صفحه نخست >>  عمومی >> آخرین اخبار
تاریخ انتشار : ۲۳ مرداد ۱۳۹۱ - ۱۲:۱۸  ، 
کد خبر : ۲۴۵۶۷۱

رویکرد آمریکا به آفریقا پس از ناکامی در خاورمیانه


قاسم غفورى
قاره آفریقا که در سال های اخیر تلاش بسیاری داشته تا به یکی از ارکان نظام بین الملل مبدل شود، این روزها با چالش های گسترده ای همراه است؛ به گونه ای که نه تنها طرح تشکیل ایالات متحده آفریقا به آرزویی دست نیافتنی تبدیل شده، که موج بحران ها، این قاره را در آستانه فاجعه انسانی قرار داده است. جنگ های قبیله ای درون کشورها و حتی تقابل ها میان همسایگان فضایی نابسامان را برای آفریقا در پی داشته است که نتیجه آن نیز تشدید فقر و گرسنگی و آوارگی میلیون ها انسان بی گناه بوده است.
این نابسامانی ها در حالی آفریقا را فراگرفته است که بسیاری از ناظران سیاسی آن را تحولاتی مشکوک می دانند که به واسطه عوامل خارجی تحریک و ایجاد شده اند. بسیاری تأکید دارند تاجران اسلحه و حتی سران غرب برای رسیدن به منافع خود به این نابسامانی ها دامن می زنند؛ امری که نمود آن تحولات سودان و سودان جنوبی است.
نمونه این رفتارها را در مواضع و عملکردهای آمریکا می توان مشاهده کرد. بررسی کارنامه آمریکا نشان می دهد این کشور نگاهی ویژه به آفریقا دارد و ابعاد جدیدی از نزدیکی به این قاره را در پیش گرفته است.
در کنار مشاوران و نمایندگان آمریکا که در ماه های اخیر راهی آفریقا شده اند، «لئون پا نه تا» وزیر دفاع آمریکا رسماً از برخی کشورهای آفریقایی از جمله مصر و تونس دیدار می کند. همچنین هیلاری کلینتون، وزیر امور خارجه آمریکا از 11 مرداد سفری 11روزه به کشورهای آفریقایی سنگال، مالاوی، کنیا، سودان جنوبی، آفریقای جنوبی، اوگاندا آغاز کرد. در همین حال دستگاه های اطلاعاتی و نظامی آمریکا نیز در جدیدترین گزارش های خود بر اهمیت آفریقا تأکید کرده اند، هرچند که برای توجیه اقدامات خود به برجسته سازی نقش القاعده در این قاره پرداخته اند.
نکته قابل توجه آنکه مواضع سران آمریکا در قبال آفریقا نیز نه بر اساس کمک به مردم این کشورها، بلکه بیشتر در چارچوب بر هم زدن روابط همسایگان و توجیه دخالت نظامی بوده است، چنانکه امروز تقابل ها میان سودان و سودان جنوبی و نیز درگیری ها در بسیاری از کشورهای آفریقایی برگرفته از مواضع و مداخلات گسترده آمریکا است.
هرچند که نگاه استعماری آمریکا به آفریقا از گذشته بوده است و امر جدیدی نیست؛ اما بسیاری از ناظران سیاسی گرایشات جدید آمریکا را برگرفته از تحولاتی خاص می دانند که با انتخابات آمریکا ارتباط دارد.
دولتمردان آمریکا به ریاست جمهوری باراک اوباما، در حالی خود را برای انتخابات ماه نوامبر آماده می کنند که در حوزه داخلی و خارجی با چالش های بسیاری مواجهند که با رویکرد به آفریقا امیدوار به حل آن هستند.
در حوزه داخلی اوباما از یک سو به دنبال کسب آرای مردم است که محور آن را نیز وعده های بهبود شرایط اقتصادی، کاهش بهای نفت و نمایش بهبود جایگاه آمریکا در جهان تشکیل می دهد و از سوی دیگر واشنگتن به دنبال جلب نظر سرمایه داران برای کسب حمایت های مالی است.
در این شرایط واشنگتن با رویکرد به آفریقا و برجسته سازی اقدامات صورت گرفته در این قاره تلاش دارد تا اولاً با زمینه سازی برای حضور سرمایه داران آمریکایی به ویژه تاجران اسلحه در آفریقا و کسب درآمد برای آنان، از حمایت های مالی آنها در انتخابات بهره مند شود. بسیاری تأکید دارند که آمریکا با بحران سازی در آفریقا در اصل دوباره فروش تسلیحات برای شرکت های آمریکایی را فراهم می کند تا آنها نیز در انتخابات از اوباما حمایت کنند.
ثانیاً، این امر برای آمریکا مسلم شده که کشورهای عربی خاورمیانه توان تأمین نفت ادعایی را نداشته و ادعای انتخاباتی اوباما برای رسیدن نفت به 70 دلار امکان پذیر نیست، چنانکه جهانیان اذعان دارند که طرح آمریکا برای اعمال تحریم نفتی علیه ایران به پشتوانه نفت عربستان و قطر ناکام مانده است.
آمریکا با رویکرد به آفریقا از یک سو تلاش دارد از منابع نفتی این کشورها برخوردار شده تا به اصطلاح به مردم آمریکا در حفظ شریان دائمی انرژی اطمینان دهد و از سوی دیگر با برجسته سازی ابعاد روابط با آفریقا بر انزوای جهانی آمریکا سرپوش گذارد. بسیاری تأکید دارند که آمریکا عملاً در عرصه جهانی از جمله در میان متحدان خاورمیانه ای خود در انزوا قرار گرفته است، لذا با رویکردهای پیرامونی نظیر رویکرد به آفریقا و برخی کشورهای شرق آسیا به دنبال پنهان سازی این امر است.
در حوزه سیاست خارجی نیز آمریکا اهداف خاصی را در دستور کار دارد.
نخست آنکه آمریکا به شدت از گسترش دامنه بیداری اسلامی خاورمیانه و شمال آفریقا به سایر کشورهای آفریقایی در هراس است؛ به ویژه اینکه 50 درصد جمعیت آفریقا را مسلمانان تشکیل می دهند. آمریکا با رویکرد پیشدستانه به آفریقا در اندیشه مقابله با این امر است.
در بحثی کلان تر، آمریکا از حضور سایر کشورها از جمله چین، روسیه، هند، ایران و... در آفریقا ابراز نگرانی می کند و تلاش دارد تا به هر نحوی از ورود آنها جلوگیری کند. توسعه مناسبات با آفریقا و حتی بحرانی ساختن فضای اجتماعی و امنیتی این قاره از ابزارهای آمریکا برای مقابله با حضور سایر بازیگران در آفریقا است. آمریکا برای این مهم به شدت طرح تأسیس 12 پایگاه نظامی در آفریقا را در پیش گرفته است و تاکنون مرکز فرماندهی آن در مراکش را راه‌اندازی و به دنبال تأسیس پایگاه در سایر کشورها است که سودان جنوبی آن نهایی شده است.
نکته اساسی آنکه صهیونیست‌ها با بیداری اسلامی در خاورمیانه عملاً در انزوای منطقه ای قرار گرفته اند. صهیونیست ها اکنون سیاست پیرامونی «بن گوریون» (رئیس این رژیم در دهه 1950) مبنی بر گرایش به کشورهای آفریقای و آسیای مرکزی و قفقاز را در پیش گرفته اند. از اهداف رایزنی های آفریقایی آمریکا، زمینه سازی برای حضور صهیونیست ها است.
به هر تقدیر می توان گفت مواضع آمریکا در قبال آفریقا از جمله سفر هیلاری کلینتون به این قاره در کنار سیاست های استعماری برگرفته از چالش های داخلی و خارجی آمریکا است که بسیاری از آنها نشئت گرفته از ناکامی آمریکا در تحولات خاورمیانه به ویژه در مقابله با بیداری اسلامی است. بیداری اسلامی که نه تنها منافع منطقه ای و جهانی آمریکا را متزلزل ساخته، بلکه چالش های بسیاری برای این کشور در حوزه داخلی ایجاد کرده است.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات