
1- جنایات رژیم صهیونیستی در غزه و کشتار بی رحمانه فلسطینی های این دیار که در پرتو سکوت سازمان ها و مجامع بین المللی انجام گرفت خشم هر آزاده ای را برمی انگیزد. صهیونیست ها پس از شکست نظامی از حزب الله لبنان در جنگ 33روزه، دچار بحران های متعدد سیاسی، روانی و هویتی شده اند و علیرغم گذشت یک سال ونیم هنوز نتوانسته اند که به شرایط عادی گام نهند، از این رو دیوانه وار به قتل عام فلسطینی ها، این مظلومان همیشه تاریخ، روی آورده اند. در نتیجه حملات ددمنشانه این جانیان، غزه ای های مقاوم طی یک هفته اخیر تاکنون بیش از 217 شهید و 350 مجروح تقدیم حرکت خونین خود کرده اند تا مقاومت همچنان استوار بماند.
2- اسرائیل با محاصره غزه و کشتار فلسطینی ها می خواهد دولت حماس را ترور کند و مقاومت یک ملت را به تسلیم و سازش بکشاند. غافل از اینکه ملتی که راه آزادگی را انتخاب کرده از کشتن و محاصره و قتل عام نمی هراسد. پیش از این نیز سردمداران شرک و کفر، پیامبر عظیم الشان اسلام را در شعب ابی طالب محاصره سیاسی، اقتصادی کردند و اما پیامبر با توکل بر خدا مقاومت کرد و امروز پس از 14 قرن همچنان جاودانه و پایدار است.
بدون تردید به زودی رژیم تروریستی صهیونیستی متلاشی خواهد شد و فلسطینی ها آزادی و استقلال را در آغوش خواهند گرفت. این وعده الهی به مردمان با ایمان است و تردیدی در آن نیست.
3- حمله به غزه، در واقع حمله به روند سازش و ترور پروژه سازش کاران نابخرد عرب نیز هست. سازش کارانی که سال ها است به مذاکره با نیروهای شیطانی غرب روی آورده اند. پس از این همه جنایت، آیا می توان به صلح آمریکایی و صهیونیستی امید داشت. گذشت زمان ثابت کرده که صلح از نظر اسرائیلی ها و آمریکایی ها یعنی تجویز کشتار و جنایت.
4- سکوت تلخ و مرگبار مجامع بین المللی و به خصوص سازمان ملل و شورای امنیت در کشتار فلسطینی ها نشان داده که این سازمان ها همچنان وابسته به قدرت های اهریمنی بوده و ابزاری هستند که تنها منافع آنها را تامین می کنند.
5- سفر غیرمنتظره وزیر خارجه آمریکا به سرزمین های اشغالی فلسطین، در حقیقت تداعی کننده سفر وی به مناطق اشغالی فلسطین در خلال جنگ 33روزه است. هدف این سفر تشویق مقامات تل آویو به تشدید جنایت در غزه و پاداش به سازش کاران عرب در قبال سکوت آنها در قبال این جنایات وحشیانه است.
6- عملیات جهادی مبارزان گردان های «عزالدین قسام» در عمق مراکز راهبردی و آموزشی رژیم صهیونیستی، که منجر به کشته و زخمی شدن بیش از 50 نفر شد هر چند واکنشی کوچک به آن همه جنایت صهیونیست ها در غزه است اما این عملیات موید این نکته مهم است که فلسطینی ها اگر بخواهند می توانند ابتکار عمل را برای کشتن متجاوزان و اشغالگران در اختیار بگیرند. این عملیات که منجر به خروج «حزب شاس» از دولت صهیونیستی ایهود اولمرت شد در حقیقت ضربه ای اساسی دیگر بر ساختار سیاسی، امنیتی و هویت جعلی رژیم صهیونیستی است.
فلسطینی ها بایستی با ابتکار عمل خود در اجرای عملیات های راهبردی فرصت را از صهیونیست ها بگیرند. عملیات فلسطینی ها نبایستی تنها منحصر به محیط امنیتی غزه و کرانه باختری شود بلکه کل ارض فلسطین باید عرصه رویارویی مقاومت فلسطینی ها با اشغالگران صهیونیستی گردد. پس از جنگ 33روزه، صهیونیست ها از لحاظ روانی و سیاسی مستاصل شده اند. نتیجه گزارش وینوگراد نیز هیبت دولت صهیونیستی و ارتش اسطوره ای آن را در هم پیچیده و ژنرال های اسرائیلی را به تاریخ سپرده است. ایهود المرت نیز ضعیف تر از آن است که بتواند به این رژیم حیات دوباره ببخشد لذا کاری فراتر از بمباران کورکورانه غزه و کرانه باختری نمی تواند انجام دهد. اجرای چند عملیات نظیر آنچه در مرکز آمورشی صهیونیستی «تلمودا» انجام گرفت صهیونیست ها را از تهاجم به غزه و امثال آن پشیمان می کند.