صفحه نخست >>  عمومی >> آخرین اخبار
تاریخ انتشار : ۱۳ شهريور ۱۳۹۱ - ۱۲:۳۷  ، 
کد خبر : ۲۴۶۶۸۳

از انحصارگرایی تا پلورالیسم دینی

شهاب زمانى مقدمه: در شماره گذشته به مطالعه واژه شناسی، تاریخچه و زمینه های پیدایش پلورالیسم به عنوان یکی دیگر از مکاتب و نحله های فکری غرب پرداختیم. در این مطلب با کاربردهای مفهومی این مشرب فکری بیشتر آشنا می شویم. پیش از آن لازم است به اجمال دو مکتب فکری دیگر را نیز که در ادبیات فلسفی غرب وجود داشته و به نوعی بسترهای رشد پلورالیسم را تشکیل می دهند، بررسی کنیم.

انحصارگرایی و شمول‌گرایی
تفکر پلورالیسم دینی در دنیای غرب در بستری مجال رشد یافت که دو مکتب فکری دیگر یعنی؛ انحصارگرایی و شمول گرایی نیز در آن مطرح بوده که فضا را برای دیگر تفکرات دینی تنگ کرده بودند. انحصار گرایی بر آن بوده و می توان گفت هنوز هم در بین برخی تفکرات هست که؛ راه نجات و رستگاری در مسیحیت است، نه از آن روی که حقیقت ناب تنها در آیین مسیحیت یافت می شود، بلکه از آن روی که تجلی الهی، منحصراً در مسیح واقع شده است(در اعتقاد مسیحیان، عیسی مسیح و خداوند یکتا دارای یک ذات هستند) و چون راه نجات، در گرو عنایت و لطف الهی است که از طریق تجلی او بر بشر دست یافتنی است و نیز تجلی خداوند شخصی بوده و فقط در مسیح رخ داده است، پس راه نجات منحصراً در آیین مسیحیت است. «کارل بارت» متکلم مسیحی پیرو آیین پروتستان از طرفداران این نظریه است.(1)
از دیدگاه شمول گرایی فقط یک راه رستگاری وجود دارد و این راه خاص، صرفاً در یک دین خاص، قابل شناخت است و در عین حال، همه می توانند در این راه قدم بگذارند، هر چند که به شرایط خاصی که در آن دین مطرح شده است، گردن ننهند. شمول گرایی، این اصل کثرت گرایی که لطف و عنایت خداوند به انحای مختلف در مورد پیروان ادیان گوناگون تجلی یافته است را نیز قبول دارد. هر کس می تواند رستگار شود، هر چند از اصول اعتقادی دین حق چیزی نشنیده باشد. «کارل رانر» متکلم مسیحی پیرو مذهب کاتولیک از طرفداران این نظریه است.
کاربردهای پلورالیسم دینی
اگرچه در شماره گذشته ذکر شد که تعریف کاملی که بر اساس آن، بتوانیم ویژگی هایی مورد اتفاق برای پلورالیسم دینی در نظر بگیریم، وجود ندارد، اما دست کم چند نوع کاربرد مختلف برای این واژه می توان سراغ گرفت که به تبیین و فهم بهتر آن کمک می کند.
1- پلورالیسم دینی به معنای مدارا؛ پلورالیسم دینی به معنای مدارا و همزیستی مسالمت آمیز برای جلوگیری از جنگ ها و تخاصمات، از جمله مهم ترین کاربردهای پلورالیسم دینی است. به عبارت دیگر، این مشرب می کوشد کثرت ها به عنوان واقعیت های اجتماعی پذیرفته شوند و مصلحت جامعه، این نیست که به جان هم بیفتند، بلکه باید همزیستی داشته باشند، نه اینکه با هم یکی شوند.
در قلمرو ادیان و مذاهب هم، دو فرقه، در عین حال که گرایش های خاص و متفاوت از هم دارند، به هم احترام می گذارند و عملاً با یکدیگر درگیر نمی شوند؛ در عین حال که هر کسی نظر خودش را صحیح و نظریه بقیه را نادرست می داند، اما در عمل، برادرانه زندگی می کنند. «برخی، تسامح (Tolerance) را غیر از پلورالیسم می دانند و می گویند در تسامح، انسان آزادی و حقوق دیگران را محترم می شمارد، اگرچه معتقد باشد که همه حقیقت پیش خود اوست.»
این تعریف از پلورالیسم سه گونه تفسیر را متحمل است: نخست آنکه متدینان با روش عقلی و منطقی و خردپذیر، باید به بررسی اصول دینی تمام ادیان بپردازند و با ضوابط معرفت شناسی و منطقی، به سایر ادیان، گوش فرا دهند تا به دین صحیح تر نایل آیند. در برخی از آیات کتاب قرآن این رویکرد کاملاً پذیرفته شده است. برای نمونه آیات 17 و18 سوره زمر: «فبشر عباد الذین یستمعون القول فیتبعون احسنه»(2)
2- تفسیر تبادل نظر و گفت وگوی بین الادیان از منظر روانشناسانه؛ بدین معنا که متدینان ادیان و مذاهب مختلف، با احساس همدلی و شرح صدر، برای تقریب قلبی و باطنی با یکدیگر به گفت وگو بنشینند و با تسامح، برای زوال تشنج های اجتماعی، حلقه هایی ترتیب دهند، گرچه هیچ گاه به نتایج یکسان معرفت شناختی نایل نیایند.
3- رویکرد گفت وگوی بین الادیان بر اساس تردید در معتقدات دینی خود؛ این تفسیر با این پیش فرض علاوه بر آنکه نظام گفت وگو را برهم می زند و اصل مسئله را محو می سازد، با دستاوردهای مکتب اهل بیت(علیهم السلام) نیز ناسازگار است. امام علی(ع) در باب استقامت در دین و حفظ آن می گوید: «افضل السعاده استقامه الدین»(3)
4- چهره های مختلف دینی واحد؛ کاربرد دیگر پلورالیسم از منظر برخی ها این است که دین واحدی از طرف خداوند آمده که چهره هایی مختلف دارد. در اعتقاد اسلام، مسیحیت، یهودیت و اسلام به معنای خاص، همه ادیان، چهره های یک حقیقتند. اختلاف در جوهر ادیان نیست، بلکه در فهم دین است. کسانی به گونه ای آن امر الهی را فهمیدند و یهودی شدند، عده ای دیگر، به شکل دیگری فهمیدند و مسیحی شدند و برخی، به شکل دیگری فهمیدند و مسلمان شدند.
نباید بگوییم که این مذهب، درست است و آن نادرست. یا این دین درست است و دیگری نادرست. اصلاً این بحث ها، جایی ندارد. برای اینکه هر کس، طبق ذهنیت و شرایط خود، درکی از این واقعیت دارد. آنچه در اختیار ماست، فهم های مختلفی است که به صورت قاطع نمی توان ادعا کرد که کدام بهتر یا درست است. البته با یک قراینی می توان فهمی را بر فهم دیگر ترجیح داد. ما صراط مستقیم نداریم، بلکه صراط های مستقیم داریم. این پلورالیسم، یعنی پذیرفتن چند نوع فهم و چند نوع برداشت و چند نوع معرفت نسبت به یک حقیقت واحد، حتی اگر با یکدیگر متضاد باشند.(4)
5- حقایق کثیرند؛ نظر دوم دست کم به صورت فرض حقیقت واحدی به نام اسلام را نزد خدا می پذیرفت که حق است منتها ما به آن دسترسی نداریم و لذا هر کسی هر چه می فهمد، همان حق است، اما دیدگاه سوم، دیدگاه دیگری است و آن اینکه اصلاً، حقایق هم حقایق کثیرند. در این قلمرو اصلاً با تناقض روبه رو هستیم؛ چون نمی شود گفت، وجود و عدم، راست و دروغ هر دو با هم هستند.
6- پلورالیسم یعنی هر دین سهمی از حقیقت دارد؛ نوع چهارمی از پلورالیسم نیز هست و آن اینکه؛ حقیقت، مجموعه ای از اجزا و عناصری است که هر یک از این عناصر در یک دین از ادیان یافت می شود و در این صورت، حقیقت، مطلب واحدی نسبت به یک موضوع واحد نیست و ما هم هیچ دین جامعی نداریم، بلکه ادیانی، دارای حقیقتند که هر یک سهمی از حقیقت دارند. خلاصه هیچ دینی که جامع همه حقایق و خالص از همه باطل ها باشد، وجود ندارد. نه مسلمان و نه هیچ کس دیگری نمی تواند بگوید که دین من به تمام حقیقت رسیده است.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات