پایگاه بصیرت:بر اساس جدیدترین یافته مرکز آمار ایران از هفتمین سرشماری عمومی نفوس و مسکن سال 90 کل کشور، جمعیت ایران اسلامی به 75 میلیون و 149 هزار و 669 نفر و نرخ رشد میانگین 5 ساله 85-90 به 1/29درصد رسیده در حالی که این نرخ در میانگین 10ساله 75-85 ، 1/62درصد بود.کاهش نرخ رشد جمعیت و نیز کاهش بعد خانوار از 4/03نفر سال 85 به 3/55نفر در سال 90 زنگ خطری برای آینده کشور در زمینه رشد و توسعه اقتصادی به شمار میرود. بویژه در مورد کشوری که قرار است بر اساس چشم انداز 20 ساله در افق 1404 شمسی قدرت اول منطقه از نظر اقتصادی و علمی،الهام بخش برای جهان اسلام باشد و سالانه حداقل 8درصد رشد اقتصادی داشته باشد.پس از اعلام گزارش مرکز آمار مقام معظم رهبری در جمع مسئولان نظام نسبت به این مسئله هشدار دادند و خواستار تجدید نظر در سیاست های جمعیتی کشور شدند.ایشان فرمودند:" در اوایل دهه هفتاد اجرای این سیاست بنا بر مصالحی صحیح بود، اما ادامه آن در سالهای بعد خطا بود".حضرت آیتالله خامنهای تأکید کردند:"بررسیهای علمی و کارشناسی نشان میدهد که اگر سیاست کنترل جمعیت ادامه پیدا کند، بهتدریج دچار پیری و در نهایت کاهش جمعیت خواهیم شد، بنابراین مسئولان باید با جدیت در سیاست کنترل جمعیت تجدید نظر کنند و صاحبان رسانه و تریبون، از جمله روحانیون در جهت فرهنگسازی این موضوع اقدام کنند".(بیانات در جمع کارگزاران نظام 03/05/91)
از منظر عالمان جمعیتشناسی نرخ رشد جمعیت کشور با چالش جدی روبهروست که باید از لحاظ فرهنگی و امنیت ملی نیز مورد توجه قرار گیرد.برای حفظ یک جامعه،آرمانهای مجموعه انسانی و کیان یک کشور باید حداقل نرخ رشد 2 فرزند باشد تا به ازای کم شدن پدر و مادر از خانواده، تبادل نسل بدون کاهش جمعیت صورت گیرد.شهلا کاظمی پور معاون پژوهشی مرکز مطالعات و پژوهشهای جمعیتی آسیا و اقیانوسیه در خصوص وضعیت جمعیتی کشور می گوید:"رشد سالانه جمعیت در ایران طی7 دوره سرشماری نشان میدهد که رشد جمعیت بعد از انقلاب و دهه 60 ، به شدت افزایش پیدا کرده و بعد از آن از دهه 70 تا 90 با اجرای سیاستهای توسعهای از جمله اشتغال زنان، آموزش عالی و... کاهش پیدا کرده است.تعداد متوسط فرزندان در دهه 60 ، 4/6 فرزند و دهه 70 ، 4 فرزند و در حال حاضر رقمی حدود 6/1 است که این کاهش جمعیت در اثر کاهش باروری ایجاد شده است.الان رشد جمعیت 25/1 درصد است و هنوز منفی نیست اما اگر باروری با روند فعلی ادامه پیدا کرده و ثابت بماند، تا سال 1420 جمعیت ما به مرز 100 میلیون نفر رسیده و از آن سال به بعد جمعیت روند کاهنده پیدا کرده و به صفر میرسد.مشکل اساسی کم شدن کودکان زیر 15 سال و افزایش تعداد سالمندان است،به طوری که در آن سال جمعیت فعال کشور که بین 60-15 سال را تشکیل میدهند و از دهه 60 به سال 91 رسیدهاند، سالخورده شده و بیش از 25 درصد جمعیت را تشکیل خواهند داد".مسئله کاهش جمعیت که سالها قبل در کشور ما با شعار زندگی بهتر، فرزند کمتر مطرح شد در شرایط فعلی و با بررسی چشم انداز آینده کشور تبدیل به مشکلی شدهاست که طبق فرمایشات مقام معظم رهبری باید برنامه ریزی جدی درباره آن صورت بگیرد.علی اکبر محزون مدیر کل دفتر آمار اطلاعاتی جمعیتی و مهاجرت سازمان ثبت احوال کشور در خصوص عواقب کاهش نرخ رشد جمعیت می گوید:"شاخص رشد جمعیت چند سالی است کاهش پیدا کرده و چنانچه این روند ادامه پیدا کند و با سیاست های به موقع نتوانیم مانع از کاهش آن شویم طی سالهای آینده با رشد منفی جمعیت روبهرو خواهیم شد.برهمین اساس طی سالهای آینده به سمت جمعیت سالمندی می رویم بهطوری که عنوان شده تا سال 1410 با پنجره جمعیتی که همان جمعیت سالمند است مواجه می شویم به همین دلیل بهتر است از همین حالا برای 20 سال آینده برنامه ریزی و سیاستگذاری مناسبی انجام شود.به منظور افزایش آمار جمعیت کشور باید سیاست های گذشته بازنگری و لغو شده و به تبع آن برنامه های جدیدی جایگزین آن شود".
اگر چه کاهش رشد جمعیت در کشورهای جهان، قاره آسیا و 26 کشور منطقه نیز وجود دارد،بررسی های انجام شده نشان می دهد روند رشد جمعیت در این کشورها نسبت به سالهای گذشته کاهش یافته اما در ایران روند کاهش جمعیت از شتاب و سرعت بیشتری نسبت به کشورهای دیگر برخوردار بوده که همین موضوع نگران کننده است.به هر حال بحران کاهش جمعیت در ایران بسیار جدی است و اگر سیاستهای کنترلی در این زمینه تغییر نکند در آینده با مشکلات فراوان سیاسی و اجتماعی مواجه میشویم.با توجه به آمارهای ارائه شده، جمعیت ایران کاهش پیدا کرده و بحران ناشی از کم شدن جمعیت، کشور را تهدید میکند. این مسئله از منظر اجتماعی و سیاسی به نفع کشور نیست و باید هر چه سریعتر سیاستهای کنترلی در این زمینه بازنگری شود.جمشید جعفرپور رئیس کمیسیون مشورتی شورای عالی انقلاب فرهنگی در رابطه با عواقب ادامه روند رشد فعلی جمعیت می گوید:" برای آنکه بتوانیم جمعیت کشور را ثابت نگاه داریم، باید نرخ رشد خانوار 2/1 درصد باشد؛ به این معنا که هر خانوادهای که تشکیل میشود، حداقل باید 2/1 فرزند در خانواده حضور داشته باشد. 2/1 درصد به این دلیل در نظر گرفته شده است تا با رفتن پدر و مادر دو فرزند بتوانند جای آنها را پر کنند، و همچنین یک دهم نیز به عنوان احتیاط در نظر گرفته شده است که اگر اتفاقی برای فرزندان بیفتد، نرخ رشد سیر خودش را طی کند.با این روند در 15 یا 20 سال آینده یک جمعیت کم در حدود 50 میلیون نفر خواهیم داشت که اکثر آنها پیر، مسن و زمینگیر هستند و شدیدا با خلاء نیروی جوان و پرنشاط مواجه خواهیم بود".
علی اکبر محزون در خصوص راهکار های افزایش نرخ رشد جمعیت در کشور می گوید:"اجرای سیاستهای تشویقی تنها راه افزایش جمعیت است.فراهم کردن زمینه های تسهیل ازدواج جوانان ، جلوگیری از طلاق زوجین ، از بین بردن فرهنگ غلط تک فرزندی ، لغو قانون تنظیم خانواده و... ازجمله راهکارهای افزایش جمعیت کشور است".هر چه سریعتر سیاستها باید بازنگری شده و برنامهریزی همه جانبهای در راستای حمایت از خانواده صورت بگیرد.متأسفانه سیاستهای آموزشی و بهداشتی همچنان برپایه برنامههای سابق کنترل جمعیت در دانشگاهها، مدارس و مراکز بهداشتی درمانی پیش میرود که سریعتر باید اقدامات لازم در خصوص تغییر برنامهها صورت بگیرد.عبدالرضا عزیزی رئیس کمیسیون اجتماعی مجلس نیز در خصوص راهکار های رشد جمعیت می گوید:"در شرایط موجود باید روشهای تشویقی برای افزایش تولید مثل در میان خانواده ها فراهم کرد و شرایط باید به گونه ای برای جوانان فراهم شود که از آینده خود نگرانی نداشته باشند و در این صورت است که میتوان برای افزایش جمعیت اقدام کرد.رفع مشکلات اشتغال و مالی جوانان یکی از بهترین راهکار هابرای افزایش جمعیت است.در حال حاضر تعدادی از جوانان بیکارهستند بنابراین چنانچه با اقدامات و راهکارهای موثر مشکلات شغلی و معیشتی این جوانان برطرف شود میتوان از آنان انتظار افزایش فرزند را داشت.لذا در کنار اجرای سیاستهای افزایش جمعیت باید در زمینه رفع مشکلات درمان، تحصیل، معیشت، آموزش ، مسکن و ... خانواده ها اقدام شود".
رسانههای جمعی بویژه رسانه ملی باید تلاش ویژهای را در این خصوص انجام دهد چرا که در بسیاری از تولیدات تلویزیونی و سریالها خانوادهها با دو فرزند نشان داده میشوند.سیاست دولت باید به گونهای باشد که خانوادهها برای داشتن فرزند تشویق شوند بویژه نظام اداری باید برای زنان شاغل بخصوص مادرانی که فرزند آنها بیشتر است تسهیلاتی را در نظر بگیرند.به عنوان مثال در شرایط فعلی جامعه خانمهای شاغل همانند آقایان و به اندازه آنها در محیط کار وقت خود را سپری میکنند در نتیجه برای پرهیز از موقعیت شغلی تمایل به بچهدار شدن ندارند از این رو سیاستگذاریهای صحیح دولت و ارائه تسهیلات به بانوان شاغل مانند کاهش ساعات کار و ارائه تسهیلات برای ازدواج جوانان از جمله حمایتهایی است که دولت باید در این راستا انجامدهد.علاوه بر سیاستها و حمایتهای دولت خود مردم مهمترین نقش را در مقابله با توطئههای دشمنان در این زمینه دارند. مردم باید به این نتیجه برسند که خانوادههای پرجمعیت برخلاف تصور آنها با نشاط تر بوده و در صورت دادن آموزشهای صحیح به فرزندان، خانوادههای پرجمعیت پشتوانه آنان به حساب میآیند.البته ما به دنبال 75 میلیون انسانی که جویای کار، گرسنه و فارغ از آموزههای تربیتی باشند، نیستیم بلکه باید تدابیری اندیشیده شود که از منابع خدادادی در این کشور استفاده بهینه کنیم.خداوند امکانات زیادی از لحاظ منابع، ذخایر،نیروی انسانی و مخصوصا دین در ایران قرار داده است که ما میتوانیم جمعیت بالای 75 میلیون نفر حتی 100 میلیون نفر را هم نیز داشته باشیم و مشکلات معیشتی، اشتغال، تربیت و مسائل بهداشتی درمانی در این کشور وجود نداشته باشد.