هادى محمدى
هفته گذشته که فیلم اهانت به پیامبر گرامی اسلام(ص) از تلویزیون الناس وابسته به قطر در مصر پخش شد، جنبش بیداری در منطقه، به خوبی شاخص اسلامی خود را نشان داد. این موج جدید از بنغازی لیبی با حمله به سفارت آمریکا و کنسولگری آنها شروع شد که در ساعات اولیه، سفیر و چند نفر دیگر از پرسنل آمریکایی کشته شدند. این رویداد به سرعت در کشورهای اسلامی گسترش یافت و از اندونزی و مالزی تا تمامی کشورهای اسلامی در آفریقا و اروپا را در برگرفت. وسعت واکنش مردم مسلمان به حدی بود که آمریکا و هم پیمانان غربی مانند آلمان، انگلیس، کانادا و رژیم صهیونیستی را وادار به اقدامات مشابه و تعطیلی نمایندگی های سیاسی خود کرد و در یمن، ناچار به اعزام یکصد تفنگدار دریایی برای حمایت از سفارت خود در صنعا شد.
موج دوم و انقلاب دوم در بیداری اسلامی، آنچنان گسترده عمل کرد که ابرقدرت جهانی را کاملاً منزوی کرد. مقامات آمریکایی ابتدا سعی کردند مسئله را در حد واکنش یک گروه کوچک معرفی کنند و انتشار این فیلم موهن را امری طبیعی در فضای آزادی عقیده بدانند. ادامه عکس العمل ها آنچنان بود که صهیونیست ها تلاش کردند، کارگردان را غیروابسته به این رژیم معرفی کنند و مقامات آمریکایی هم این امر را یک اقدام فردی بدانند. اگر چه با اعتراضات اولیه، اخوان المسلمین، روز جمعه را برای حضور میلیونی مشخص کرد ولی در ظهر جمعه، با انتشار بیانیه ای سوال برانگیز، این اهانت را غیرحکومتی ارزیابی کرد.
از آنجا که پازل صهیونیستی- آمریکایی در این اقدام موهن کاملاً روشن بود که با پول یک شرکت قطری و شرط یک شرکت تبلیغاتی آمریکایی شکل گرفته بود، همه واکنش ها به سوی آمریکا و رژیم صهیونیستی نشانه رفت، تا حدی که برخی مقامات صهیونیستی، آن را تکرار انقلاب اسلامی ایران ارزیابی کردند. انفعال آمریکا به جایی رسید که اوباما دست به دامن مقامات کشورهای اسلامی شد تا ضمن جلوگیری از وسعت یافتن اعتراضات، از لانه های جاسوسی و نمایندگی های دیپلماتیک آمریکایی حمایت امنیتی کند.
همچنین این امر موجب شد تا در برخی کشورها مانند سودان، یمن، مصر و ... تعدادی از مردم شهید و عده ای زیاد مجروح شدند. با توجه به حساسیت «ژئوپلیتیکی» یمن و سابقه خطرناک مدیریت مشترک آمریکا و عربستان به روی القاعده این کشور که اسناد مهمی در سفارت آنها وجود دارد، یکصد نظامی آمریکایی برای حفاظت از دیپلمات ها و لانه جاسوسی آنها در یمن به این کشور اعزام شده اند. اهانت به پیامبر گرامی اسلام(ص) و ضرورت پاسخ جدی و بازدارنده به آن، معیار برای شناخت جبهه استکبار و کینه توز های صهیونیست و جبهه بیداری و انقلاب اسلامی است و چقدر جالب است که خادم الحرمین! واکنشی در مقابل آمریکا ندارد و در سطوح رسمی، کشورهای عربی و اسلامی، با اینکه در امتحان سختی گرفتار شده اند، رفتاری خجولانه از خود بروز می دهند. مقام معظم رهبری در بیانیه خود با روشن کردن اصل این اقدام وقیحانه و موهن، نفاق آمریکایی را نیز بر ملا کرده و اعلام فرمودند: «اگر آمریکا و مقامات آن دخالتی در این توهین نداشته اند، سازنده و حامی مالی آن را به مجازاتی شایسته محکوم کنند.»
آنچه در این رویداد که هنوز درکشورهای اسلامی ادامه دارد، اهمیت داشته، این است که موج بیداری به بلوغ و تکامل جدید دست یافته و در افق نزدیک خود، دستیابی به نوعی بازدارندگی در مقابل آمریکا و استکبار جهانی و صهیونیسم را ترسیم می کند.