حرف امروز:یکى از آفات تفرقه انگیز دوم خردادى ها چند صدایى غیر قابل کنترل است که در علوم سیاسى مى توان از آن به عنوان جناح بندى نافرمان یاد کرد .
جناحبندى نافرمان در درون احزاب سیاسى محصول توسعه نیافتگى فرایندهاى فرهنگ تحزب در کشورهاى جهان سوم است. جناحگرایى اشاره به یک سازمان غیر رسمى در درون حزب دارد که در نهایت منجر به چندپارگى سیاستهاى حزبى و گاه بروندادهاى متناقض مىشود.
افراطىگرى در جریان دوم خرداد که بازتاب وابستگى بخشهایى از این جریان به بیگانگان به منظور بر هم زدن ثبات سیاسى کشور است را مىتوان در قالب جناحبندى نافرمان در بین گروههاى دوم خردادى تحلیل کرد.
هر چند تاریخ افراطىگرى در این کشور به پایان رسیده است اما فحول دوم خردادى بهتر از هر کسى مىدانند که بروندادهاى متناقص جناحبندى نافرمان در جریان اصلاحات اولین لطمه را به مواضع انتخاباتى آنها خواهد زد و افکار عمومى را نسبت به کل این جریان بىاعتماد مىسازد. براى آحاد ملت ایران وطنفروشى به هر دلیلى مذموم است چه برسد به جریانى که به خاطر مطامع زودگذر انتخاباتى بخواهد منافع ملى کشور را فدا کند. جریان دوم خرداد اگر مبتنى بر یک مانیفست اصلاحگرایانه سامان یافته است باید بر جناحبندى نافرمان در میان گروههاى دوم خردادى مهر پایانى بزند و رسما پایان تاریخ افراطىگرى در میان اصلاحطلبان را اعلام کند. و الاکل این جریان لطمه خواهد دید.
رویکرد افراطیون دوم خردادى بیشتر به گرایشات متنازع حزبى نزدیک است واین موضوع نتایج خوشایندى براى جریان اصلاحات در پى نخواهد داشت. کسانى که خود را داعیهدار اصلى دفاع از تخرب در کشور مىدانند باید به گونهاى رفتار کنند که اگر نمىخواهند بین منافع مختلف پل بزنند حداقل تمام پلهاى پشت سرشان را خراب نکنند. روزنامهها و جریاناتى که دم از تخطئه احزاب در دولت نهم مىزنند باید به حداقلهاى فرهنگ تخرب واقف باشند.
چنین رویکرد افراطى نمىتواند پاسخ مناسبى به مسائل فضاى سیاسى و اجتماعى کشور باشد. میانهروهاى دوم خردادى باید هوشیار باشند که لطمه زدن به سرمایه اجتماعى کشور و بىاعتماد کردن مردم در مرحله اول دامنگیر خود آنها خواهد شد و اقبال عمومى را از آنها برمىگرداند. دوم خردادىها نهایت افراطىگرى را با تحصن در مجلس ششم تجربه کردهاند و نه تنها نتوانستند هیچ نتیجهاى را تحصیل کنند بلکه حداقل توجه افکار عمومى به خود را نیز از دست دادند.
آگاهان جبهه دوم خرداد نباید اجازه دهند که رویکرد عمومى جریانشان در ساحتى منازعهگرا تعریف شود. ژست خشونت ادامه حیات سیاسى دوم خردادىها را با چالشهاى جدى مواجه مىکند و این خطر بزرگى براى گروههاى میانه رو دوم خردادى است که ضمن اعتقاد به انقلاب، نظام و رهبرى دغدغه پیشرفت و اصلاحات اصولگرایانه دارند.
بر کسى پوشیده نیست که با شعارهاى لیبرالى چون صلح و دموکراسى و آزادى نمىتوان مشکلات معیشتى مردم را حل کرد. اگر شدنى بود در 8 سال دوم خرداد بخشى از مشکلات اقتصادى کشور کاسته مىشد.
به هرحال اگرچه به نظر مىرسید موقعیت خارج بودن از قدرت فرصتى را براى گروههاى دوم خردادى فراهم کند اما هر چه به زمان معرفى لیستهاى انتخاباتى نزدیک مىشویم واگرایى در میان دوم خردادىها افزایش مىیابد.
جریان اصولگرا هیچ وقت نخواسته و نمىخواهد که در کشور نوعى تکصدایى حاکم شود. تکصدایى آفت پویایى یک سیستم سیاسى است. گروههاى معتدل دوم خردادى باید با حذف جریانات افراطى و درس آموزى از تجارب گذشته به بازتعریف مواضع خود بپردازند و مبتنى بر واقعیات جامعه و نگاه به داخل کشور، مانیفست رفتار سیاسى خود را مجددا بنویسند و اجازه دهند که این مانیفست در معرض افکار عمومى نقد شود تا رهیافتى استراتژیک براى فعالیت سیاسى گروههاى دوم خردادى در حداقل چند دهه آینده به دست آید.
با آشکار شدن نیمه پنهان برخى از دوم خردادىها بدون تردید افکار عمومى نسبت به این جریان واکنش نشان خواهد داد و این موضوع حیات کل جریانات دوم خردادى را به مخاطره مىاندازد. لذا هرچه سریعتر جریان اعتدالى باید ضمن جداسازى مسیر خود از افراطیون، مواضع آتىاش را تعریف کند و با یک گفتمان تحلیلى جدید درون چارچوبهاى سیاسى کشور براى انتخابات مجلس هشتم آماده شود.