امروزه شاغل بودن زنان، یکی از مسائلی است که در اجتماع مطرح است و زنان به علل گوناگون به کار روی میآورند و این تمایل به اشتغال باعث شده تا آنها علاوه بر مسئولیتهای خود در خانه و تربیت فرزندان، مسئولیتهای اجتماعی را نیز پذیرا گردند. اینجاست که ما با قشری بهعنوان «زنان شاغل» روبهرو میشویم.گروهی از دختران و حتی خانم های متأهل، بویژه در آغازین روزهای زندگی مشترکشان، به دلیل فراغت زیاد در منزل و برای فرار از تنهایی و پیامدهای آن، با کار و فعالیتهای بیرون از منزل خود را سرگرم می کنند.در برخی از خانواده ها و محیط ها که بیشتر زنان در بیرون از منزل کار میکنند، دختران پس از پایان یافتن تحصیلات و به پیروی از بقیه، در بیرون از منزل مشغول به کار میشوند تا به قول معروف، از قافله عقب نمانند.گروهی نیز، به تقلید از کشورهای غربی و تحت تأثیر اندیشه های فمینیستی (که به تساوی همهجانبه حقوق زنان و مردان معتقدند) و در راستای برقراری این تساوی، به رقابت با مردان در صحنه های گوناگون زندگی از جمله رقابت در بازار کسب و کار برخاستهاند.امروز شکست اندیشه های غربی برای رفع مشکلات بشریت اثبات شده است.شواهد موجود در غرب و وضعیت زنان و خانواده در کشور های غربی حکایت از اضمحلال انسانیت دارد که همگی ناشی از پیروی کردن از اندیشه های بشری در غرب است.فمینیسم و سایر مکاتب جدید با اتکا به روش آزمون و خطا نمیتوانند برای بشر راهگشا باشند چرا که در رابطه با زندگی و سرنوشت انسان نمیتوانیم به روش آزمون و خطا اتکا کنیم.متاسفانه عدهای کار و فعالیت در خانه را نشانهی ناتوانی یا حقارت زن می دانند. به همین علت، با کار در بیرون از خانه سعی در رهایی از این احساس حقارت دارند. این افراد با نگاه به زندگیهای ناموفق پیرامون خود و فشارها و
تلخی هایی که زنان در این خانواده ها متحمل می شوند، بدون توجه به ریشههای واقعی این ناکامیها، خانهداری زنان را عامل بدبختی، و اشتغال را تنها راه رهایی از این مشکلات میدانند.
خانم هایی نیز به دلیل اشتغال به تحصیل و ناکارآمدی تربیت خانواده و یا عوامل دیگر، بهخاطر اینکه از کودکی با مهارت های زندگی مثل همسرداری، خانه داری، کدبانویی، آشپزی و… آشنا نشدهاند، با فعالیت های خارج از منزل سعی می کنند از زیر بار این مسئولیت ها شانه خالی کنند.نگاه انقلاب اسلامی ایران به زن همراه با الگو و روش جدیدی بود که مقام معظم رهبری نیز در فرمایشات خود بر آن تأکید کرده اند.انقلاب اسلامی ایران در بخش انسانی برای زن و مرد تساوی قائل است و در بخش اختصاصات جنسی تفاوتها را در نظر میگیرد، این تفاوتها باید لحاظ شود تا اولویتهای وظایف زن همچون همسری و مادری که دین برای وی در نظر گرفته و برای رشد و بقای نسل ضروری است حفظ شود. مد نظر قرار دادن شرح وظایفی که میتواند برای هر دو جنس مرد و زن و جامعه انسانی مفید واقع شود ضروری است.زنان در این زمینه مهمترین نقش را بر عهده دارند و میتوانند در تعالی این فکر و اندیشه اقدامات مؤثری انجام دهند و در عرصه عمل گام بردارند.فرهنگ غرب نسبت به حضور زمان در اجتماع هیچ محدودیتی قائل نیست و بر همین اساس در محیط اجتماعی بخصوص
محیط های کاری شاهد حضور زنان بدون در نظر گرفتن تفاوت های ذاتی زنان و مردان هستیم.اما باید توجه داشت که در خلقت زن و مرد تفاوتهایی وجود دارد و به همین دلیل مسئولیتها و حقوق متفاوتی برای آنها مشخص شده است.اگر برای زن مسئولیتهای مادری و همسری تعیین شده است این به دلیل ساختار خلقتی اوست اما غرب نگاههای متفاوت را به زن و مرد لحاظ نمیکند در حالی که اسلام زن و مرد را مکمل یکدیگر دانسته و در این صورت است که زنان میتوانند در عرصههای سیاسی، اجتماعی و اقتصادی حضوری فعال داشته باشند.
رسالت