پایگاه بصیرت:اجلاس چهار جانبهای که به منظور حل مشکل سوریه در کشور مصر برگزار شد جزو پیشنهاداتی است که برخی کشورها ارائه دادهاند که شامل بحث ژنو، بحث کوفیعنان و بحث ابراهیمی است که همه اینها به گونهای پیشنهاداتی برای حل بحران در سوریه دادهاند و این نشان میدهد که یک نوع باور همگانی ایجاد شده در اینکه این بحران باید از طریق گفتوگو حل شود. تا کنون بحث براندازی و سرنگونی نظام بشاراسد به عنوان یک گزینه مقابل معارضین بوده در حالیکه الان یک رویکرد جدیدی مطرح شده که دلیلش آن است که جنگ وارد مرحله فرسایشی شده و هیچکدام از دو طرف یعنی حکومت بشاراسد و مخالفین قدرت یکسرهسازی را ندارند یعنی هر دو طرف الان تقریبا در بنبست گیر کردهاند و هر دو احساس میکنند ادامه درگیری فقط به ادامه کشتار، ویرانی و پیچیدهتر شدن بحران میانجامد و افراطگرایی نیز در منطقه تشدید میشود. حتی در درون معارضان سوریه در بعضی از مناطق همین افراد سلفی که در این مناطق حضور پیدا کردهاند افراد سوری را کشتهاند. همه این مسائل را نشانگر آن است که همه طرفها در یک بنبست قرار گرفتهاند، لذا حل بحران به صورت متفاوت از براندازی یعنی به صورت سیاسی به عنوان یک نیاز درآمده است. کثرت طرحها هم نشان میدهد یک اجماع در این زمینه شکل گرفته و این زمینه مثبت گفتوگو را تا حد زیادی فراهم میکند.
موضع کشورهای شرکت کننده در این اجلاس هم نکته مهم دیگر است. ایران از همان ابتدا نظرش بر حل سیاسی بحران بود چراکه به هر حال نظام سیاسی در ایران نظامی است که نتیجه یک انقلاب مردمی و همواره به دنبال آن بوده که به گونهای این مردم سوریه باشند که تصمیمگیری کنند و آینده خود را تعیین کنند به عبارت دیگر بحث حق تعیین سرنوشت الان به عنوان یک انتخاب برای مردم سوریه حقی است که تا الان متاسفانه نادیده گرفته شده است. عربستان و ترکیه هم دو کشوری هستند که در بحران سوریه حضور دارند و پشتیبانیهای مختلف را در این زمینه نیز انجام دادهاند و آنها تصورشان بر این بوده که این بحران ظرف دو یا سه ماه حل و فصل میشود ولی چنین اتفاقی نیفتاد و در نهایت آنها هم به این باور رسیدند که به گونه دیگری باید این بحران حل شود. مصر هم در یک وضعیت بینابین قرار دارد از یک طرف به دلیل آنکه نظام حاکم اخوانی است یک نوع همبستگی با اخوان که جزو معارضین هستند دارد و از یک طرف هم دولت مصر چون معتقد به عدم دخالت در این بحران است لذا طرفدار حل سیاسی بحران است و اساسا طرحی که آقای مرسی در کنفرانس مکه ارائه داده مبتنی بر همین بحث حل بحران از طریق سیاسی و نه براندازی و خشونت است.
بنابراین در حال حاضر ایران و مصر تقریبا کاملا طرفدار راهحل سیاسی برای بحران هستند در حالی که عربستان و ترکیه موافق حل نظامی هستند که البته الان دچار نوعی سرخوردگی در این زمینه شدهاند.لذا زمینههای توافق بین این طرفها تا حدی الان وجود دارد و شاید گفتوگوهای قاهره یک شروعی برای یافتن چنین راهحلی باشد.
بحران سوریه دارای سه سطح از بازیگران اصلی است که یکی از این سه بازیگران داخلی یعنی هم دولت و هم معارضه را شامل میشود، یکی دیگر از این سطوح بازیگران منطقهای هستند و دیگری نیز بازیگران بینالمللی هستند که البته در سطح داخلی حضور افراد مسلح غیرسوری هم خود یک مقوله مجزایی است. لذا رخنه کردن به این معادله و ایجاد راهحل برای آن از هر سه سطح امکانپذیر است یعنی در سطح بینالمللی چنانکه توافقی صورت گیرد میتواند موثر باشد. در سطح منطقهای هم امکانپذیر است و در سطح داخلی نیز میتواند امکانپذیر باشد. حال در نشست قاهره، گفتوگوها در سطح منطقهای دنبال میشود و چنانکه توافقی در آن صورت گیرد در سطح منطقهای تغییرات میتواند منجر به ایجاد یک نوع اجماع منطقهای برای حل سیاسی بحران شود و اگر چنین اتفاقی بیفتد این مساله میتواند کمک کند به اینکه راهحل سیاسی به گونهای به نتیجه برسد. حال باید دید آیا سطح بینالمللی میتواند این شرایط را بر هم بزند؟ در پاسخ بایدگفت که غرب از طریق مجاری عربستان، قطر و ترکیه اقدام میکند و حال اگر چنین اتفاقی رخ دهد و غرب بخواهد مخالفتی کند، از طریق این کشورها نمیتواند کاری انجام دهد لذا غرب بدون این کشورها قادر نیست اقدامی انجام دهد به همین دلیل اگر توافق منطقهای اتفاق افتد بعید به نظر میرسد که سطح بینالمللی بتواند شرایط را بر هم بزند. اگر وضعیت فعلی در سوریه ادامه پیدا کند روند فرسایشی در سوریه ادامه مییابد و متاسفانه ویرانی و کشتار ادامه پیدا خواهد کرد. عربستان سعودی در حال حاضر در وضعیت سرخوردگی شدیدی به سر میبرد و در مطبوعات آنها صحبت از آن است که این کشور بیشاز 20 میلیارد دلار هزینه کرده یعنی اگر این مبالغ را برای فلسطین هزینه میکردند، فلسطین تا حالا آزاد شده بود و این نشان میدهد که کشورهای عربی در ارتباط با فلسطین کم کاری داشتهاند که البته علیرغم همه این هزینهها به نتیجه هم نرسیدند و عربستان نمیتواند به این وضعیت ادامه دهد چون ادامه دادن، خود ساختار داخلی این کشور را با مشکلاتی مواجه میسازد.