صفحه نخست >>  عمومی >> آخرین اخبار
تاریخ انتشار : ۲۷ شهريور ۱۳۹۱ - ۱۲:۲۹  ، 
کد خبر : ۲۴۷۱۴۳

پلورالیسم دینی رهیافتی برای تبیین تنوع ادیان

شهاب زمانى اشاره: مسئله، تبیین کثرت ها، اختلاف ها و تنوع ها و همچنین تلقی ادیان و مذاهب از این تفاوت هاست. به عبارت دیگر، پیش همان طور که در شماره های گذشته گفتیم، در بحث پلورالیسم، با مشترکات ادیان کاری نداریم و سخن اصلی در این زمینه مسئله پلورالیسم دینی، پرسشی معرفت شناسانه و کلامی در زمینه تنوع ادیان (Religiousdiversity) است؛ نه پرسشی اخلاقی و جامعه شناسانه. پرسش این نیست که ما باید در برابر معتقدان به سایر ادیان، چه رفتار و سلوکی داشته باشیم و آیا باید هنجارهای اخلاقی در دین خود را به آنها سرایت دهیم و مثلاً به آنها احترام بگذاریم؟ به همین دلیل، بحث تسامح و تساهل (Tolerance) از مسئله پلورالیسم جداست. تسامح و تساهل در حیات اجتماعی و رفتارهای فردی، از پلورالیسم استنتاج می شود، لکن از انحصارگرایی یا شمول گرایی نمی توان بدرفتاری با سایر متدینان را نتیجه گرفت.(1)

تبیین پلورالیسم
پلورالیسم دینی به عنوان یک نگرش کلامی در باب تعداد ادیان و مذاهب و حقانیت و سعادتمندی تمام آنها و متدینان در دهه های اخیر در جهان مسیحیت رواج یافت و کشیش انگلیسی، جان هیک، نخستین کسی بود که آن را مطرح کرد. البته باید متذکر شد که عواملی چون؛ آموزه های عقل ستیز مسیحیان (مانند تثلیث و بهشت و جهنم فروشی)، تحقیر علم و عقل؛ و تفکیک علم و ایمان، تحولات تفکر دینی مغرب زمینی ها همچون تبدیل خداشناسی وحیانی به خداشناسی طبیعی و تبدیل آن به نسبی گرایی و تسامح دینی و نیز گسترش معرفت شناسی نوین همچون تفکیک نومن از فنومن، ظهور الهیات اعتدالی، هرمنوتیک مدرن شلایر ماخر و تأکید بر تجربه دینی نقش موثری در این رویکرد جان هیک داشته اند. علاوه بر این، تحقق حکومت دموکراسی لیبرال نیز به همراه اصولی چون: آزادی، اصالت دادن به آرای اکثریت مردم و عقل گرایی در پیدایش پلورالیسم موثر بوده اند.
یادآوری این نکته نیز حائز اهمیت است که قبل از ظهور پلورالیسم دینی در اروپا، گونه های دیگر پلورالیسم، یعنی پلورالیسم اجتماعی، فرهنگی و اخلاقی با ظهور اندیشه های جدید معرفت شناسی خصوصاً نسبی انگاری در حوزه های دانش و ارزش، امری پذیرفته شده بود. به همین دلیل هم به نظر می رسد تبیین آنها در فهم پلورالیسم دینی لازم باشد.
اصطلاح پلورالیسم اجتماعی از واژه لاتین (Pluralis) اخذ شده است. این واژه به معنای نگرش و گرایش به کثرت، وفور، تعدد و افزایش کمی و کیفی احزاب، جمعیت ها، انجمن ها و تنوع آرا و عقاید در جهت مصالح جامعه و سرانجام، تکثر قدرت در همه زمینه ها به کار رفته است. در پلورالیسم اجتماعی، لزوم تحکیم مبانی امور فوق و تشویق، ترغیب و هدایت مردم جامعه به سوی تحزب، جمعیت ها و انجمن های سیاسی و اقتصادی، تعلیم و تربیت فرهنگی و نیز اتحادیه ها و سندیکاهای شغلی تأیید می شود تا از طریق مشارکت چندجانبه مردم در امور عام، مصلحت امور عمومی آنها تأمین شود و اداره امور جامعه، توانی بیشتر و گسترده تر گیرد.
تحمل آرا و عقاید، تساهل و تسامح و داشتن رفتار معتدل با احزاب و جمعیت ها، انجمن ها، اتحادیه ها و سندیکاها، شرط لازم برای تحقق پلورالیسم اجتماعی است. آنارشیست ها که خواستار آزادی فرد از همه قیدها، قیمومیت ها و حاکمیت و حذف بالقوه و بالفعل حکومت ها می باشند، خواهان پلورالیسم در جنبه های افراطی آن هستند.(2)
پلورالیسم اخلاقی، به یک معنا نوعی نسبی انگاری ارزشی، نفی ضوابط ثابت و عام اخلاقی و استدلال ناپذیری ارزش های اخلاقی را افاده می کند.بنابراین در پلورالیسم اخلاقی نمی توان از اخلاق برتر صحبت کرد؛ زیرا هر فعل و قول اخلاقی که از افراد یا جوامع صادر شود فی نفسه و به مقتضای آن جوامع و افراد مستحسن است. از این منظر است که جوامع غربی با اخلاق متکی به بنیادهای دینی همان گونه برخورد می کنند که با اخلاق همجنس گرایی بروز می دهند.
پلورالیسم فرهنگی هم به معنای رسمیت بخشیدن و حقانیت دادن به تمام فرهنگ ها و نفی هرگونه رجحان فرهنگی است.
وجه مشترک پلورالیسم اجتماعی، فرهنگی، سیاسی و اخلاقی، همانا نسبی انگاری معرفت شناسانه است که بر این اساس، در ساحت جامعه، مفسر و مرجع رسمی در امور اجتماعی وجود ندارد و جامعه باید به صورت غیرایدئولوژیک و بر پایه عقلانیت کثرت اندیش اداره شود. (3)
رهیافت‌های گوناگون درباره تنوع ادیان
نگاهی به تاریخ زیست بشر و همچنین مرور حیات دینی امروز جوامع مختلف نشان می دهد که کثرت ادیان و مذاهب، واقعیتی انکارناپذیر بوده است. از گذشته تا حال حاضر، ما با انواع ادیان آسمانی و زمینی از جمله یهودیت، مسیحیت، اسلام، زرتشت، هندویسم، بودیسم و مذاهب شیعی و سنی و فرقه های مورمونیسم وحدت گرایی، پروتستانیسم، کاتولیک، آیین نوکنفوسیوسی و... مواجه بوده ایم و همواره ناگزیر از داوری و قضاوت در زمینه حقانیت و هدایت یا بطلان و ضلالت آنها بوده ایم. از طرفی معرفت ها و برداشت های عالمان دین نیز از متون دینی و حقایق دینی یکسان نیستند. از این رو، باید دید چه تفسیری از این کثرت های برون و درون متنی دینی(کثرت ادیان و مذاهب) می توان ارائه کرد و تنوع دینی را تبیین و تفسیر کرد؟ یا اینکه اساساً هر متدینی باید نسبت به ادیان دیگر چه نگرشی داشته باشد و چگونه آنها را ارزیابی کند؟ پلورالیسم دینی پاسخی است که در کنار رهیافت هایی چون انحصارگرایی، شمول گرایی و ابطال گرایی، به این پرسش ها داده می شود. ایده ابطال گرایی، یکسره تمام ادیان را باطل معرفی می کند و همه آنها را مخلوق ذهن بشر دانسته، هدایت و سعادت را اموری موهوم تلقی می کند. شمول گرایی نیز - همان طور که در دو شماره قبل اشاره شد - به حقانیت مطلق یک دین و حقانیت نسبی سایر ادیان حکم می کند و انحصارگرایی به حقانیت یک دین و بطلان بقیه ادیان فتوا می دهد، در حالی که پلورالیسم دینی، همه ادیان را حق و راه های متفاوت را صراط های مستقیم برای یک مقصد می داند.
علاوه بر پرسش های معرفت شناسانه و حقانیت یا بطلان ادیان، با دو دسته پرسش کلامی و اخلاقی یا جامعه شناختی نیز مواجه هستیم. در پرسش های کلامی، از سعادت و شقاوت و نجات متدینان و در پرسش های اخلاقی از نحوه رفتار متدینان نسبت به یکدیگر سخن به میان می آید. نکته مهم و قابل توجه در این میان، این است که این سه دسته پرسش با یکدیگر خلط نشوند و گرفتار مغالطه نگردند.
پلورالیسم دینی سومین رویکرد و تفسیر جان هیک از تنوع ادیان است که تفسیری از تعدد و تنوع ادیان در زمینه رستگاری اخروی و حق یا باطل بودن آنهاست. بدان معنا که حقیقت در نفس الامر واحد و ثابت است، اما آنگاه که حقیقت واحد در دسترس اندیشه و تجربه دینی بشر قرار می گیرد، به تکثر آغشته می شود و از آن جهت که همه آنها به نحوی به حقیقت دسترسی پیدا می کنند، در نجات و رستگاری شریک هستند.(4)
از این منظر ملاحظه می شود پلورالیسم دینی بر مبانی متعددی بنا شده است که خودشان در معرض تردید جدی قرار دارند. در شماره های آتی ضمن بررسی مبانی کلامی پلورالیسم دینی به نقد و ارزیابی آن از منظرهای مختلف خواهیم پرداخت.
پی‌نوشت‌ها در دفتر نشریه موجود است.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات