمی باشد . به گونه ای که امروز فقر و بی عدالتی در توزیع ثروت تبدیل به چالشی مهم برای حاکمیت سعودی گردیده است.
شاهزادهها و خانوادههای حاکم که دستشان در خزانه است و بی هیچ محدودیتی برداشت میکنند، دولت دلارهای نفتی را با سخاوت تمام بین شاهزاده های خانواده حاکم تقسیم میکند. بزرگترین و رایجترین شیوه رسمی توزیع ثروت در خاندان سعودی پرداخت حقوق ماهیانه به تک تک اعضای خاندان پادشاهی است.
بر اساس آمار دفتر رفاه و خدمات خاندان پادشاهی حقوق این افراد از کمترین فرد که کوچکترین عضو و فرعیترین شاهزاده است از 800 دلار آغاز و تا 270 هزار دلار در هر ماه به یکی از نوادگان عبدالعزیر بن سعود میرسد. ولی فرزندان و نوهها ماهیانه حدود13 هزار دلار دریافت میکنندکه این مبالغ جدای از هزینههای ازدواج و ساخت کاخهاست.
سرمایه های کلان نفتی عربستان تنها در اختیار چندین شاهزاده است که فرزندان ملک عبدالله و نوادگان ملک عبدالعزیز هستند، عدد دقیقی در اختیار نیست ولی معارضان عربستانی میگویند برای مثال نزدیک به یک هشتم درآمد نفتی تنها در اختیار حلقه محدودی از شاهزاده ها و پسران ملک عبدالله است و با در نظر گرفتن این نکته که عربستان روزانه 8 میلیون بشکه تولید نفت دارد با احتساب قیمت های نفت در بازار جهانی اعدادی نجومی بدست میآید.
شاهزاده "طلال بن عبدالعزیز" رییس برنامه توسعه موسوم به "اجفند" از آغاز حرکتی اصولی برای مبارزه با فقر در عربستان سعودی پرده برداشت . وی حرکت کند یا بی توجهی برخی از افراد را دلیل نرسیدن به نتایج قوی در این زمینه عنوان کرد. ولی اشاره ای به نام این افراد نکرد طلال بن عبدالعزیز در همین رابطه پیشنهاد کرد بانک فقرا در عربستان تأسیس شود. اینکه گفته می شود اکثریت مردم عربستان خانه مسکونی و خودروی شخصی دارند اشتباه است زیرا بیشتر مردم عربستان از داشتن خانه شخصی محرومند. براساس این گزارش چهل درصد از مردم عربستان فقیر هستند و هفتاد درصد توان خرید خانه شخصی ندارند و از پایین بودن سطح آموزش رنج می برند. درهمین حال نود درصد از کارکنان بخش خصوصی در عربستان نیز اتباع خارجی هستند.
شیخ 'یوسف الاحمد' عضو هیئت تدریس در دانشگاه محمد بن سعود ، در یک فیلم ویدیویی که در اینترنت منتشر شد، اعلام کرد با توجه به میزان بالای فقر و نرخ 22 درصدی بیکاری در عربستان، بزرگترین کشور صادرکننده نفت در جهان ممکن است به قیام مردمی این کشور منجر شود و انقلاب، گریبان حکام آلسعود را نیز بگیرد روزنامه العرب به نقل از شیخ الاحمد نوشت: کوتاهی دولت پس از سیل ویرانگر سال گذشته و امسال در شهر جده - دومین شهر بزرگ عربستان که دهها کشته و هزاران بی خانمان برجای گذاشت، خشم مردم عربستان را برانگیخت. بنابر آمارهای دولتی معلمان بیکار تعدادشان از مرز 12 هزار نفر نیز گذشته و بیش از 7 سال است که نتوانسته اند شغلی در مدارس عربستان پیدا کنند.
ب) سیاسی
اکنون نظام مطلقه عربستان با هر معترضی برخورد و آنها را به بهانه های مختلف راهی زندانهای مخوفی می کنند که به هیچ یک از معیارهای انسانی قابل تطبیق نمی باشد به نحوی که سازمانهای دیده بان حقوق بشر نیز اقدامات دولت عربستان در سرکوب فعالان سیاسی را محکوم کرده و تاکید دارد، زندانیان سیاسی از شرایط غیر انسانی در عربستان برخوردار هستند .
سازمانهای بین المللی بارها در مورد وضعیت عقب مانده حکومت سیاسی در عربستان و عدم مشارکت مردم هشدار دادهاند ولی دولت ریاض بی توجه به این هشدارها بوده است.
برخی جمعیتهای مدنی در عربستان شمار زندانیان سیاسی را 3000 نفر می دانند و این رقم برای جمعیتی که تعداد آن فراتر از 25 میلیون نفر نیست، رقم بسیار بالایی است.مردم عربستان از فوریه ۲۰۱۱ میلادی تاکنون به طور مرتب با برگزاری تظاهرات مسالمتآمیز در استان الشرقیه و عمدتا در منطقه قطیف و شهر عوامیه ، اصلاحات، آزادی بیان و آزادی زندانیان سیاسی و پایان دادن به تبعیض گسترده را خواستار هستند.مفتی عربستان سعودی نیز هشدار داده، ادامه بی توجهی دولت به فقر و بیکاری در این کشور، به بروز انقلابی مشابه مصر و تونس در عربستان می انجامد.
بیداری اسلامی:
موضوع حضور ملت ها در صحنه برای احیا مطالبات دینی و اقتصادی در مناطقی رخ داده است که واشنگتن آنها را با سرمایه گذاری های کلان در راستای اهداف و سیاستهای کاخ سفید هدایت می نمود . خیزش ملتها کشورهائی را در بر گرفت که حاکمان آنها یا وابسته به کاخ سفید بودند و یا مراودات آشکار و پنهانی با ولد نامشروع واشنگتن (اسرائیل) در منطقه داشتند . این زلزله دولتمردان تل آویو را نگران و هم پیمانانش را در خاورمیانه مستاصل نمود. به بیان دیگر شعار اسلام گرایان که عامل وحدت بخش می باشد با نفرت نسبت به صهیونیست ها ارتباط مستقیم دارد .خواسته های مردم در کشورهائی که بیداری اسلامی را تجربه کردند در سپهر دیانت توام با مرگ و نیستی برای اسرائیل غاصب می باشد.
شکل گیری بیداری اسلامی در منطقه تبدیل به دومینیوی سقوط حاکمان مستبد و وابسته جهان عرب گردید که کشورهای عربی در مقابل این موج بیداری اسلامی به سه دسته تقسیم گردیدند.
گروه اول توان مقاومت در مقابل طوفان سهمگین دگرگونی را نداشته و نهایت تسلیم اراده مرد م شدند و قدرت نامشروع را به صاحبان اصلی آن واگذار کرده مانند کشورهای تونس ، لیبی و مصر.
گروه دوم کشورهائی که با حمایت خارجی و استفاده از ضعف مردم در نداشتن لیدر قوی در کشمکش قدرت همچنان در فرازو فرود قرار دارند ؛ مانند بحرین و یمن .
گروه سوم کشورهائی هستند که امواج متلاطم مردمی آنها را وادار نمود که با دادن امتیازهائی مردم را وادار به عقب نشینی نموده و فعلا بر کرسی متزلزل قدرت تکیه بزنند که این کشورها با سرکوب و وبرخورد پلیسی شدید ضمن انکه وعد ه هائی نیز به مردم دادند فعلا توانستند ادعا کنند در زمره کشورهای نوع اول و دوم نیستند . عربستان و اردن و دیگر شیوخ حاشیه خلیج فارس را می توان در ردیف این کشورها مطرح نمود.
بیداری اسلامی جغرافیای این کشور را به گونه ای تحت تاثیر قرار داد که افزون بر شرق عربستان و پتانسیل شیعیان ، اهل سنت نیز مراتب اعتراض خود را به نابسامانی های موجود اعلام کردند . گفتنی است ملک عبد ا ... برای نجات از سرنوشت محتوم هم قطاران عرب خود اصلاحاتی محدود انجام داد تا از این رهگذر این دوران سخت را سپری کند.
به گفته 'یوگنی ساتانوفسکی' رییس مؤسسه خاورمیانه در مسکو، موج انقلابی به زودی تمام عربستان را در بر خواهد گرفت و این کشور را به دو قسمت شرقی و غربی تجزیه خواهد کرد.
'رابرت فیسک' خبرنگار خاورمیانه روزنامه انگلیسی 'ایندیپندنت' در گزارشی اختصاصی نوشت: بدترین کابوس عربستان سعودی، رسیدن بیداری و خیزش عربی جدید به این کشور است که اکنون در حال انداختن سایه طولانی خود بر خاندان آل سعود است. بدون تردید موضع گیری دولتمردان ریاض در قبال بیداری اسلامی خشم مردم این کشور را برانگیخت زیرا دولت سعودی گزینه واشنگتن در منطقه بود که در مقابل ملت های منطقه ایستاد . این کشور پناهگاه بن علی دیکتاتور تونس گردید ، علی عبد ا صالح خونریز یمن را مدتی میزبانی نمود . شورای نظامی مصر را تطمیع کرد که در صورت امکان از محاکمه مبارک منصرف شوند . این اقدامات سعودی سبب گردید معترضین و مخالفین در عربستان به صحنه آمده و خواهان مطالبات سرکوب شده خود باشند ضمن انکه تاکنون هزینه های آن را نیز پذیرفته اند . بدون شک بیداری اسلامی یکی از مهمترین مولفه های تغییر در عربستان می باشد که می تواند بین شیعه نابرخوردار و منزوی با اهل سنت معترض به سلطنت مطلقه، مخرج مشترکی ایجاد کند و از انها ظرفیت قابل اعتنائی برای سرنگونی سیستم پادشاهی فرزندان عبد العزیز فراهم نماید .
شیعیان عربستان :
الف ) جایگاه شیعه در عربستان
شیعیان حدود 15 درصد از مردم عربستان را تشکیل می دهند. آنان غالبا در مناطق شرقی (احساء ، قطیف) سکونت دارند. این مناطق در سال 1913م به دولت جدید عربستان ملحق شده است. هنگامی که ملک عبدالعزیز منطقه شرقی را به قلمرو خود ضمیمه کرد شیعیان با او توافق کردند که بتوانند شعایر مذهبی خود را آزادانه به جا آورند. برخی از شیعیان نیز در حجاز و بویژه مدینه منوره سکونت دارند. شیعیان اسماعیلی و زیدی نیز در “نجران” و جنوب سکونت دارند. تنها در ریاض 30 هزار شیعه هستند که برای کار و تجارت به آنجا آمده اند.
با وجود در اقلیت بودن شیعیان در عربستان، سکونت آنان در ناحیه استراتژیک و میادین نفتی «قوار» و «قطیف» جایگاه ممتازی به آنان داده است. شایان ذکر است که میدان نفتی قوار، بیش از 60 میلیارد بشکه که دو برابر کل ذخایر نفتی آمریکا است، ذخیره قطعی نفتی دارد. هزینه استخراج نفت از این منطقه در حدود هر بشکه، سه دلار ارزیابی میشود. این در حالی است که تنها هزینه استخراج کمتر از این رقم در منطقه خلیج فارس متعلق به عراق می باشد .
ب) تبعیض علیه شیعه
1- سیاسی
پیوند آل سعود با وهابیت مخرج مشترک محرومیت شیعه از حضور در مسئولیت های مهم این کشور شده است . حکام فعلی تا زمانی که در مصدر قدرت باشند و همچنان مطیع آموزه های وهابی قرار گیرند امیدی به رفع تبعیض های سیاسی در جامعه عربستان نمی رود . شیعیان از تصدی پستهای میانی و عالی در حاکمیت محرومند. مقامات امنیتی، کشوری، نظامی و پلیس بهطور کامل در اختیار وابستگان سعودی و سنیها است. حتی در استان شرقی هم شیعیان به مشاغل مهم منصوب نمیشوند. مدیریت مدارس، دانشگاهها، سفارتخانهها به جز موارد نادر همچون شیعه بودن سفیر عربستان در ایران در اوایل دهه 1380 (ه.ش) و ارگانهای دیگر در زادگاه شیعیان، متعلق به آنان نیست. شیعیان استان «الاحساء» حتی از تصدی معاونت دبستان هم محرومند. به عبارت دیگر شیعه در این کشور به عنوان شهروند درجه 2 مورد توجه قرار می گیرد .
2- اقتصادی
شیعیان با وجود برخورداری از انگیزه و توان فراوان، و قرار گرفتن در جغرافیای نفت خیز این کشور ، محرومترین گروه در عربستان هستند. به عنوان نمونه بعد از درخواست های فراوان و اعتراضات گسترده در خصوص کمبودها و نداشتن زیر ساخت های اقتصادی و محروم بودن از امکانات بهداشتی ، در سال 1987 نخستین بیمارستان در قطیف ساخته شد . «رابرت لاسی» پژوهشگر دانشگاه واشنگتن اظهار میدارد: «اگر استان شرقی (عربستان) تحت حاکمیت حکام سعودی نبود، غنیترین کشور حوزه خلیجفارس شده و از تمامی کشورهای منطقه ثروتمندتر بود.» کمیته بینالمللی حقوق بشر در سال 1996.م اعلام کرد: استان شرقی عربستان یکی از محرومترین مناطق عربستان است، دولت در قیاس با سایر مناطق، در استان شرقی بسیار کند عمل کرده است و در بخشهای آموزشی، پزشکی و جادهسازی سرمایهگذاری مناسبی نمیکند.
3- مذهبی
دولت سعودی گرچه مذهب تشیع را عملا پذیرفته اما قانونی در این باره وضع نکرده و شیعیان در قبال فشارها و حملات رسانه ای، دستاویز قانونی محکمی برای دفاع از خود ندارند. در امور دینی مثل نماز جماعت و جمعه و جلسات قرآن آزادی وجود دارد. هر چند اگر احساس شود که این فعالیت ها در حال گسترش است، جلوگیری می کنند. اهانتهای نویسندگان سلفی به شیعیان در روزنامه ها و شبکه های تلوزیونی و سایتهای اینترنتی عربستان همواره بوده و ممانعت نشده است .آلسعود حتی برای ساختن بناهای مذهبی مانند حسینیه و مسجد، پوشیدن لباس مخصوص (به عنوان نمونه لباس مشکی در ایام سوگواری) بر زبان آوردن اعتقادات و برگزاری مراسم مذهبی، محدودیتهای خاصی را بهطور قانونی و بهطور عرفی برای شیعیان بهوجود آورده است.
فساد خاندان آل سعود :
سلطه اختاپوسی فرزندان عبد العزیز بر سرزمین وحی آنها را وادار به غارت سرمایه های ملی نموده است به گونه ای که اکنون اسم برخی از آنها انعکاس رسانه ای داشته است . من جمله شاهزاده «عبدالعزیز بن فهد بن عبدالعزیز آل سعود»، یکی از وزرای سعودی و رئیس سابق دفتر نخستوزیری و شاهزاده «طلال بن عبدالعزیز آل سعود»، دو چهره ای هستند که از انها به عنوان راس هرم فساد مالی در عربستان یاد می شود.
قدرت مالی و ثروت نفتی هنگفت شاهزادههای سعودی تضادی اساسی را با مردم این کشور ایجاد کرده است. شاهزادگان در رفاه، ثروت و فساد غرق شدهاند و از طرفی مردم عادی اکثراً زندگی سختی را میگذرانند. به گونه ای که برخی از افراد ناگزیرند برای گذران زندگی خود حتی در قبرستانهای ریاض زندگی کنند . در این میان وضعیت اقلیتها شامل شیعیان، اسماعیلیها، زیدیها وحتی بعضی از عشایر بدتر است.خیلی از این شاهزادهها هم اکنون در عربستان حضور فیزیکی ندارند، اما در بسیاری از کشورهای جهان سرمایهگذاریهای گسترده داشتهاند. 50 درصد از درآمدهای نفتی بین همین 6 هزار شاهزاده تقسیم میشود.همچنین 700 میلیارد دلار از سرمایههای بورس «وال استریت»، بزرگترین بورس جهان در اختیار شاهزادههای سعودی است. آنان ثروتهای مردم عربستان را میبلعند و بدترین ستمها را بر مردم به ویژه شیعیان در القطیف، الاحساء و ... روا میدارند.
یکی از دیپلماتهای سابق آمریکا در این باره میگوید: هزینههای هواپیمای "تورنادو" 25 میلیون دلار در بازارهای جهانی است، اما عربستانیها در مقابل هر هواپیمایی از این نوع بین 75 تا 65 میلیون دلار هزینه میکنند و در یک پیام تلگراف محرمانهای که برای یکی از سفارتخانههای غربی ارسال شده، آمده است که یک سوم درآمدهای کشور به بودجه کشور اختصاص پیدا نمیکند، بلکه به جیب خانواده سلطنتی میرود. بنابراین باید گفت که درآمدهای نفتی کشور عربستان صرف خانواده سلطنتی میشود.
بنابراین یکی از مولفه های اشتیاق افکار عمومی در عربستان برای تغییر نارضایتی گسترده از فساد اقتصادی خاندان حاکم می باشد که فقط به 2 نفر اشاره گردید . هر کدام از شاهزاده ها به فراخور برخورداری از قدرت از نعمت موجود این کشور برخوردار می گردند.
زنان:
در عربستان زنان از زمان تولد تا مرگ زیر سایه مردان زندگی می کنند. تربیت زنان طوری است که نه فقط خود را زیردست مردان می دانند بلکه این باور در ذهن و روح آنها کاشته می شود که زن عامل گناه و منشأ بدبختی است! قوانین این کشور در مورد حق مالکیت و ازدواج زنان به گونه ای است که آنها پس از مردان در درجه دوم اهمیت قرار دارند. قشر زنان به دلیل نوع جنسیت از حقوق اجتماعی محروم می باشند که عقبه فکری و تئوریک نظام سلطنتی یعنی وهابیت بر محرومیت زنان از حقوق اجتماعی صحه می گذارد.شیوخ وهابی که اسلام را با نسخه محمد بن عبد الوهاب تئو ریزه می کنند ، نگاه بسیار بد بینانه ای را به جنس زن داشته و با صدور فتاوای عجیب و غیر عقلائی بیشترین ظلم را به قشر زن در کشور عربستان روا می دارند . که ذیلا به دو نمونه از فتاوا ی آنان در مورد زنان اشاره می گردد .
دست زدن زنان به موز و خیار حرام است!
یکی از روحانیون القاعده فتوا داده است که زنان حق دست زدن به موز و خیار را ندارند. این مفتی وهابی در فتوای خود در این باره مدعی تحریک زنان توسط این دو میوه شده است. این مفتی در ادامه این فتوای مضحک خود آورده بود که در صورتی که زنان تمایل به خوردن این دو نوع میوه دارند، باید از شخص دیگری، برای مثال یک مرد مانند همسر و یا پدر خود کمک بگیرند و از آنان بخواهند این میوه ها را بریده و در اختیار آنان قرار دهند.
جایز نبودن صحبت کردن دختر با پدر!
شیخ "محمد العریفی" چهره سرشناس وهابیت در عربستان سعودی در فتوایی که اخیرا صادر کرد، صحبت کردن دختر با پدرش را تنها در صورتی حلال دانست که مادرش نیز حضور داشته باشد. این مفتی وهابی در ادامه گفت: نشستن دختر نزد پدر و صحبت کردن با وی اگر در حضور مادرش نباشد، شیطان را به میان می کشاند و ممکن است به گناه منجر شود، به ویژه اگر آن دختر لباس های نامناسب پوشیده باشد.
تا چندی پیش، زنان عربستان از شرکت در انتخابات و داشتن حق رأی محروم بودند. آنها حق داشتن تلفن همراه و حق رانندگی ندارند و بدون اجازه یکی از اقوام مذکر نزدیک خود، امکان رفتن به مسافرت یا انجام هر گونه فعالیتی را نخواهند داشت. مواردی که در هیچ کجای پهنه این گیتی نمی توان نمونه ای برای آن در نظر گرفت . زن موجودی ضعیف ، ناقص و فاقد ارزش در مقایسه با مرد تلقی شده که جامعه و سنتهای اجتماعی امکان هر گونه برخوردی را با ان دارد .زنان این کشور مجبورند که برای رفت و آمد از تاکسی استفاده کنند و یا با خرید خودرو شخصی و استخدام راننده به رفت و آمد بپردازند که در این صورت باید مقدار زیادی از حقوق ماهیانه خود را صرف این کار کنند.
علاوه بر این مسائل، تعدد زوجات یکی از بدترین مشکلات زنان عربستان است. خیلی از مردان سعودی شریک زندگی خود را عوض می کنند. اما زنی که طلاق داده می شود بدون حامی و بی سرپناه می شود. بسیاری از زنان این کشور حاضرند زن سوم یا چهارم مردی بشوند اما در اجتماع تنها و بی سرپناه نمانند و گرفتار فقر نشوند. شیخ البراک مفتی وهابی در اظهار نظری دایره محرومیت اجتماعی زنان را افزایش داده است : مشارکت زنان در انتخابات با توجه به اینکه تشبه به کفار به شمار می آید شرعا حرام است و هیچ زنی حق ندارد در انتخابات شرکت کند یا در پست های مشاورتی دولتی استخدام شود. اکنون زنان در چنین شرایطی که نظام سیاسی برای آنها ایجاد نموده است به عنوان یک مولفه انقلاب و انفجار در این سرزمین مطرح می باشند. همچنانکه تا کنون بارها در فراخوانی های مختلف تلاش نموده اند جنبش اجتماعی زنان را راه اندازی و با موضوع رانندگی زن گام به گام مطالبات دیگر را نیز خواستار شوند.
چالش قدرت در عربستان :
1- سنت و مدرنیته
پیوند آل سعود و ال شیخ اکنون تبدیل به یک چالش مذهبی برای خاندان حاکم گردیده است که حل این مشکل در شرایط کنونی بعید به نظر می رسد وهابیون سنتی خواهان برخورد و سخت گیری در اجرای احکام اسلامی با تفسیر خودشان هستند . انان با هر گونه مظاهر تمدنی مخالفند به نحوی که برخی ساختمانها به دلیل عدم وجود دستشوئی و آسانسور جداگانه برای بانوان مورد تحریم علمای متعصب وهابی قرار می گیرد . نوگرائی در درون حاکمیت با سنت گرائی نیروهای تامین کننده مشروعیت حاکمیت در تضاد و چالش جدی قرار دارد که حکومت تلاش می کند با افزایش اعتبارات اسلامی منتقدین را جذب نماید.
اقدام وزارت آموزش عربستانسعودی در مختلط کردن مدارس که به دستور هیات بازنگری در ساختار آموزشی این کشور انجام شده است یکی از دلایل اصلی بالا گرفتن اختلاف بین هواداران عبدالله بنعبدالعزیز، پادشاه این کشور و تندروهای سلفی ارزیابی می شود . ملکعبدالله طی حکمی شیخ سعدبن ناصرالشتری را به خاطر انتقاد شدیدش از مختلط بودن کلاسهای درس دانشگاه جدیدالتأسیس علوم و تکنولوژی ملک عبدالله در جده از عضویت در شورای عالی علمای عربستانسعودی برکنار کرد.رسانههای مستقل عربستانسعودی این اقدام را به مثابه ضربه مهلکی به پیکره سلفیها ارزیابی کرده و اعتقاد دارند این حکم زمینهساز بروز اختلاف بین خاندان آلسعود و افراطیون خواهد بود.
شایان ذکر است که چالش های مشابه در گذشته نیز در عرصه سیاسی به ویژه سیاست خارجی از انعکاس گسترده رسانه ای برخوردار بود ه است . در نوامبر 1979 میلادی وهابیان افراطی که حاکمان ریاض را مرتد دانسته و خواستار بازگشت به اصول، سنتها و ارزشهای دینی بودند، با غلبه بر نیروهای امنیتی سعودی، مسجدالحرام را به تصرف خود در آوردند. در سال 1991 میلادی (1370 ه.ش) به دنبال افزایش حضور آمریکاییها در خلیج فارس و عربستان، 700 نفر از علمای وهابی به رهبری «عبدالعزیز بنباز» مفتی بزرگ عربستان بیانیهای عمومی صادر کردند که با انتقاد از سیاستها و رویههای دولتی، اعلام نمودند که خواهان اجرای کامل اصول سلفیگری هستند. اقدامهای این چنینی از سوی وهابیون افراطی تفاوت فاحش دیدگاه آنان را با رهبران ریاض هویدا ساخته و چالشی آشکار را در برابر خاندان آل سعود به وجود آورده است.
- فرزندان
عبدالعزیز بن سعود در سال 1932 پس از غلبه بر سایر قبایل این سرزمین توانست بر اریکه قدرت تکیه بزند و سلسله پادشاهی آل سعود را بنیان گذارد، سلطنتی که تا به امروز با به تخت نشستن پسران وی همراه بوده است.
ابن سعود با تکیه بر مذهب وهابیت و بر اساس آداب قبیله ای، به وسیله رؤسای قبایل صحراگرد، آنها را در اختیار گرفت و با ازدواج با دختر سران قبایل، با آنان پیوند سببی ایجاد نمود و تعداد 30 پسر و بسیاری دختر از زنان گوناگون باقی گذاشت و از این طریق حاکمیت خود بر عربستان را تضمین نمود. بعد از مرگ عبد العزیز تاکنون 5 فرزند وی عهده دار حکومت گردیده که اکنون بعد از فوت 2 ولیعهد در مدت 8 ماهه چالش هائی برای جایگزینی مطرح گردیده است .
- ملک سعود بن عبدالعزیز: 1373 الی1384 ﻫ . ق. به مدت 11 سال
- ملک فیصل بن عبدالعزیز: 1384 الی 1395 ﻫ . ق. به مدت 11 سال
- ملک خالد بن عبدالعزیز: 1395 الی 1402 ﻫ . ق. به مدت 7 سال
- ملک فهد بن عبدالعزیز: 1402 الی 1426 ﻫ . ق. به مدت 24 سال
- ملک عبدالله بن عبدالعزیز : 1426 ﻫ . ق. ادامه دارد
نزاع بر سر قدرت میان شاهزادگان سعودی به عنوان مسئلهای دیرینه در خاندان پادشاهی، همواره حاکمیت را با چالش مواجه کرده است. دلیل این امر منشور عبدالعزیز است.ملک عبدالعزیز، اولین پادشاه عربستان منشوری دارد که به نام منشور عبدالعزیز معروف است. در این منشور آمده است: "تا زمانی که پسران من زندهاند، قدرت به نوههایم نخواهد رسید." از این حیث برخلاف نظامهای سلطنتی دیگر که قدرت از پدر به پسر میرسد، در خاندان سعودی، قدرت به برادران پادشاه انتقال مییابد.
پس از مرگ سلطان ، منشور عبد العزیز مبنی براین که باید پادشاهی در میان بزرگترین افراد شما باشد؛ مگر آنکه فرد بزرگتر از پذیرش آن کناره گیری کند. آنگاه قدرت به بزرگترین فرد از نظر سنی پس از وی واگذار می شود و مدل انتخاب هیئت بیعت که مسئولیت انتخاب ولیعهد را به عهداه دارد ، زیر سوال رفت و موجب اعتراض برخی از فرزندان عبدالعزیز گردید ، ولی اقدامات قبلی ملک عبد ا ... فرصت هر گونه اعتراض را از منتقدین و مخالفین سلب نمود و نایف را به ولیعهدی انتخاب نمود.
پس از مرگ نایف موضوع انتخاب امیر سلمان بدون مشورت با هیئت بیعت صورت پذیرفت و بار دیگر ناکارآمدی این فرمولی انتقال مسالمت امیز قدرت را تحت الشعاع قرار داد و اعتراضات در مقابل اقدامات پادشاه که در موضوع انتخاب نایف نیز مسبوق به سابقه بود حکایت از رویاروئی قدرت در خاندان سعودی می نماید . به عبارت دیگر این رفتار پادشاه بیانگر این واقعیت می باشد که به هنگامه افزون طلبی منشور پدر و مکانیزم انتقال قدرت رنگ می بازد . شایان ذکر است که ملک عبد ا .. مدعیان قدرت را با پرداخت رشوه های کلان متقاعد نموده است . که برخی خبرها این رقم را تا 350 میلیون دلار عنوان نموده اند.
نزاع شاهزادگان سنت گراها و غرب گراها:
شکاف دیگری که در میان شاهزادگان سعودی شکل گرفته است را میتوان حاصل نزاع میان شاهزادگان غرب گرا و شاهزادگان سنت گرا عنوان کرد. در کنار شاهزادگان سنت گرایی که حفظ جایگاه و منزلت خود را تداوم ساختار قبیلهای در عربستان میدانند، گروهی از شاهزادگان سعودی نیز که معمولا تحصیل کرده کشورهای اروپایی و آمریکا هستند، خواستار مدرن شدن ساخت حکومت در این کشور هستند. هرچند سیستم حکومتی عربستان تلاش میکند تا هیچ گاه اختلافهای درون خاندان سعودی به بیرون درز نکند با این حال مخالفتهای علنی شاهزادگان غرب گرا هر از چند گاهی برای سعودیها دردسر ساز میشود. از جمله شاهزادگان غرب گرای سعودی میتوان به" بسمه بنت فهد بن عبدالعزیز"، که بارها سیاست علمای وهابی در رابطه با زنان را مورد انتقاد قرار داده است، "طلال بن عبدالعزیز"، شاهزاده لیبرالی که در دهه شصت به دلیل حمایت از اصلاحات در قانون اساسی به مصر گریخت اما پس از عفو "فیصل" پادشاه وقت عربستان، به این کشور بازگشت و اخیرا از عضویت در هیات بیعت عربستان استعفا داده است .
همچنین "ولید بن طلال بن عبدالعزیز"، میلیاردر سعودی و موسس و مدیر مجموعه کانالهای موسیقی روتانا را می توان نام برد که در زمره غرب گرا جای می گیرد.
شکل گیری اپوزیسیون :
سیستم بسته و استبدادی عربستان به گونه ای در نقض حقوق شهروندان افراط نمود تا این که از درون خاندان سعودی اپوزیسیون در خارج از کشور اعلام موجودیت نمود .شاهزاده "طلال محمد الرشید" درباره اعلام موجودیت جبهه معارض خود چنین میگوید: "ما تولد جبهه معارض دمکراتیک سعودی را اعلام و تأکید می کنیم، این جبهه تلاش خواهد کرد که پایه های دموکراسی و آزادی برحق را در سراسر عربستان سعودی پایهگذاری و مؤسسات و نهادهایی را در کشور تأسیس کند که تضمین کننده ارزشهایی همچون مساوات و برابری و عدالت در عربستان باشند .
شاهزاده طلال که از سال 1980 میلادی پناهنده فرانسه شده، در پیام خود افزوده است: "این جبهه رژیم سعودی را بین دو گزینه مخیر میکند، یا آزادی سلب شده از ملت را به آنها بازگرداند و زندگی شهروندان عربستانی را بر عدل و مساوات و برابری پایهریزی کند یا اینکه به صورت مسالمتآمیز از قدرت کناره گیری کند. معارضان حکومت فعلی عربستان را غارتگر اموال مردم و ناقض حقوق آنها معرفی می کند و اعلام نموده است در صورت عدم اعاده حقوق مردم ، شهروندان عربستانی را به قیام عمومی علیه حاکمیت دعوت خواهند نمود . محمد دوم فرزند طلال رشید، اعلام نموده است در این مسیر با دیگر گروههای مخالف هماهنگ خواهیم بود از جمله "جنبش اسلامگرای اصلاح طلب" که مقر آن در لندن است، تا از این رهگذر انتقال مسالمت قدرت را پیگیری نمائیم.
نسل دومی ها مدعیان جدید قدرت:
منشور عبد العزیز ، کهولت سن فرزندانش ، تحولات پیرامونی عربستان و جهان معاصر همگی نسل دوم عبد العزیز را بر آن داشته تا منتظر مکانیسم انتقال قدرت به شکل مسالمت آمیز نمانند زیرا این امکان وجود داردکه سازو کار طراحی شده ،آنها را از رسیدن به قدرت مورد نظر محروم نماید . به همین دلیل بتدریج موضوع ورود نوه ها به عرصه کلان قدرت در ساخت سنتی و استبدادی عربستان از انعکاس گسترده ای رسانه ای برخوردا ر بوده است . نوه های زیادی شیوه معمول و موجود را بر نمی تابند ولی هنوز اسامی انها رسانه ای نگردیده است ولی در بین طیف یاد شده 2 نفر اقداماتشان و خواسته های آنها انعکاس رسانه ای داشته که ذیلا به انها اشاره می گردد .
1- بندر بن سلطان
بندر بن سلطان برادر زاده ملک عبدالله و پسر امیر سلطان ولیعهد متوفی عربستان سعودی است. وی نیز همانند پدر و عمویش بیمار است و به لطف داروهای گران قیمت و درمان های سلطنتی در بیمارستان های آمریکا روزگار می گذراند. بندر بن سلطان شاید از معروف ترین و پر نفوذ ترین افراد خاندان سعودی به حساب آید. او 22 سال و در بین سال های 1983 تا 2005 میلادی سفیر عربستان در آمریکا بود و نزدیکی بسیاری با خانواده بوش –رئیس جمهور پیشین آمریکا- دارد. وی از حمایت آمریکائی ها برخوردار است و شاید همین موقعیت و ولیعهدی پدرش جسارت وی را به گونه ای افزایش داد که دست به کودتا بزند که البته این کودتا نافرجام باقی ماند .
گفتنی است مدتی که بند رسفیر در امریکا بوده است با سیا ارتباطات زیادی داشته است. روزنامه فایننشیال تایمز در آگوست سال 2009 در مقالهای نوشت، بندربن سلطان در سال 2008 قصد داشت، تا از طریق کودتا قدرت را در عربستان بدست بگیرد و کل نظام حاکم بر این کشور را تغییر دهد. گفته شده که در پی این کودتا چندین افسر ارشد ارتش عربستان بازداشت و بندربن سلطان از نظر سیاسی منزوی شد. او که مدتی در خارج از کشور بود، دوباره به عربستان بازگشت و مورد استقبال شدید تعدادی از عموها و برادرانش قرار گرفت.این نکته نیز لازم به یاد آوری است ،اخیراپس از بر عهده گرفتن مسئولیت سازمان اطلاعات و امنیت عربستان شایعه کشته شدن دریک بمب گذاری قوت گرفته که مسئولان عربستان هنوز در باره آن واکنشی نشان نداده اند.
2- متعب بن عبدالله
از دیگر کسانی که از او به عنوان پادشاه بعدی عربستان سعودی نام برده می شود «متعب بن عبدالله» پسر ملک عبدالله است. او چندی پیش از سوی ملک عبدالله به عنوان رئیس گارد ملی انتخاب شد و از آنجا که معمولاً رئیس گارد ملی، ولیعهد محسوب میشود بسیاری دلیل انتصاب او به این سمت از سوی پدرش را آمادگی برای احراز وظیفه سلطنت می دانند. وی همچنین به عضویت شورای وزیران عربستان سعودی نیز درآمده است.
حال باید دید در آینده چه سرنوشتی برای حکومت خاندان آل سعود رقم می خورد. کودتای بندر بن سلطان برادر زاده پادشاه و پسر ولیعهد این مسئله را در صحنه سیاسی حکومت پادشاهی عربستان تداعی می کند که در آینده نیز هیچ کس نمیتواند تضمین کند شاهزادگان سعودی که علی الظاهر فعلا مهر سکوت بر لب زدهاند اقدامی علیه پادشاه و ولیعهد کشور خود انجام ندهند یا حداقل پس از مرگ آنها ریاض را به صحنه تاخت و تاز قدرت تبدیل نکنند.
نتیجه :
حوادث داخلی عربستان و شتاب جابجائی قدرت که عنصر اصلی آن کهولت سن فرزندان عبد العزیز می باشد بیانگر وقوع یک رخداد سیاسی قابل اعتنائی در سرزمین وحی می باشد . مدل حکومتی ریاض امروزه در جهان نمونه منحصر به فردی است که این کشور را از همه مدل های موجود جهان متمایز کرده است . سرعت تحولات پیرامونی و شکل گیری نظامهای جدید مبتنی بر حقوق ملتها در جهان عرب چالشی در بین مدعیان قدرت ایجاد کرده و آنها را به لیبرال و سنتی تقسیم نموده است . عربستان در انتظار انفجار یک انقلاب مطالبات مردمی به سر می برد . لذا به نظر می رسد شاهزادگان سعودی باید کاخ های ریاض و جده را با لباس مبدل ترک کرده و به سرعت از کشور متواری شوند . در گیری مدعیان قدرت بستر حضور بیشتر مردم را در صحنه میدانی فراهم خواهد نمود . بدون شک رخدادهای کشورهای عربی که منجر به بیداری اسلامی شد، دامن حاکمان ریاض را نیز خواهد گرفت و آنها ناگزیر یا اصلاحات را پذیرفته و نظام تبدیل به دموکراسی (مبتنی بر آراء مردمی )خواهد شد و یا اینکه مسیر استقامت در مقابل مردم را طی خواهند نمود که در آن صورت وقوع یک زلزله سیاسی در این کشور اجتناب ناپذیر خواهد بود .
در فوریه 2005- اسفندماه 1384- ساموئل هانتینگتون استراتژیست معروف آمریکایی و صاحب تئوری «جنگ تمدن ها» در یک همایش بین المللی با عنوان دموگرافی که در نیکوزیا، پایتخت قبرس برپا شده بود گفت؛ «مرتجع ترین کشور منطقه خاورمیانه یعنی عربستان سعودی که در آن هیچگونه انتخاباتی نیست و مردم آن کمترین نقشی در حاکمیت ندارند و یک خانواده به گونه قرون وسطایی بر آن کشور ثروتمند حکومت می کند، نزدیک ترین روابط دوستانه را با آمریکا دارد و در همان حال، آمریکا با جمهوری اسلامی ایران که دموکراتیک ترین کشور منطقه است و مجلس و دولت آن با رأی مردم انتخاب می شوند، بیشترین دشمنی ها را دارد. البته می دانم که دیپلماسی آمریکا در نگاه به عربستان و ایران، قابل توضیح نیست و متناقض به نظر می رسد، اما در آینده از کشور عربستان خبرهای قابل توجهی به گوش خواهد رسید.»
منابع و ماخذ :
1- نصیری، عبدالله؛ آشنایی با عربستان، اول، نشر مشعر، 1386
2- آشنائی ، علی محمدی ؛ شناخت عربستان و وهابیت ،1387
3- فصلنامه میقات سال چهارم شماره یازدهم بهار
4- عربستان سعودی، ویلیام گودین، ترجمه فاطمه شاداب، انتشارات ققنوس، 1383