گروه ترجمه – روزنامه لسآنجلستایمز 28 آگوست 2012 (7 شهریور) در مقالهای به پیامدهای نشست غیرمتعهدها پرداخت و نوشت: شانزدهمین نشست جنبش عدم تعهد در تهران با شرکت بیش از یکصد کشور جهان برگزار خواهد شد. که از جمله آنها محمد مرسی، رئیسجمهور منتخب مصر و نیز بانکیمون، دبیرکل سازمان ملل هستند. در سه سال آینده ایران، ریاست این جنبش را که در سال 1961 شکل گرفت، برعهده خواهد داشت. در اوایل ماه آگوست، ایران میزبان نشستی در سطح عالی با حضور روسیه در مورد بحران سوریه بود. تمام این موارد، نشاندهنده شکست سیاست آمریکا در 30 سال گذشته بهمنظور منزویسازی ایران است و سیاستهای محدودسازی یا مهار ایران از طریق تحریمها یا سازوکارهای اقتصادی کارساز نبوده است. در جهان کنونی، تحریمها چندان کارساز و مؤثر نیست. تحریمها رفتار صدام یا معمر قذافی را تغییر نداد یا اینکه شاهد هستیم باوجود تحریمهای فراگیر آمریکا، کرهشمالی و کوبا به حیات خود ادامه میدهند.
در ادامه مقاله آمده است: سیاست تحریمی آمریکا زمانی موفقیتآمیز بوده است که با تعاملهای سازنده یا مثبت همراه شده است. پایان آپارتاید در آفریقای جنوبی و کمونیسم در اروپای شرقی، صلح اعراب و اسرائیل(از طریق نقشدهی به اردن و مصر) همگی از طریق تعامل و نقشدهی به طرف مقابل محقق شدهاند. طرفداران تشدید تحریمهای فلجکننده یا تحریمهای هوشمند به کاهش جدی صادرات نفتی ایران و کمبود ارز خارجی و مشکلات اقتصادی در ایران بهعنوان اثرگذاری این تحریمها اشاره میکنند. با وجود این، تنها پیامد تمام این تحریمها، عدم توقف برنامه هستهای ایران بوده است. منطق بنیادین برنامه هستهای ایران، خودکفایی در تولید سوخت برای صنعت برق هستهای و اعتبار بینالمللی بهدلیل پیشرفتهای فنی اعلام شده است. جنگ ایران و عراق که با حمایت غرب و متحدان عربی آن همراه بود، نشان داد که ایران برای بقای خود و زیستن در محیطی امن و باثبات، به بازدارندگی قوی نیاز دارد؛ اما از نظر آمریکا، برنامه هستهای ایران موضوعی سیاسی است.
در پایان مقاله آمده است: همانطور که نشست جنبش عدم تعهد در تهران اثبات میکند، ایران تنها در ذهن برخی از سیاستگذاران آمریکایی و کارشناسان آنها منزوی شده است. بهنفع آمریکا است که به واقعیات موجود بیشتر توجه کند. یک راهبرد نوین و مؤثر در قبال روابط ایران و آمریکا تنها نباید مبتنی بر تحقق تمام خواستههای دو طرف باشد، بلکه این راهبرد باید منافع ملی آمریکا در خاورمیانه، آسیای مرکزی و آفریقا را تأمین کند و به آن آسیب نزند. آمریکا باید ایران را بخشی از راهحل چالشهای راهبردی خود در خاورمیانه ببیند؛ برای نمونه ، دولتهای سنی که بحران سوریه را شعلهور ساختهاند، عمدتاً دارای پادشاهیهای دیکتاتوری هستند. بنابراین ایران و آمریکا باید در مورد سوریه همکاری مستقیم و متقابل داشته باشند.