صفحه نخست >>  عمومی >> آخرین اخبار
تاریخ انتشار : ۲۹ شهريور ۱۳۹۱ - ۱۰:۰۰  ، 
کد خبر : ۲۴۷۴۶۴

مقابله شرقی‌ها با شرق‌گرایی غرب


رضا اشرفى
تحولات مناطق جنوب و شرق آسیا، شبه قاره و همچنین بخش های شرقی اوراسیا سبب شده تا آمریکا تجدید نظر بنیادی در سیاست های آسیایی خود داشته باشد. چین در جنوب شرق آسیا از قدرت اقتصادی، سیاسی و نظامی برتری برخوردار است که این قدرت را از مرزهای آسیا عبور و به سراسر جهان گسترش داده است. هند در مدتی بیش از 60 سال از پایان ظاهری استعمار انگلیس که همچنان منابع قدرت انگلیس را تأمین می کرد، امروزه به شرایطی رسیده است که سیاست های خود را به منطقه و حتی فرامنطقه تحمیل می کند و روسیه نیز در دوران پست کمونیسم، پرستیژ بین المللی پیشین خود را بازسازی کرده و به دنبال بازگشت به ابرقدرتی جهان است. در این میان، بسیاری از بازی های سیاسی در حال چرخش به سمت آسیا : اوراسیا است و به همین دلیل آمریکا نیز در حال کوچ کردن امنیتی : نظامی به این منطقه است. از این رو، به دنبال چالش آفرینی نظامی، اقتصادی و مرزی برای پکن است که در ماه های اخیر در ارتباط گیری با برخی از کشورهای منطقه شرق و جنوب آسیا نمایان است. تشدید اختلاف مرزی چین و ژاپن در دریای جنوبی چین و همچنین افزایش مانورهای مشترک با متحدان خود در دریای زرد از جمله آنها است که حساسیت چینی ها را برانگیخته است. این ارتباط گیری با تقویت مناسبات اقتصادی، نظامی و امنیتی آمریکا با طرف های مقابل چین همراه است. مسئله ای که پکن به هیچ وجه نمی تواند آن را نادیده بگیرد. این تحرکات با سفر هیلاری کلینتون به شرق آسیا ادامه یافته است.
وی در سفری 11 روزه از اندونزی، تیمور شرقی، چین و ... دیدار داشته است. در بخش شرقی اوراسیا نیز واشنگتن سعی دارد تا چنین مناسباتی را با کشورهای آسیای مرکزی و دیگر کشورهای همسایه برقرار کند تا از این طریق، با فشار آوردن بر روسیه فاصله مرزی بین چین و روسیه را به عنوان دو متحد اشغال کند، اما چرخش عمده و مهم دیگر آمریکا در منطقه اوراسیا، جذب کشور قدرتمند هند است تا از این طریق، تأثیرگذاری منطقه به منطقه خود را در آسیا افزایش دهد و در لایه های گوناگون آن جایگاه داشته باشد. مسئله طالبان و «جنگ علیه تروریسم» این امکان را به آمریکا داد که از متحد قدیمی و دوران جنگ سرد خود یعنی پاکستان فاصله بگیرد و به دشمن سنتی آن یعنی هند نزدیک شود. واشنگتن تلاش زیادی کرده است تا هند را به اتحاد خود درآورد و از این طریق، هم در برابر چین صف آرایی خود را افزایش دهد و هم از اتحاد آسیایی چین، هند و روسیه جلوگیری کند. چنین چرخشی سبب شد تا پاکستان نیز با فاصله گرفتن از آمریکا به سمت روسیه و چین و در کل به سمت سیاست شرقی گرایش پیدا کند و در بسیاری از موارد، برای آمریکا در منطقه شبه قاره و به ویژه افغانستان دردسر ساز باشد.
 در میان مجموعه این فعل و انفعالات، آنچه که از اهمیت بیشتری برخوردار است این است که واشنگتن، در تلاش های خود برای جذب هند تا حدود زیادی ناکام مانده است. هند از جمله کشورهایی است که از یک سو به دنبال افزایش قدرت خود است و از سوی دیگر می خواهد براساس سیاستی درست و حساب شده، منابع و متحدان خود را متنوع کند تا در صورت بروز تنگنای امنیتی، دچار مشکلات عمده نشود. از همین رو، هم به آمریکا نه نمی گوید و هم به دام آن نیفتاده و سعی ندارد خود را متحد استراتژیکش معرفی کند. اتحاد با هند به قدری برای آمریکا اهمیت دارد که حتی باراک اوباما در سفری به هند از این کشور دعوت کرد تا به اعضای دائم شورای امنیت سازمان ملل بپیوندد. اگر چه در آن زمان دهلی نو از این دعوت استقبال کرد، اما همه قدرت ها می دانستند که چنین دعوتی به نتیجه نخواهد رسید، اما بیش از این، مقامات هند بودند که از سیاست های آمریکایی این دعوت آگاه بودند. بنابراین آن را چندان جدی نگرفته و پیگیر آن نشدند، در عوض سعی کردند سیاست های شرقی خود را افزایش دهند. مسئله دیگر، به سیاست های تنش زای دهلی نو و پکن باز می گردد. هر دو کشور در سیاست خارجی به دنبال آن هستند که تنش های کشور خود را کاهش دهند تا از این طریق با فشار بین المللی مواجه نشوند.
همین نگاه به سیاست خارجی و توسعه چشمگیر هر دو کشور در عرصه جهانی سبب شده تا هر دو، بر خلاف میل آمریکا به یکدیگر نزدیک شوند. برخلاف چین و ژاپن، مشکلی مرزی بین چین و هند دیده نمی شود. حتی بر اساس «دیپلماسی دعوت» پکن از دهلی نو استقبال کرده تا در سازمان همکاری شانگهای عضویت دائم را به دست آورد تا در برابر دعوت عجیب و غریب اوباما از هند برای عضویت دائم در شورای امنیت، سیاست های شرقی پکن تقویت شود. بررسی کارنامه شرق آسیا همزمان با سفر کلینتون به منطقه نشان می دهد که شرقی ها به دنبال رسیدن به منافع مشترکی هستند، چنانکه حتی هند و پاکستان با سفر «کریشنا» وزیر خارجه هند به پاکستان بر بهبود مناسبات تأکید کردند. از دیگر نشانه های همگرایی شرقی ها، گرایش پاکستان به روسیه است، چنانکه منابع خبری از سفر پوتین رئیس جمهور روسیه به اسلام آباد خبر داده اند.
البته نباید از نظر دور داشت که شرقی ها برای همگرایی بیشتر نگاهی ویژه به افغانستان و آسیای مرکزی و قفقاز داشته اند. امضای توافقنامه استراتژیک میان هند، پاکستان و چین و روسیه با افغانستان و نیز ابراز نگرانی این کشورها از ناآرامی های اخیر تاجیکستان نشان می دهد که شرقی ها به دنبال همگرایی در برابر غرب هستند. هر چند که هر کدام از آنها منافع متفاوتی را پیگیری می کنند، اما در نهایت در یک اصل هم نظر هستند و آن اینکه شرق گرایی غرب برای آنها دستاوردی ندارد و باید با آن مقابله کرد.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات