پایگاه بصیرت:بنا به گزارش شورای جهانی طلا، روسیه در پنج سال گذشته ذخایر طلای خود را دو برابر کرده است. رئیسجمهور این کشور از بحران اقتصادی جهانی بهره برده تا بتواند در همین چند سال اخیر کشورش را به پنجمین کشور بزرگ دارنده ذخایر طلا تبدیل کند. این کشور ماهانه در حدود نیم میلیارد دلار طلا خریداری میکند.
در ماه گذشته مشخص شد که جورج سوروس و جان پالسن از متخصصان مالی نیز ذخایر شمش خود را افزایش دادهاند اما این پوتین است که در چنین شرایطی توجه را به خود جلب میکند. هیچ فردی در دنیا شجاعانهتر از این مرد قدرتمند روس سیاستهای جهانی قدرت را بازی نمیکند، همان مردی که با مهارت یک انگشتر سوپر بوئل را از باب کرافت مالک نیو انگلند پاتریوتس طی یک ملاقات با او چند سال پیش در روسیه ربود.
از دو جنبه میتوان به طلا نگاه کرد. از یک سو، این یک سرمایهگذاری است که از لحاظ اکثر معیارهای مدرن بیمعنی است، چراکه هیچ جریان پول نقدی را تولید نکرده و هیچ فایده عملی ندارد. وارن بافِت میگوید که ما طلا را از یک چاله درمیآوریم تا درون یک چاله دیگر دفن کنیم و هر کسی که این ماجرا را از سیاره مریخ نگاه کند بسیار متعجب خواهد شد. میتوان این ادعا را فراموش کرد که آن پول «واقعی» است. اما چنین چیزی نیست. پول تنها یک وسیله حسابداری است و معیاری برای سنجش اینکه چقدر ما تولید و مصرف میکنیم. طلا یک فلز براق و خوشنما، بسیار انعطافپذیر، بادوام و سنگین است. تحقیقی جدید که از سوی کمبل هاروی و کلود اِرب از دانشگاه دوک انجام شد، سؤالاتی جدی در مورد بحث طلا به عنوان منبع سرمایهگذاری مطرح کرد. اما از یک منظر دیگر میتوان به قضیه نگریست: طلا به عنوان ذخیره سرمایه در دوران آشفتگی اقتصادی یا بدتر. داستان بزرگ دوران ما این نیست که دولت اسپانیا ورشکسته شده یا اینکه پل رایان علیالظاهر قصد دارد رکورد دوومیدانی خود را بهبود ببخشد. داستان مهم این است که ایالات متحده امریکا که سالهاست اقتصاد دنیا را تحت تسلط داشته اکنون در سراشیبی نسبی قرار گرفته است. به گزارش صندوق بینالمللی پول در ماه آوریل سال گذشته، با در نظر گرفتن قدرت خرید و در مقایسه با چین تا سال ۲۰۱۷، ایالات متحده امریکا در حال از دست دادن موقعیت خود به عنوان بزرگترین قدرت اقتصادی جهان است. به زودی ما اولین انسانهایی خواهیم بود که در دویست سال اخیر در دنیایی زندگی خواهیم کرد که نه در سلطه امریکا و نه بریتانیا خواهد بود. این گونه تغییر موقعیت هرگز صلحآمیز نخواهد بود. کاهش قدرت در اسپانیا، فرانسه و انگلیس با درگیری و کشمکش همراه بود. کاهش هژمونی انگلیس یکی از دلایل اصلی بروز جنگ جهانی اول و دوم بود. حال سؤال این است که چه اتفاقی خواهد افتاد اگر امریکا نیز تسلط خود را از دست بدهد؟ شاید این تغییر نسبت به دورههای قبل بهتر انجام شود. شاید چینیها جامعهای باز و قوانینی جدید را در آغوش بگیرند. اگر اینطور فکر میکنید، دیگر نیازی نیست طلا انبار کنید.
از سوی دیگر، ما شاید وارد دوره جدیدی از قدرت سیاسی و رقابت بینالمللی شویم که بسیار متلاطمتر و خطرناکتر از قبل باشد. زمانی نه چندان دور، ذخیره جهانی طلا در دستان امریکا و اروپاییان بود که مقدار آن را در دورانی که در اوج قرار داشتند میافزودند. ایالات متحده امریکا ۷۵ درصد از ذخایر ارزی خود را به صورت طلا دارد. بسیاری از کشورهای رده اول جهانی نیز وضع مشابهی دارند. اما این آمار در حال تغییر است. بنا به آمار شورای جهانی طلا، کشورهای چین، عربستان سعودی و روسیه اکنون در پنج رده اول قرار دارند. کشورهای اروپای غربی طلاهای خود را فروختهاند. اگر بحران مالی حاضر وخیمتر شود، آنها مجبور خواهند شد تا طلای بیشتری بفروشند. بازارهای رو به رشد طلای بیشتری خریدهاند. در بیشتر موارد، طلا تنها چند درصد از ذخیره آنها را تشکیل میدهد. به رغم خرید بالای طلا از سوی چین در سالهای اخیر، تنها دو درصد از ذخیره ارزی این کشور از طلا تشکیل شده است. اما باید به این نکته فکر کنید که بازارهای رو به رشدی مثل چین تا چه وقت ذخایر خود را در قالب ارزی نگاه خواهند داشت که توسط کشورهای دیگر کنترل میشود. در حال حاضر، طلا تنها نه درصد از ذخایر روسیه را تشکیل میدهد که البته در حال افزایش است. قیمت طلا پس از اینکه در سال گذشته به اونسی ۱۹۰۰ دلار رسید با بحران کوچکی روبهرو شد که در ماه ژوئن به رقم ۱۵۶۶ دلار در هر اونس رسید. از آن زمان به بعد هم از ۱۶۸۸ دلار در هر اونس بالاتر نرفت. اما آن بحران توسط مابهالتفاوت قیمت دلار پایین آمده است. اگر قیمت هر اونس طلا را با یورو بسنجیم باز هم طلا به قیمت بالای خود رسیده است. قیمت هر اونس طلا ۱۳۴۳ است که در سال قبل در همین دوره ۱۳۵۶ یورو در هر اونس بود. معمولترین روش خرید طلا یا به صورت شمش است یا به صورت سرمایه شمش مراوده تجاری نظیر سهم طلای SPDR است که به نظر معقول میآید.مترجم: مرتضی پروانه
جوان