پایگاه بصیرت:پیشتر در بررسی علل سیاسی بازگشت به معنویت به سه رویکرد توهم انگارانه، ساده انگارانه و کاوشگرانه پرداخته شد و پیرامون رهیافت های وظیفه انگارانه ماکیاولی تحلیلی ارائه شد و اینک رهیافتی دیگر مورد بررسی قرار می گیرد.
رهیافت فایده گرایی : طرفداران این رهیافت که روی آوری فایده گرایانه قدرت ها به دین را مطرح می کنند، می گویند: به نظر می رسد که برای تداوم و بقا چاره ای جز دین نیست. البته برخی جامعه شناسان از دو قرن پیش، گفته بودند که بشر بدون دین نمی تواند زندگی کند و در عصر جدید، دینی متناسب با اصول تمدن جدید یعنی انسان محوری و علم گرایی ساخته خواهد شد.با این وصف، تصمیم عاقلانه ای است که دین ستیزان و دین گریزان دیروز، برای بقای خود دین گرا شوند. نظام تمدنی جدید می توانست یکی از این دو راه را انتخاب کند: یا خود را دور از دین نگه دارد و متعصبانه بر مواضع دین گریز خود بایستد و در نتیجه زوال را بپذیرد و یا خود را ترمیم کند و با به رسمیت شناختن انگیزه های متعالی انسان، در ساختار خود جایی برای دین و معنویت باز کند و بهای بقا را بپردازد.
مسیر طبیعی سیر مردم، به سوی دین بود و نیروی حاکم در تمدن جدید، گزینه بازگشت به دین را انتخاب کرد؛ اما نه تنها بقا، بلکه تحکیم شالوده های قدرت نیز با بازگشت به دین تأمین می شد. دانش و فناوری جدید، زمینه های یک حکومت جهانی را فراهم کرده بود؛ اما تنوع فرهنگی مردمان جهان، تحقق یک حکومت و ابرقدرت جهانی را دشوار می ساخت. توفیق حکومت، به پذیرش آن از سوی مردم بستگی دارد و باورها و ارزش های مردم نقش تعیین کننده ای در مقبولیت حکومت ها دارد. از همین جاست که اهمیت وجود دین جهانی که مجموعه ای از باورها و ارزش های هماهنگ را به مردم جهان ارائه می دهد، برجسته می شود. برای ایجاد حکومت جهانی باید نظام ارزشی جهانی ایجاد می شد و این نظام ارزشی با وجود یک دین به خوبی تأمین می شد؛ که آنگاه نظم نوین جهانی هم امکان پذیر بود.
در وضعیت ناپایدار تمدن جدید در قرن بیستم، عاقلانه بود که طراحان تمدن و نیروهای سلطه گر آن تصمیم بگیرند، ضعف شالوده های قدرت خود را که بر روی ویرانه های معنویت و دین بنا شده بود، به قوت تبدیل کنند؛ پس باید به این نتیجه می رسیدند که از معنویت برای ترمیم و تقویت استیلای خود بهره ببرند. برای دستیابی به این هدف، دقت نظر زیادی لازم بود. دین به معنای روشن و با مصادیق شناخته شده اش، یکی از بارزترین شاخص های تفاوت های فرهنگی و گاه علت بعضی از مشاجرات بود، اما معنویت به معنای تعالیم باطنی و ابعاد درونی دین که غالباً با لطافت، مهربانی و اخلاق همراه بود، ظرفیت بیشتری برای هماهنگی و نزدیکی فرهنگ های گوناگون فراهم می کرد.معنویت ویژگی های بسیار مناسبی داشت؛ نخست اینکه ابزار جذابی بود که گویی اقبال عمومی هم با آن موافق است؛ دوم این که شامل موضوعاتی بود که تمام ابنای بشر در طول تاریخ و عرض جغرافیا به آن دلبستگی داشتند و می توانست زمینه ساز مقبولیت یک اقتدار فرافرهنگی و جهانی باشد.
این راهکار تازه، یعنی استفاده از ظرفیت های دین و معنویت در متن تمدن سکولار، ویژگی جالب سومی هم داشت و آن اینکه در قیاس با گذشته معنویت ستیز تمدن غرب، تحول و تنوع رضایت بخشی را برای اهالی این تمدن ایجاد می کرد و برای مردم، تجربه تازه ای از زندگی در تمدن غرب را به وجود می آورد. تغییر رویکرد دین گریز-دین ستیز به رویکرد دین گرا، به دو صورت قابل اعمال بود؛ نخست اینکه یک دین جهانی هماهنگ با ارزش ها و باورهای نظام سرمایه داری، طراحی و به مردم جهان معرفی شود؛ دوم اینکه این ارزش ها و باورها در قالب فرقه های گوناگون و ادیان رنگارنگ، در متن تنوع فرهنگی مردم جهان پدید آید. با نگاه دقیق می بینیم که راه دوم هم، به راه اول بازمی گردد و نهاد دین، هماهنگ با مبانی و ارزش های نظام لیبرال سرمایه داری طراحی شده و فقط در مقام ارائه، متنوع می شود. به هرحال به نظر می رسد راه دوم انتخاب شد.
این راه حل برای پاسخ گویی به نیازهای معنوی مردم حسن دیگری هم داشت و مردم در تمدن جدید، بسیار سخت، مکانیکی و منظم زندگی می کردند؛ نظمی تحمیلی که از سوی قدرت و نظام بوروکراتیک اعمال می شد. در این وضعیت، نیاز به تفریح و سرگرمی بسیار حیاتی بود و در صورت بندی سبک زندگی غربی اهمیت می یافت؛ به این ترتیب ایجاد فرقه های گوناگون و رنگارنگ، هم به نیازهای معنوی پاسخ می داد و هم شیوه ای برای سرگرمی و تفریح در اختیار می گذاشت. این فرقه ها می توانستند مردم را برای مدت زیادی سرگرم سازند و سازگاری و همراهی آنها را با چارچوب تمدن سلطه گرانه غرب امکان پذیر کنند. اگر سلطه گران بتوانند احساس خوبی برای سلطه پذیران ایجاد کنند، درحقیقت اقتدار خود را تثبیت کرده اند.عصر جدید با تغییرات سریع آغاز شد و همواره با سرعت تحولات، پیش رفته است. کسانی که توانستند در این شرایط پرتلاطم، منافع گسترده ای را برای خود تعریف کنند و در دستیابی به آن موفق شوند، حتماً موج سواران خوبی هستند و تهدید های زیادی را برای خود به فرصت تبدیل کرده اند. در این مورد هم اتفاقات گذشته تکرار شد؛ مردمانی که زیر چتر تمدن سکولار زندگی می کنند، به دین و معنویت روی می آورند؛ ایجاد دین و معنویتی سکولار، به معنای سوار شدن بر این موج بود. از این راه می شد بشریت تشنه دین و معنویت را در راه دلخواه پیش برد و لباس پیامبری را بر هر که پوشاند. خداوندگاران عصر جدید اگر این گام آخر را هم برمی داشتند و دست به ارسال رسل می زدند کار تمام شده بود، که البته این کار را هم کردند و پیامبران عصر جدید را به سوی مردم جهان فرستادند...
¤ تهیه و تنظیم: مرکز مطالعات و تحقیقات موسسه بهداشت معنوی