صفحه نخست >>  عمومی >> آخرین اخبار
تاریخ انتشار : ۰۵ مهر ۱۳۹۱ - ۱۴:۳۰  ، 
کد خبر : ۲۴۷۹۶۷
جامعه روحانیت مبارز و ارتباط معنوی با تشکل‌های همسو

احزاب سیاسى ایران (بخش صد و هفتاد و یک)

نویسندگان: صادق سلیمى‌بنى - آیت مظفرى تنظیم: عبدالله شمسى مقدمه: در چند شماره گذشته با برخی از عملکردهای اسلامی و انقلابی جامعه روحانیت مبارز در پیش و پس از پیروزی انقلاب اسلامی در حوزه های مختلف آشنا شدیم. در این مطلب و شماره های پیش رو، ائتلاف و مشارکت سیاسی این تشکل روحانی در عرصه انتخابات را مورد بررسی قرار خواهیم داد.

عمده ترین و بارزترین ائتلاف ها و ارتباطات برون سازمانی جامعه روحانیت، با تشکل های همسو است. جامعه اسلامی مهندسین، جامعه اسلامی پزشکان، جامعه اسلامی فرهنگیان، جامعه اسلامی کارگران، جامعه زینب، جمعیت موتلفه اسلامی، جامعه وعاظ تهران، جامعه انجمن های اسلامی اصناف و بازار تهران، جامعه اسلامی دانشجویان، جامعه اسلامی دانشگاهیان و کانون اسلامی فارغ التحصیلان شبه قاره هند، مهم ترین تشکل هایی هستند که بر اساس بینش و اعتقادات خود، به روحانیت مبارز علاقه مند می باشند. همین امر موجب شد تا آنها رهبری فکری و سیاسی روحانیت مبارز را پذیرفته و در مواقع و مسائل مختلف به آنها تأسی کنند.(1)
جامعه روحانیت با گروه های یاد شده(2) در شرایط و موقعیت های خاص، به ویژه در هنگام انتخابات، نشست های مشترکی داشته و برای نزدیک کردن مواضع خود به تبادل نظر می پردازد.
شیوه و مکانیسم همکاری و ارتباط این گروه ها با جامعه روحانیت بدین صورت است که هر تشکل و گروه، در مرکزیت تشکیلات خود مطالب موردنظر را مطرح و به نتیجه رسانده، سپس موضع، دیدگاه، پیشنهاد و طرح خود را در «شورای هماهنگی تشکل ها» که مرکب از نمایندگان تشکل های همسو با جامعه روحانیت هستند، به بحث می گذارد. آن گاه حاصل و جمع نظرات آنان به جامعه روحانیت ارسال می شود. در این زمان شورای مرکزی روحانیت مبارز دیدگاه و نظراتش را در کنار نظرات رسیده مطرح و پس از تبادل نظر با بهره گیری از مکانیسم رأی گیری، تصمیم گیری می کند. در اغلب موارد آنچه که مورد تصویب شورای مرکزی روحانیت مبارز قرار گرفته و تصویب می شود، مورد قبول تشکل های اسلامی همسو نیز قرار می گیرد.(3)
باید توجه داشت که رابطه جامعه روحانیت و تشکل های همسو از نوع روابط ارگانیک و سازمانی نیست؛ به نحوی که جامعه روحانیت نظرات خود را به صورت سلسله مراتبی به تشکل های مذکور ابلاغ کرده و انجام دستورات و ابلاغیه های مذکور را همانند دستورات حزبی از آنها بخواهد. عکس قضیه نیز صادق نیست؛ یعنی تشکل های همسو هم به طور مطلق در تصمیم گیری های روحانیت مبارز نقش اساسی ایفا نمی کنند.
با چنین رویکردی اظهار نظر افرادی نظیر نویسنده کتاب «رمز موفقیت یک رئیس جمهور» که می گوید تشکل های سیاسی غیر روحانی نظیر جمعیت موتلفه و جامعه اسلامی مهندسین و ... با تأثیرگذاری بر جامعه روحانیت از این تشکل روحانی به نفع جریان خود بهره برداری می کنند، با تردید مواجه می شود. مهندس محمدرضا باهنر که از اعضای فعال جامعه اسلامی مهندسین و از همسویان با جامعه روحانیت است، می گوید: «اینکه شما فکر کنید مثلاً ما تئوری پرداز جامعه روحانیت هستیم یا به آنها خط می دهیم، این واقعاً ظلم است، یعنی نه[در] شأن و حد ماست که چنین کاری بکنیم و نه آنها آدم هایی هستند که منتظر تئوری پردازی ما باشند؛ یعنی در ضمن این که جامعه روحانیت مبارز حزب نیست؛ ولی اعضای آن، آدم های سیاسی پخته ای هستند و این طور نیست که کسی بتواند به آنها خط بدهد و از آن طرف همسویی ما با آنها هم به این معنا نیست که ما مقلد جامعه روحانیت هستیم. ما با هم جر و بحث می کنیم، ممکن است دعوا بکنیم، یعنی نه ما به آنها خط می دهیم و نه این که هرچه آنها گفتند ما چشم بسته بگوییم چشم! با هم گفت وگو می کنیم، بحث می کنیم و به یک نتیجه می رسیم.»(4)
روابط جامعه روحانیت و تشکل های همسو برگرفته از وحدت در اهداف و اصول کلی، نظیر دفاع از انقلاب اسلامی، امام(ره)، رهبری، حفظ نظام، قانون اساسی، اجرای احکام اسلامی و... است. البته تشکل های همسو به دلیل آن که جامعه روحانیت را به عنوان یک مجموعه و برخوردار از سابقه دیرینه در فهم و معرفت دین و فعال در صحنه های سیاسی اجتماعی می دانند، یک نوع پیشگامی و رهبری فکری و سیاسی را برای آن قائل هستند.(5)
با وجود این، باید توجه داشت که پذیرش پیشگامی و رهبری جامعه روحانیت از سوی گروه ها و تشکل های همسو هرگز به آن معنا نیست که آنها خودشان را ملزم به اجرای مو به موی مواضع و دیدگاه های جامعه روحانیت بدانند، بلکه اولاً، هرکدام از آن تشکل ها به تنهایی مرامنامه، اساسنامه و ساختار تشکیلاتی و نیز کارکرد سازمانی جداگانه ای دارند. ثانیاً، آنها ضمن احترام به نظریات بزرگان جامعه روحانیت، از دیدگاه های متفکران، دانشمندان علوم سیاسی و صاحب نظران خود در تحلیل و موضع گیری پیرامون مسائل روز، بهره می گیرند.
به گفته حجت الاسلام والمسلمین مصباحی مقدم، عضو شورای مرکزی جامعه روحانیت: «گاه اتفاق می افتد که مواضع آن تشکل ها به طور صد در صد و مطلق با مواضع جامعه روحانیت انطباق پیدا نمی کند. گرچه ممکن است که جامعه روحانیت نیز در صدد نفی و مقابله با مواضع آنها نباشد؛ زیرا آنها دارای ارتباط ارگانیک و سازمانی با جامعه روحانیت نبوده و علی الاصول زیر مجموعه روحانیت مبارز محسوب نمی شوند که جامعه بخواهد با آنها برخورد بکند. از طرف دیگر آنها در مقابل جامعه روحانیت هم نیستند که جامعه روحانیت بخواهد علم اصطکاک با آنها را برافراشته کند.»(6)
در واقع تشکل های همسو بسان گروه های شبه اقماری هستند که یک نوع ارتباط معنوی و داوطلبانه غیر سازمانی با مرکزیت جامعه روحانیت دارند. در نتیجه این ارتباط، جامعه روحانیت یک نوع گروه مرجع برای آنان محسوب می شود. البته این ارتباط داوطلبانه، هرگز به معنای دنباله روی بی چون و چرا نیست؛ بلکه آن تشکل ها سعی می کنند از جهت مشی سیاسی- اجتماعی در کنار روحانیت باشند، تا حدی که حتی در بعضی موارد از دیدگاه خود چشم پوشی می کنند.
به عنوان نمونه سخن مرحوم آیت الله عباسعلی عمید زنجانی، عضو شورای مرکزی جامعه روحانیت، در رابطه با انتخابات چنین است: «دیدگاه جامعه روحانیت این است که در کاندیداتوری ریاست جمهوری یا مجلس خیلی ضرورتی ندارد که بازار نماینده داشته باشد، اما آنها این گونه فکر نمی کنند، آنها می گویند چه فرقی می کند وقتی می خواهیم عناصر معتقد به اسلام، انقلاب و نظام داشته باشیم که فعال باشند، حال شغل بازاری باشد یا بازاری نباشد، فرقی نمی کند.
چه بسا در مسائل اقتصادی آنها صاحب نظر باشند. ]در[ این گونه مسائل که به استراتژی و خط مشی های کلی مربوط نمی شوند و عمدتاً به شیوه کار و راهکار بازگشت می کند، ممکن است اختلاف نظرهایی وجود داشته باشد که معمولاً تشکل های همسو خود را با جامعه روحانیت هماهنگ می کنند.»(7)
به نظر می رسد، گروه های تشکیل دهنده همسو با جامعه روحانیت، علاوه بر آن که مصلحت خود را در کسب اعتبار از جامعه روحانیت می دانند، از نظر تغذیه ایدئولوژیک نیز نیازمند به آن هستند.
در مقابل، جامعه روحانیت هم به واسطه برخورداری برخی از این تشکل ها از استحکام تشکیلاتی و کارکرد حزبی که خود را فاقد آن می داند، در مواقعی نظیر انتخابات برای پیشبرد اهداف خود از این تشکل ها بهره می جوید. مهندس محمدرضا باهنر از فعالان جامعه اسلامی مهندسین در این ارتباط می گوید: «در طول این بیست ویک سالی(8) که جامعه روحانیت مبارز تشکیل شده ]به صورت تشکیلاتی رسمی[ به مناسبت های گوناگون اعضای برجسته آن اعلام کرده اند که جامعه روحانیت حزب نیست و دنبال کار حزبی هم نخواهد رفت.
از این طرف ما به عنوان نیروهای سیاسی همفکر با جامعه روحانیت کار حزبی می کنیم، فکر حزبی داریم و اصلاً من معتقدم نظام ما که یک نظام پارلمانی است، نمی تواند بدون حزب باشد. بنابراین ممکن است فعالیت ما به نوعی خلأ فعالیت حزبی یک جریان نیرومند روحانی مثل جامعه روحانیت را پر کرده باشد.»(9)
به رغم آن که تشکل های اسلامی همسو با جامعه روحانیت، ارادت و وفاداری خود را در پذیرش رهبری فکری آن جامعه نشان داده و می دهند، دو اشکال عمده بر نوع ارتباط برون سازمانی روحانیت مبارز با گروه های همسوی آن به وضوح قابل مشاهده است:
1- فقدان طرح مشخص از سوی روحانیت مبارز برای استمرار ارتباطات و جهت دهی و هدایت فکری تشکل های همسو.(10)
2- ارتقای سطح ارتباط صرفاً در ایام برگزاری انتخابات با تشکل های همسو و کاهش ارتباط با آنها در دیگر ایام سال.(11)
پی‌نوشت‌ها در دفتر نشریه موجود است.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات