یکى از انگیزههاى انتخاب این طیف از مدعیان اصلاحات از میان گروهها و احزاب مختلف موجود در کشور براى بررسى و تدقیق در آرا و نظرات ایشان، همانا مخالفت صریح این طیف با ساختار نظام مردمسالارى دینی، جمهورى اسلامى و برخى از اصول بنیادین قانون اساسى چون اصول مربوط به رهبرى نظام و در نهایت مشاهده جملاتى بسیار قابل تامل از جناب کروبى در خصوص ایدئولوژى و اهداف این طیف افراطى اصلاحاتیان بوده است. آقاى کروبى عنوان داشتهاند: «من هیچ شبههاى ندارم اگر [ما اصلاحطلبان] دوباره پیروز شویم و یک مقدار جلو برویم همان قضایا [افراطىگرىهاى ساختارشکنان اصلاحات] دوباره شروع خواهد شد. با حضور آقاى [سیدمحمد خاتمی] نگران افراطىگرى نیستم بلکه با حضور دیگران نگران هستم... اگر جبههاى وجود داشت که کار به اینجا نمىکشید. جبهه کجا بود؟ یک عده ورشکسته دور هم جمع شدهایم و مىگوییم جبهه.» (1) ایشان همچنین در دیدار نمایندگان گروههاى اصلاحطلب در یک تبرى جویى عریان و نشان دادن انفصال تام خویش از افراطیون اصلاحات در انتخابات، اظهار داشتند: «به جز احزاب مشارکت و سازمان مجاهدین، حاضر است اسامى نامزدهاى سایر گروههاى اصلاحطلب را در فهرست انتخاباتى حزب اعتماد ملى براى انتخابات شوراها قرار دهد.» (2) اساسىترین چالش فراروى نگرش «اصولگرایى راستین و اصیل»، (اصولگرایى به معناى فرا جناحی) که توانایى لازم جهت وارد نمودن آسیبها و ضربات سنگین بر پیکره این ایدئولوژى و گفتمان را داراست، رسوخ مبانى و اصول سکولاریستى و لیبرالیستى در اعتقادات فکرى افراد، گروهها و احزاب سیاسى است. این امر سبب ایجاد افتراق میان نگرش دینى و الهى و بسیارى از ابعاد و وجوه زندگى فردى و اجتماعى هر شخص گردیده و زمینه بسیار مناسبى را جهت عدول و پشت نمودن به اعتقادات و چارچوبهاى اصولگرایى را فراهم مىنماید.
به نظر مىرسد بارزترین مصداق براى گروههاى سیاسى تحت تاثیر مبانى مکتب سکولار- لیبرال، طیف افراطی، رادیکال و ساختار شکن «اصلاحات» مىباشد که شامل گروهها (یا به عبارتى دقیقتر، گروهکهای) افراطى و تندرو به سرکردگى و علمدارى جبهه مشارکت، سازمان مجاهدین و نهضت آزادى است.
محورىترین و مبنایىترین اصل ایدئولوژى افراطیون اصلاحات، اعتقاد راسخ به مکتب لیبرال- سکولار، بوده به نحوى که این طیف از اصلاحاتیان اهداف و شعارهاى لیبرالیستی- سکولاریستى را مبناى برنامهها و سیاستهاى اصلى خویش قرار دادهاند.
به جرات مىتوان مدعى گشت که بسیارى از اهداف، برنامهها و عملکرد این افراطیون در طى ده سال اخیر را باید در فضاى فکرى لیبرال- سکولار مورد بررسى و تدقیق قرار داده و تمامى برنامههاى به اجرا در آمده و بسیارى از «سیاستورزىهای» ایشان را مىبایست نتیجه مستقیم التزام عملى این طیف اصلاحات به استراتژى و سیاست مخالفت با نظام دینى و نظام ولایى دانست.
از جمله این سیاستورزىها و برنامهها مىتوان به موارد ذیل اشاره نمود:
عدم پذیرش حکم حکومتى
سرآغاز و نقطه شروع اوجگیرى افراطیون لیبرال در اتخاذ ارزشها و شعارهاى سکولاریستى و لیبرالیستى و به رخ کشیدن اعتقاد راسخ به مبانى و آموزههاى مکتب لیبرالیسم را مىتوان در عدم پذیرش حکم حکومتى و ولایت مطلقه فقیه دانست. یکى از مصادیق این ادعا، انتقاد شدید اللحن افراطیون به حکم حکومتى مقام معظم رهبرى در خصوص غیر مشروع بودن طرح تغییر قانون مطبوعات است.
جناب آقاى کروبى رئیس مجلس ششم به عنوان یکى از مخالفان سرسخت افراطیون سکولار- لیبرال، در این رابطه عنوان مىدارد: «ما هنوز هیچ کارى در مجلس نکرده بودیم، تازه وارد مجلس شده بودیم که دیدیم عدهاى دارند امضا مىگیرند براى دو فوریت اصلاح قانون مطبوعات. پیام دوستانهاى از سوى دفتر مقام معظم رهبرى براى من و نفر دوم مجلس [آورده شد با این مضامین که:] شما مىخواهید قانون مطبوعات را اصلاح کنید، اجازه دهید یک مقدار مجلس به جلو برود، کارهایشان را آغاز کنند، کمیسیونها تشکیل شود، قانون مطبوعات قبلى عملى شود و نقایص آن مشخص شود، آن وقت تصمیم بگیرید ... اما آقایان آمدند طرح را در مجلس مطرح کردند و فوریت آن، طرح و بررسى شد. نکات تلخ اینکه، همان روز که با مقام معظم رهبرى ملاقات داشته و خواستار عدم ارسال نامه از سوى ایشان در خصوص ممانعت از دستور کار مجلس قرار گرفتن طرح قانون مطبوعات شدیم، هم طرح در مجلس تصویب شد و هم نامهاى به قوه قضائیه نوشته شد که نکات تندى داشت. پس از ارسال نامه مقام معظم رهبرى به مجلس و خارج شدن طرح قانون مطبوعات از دستور کار مجلس[و اعتراض و خروج نمایندگان تندرو از صحن علنى مجلس، تندروها] مىآمدند مىگفتند مجلس را تعطیل کن، واقعا اگر مجلس را تعطیل مىکردم معلوم نبود چه مىشد. بعد از این ماجرا برخى از مطبوعات حملات تندى را علیه من آغاز کردند به نحوى که جناب هاشمى رفسنجانى در این خصوص به آقاى خاتمى عنوان داشتند: «به برخى از این افراد که از نزدیکان شما هستند و زیر نظر شما کار مىکنند بگویید این کار را نکنند»، و خاتمى در پاسخ بیان داشت: «اینها به حرفهاى من گوش نمىکنند .]!!![» (3)
حمایت از غائله 18 تیر 78
با اسنادى که از پشت پرده غائله 18 تیر به دست آمده است، جاى شکى باقى نمانده که این غائله، شورشى در جهت براندازى نظام جمهورى اسلامى بوده است. این شورش که در نهایت با مداخله مقام معظم رهبرى و دعوت ایشان از مردم براى دادن پاسخى کوبنده به این حرکت براندازنده و با راهپیمایى گسترده مردم به پایان رسید همواره مورد حمایت تام و تمام افراطیون اصلاحات قرار مىگرفت. این افراطیون از زمان شروع این غائله با انعکاس گسترده آن در روزنامههاى خویش و نیز حضور فیزیکى در میان شورشیان و سخنرانى در میان ایشان، حمایتهاى همه جانبه از این حرکت ضد نظام داشتند.
طرح خروج از حاکمیت
افراطیون اصلاحات پس از مدتى حضور در مجلس شوراى اسلامى و ظاهرا احساس قدرت پوشالى براى خویش خواهان خروج از حاکمیت و به چالش کشیدن نظام اسلامى از این طریق شدند. در این خصوص جناب کروبى عنوان داشته است: «همان زمان احساس کردم که طرح خروج از حاکمیت به شدت مطرح مىشود و حرفهایى در جلساتى زده مىشود و نامههایى نوشته مىشود که گویاى درگیرىهاى تندى است. زمزمه خروج از حاکمیت آن قدر در جامعه پیچید که یک روز رفتم تا جلسه مجلس را اداره کنم یکى از نمایندگان آمد و گفت: براى چى ماندهای، همه مىگویند نباید در حکومت بمانیم، نتیجه ندارد. یکى دو روز بعد چند نفر آمدند به دفتر من و حرفهایى زدند که برخى از آنها خیلى تلخ بود. من گفتم این کار مصلحت نیست.» (4) ایشان همچنین در خصوص استقامت و پایمردى افراطیون بر سر نظریات خویش عنوان مىدارند: «من مىدانستم که آنها اصلا کلافه هستند و نمىدانند چه کار مىکنند، آقاى تابش مىگفت: آنها که صحبت خروج از حاکمیت مىکنند اول سال آمدند و تا آخر سال کرایه خانهها را گرفتند؛ این طور بود آقا.» (5)
پىنوشتها:
-1 روزنامه کیهان، یکشنبه 86/6/4، شماره 18884، ص .2
-2 روزنامه کیهان، دوشنبه 1385/7/3، ش 18625، ص.14
-3 مصاحبه جناب آقاى کروبی، روزنامه اعتماد ملی، دى ماه .86
-4 همان.
-5 همان.