هادی محمدی
بر اساس گزارش هایی که در مورد جنگ 1973 بین رژیم صهیونیستی و ارتش های عربی منتشر شده است،این رژیم زمانی که با ناکامی های اولیه روبه رو می شود، بلافاصله به دنبال دستیابی به سلاح هسته ای می افتد و تا مرز دستور به کارگیری نیز آماده می شود. یعنی زمانی که توان نظامی کلاسیک این رژیم پاسخگوی یک توازن برتر نظامی نیست، در کنار جنون سیاسی برتری طلبی، امکان استفاده از سلاح هسته ای را از سوی مقامات ارشد رژیم صهیونیستی به شدت افزایش می دهد.
ادبیات سیاسی مقامات صهیونیستی در حداقل یک سال گذشته و به ویژه چند ماه اخیر نشان می دهد با وجود اینکه ارزیابی های سالیانه رژیم صهیونیستی هیچ یک به یک خطر فوری از سوی ارتش های عربی دلالت ندارد، ولی به دلیل جنون برتری طلبی، آهنگ امکان به کارگیری سلاح هسته ای شدت گرفته و راهبرد ابهام هسته ای تا حد زیادی کارآیی خود را از دست داده است.
اگر چه سال ها است که در آژانس بین المللی انرژی هسته ای، تعدادی از کشورهای آسیای غربی (خاورمیانه) و خصوصاً ایران تلاش کرده اند که این رژیم نیز تحت نظارت آژانس قرار گیرد و به پیمان NPT بپیوندد و منع به کارگیری و گسترش سلاح هسته ای را بپذیرد ولی این رژیم به حمایت آشکار آمریکا و کشورهای غربی، همواره از این کار معاف شده و حتی گزارش ها و قطعنامه ها و بیانیه های آژانس، نامی از این رژیم نبرده و از آن درخواست نکرده تا با اعمال فشارهای لازم، از تهدید و خطر بالفعل سلاح های هسته ای این رژیم بکاهد.
مقامات رژیم صهیونیستی نیز در مناسبت های خاص اعلام کرده اند که سلاح های هسته ای آنها، بخشی از دکترین امنیتی، آنان است و برای کسب امتیازات راهبردی امنیتی آن را حفظ می کنند و حاضر به مذاکره درباره آن نیستند. این در حالی است که با تولید شبهه های ساختگی در سال های گذشته درخصوص برنامه هسته ای مسالمت آمیز ایران، فشارهای غیرقانونی و غیرانسانی گسترده ای از سوی آمریکا و غرب به ایران وارد شده و رژیم صهیونیستی در تولید این شبهه ساختگی نقش اول را به عهده داشته است و سازمان های بین المللی مانند آژانس و شورای امنیت نیز، به ابزارهای سیاسی و امنیتی غرب برای فشار به ایران تبدیل شده اند و از ماهیت اصل و وجودی خود فاصله گرفته اند.
وقتی به کارگیری سلاح های تاکتیکی هسته ای از سوی آمریکا در عراق و افغانستان که آثار زیستی فراوانی به جای گذاشته و جان بسیاری را در این کشورها گرفته، با سکوت محافل مسئول جهانی روبه رو می شود و رئیس جمهور قبلی فرانسه در تهدیدی آشکار از به کارگیری سلاح هسته ای در قبال دیگر شرکای غربی خود که منافع فرانسه را نادیده می گیرند، سخن می گوید و اعلام علنی انگلیس و آمریکا برای هزینه کردن ده ها میلیارد دلار برای بازسازی نسل جدید سلاح های هسته ای به راحتی صورت می پذیرد، نمی توان تردید داشت که کسی در جهان جلوی سیاست های جنون آمیز رژیم صهیونیستی را در امکان به کارگیری سلاح هسته ای بگیرد و یا برای آن مانعی ایجاد کند.
سلاح های هسته ای رژیم صهیونیستی که از چند صد کلاهک نیز افزون است، عامل باج خواهی و ارعاب منطقه و جهان محسوب می شود و تهدید و خطر جدی آن بر روی ملت های مستقل، همواره سایه انداخته است. وقتی نخست وزیر رژیم صهیونیستی (نتانیاهو) در تهدید آشکار خود حاضر به آتش کشیدن کاخ سفید است، نمی تواند در به کارگیری سلاح هسته ای علیه دیگر ملل و کشورها تردیدی به خود راه دهد که حتی با استانداردهای غیراخلاقی و غیرقانونی NPT برای دارندگان سلاح هسته ای مغایر است.
آمریکا و غرب از تمایل توان دیپلماتیک برای ارعاب و یا تشویق دیگر کشورها استفاده می کنند تا صدای کشورهای عضو نم (جنبش عدم تعهد) در مخالفت با رفتار رژیم صهیونیستی و استثنا شدن آن در دارا بودن احتمال و استفاده از سلاح هسته ای خاموش باقی بماند.
تهدید هسته ای رژیم صهیونیستی، امر و پدیده ای واقعی است که نمی توان و نباید در قبال آن سکوت کرد و راه های معکوس کردن و یا ناکارآمد کردن این تهدید و ارعاب هسته ای چندان دشوار نیست، ولی آنچه قطعی است اینکه، آمریکا و غرب به عنوان تولیدکننده و حامی این پدیده نامشروع در آسیای غربی، مسئول اصلی هر شرایط غیرعادی و یا نتایج آن خواهند بود.