صفحه نخست >>  عمومی >> آخرین اخبار
تاریخ انتشار : ۰۵ مهر ۱۳۹۱ - ۱۴:۳۱  ، 
کد خبر : ۲۴۷۹۶۸

اندیشه سیاسى مسلمانان (بخش صد و هفتاد و یک)


فتح‌الله پریشان
زندگی ابن رشد از آغاز تولد تا پایان عمر دستخوش بحران سیاسی ناشی از جابه جایی قدرت سیاسی مرابطی به موحدون یا انحطاط عملی و رفتاری حکام سیاسی بود. تولد وی مقارن با درگیری داخلی بین جریان «ابن تومرت» با حکام مرابطی بود که سرانجام پیروز میدان نیز همین جریان بود که موفق به تأسیس سلسله موحدون در مراکش و اندلس شد. دوره اول و دوم عمر زمامداران جدید دوره ثبات و امنیت نسبی اقتصادی است که مقارن با دوره میانی حیات ابن رشد بود و زمینه حضور او را در عرصه عمومی فراهم آورد که گاه در کسوت مشاور آموزشی و زمانی متصدی امر قضا و ... و دوره ای دیگر در کسوت متفکر و مربی بود.
ابن رشد با اهتمام جدی به تنقیح آثار ارسطو و تهیه منابع و متون آموزشی می پرداخت و به تولید آثاری در نقد نحله های فقهی و کلامی زمانه خود همت می گمارد و به مسائل و موضوعات، غایت گرایانه می نگریست و بر اساس آن به نقد جریان فکری از جمله جریان مسلط و چگونگی رفتار زمامداران و اتباع می پرداخت.
در شماره های گذشته با اوضاع سیاسی زمانه ابن رشد به اجمال آشنا شدیم. در این شماره تلاش می کنیم با اوضاع فرهنگی عصر حیات ابن رشد، آشنا شویم.
مطالعه جریان های فکری و فرهنگی هم عصر ابن رشد نشان می دهد که همزمان با حیات وی چهار جریان فکری جدی وجود داشته است. سیر فکری غالب در اوضاع فرهنگی این دوره، بین جریان فکری جبرگرایانه فقیهان مالکی و افکار ابن تومرت در تردد و نوسان بود. تفکر ابن تومرت، در دولت عبدالمومن، در قالب منشوری به کتابت درآمد تا به مناقشه های موجود بین فقیهان و متکلمان در مورد باور به خداوند پایان دهد. محمد عابدالجابری در کتابی که درخصوص سیره و فکر ابن رشد نوشته است، این کتاب را برنامه آموزشی همگانی در آن عصر می داند.»،(1)
ظاهرگرایی فقهی جریان دیگری است که در کنار جریان فکری ابن تومرت در آن عصر وجود داشته است. فقیهان بنی حمدان، فقهای مالکی و دیگر نحله های فقهی که عمدتاً عهده دار مناصب قضاوت و تدریس بودند، در این جریان دسته بندی می شوند. اینان بر سنت کهن فقهی اصرار می ورزیدند و از تردیدهای احتمالی در باب آن سخت بیمناک بودند. ابوالقاسم بن حمدین که فتوا به سوزاندن کتاب «احیاء العلوم» غزالی داد و مطالعه کنندگان آن را تکفیر کرد، سمبل ابن جریان محسوب می شود.(2)
دو جریان فکری بومی یهودی و مسیحی در خلال این دوره به چشم می آید که حیطه فعالیت شان در عرصه ترجمه آثار نو افلاطونیان بود و عمدتاً با مسلمانان همزیستی مسالمت آمیز داشتند. از متفکران معاصر ابن رشد، فیلسوف و مورخ یهودی آبراهام بن داود بود که به دو زبان عربی و عبری تسلط داشت. همچنین از اساتید ابن رشد می توان به «ابومروان بن جریول بلنسی» و «ابوجعفربن هارون التجالی» نام برد که به این جریان تعلق داشتند و ابن رشد از آنها طب و فلسفه فرا گرفت.(3)
در کنار سه جریان ذکر شده، مکتب «المریه»، جریان دیگری است که بر اندیشه فلسفی ابن رشد تأثیرگذاشته است. بررسی ها نشان می دهد که این مکتب، خود تحت تأثیر جریان فکری فاطمیان مصر و شیعیان اسماعیلی قرار داشته است. اغلب بزرگان فکر فلسفی اندلس از ابن باجه، ابن طفیل، ابن سید و ... در این جریان فکری قرار داشتند. پروفسور هانری کربن مستشرق و اسلام شناس فرانسوی، ابن رشد را نماینده بزرگ این جریان و احیاکننده مکتب فلسفی مشاء و اندیشه ارسطویی می داند. (4)
جریانات و اندیشه های چهارگانه فکری فوق از آن جهت اهمیت دارد که بیانگر ابعاد مختلف اوضاع فرهنگی زمانه ابن رشد است و همان طور که در حوزه قدرت سیاسی، غلبه و تقدم یا تأخر یکی از عناصر و جریان های سیاسی سبب به وجود آمدن وضعیت خاصی می شد، در عرصه فرهنگی هم هژمونی و غلبه فکری یک جریان سبب می شد فضای فکری و فرهنگی و حتی مراکز آموزش تحت سیطره آن جریان باشد. از همین رو گاهی جریان فقهی و زمانی جریان های دیگر غالب می گشتند. در شماره آتی با موقعیت فرهنگی و عملکرد علمی ابن رشد در چنین جامعه ای و با چنین جریان های فکری و سیاسی بیشتر آشنا می شویم.
پی‌نوشت‌ها در دفتر نشریه موجود است.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات