صفحه نخست >>  عمومی >> آخرین اخبار
تاریخ انتشار : ۲۲ مهر ۱۳۹۱ - ۱۵:۴۱  ، 
کد خبر : ۲۴۸۸۳۴

پشت پرده گران فروشی گوشت،مرغ و ...

یک مقام مسوول سابق وزارت جهاد کشاورزی علت گرانی محصولات کشاورزی را فاش کرد

سیاست های حمایتی در رابطه با تولید در کشور نداشتیم تولیدکنندگان در حال حاضر جز بیمه محصولات کشاورزی، از هیچ بیمه یی برخوردار نیستند. این دغدغه یی است که در تولید وجود دارد.ما شاهد هستیم که برخی کالاها با شش، هفت واسطه به دست مصرف کننده می رسد. به جریانات اخیر مربوط به گرانی مرغ توجه کنید. قیمت نهاده های دامی و کنجاله از کیلویی 500 600 تومان به نزدیک دو هزار تومان افزایش یافت در شرایطی که 70 درصد هزینه ها به این موضوع برمی گردد.بخش تولید همواره به این فکر می کند که زیرساخت را چطور آماده کند تا بهترین ارزش افزوده را داشته باشد. اما سیاستگذاری زیرساخت تولید در اختیار او نیست و دستگاه دیگری سیاستگذاری می کند.ادعای بخش کشاورزی این است که تولید کشور ما پس از انقلاب بیش از 5/4 برابر شده است، اما بازرگانی ما چقدر رشد کرده است؟ این افزایشی که اتفاق افتاده نشان از مدیریت کارآمد و ارتقای تکنولوژی تولید دارد حالاآقایانی که این ادعا را دارند، بیایند و بگویند که ما چه مقدار پیشرفت در این بخش داشته ایم؟
سی و اندی سال از حضور او در بخش کشاورزی می گذرد، خود را حامی تولید می داند، از دغدغه های کشاورزان می گوید و اینکه حمایت ها بسیار ناچیز است. او معتقد است که بخش کشاورزی ما پیر و بی سواد است و هیچ ابزاری وجود ندارد که این بخش را باسواد و جوان کرد و البته تاکید می کند: تولیدکنندگان کماکان سردرگم هستند. به همین دلیل وقتی به تولیدکننده الگوی کشت می دهیم، این الگو را عملیاتی نمی کند، زیرا نمی داند آینده این الگوی کشت چه می شود.محمدرضا شافعی نیا، کسی که معتقد است طرح انتزاع راه درمان مشکلات بخش کشاورزی است و تمام انتقادهای او به بازاررسانی است، تا سال گذشته سمت مشاور وزیر جهاد کشاورزی را داشت، اما به دلیل شرکت در انتخابات مجلس نهم به عنوان نماینده دزفول، از مسوولیت دولتی خود کناره گرفت گرچه در نهایت در انتخابات حضور پیدا نکرد.شافعی نیا در گفت وگوی یک ساعته خود با «اعتماد» یادآور شد: نبود زنجیره تولید، کاری کرده است که تولید باکیفیت، ارزان و اشتغال زا نداشته باشیم. در عین حال تولیدات کشاورزی با شش هفت واسطه به دست مصرف کننده می رسد و در این شرایط قیمت ها چندین برابر افزایش پیدا می کند.
با توجه به اینکه شما در وزارت جهاد کشاورزی حضور 33 ساله داشتید، به طور مستقیم در جریان اجرای برنامه های توسعه یی در بخش کشاورزی بودید. به نظر شما آیا در این وزارتخانه نگاه و اعتقادی به اجرای برنامه ها وجود دارد، زیرا هیچ یک از اهداف تعیین شده محقق نشده است؟ اگر اعتقادی وجود ندارد، چه عاملی باعث این موضوع شده است؟در هر موضوعی و مقوله یی اعم از اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی، در صورتی که برنامه های توسعه یی وجود داشته باشد، به طور قطع پیشرفت امور بهتر خواهد بود، اما اگر اجرای برنامه های توسعه یی کمرنگ شود، با مسائل و مشکلاتی روبه رو خواهیم شد.در نظام علمی به طور معمول سه ردیف برنامه پیش بینی می شود: ردیف اول، برنامه های استراتژیک است که در رابطه با آن در کشور سند چشم انداز را اجرا می کنیم. ردیف دوم، برنامه های تلفیقی و توسعه یی است. ردیف سوم نیز برنامه های عملیاتی است که بودجه های سالانه برای این منظور بسته می شود.این سه ردیف برنامه باید در کنار یکدیگر و در راستای هم باشند تا بتوانند ما را به هدف و منظور نزدیک کنند. اما باید بگویم تاکنون و تا چند سال پیش در بخش کشاورزی یا در کل مجموعه اقتصاد این برنامه ها خیلی به هم ارتباط پیدا نمی کردند و روابط شان از هم گسسته بود. در برخی مواقع برنامه های تلفیقی و توسعه یی با سند چشم انداز همخوانی داشت و در بعضی جاها نداشت. بودجه سالانه یا برنامه های عملیاتی نیز در برخی موارد با برنامه های توسعه یی همخوانی داشت و در بخشی هماهنگی وجود نداشت. همین مسائل باعث شد در بخش کشاورزی با مشکلاتی مواجه شویم.
همان طور که گفتید، برنامه ها به هیچ وجه با یکدیگر هماهنگ نیستند وگرنه نتایج خوبی از آنها می گرفتیم. برای مثال در برنامه ها روی ورود تکنولوژی های مدرن تاکید می شود، اما عملادر واردات آنها و مجوزگیری ها با مشکل روبه رو هستیم.با وجود اینکه تولید در بخش کشاورزی از بعد از انقلاب اسلامی بیش از 5/4 برابر افزایش پیدا کرده و جمعیت حدود دو برابر شده است، ولی اگر برنامه های توسعه یی به درستی اجرا می شد و در موارد زیرساختی کار می کردیم، وضعیتی قابل مقایسه با امروز نداشتیم. در برنامه های اول، دوم، سوم و چهارم توسعه معمولابرنامه های زیرساختی در نظر گرفته می شود. بر این اساس در رابطه با مکانیزاسیون، افقی در برنامه ها پیش بینی شده، اما متاسفانه این برنامه ها بعد از ارزیابی بین 10، 20، 30 و حداکثر 40 درصد تحقق پیدا کرده است و با این اوضاع قطعا نمی توانیم مکانیزاسیون را اجرا کنیم. مکانیزاسیون یک اصل در بخش کشاورزی است. اگر مکانیزاسیون با تکنولوژی های روز و مدرن در خدمت تولید قرار می گرفت، به طور قطع هزینه تولید کاهش پیدا می کرد و وضعیت اشتغال در فارغ التحصیلان و جوانان بهتر می شد. همچنین ضایعات کمتر و ارزش افزوده بیشتری داشتیم. اما به طور متوسط 35 درصد اهداف مورد نظر در بحث مکانیزاسیون تحقق پیدا کرد و به این ترتیب بخش کشاورزی از حق طبیعی خود برای استفاده از تکنولوژی های روز محروم می ماند و ما همچنان از تکنولوژی های قدیمی استفاده می کنیم در حالی که اگر زیرساخت ها فراهم می شد، از طریق مهندسی معکوس تکنولوژی را ایجاد می کردیم، اشتغال زایی صورت می گرفت و هزینه ها کاهش می یافت. در رابطه با موضوع راندمان آبیاری هم این گونه است. ما اهداف را به خوبی مطرح کرده ایم، اما در عمل با مشکل مواجه هستیم. به عنوان مثال در سال 1374 آقای کلانتری، وزیر کشاورزی وقت، اعلام کرد برنامه داریم هر ساله 320 هزار هکتار آبیاری تحت فشار را اجرا کنیم، اما بعد از گذشت 13 سال به اندازه یک سال آن هم کار نکردند و فقط نزدیک به 250، 260 هزار هکتار آبیاری تحت فشار عملیاتی شد. در صورتی که ایشان گفته بود من سالانه 320 هزار هکتار آبیاری تحت فشار را اجرایی خواهم کرد. اینها مشکلاتی است که در بخش کشاورزی دنبال می شود. ضمن اینکه ساختارسازی هم در مقوله های بعد از تولید به دلیل گستردگی و گسستگی زنجیره تولید انجام نشد.
با وجود این مشکلات، سیاست حمایتی خاصی در قبال تولید داشته ایم؟
خیر، ما سیاست های حمایتی در رابطه با تولید در کشور نداشتیم. تولیدکنندگان در حال حاضر جز بیمه محصولات کشاورزی، از هیچ بیمه یی برخوردار نیستند. این دغدغه یی است که در تولید وجود دارد. ما اگر سیاست های حمایتی را به عنوان چتر حمایت از تولید داشتیم، تولیدکننده امور خود را با برنامه های مناسب تر و رفتن به سمت تولید بیشتر دنبال می کرد. یکی از مسائل دیگری که مطرح است، بحث زنجیره تولید است. در حال حاضر زنجیره تولید گسسته است و تنها چیزی که در اختیار تولید قرار دارد، فقط خود تولید است. نه قبل از تولید و نه بعد از تولید در اختیار بخش کشاورزی نیست. من مکانیزاسیون را برای شما مثال زدم. تولیدکننده مجبور است از تراکتوری با تکنولوژی 50 سال قبل استفاده کند و اختیار این را ندارد که بگوید به چه امکاناتی نیاز دارد. کس دیگری تولید می کند.
چرا این گونه بوده است؟ قبول دارید که بخش کشاورزی برای هیچ یک از این امکانات تلاشی نکرده است؟
مشکلات ما به ساختارهای معیوب تولید برمی گردد و این ساختار تاکنون اصلاح نشده است. شما به بحث آموزش در حوزه کشاورزی توجه کنید. پیشرفت و موفقیتی که در حوزه بهداشت و درمان شاهد هستیم، ناشی از پیوستگی این بخش با آموزش است. اما در بخش کشاورزی این دو حوزه گسسته است: دانشگاه برای خود کار می کند و تولید هم برای خود اما اگر سیاستگذاری درستی می شد، به گونه یی که اینها همگام با هم حرکت می کردند، ما نتیجه بهتری می گرفتیم. همچنین مجوز تولید را دستگاه دیگری می دهد و بهره بردار دستگاه دیگری است. ارائه مجوزها بر اساس نیاز بخش تولید نیست و به همین دلیل شاهد همین وضعیتی هستیم که در زنجیره تولید مطرح است. در حال حاضر با وجود اینکه برنامه های خوبی در حوزه کشاورزی هم در بحث آبیاری و هم در زمینه مکانیزاسیون پیاده سازی شده، اما تولیدکننده کماکان سردرگم است. به تولیدکننده الگوی کشت می دهیم، اما این الگو را عملیاتی نمی کند، زیرا نمی داند آینده این الگوی کشت چیست. در حالی که اگر زنجیره تولید مناسبی داشتیم، در بخشی از زنجیره تولید، صنایع تولیدی قرار داشتند و در بخش دیگر، بازار بود. اینها خلاهایی است که در حال حاضر وجود دارد. کسی که اقتصادی فکر می کند و تولید اقتصادی می خواهد، باید بداند چه محصولی را تولید کند، چه کسی خریدار است، با چه کیفیتی باید تولید کند، با چه قیمتی باید تولید کند و کالارا چه زمانی باید به دست مصرف کننده برساند اما هم اکنون این چشم انداز وجود ندارد. در کنار این قضیه، صنایع غذایی نیز با این مشکل روبه رو هستند، زیرا سیاستگذار و برنامه ریز دستگاه دیگری است. برای مثال کارخانه صنایع غذایی با 20 درصد ظرفیت کار می کند و بهره وری و ارزش افزوده دارد در حالی که اگر همه اینها در زنجیره تولید عمل می کردند، این کارخانه باید می دانست در مرحله قبل از تولید که تامین نهاده و مواد اولیه است، چه کسی نهاده مورد نیاز او را تامین می کند، چه زمانی باید تامین شود، با چه کیفیتی تامین می کند و چه زمانی مواد اولیه در اختیارش قرار می گیرد. آن زمان می توانستیم قیمت ها و ضایعات را کاهش دهیم. شما به صیفی جاتی همچون پیاز و سیب زمینی توجه کنید که چند درصد محصولات آنها به ضایعات تبدیل می شود! در صورتی که اگر محصول درجه دو را قبل از تبدیل شدن به ضایعات در محل تولید جدا می کردیم و در چرخه صنعت قرار می گرفت، بهترین مواد تولید می شد. از سوی دیگر به دلیل اینکه محصول تولیدی قیمت پایین تری داشت، قیمت محصول هم کاهش پیدا می کرد و چون به اندازه کافی در اختیار صنایع غذایی قرار می گرفت، بهره وری بالایی داشت. وقتی هم که بهره وری بالاباشد، قیمت به طور قطع کاهش می یابد.
اما در حال حاضر یک روز با بحث شکر روبه رو هستیم، یک روز موضوع شیر مطرح می شود، یک روز بحث تخم مرغ است و روز دیگر داستان تولید میوه است. ما اگر به اندازه کافی تولید تخم مرغ داشتیم، در صادرات به خوبی عمل می کردیم اما می بینیم که این روزها هم مرغدار ضرر می کند و قیمت ها بالامی رود و هم کارخانه های صنعتی توانایی استفاده از تخم مرغ را ندارند. از سوی دیگر بازار در اختیار بخش کشاورزی نیست. در حالی که تولیدکننده- صنایع غذایی را هم باید جزو تولید محسوب کنیم- باید حق طبیعی خود را بداند و اینکه روی چه صنایع غذایی کار کند که ارزش افزوده بالایی داشته باشد، ارزان تر تمام شود، کالابا قیمت پایین تر در اختیار مصرف کننده قرار گیرد و تولیدکننده نیز محصول اولیه را با قیمت بهتری بفروشد. اما در حال حاضر این گونه نیست. در جایی دیده می شود تولید یک کارخانه کنسروسازی تن ماهی به حدی زیاد می شود که کسی در بازار خرید نمی کند و مجبور می شود تولید را کاهش دهد. یا در بازار مشتری ندارد، مجبور است قیمت را پایین آورد. در همه صنایع غذایی این موضوع مطرح است در حالی که نباید این اتفاق بیفتد. یا در مقطعی می بینیم تولید مرغ زیاد می شود. در اینجا صنایع فرآوری باید به گونه یی عمل کنند که بتوانیم برای تولید مشتری پیدا کنیم و در کنار این قضیه، مرغ انجماد و ذخیره سازی شود.از سوی دیگر در علم بازرگانی جدید ذخیره سازی دیگر معنایی ندارد، البته کشور ما شرایط متفاوت تری دارد. علم جدید می گوید من پول ندارم کالایی را در انبار بگذارم و هزینه مالی و انبارداری پرداخت کنم. کالاباید به گونه یی تنظیم شود که زمانی به بازار بیاید که هم مصرف کننده و هم تولیدکننده بهترین استفاده را داشته باشد. واسطه نیز استفاده بهتری ببرد. این در حالی است که امروز این گونه نیست. کالایی که به بازار می آید، مشتری ندارد و تولیدکننده زیان می بیند. مصرف کننده نیز هیچ گاه سود نکرده است در صورتی که مصرف کننده نیز باید سود کند.
شما به واسطه ها اشاره کردید. در حال حاضر همین چند دست چرخیدن تولیدات کشاورزی باعث قیمت چند برابر آنها شده است. تولیداتی که برای نمونه سر زمین 100 تومان قیمت دارد، در بازار با قیمت 2000 تومان عرضه می شود. دلیل حضور این گروه در بخش کشاورزی چیست؟ چرا همچنان برای این مساله کاری نمی شود؟ زیرا بحث واسطه ها موضوع دیروز و امروز نیست، بلکه چندین دهه است که با این مشکل مواجه هستیم.بله، ما شاهد هستیم که برخی کالاها با شش، هفت واسطه به دست مصرف کننده می رسد. به جریانات اخیر مربوط به گرانی مرغ توجه کنید. قیمت نهاده های دامی و کنجاله از کیلویی 500، 600 تومان به نزدیک دو هزار تومان افزایش یافت: در شرایطی که 70 درصد هزینه ها به این موضوع برمی گردد. حمل ونقل هم افزایش پیدا کرده بود. یک افرادی به نام کشتارکن هستند که مرغ را از مرغدار می گیرند و به عنوان واسطه به کشتارگاه می دهند و هیچ کاری هم انجام نمی دهند و فقط درصد خود را می گیرند. کشتارگاه درصدی کار می کند. در واقع به جای اینکه توزیع در بازار صورت گیرد، واسطه در جایی در تهران به نام میدان بهمن می آید. به این ترتیب شش عامل در قیمت مرغ اثرگذار است. این شش عامل هر کدام که بخواهند سود خود را ببرند، هفت واحد افزایش قیمت خواهیم داشت و یک واحد به مرغدار می رسد. حالااگر مرغدار بخواهد مرغ خود را با قیمت خوب بفروشد، نمی تواند.
این قضایا نشان از گسستگی زنجیره تولید دارد. یا در زمینه صادرات و واردات اگر محصول مازاد داشته باشیم، باید بدانیم چه زمانی و به کجا باید صادر کنیم. به عبارتی، محصول از ابتدا صادراتی تولید می شود. ما در کشوری هستیم که ممکن است گاهی با خشکسالی روبه رو شویم و نیاز به واردات داریم. البته واردات مدیریت شده باید حامی تولید باشد: نه اینکه بر هم زننده تولید و عامل تخریب تولید باشد. واردات ما باید به گونه یی باشد که در راستای حمایت از تولید عمل کند: یعنی زمانی که احساس می کنیم کمبود کالایی در کشور باعث می شود که قیمت ها به شدت بالارود. اما زمانی که هزینه های تولید بالاست و به ناچار کارگری با هزینه های بالااستخدام می شود، به ناچار قیمت تمام شده تولید افزایش می یابد. در اینجا وقتی قیمت کالاهای وارداتی پایین باشد، تولیدکننده به یک لحظه زمین می خورد. ما نباید اجازه دهیم این اتفاق بیفتد، زیرا نه قیمت پایین برای تولید مناسب است و نه قیمت بالا. بازار ما هیچ گاه هدفمند نبوده و برنامه ها با یکدیگر تطبیق نداشته است. تولیدکننده بررسی می کند و می بیند مرغ کیلویی هفت هزار تومان شده است. بنابراین مرغ را با کیلویی شش هزار و 500 تومان تولید می کند. این کار را که انجام می دهد، یکدفعه مرغ کیلویی پنج هزار تومان می شود. آن زمان تولیدکننده ضرر می کند: در حالی که قبلابه گونه یی تولید می کرد که کیلویی چهار هزار تومان تمام می شد. به طور معمول تولید به صورت سینوسی است و مصرف حالت خطی دارد. این است که به طور کلی زیرساخت ها عامل اساسی هستند و یکی از این زیرساخت ها زنجیره تولید است.
تاکنون وزارت جهادکشاورزی برای این موضوع کاری کرده است؟
در سه سال گذشته وزیر جهادکشاورزی برای این منظور برنامه هایی داشتند و همیشه روی آنها تاکید دارند. آقای خلیلیان معتقد است اگر زیرساخت را حل کنیم، مسائل و مشکلات کشاورزی حل می شود. اما این موضوع را در نظر داشته باشید که برنامه های زیرساختی به طور معمول دیربازده هستند. با این حال، تولید محصولات کشاورزی در سال 1388 در حدود 96، 97 میلیون تن بود، در سال 89 به 100 میلیون تن و در سال 90 به 110 میلیون تن افزایش یافته است. در سال جاری نیز پیش بینی می شود که تولید تا 118 میلیون تن افزایش یابد. چنین رشد تولیدی تاکنون در کشور سابقه نداشته است که در طول دو سال با میانگین 5/8 درصد رشد تولید داشته باشیم. اما در کنار این قضیه باید این موضوع را در نظر بگیریم که در یک مجموعه اقتصادی معمولاتولید سخت تر است، برای همین با مشکلاتی در رابطه با بعد از تولید مواجه هستیم.
یعنی شما مشکلات فعلی در بازار به اسم گرانی را از تولید نمی دانید و معتقدید به مراحل بعد از تولید برمی گردد؟
بله، همه مشکلات به زنجیره تولید برمی گردد. مرغ را برای شما مثال زدم. تولیدکننده نهاده را چگونه باید تامین کند؟ سیاستگذاری و ذخیره سازی به جای دیگری مربوط می شود. نهاده که تامین نمی شود، قیمت مرغ بالامی رود. این موضوع که به تولید ربطی ندارد! واسطه ها و کشتارگاه که در اختیار تولید نیست، به بازار مربوط می شود.با این حال، عملکرد آقای خلیلیان به خصوص در یک سال اخیر مورد سوال بوده است و نوک پیکان گرانی ها به سمت او بود. اما شما مشکلات فعلی را فقط به تنظیم بازار نسبت می دهید و اینکه انتزاعی در سیاستگذاری ها وجود دارد. واردات از طریق یک دستگاه دیگر سیاستگذاری می شود و هیچ یک از سیاست ها در کنار یکدیگر در نظر گرفته نمی شوند. حالابه تازگی طرح انتزاع مطرح شده است که بخشی از وظایف وزارت صنعت، معدن و تجارت به وزارت جهادکشاورزی منتقل شود. شما این طرح را چطور می بینید؟
طرح انتزاع یک طرح علمی است، اما خیلی از دستگاه های دولتی مخالف این قضیه هستند. این طرح آماده شده و برای توسعه و حمایت از بخش کشاورزی و تولید واقعی راهگشاست. اگر براساس فرمایشات مقام معظم رهبری می خواهیم «حمایت از تولید ملی و کار و سرمایه ایرانی» انجام دهیم، باید بدانیم طرح انتزاع ما را به این هدف می رساند، زیرا باعث می شود که تولید رشد کند.
همان طور که می دانید، هر کشوری که با دنیا تعامل دارد، یک نیازهایی برای تولید دارد و در کنار آن مازاد تولید نیز صورت می گیرد. طرح انتزاع باعث می شود که سیاستگذاری در تولید، صنایع و بازار در یک جا انجام شود و یک علم روز است. علم روز می گوید کشورهای پیشرفته وزارتخانه یی به نام کشاورزی و غذا دارند و زنجیره تولید را به یکدیگر وصل کردند. یک اصطلاحی هم دارند که می گویند از مزرعه تا چنگال: یعنی از کشت تا مصرف.ما هم باید از این پدیده ها استفاده کنیم. در حال حاضر کشورهای پیشرفته و عقب مانده به این سمت می روند که در همه فرآیندها ساختارسازی داشته باشند. اگر طرح انتزاع اجرا شود، بیش از 70، 80 درصد مشکلات حل می شود، زیرا برنامه تولید، برنامه آمایش صنعتی را ایجاد می کند. مثالی می زنم: ما به جای اینکه هر ساله ضایعات سیب زمینی، پیاز و میوه داشته باشیم و این ضایعات هزینه هایی را به دولت تحمیل کند، باید محصولات را قبل از فاسد شدن وارد چرخه صنعتی کنیم. تولیدات پیاز کشور در تیر ماه در خوزستان هر کیلو 105 تومان خرید تضمینی بود: منتها در تهران از کیلویی 500 تومان کمتر دیده نمی شد. میدان میوه و تر بار پیاز بی کیفیت و خراب را کیلویی 400 تومان می فروخت. در ماه بعد -مردادماه- پیاز کیلویی هزار تومان شد، زیرا تولید کم شد و گرمای هوا نیز مشکلاتی را ایجاد کرد که باعث عرضه زود تولید شد. در این شرایط به دلیل اینکه صنعت زیرساخت نداشتیم که پیاز را برای مدت 20 روز نگهداری کند و سپس عرضه صورت گیرد، قیمت پیاز به کیلویی هزار تومان افزایش یافت.
بخش تولید همواره به این فکر می کند که زیرساخت را چطور آماده کند تا بهترین ارزش افزوده را داشته باشد. اما سیاستگذاری زیرساخت تولید در اختیار او نیست و دستگاه دیگری سیاستگذاری می کند. شما فکر می کنید علت مشکلاتی که در صنایع شیر داریم، چه بوده است؟ 12، 13 میلیون تن ظرفیت نصب شده صنایع لبنی است: در حالی که قدرت جذب شیر 6 میلیون تن است. یعنی واحدهای تولیدی با 50 درصد ظرفیت کار می کنند. حالابگویید کدام تولیدکننده می تواند با 50 درصد راندمان اقتصادی باشد؟! تولیدکننده مجبور است ماده اولیه را ارزان بخرد و در بازار گران توزیع کند یا باید روی قیمت مصرف کننده بکشد که همان وضعیتی است که امروز اتفاق افتاده است. تولیدکننده مگر تا چه اندازه می تواند ضرر کند؟! یا باید ضرر کند یا باید با این وضعیت بسازد، بنابراین مجبور است هزینه های خود را روی قیمت کالاها اضافه کند. ما شاهد هستیم در برخی جاها صنایع فرآوری وجود ندارد و فقط تولید داریم. اینهاست که مشکلاتی را در رابطه با تولید ایجاد می کند.
طرح انتزاع می گوید سیاستگذاری، برنامه ریزی و اجرای تولید، صنایع، بازار، واردات و صادرات باید به صورت زنجیره باشد. یکی از بحث های اساسی ما، نداشتن زنجیره تولید است: البته موارد مختلفی وجود دارد که اتفاق می افتد، اما اگر این زنجیره تولید ایجاد شود، مشکلات کمتری خواهیم داشت.زمانی که در محل تولید چند کارخانه فرآوری داشته باشید، ضایعات تبدیل به محصول دیگری می شود و به این ترتیب چرخه تولید فعال خواهد شد. ما اگر ضایعات پیاز را تبدیل به پودر پیاز کنیم، پودر پیاز ارزش صادراتی دارد و ماندگاری آن در حدود دو سال است. این کار اشتغال ایجاد می کند.چرا باید صنایع فرآوری با 10، 15 و 30 درصد ظرفیت کار کند و قیمت شان نیز بالارود؟! ما باید در محل تولید شهرک های صنایع تبدیلی و تکمیلی را ساماندهی کنیم.اختلاف نظرها پیرامون طرح انتزاع بیشتر بر سر صنایعی مثل ریسندگی، فرش و چوب است و اغلب کارشناسان در موارد دیگر هم نظر هستند. به نظر شما این صنایع هم باید از وزارت صنعت جدا شوند؟خیر، دقت کنید که صنعت سه سطح دارد و در صنایع تبدیلی و تکمیلی، نساجی جزو این نمی آید. چون نساجی مستقیم از پنبه استفاده نمی کند و اول باید این پنبه فرآوری شود و به نخ تبدیل شود و بعد نساجی نخ را استفاده می کند. پس منظور از صنایع تبدیلی همان حلقه اولی است که مواد اولیه اش از محصولات کشاورزی است.
اما صنعت فرش که تا چند سال پیش زیرنظر وزارت جهادسازندگی بوده باید از وزارت صنعت منتزع شود. به دلیل اینکه فرش یک اقتصاد مستقل نیست و یک اقتصاد مکمل برای اغلب روستاییان است. نمی توان به کشاورزی که در خانه اش دار قالی دارد، بگوییم طرف حساب شما برای وام گرفتن، برای مجوز گرفتن و غیره در کشاورزی یک وزارتخانه است و در قالی بافی وزارتخانه یی دیگر!
روی صنعت چوب هم زیاد اصراری نداریم، چون حجم آنچنانی ندارد. ولی اگر بخواهیم به تولید چوب یک نگاه اقتصادی و درآمدزا بکنیم، نمی توان آن را جدا از کشاورزی متصور بود، چون مواداولیه اش یا از جنگل است یا باغداری.با این حال، عده یی معتقدند که وزارت جهادکشاورزی در انجام وظایف خود ناتوان است: حالاچه برسد به اینکه وظایف حوزه بازرگانی هم به این بخش داده شود.ادعای بخش کشاورزی این است که تولید کشور ما پس از انقلاب بیش از 5/4 برابر شده است، اما بازرگانی ما چقدر رشد کرده است؟ این افزایشی که اتفاق افتاده، نشان از مدیریت کارآمد و ارتقای تکنولوژی تولید دارد. حالاآقایانی که این ادعا را دارند، بیایند و در بخش بازرگانی این را کمی کنند و بگویند که ما چه مقدار پیشرفت در این بخش داشته ایم؟ به عنوان مثال در این 30 سال در همین مغازه های محل چه تغییری اتفاق افتاده یا در میادین میوه و تر بار چه تغییری رخ داده است؟ البته ما می توانستیم در بخش تولید پیشرفت بیشتری داشته باشیم، چون علم آن را داریم و اساتید ما در این بخش جزو بالاترین ها در سطح جهانی هستند. اگر به کشاورزی توجه بیشتر و درخوری می شد، به طور قطع دستاوردها چندین برابر بود. اما بیاییم ببینیم در بخش بازرگانی چقدر علم بازرگانی داریم؟ این ادعا را داریم که بخش تولید کشاورزی می تواند اگر ابزار در خدمتش باشد، نبوغ بیشتری داشته باشد، حالاما سوالی از اهالی صنعت می پرسیم و آن اینکه کارخانه های تراکتورسازی ما در این 30 سال چقدر پیشرفت داشته است؟ آیا بخش تولید حق ندارد بگوید من از چه چیزی می خواهم استفاده کنم؟
به نظر بنده صنعت به اندازه کافی وظایف روی زمین مانده و اولویت دار تر دارد که باید تمرکزش را روی آن بگذارد. صنایع مادر ما همچون فولاد و قطعات و خودرو و آلومینیوم و غیره به شدت تشنه مدیریت یکپارچه و کارا هستند.از سوی دیگر، برای تامین ارز مورد نیاز واردات ماشین آلات کشاورزی پیشرفته، در درجه بندی ها و اولویت ها ارز دولتی به بخش کشاورزی نمی دهند. ارز آزاد هم که برای این گروه اصلااقتصادی نیست.
در زمینه اولویت بندی ها در ارائه ارز، با وزارت جهادکشاورزی مشورت شد؟
خیر، وزارت صنعت، معدن و تجارت در این زمینه با بانک مرکزی به توافق رسید. اما اگر وظیفه وزارت جهادکشاورزی بود، در رابطه با این موضوع دفاع می کرد و می گفت مکانیزاسیون از نان شب هم برای ما واجب تر است. ما 30 سال است که روی بحث مکانیزاسیون کار نکرده ایم و فقط از آن به عنوان زیرساخت صحبت شده است. تکنولوژی های فعلی کشاورزی مربوط به نیم قرن پیش است. به طور قطع یک جوان فارغ التحصیل کشاورزی با این تکنولوژی کار نمی کند. گرما باشد، می گوید می سوزم. سرما باشد، می گوید یخ می زنم. اما وقتی تکنولوژی روز و مدرن را در بخش کشاورزی وارد کنیم و جوان تحصیلکرده این امکانات را ببیند، با رغبت وارد حوزه کشاورزی می شود. در این شرایط هزینه تولید پایین می آید، کیفیت بالامی رود، قیمت تمام شده کاهش می یابد، اشتغال زایی صورت گرفته و کمیت تولید بالارفته است و در کنار آن، بخش کشاورزی رونق پیدا می کند. اما فقط به این موضوع توجه می کنیم که قیمت ها چطور کاهش یابد. شما فکر می کنید با این تکنولوژی ها می توانیم قیمت ها را کاهش دهیم؟!
البته در سه، چهار سال اخیر طرح نهضت کاهش قیمت تمام شده مطرح شده است و عملاشاهد نهضت افزایش قیمت تمام شده هستیم.ابزار این کار باید در اختیار تولید قرار گیرد و مسوولیت این کار با وزارت صنعت، معدن و تجارت نیست. کشاورزی ما پیر و بی سواد است. شما با چه می خواهید بخش کشاورزی را باسواد و جوان کنید؟!در حال حاضر نبود زنجیره تولید، کاری کرده است که تولید باکیفیت، ارزان و اشتغال زا نداشته باشیم. ما طرح های مختلف را در قوانین دنبال می کنیم، ولی هیچ یک از این طرح ها به هم پیوسته نیستند. توزیع کننده باید یاد بگیرد و آموزش پیدا کند و نظام بازاررسانی علمی را پیاده سازی کند. تولیدکننده باید بتواند برآورد کند که در طول سال چقدر محصول توزیع شود و سود چقدر است و محصول را با چه قیمت باید فروخت و خرید. توزیع کننده باید یاد بگیرد که اگر ماده اولیه یی هست، به عامل اصلی تولید بدهد و تشکل هم باید بداند که امسال با چه محصولی و با چه حجم و کیفیتی تولید کند. چه مقدار از محصول برای مصرف داخلی و چه مقدار برای صادرات است. کشاورز ما اگر می دانست که درآمد تضمین شده یی دارد، با رغبت دنبال این قضایا می رفت. در واقع ما باید بازاررسانی علمی داشته باشیم، اما در حال حاضر نظام بازاررسانی در کشور نداریم.
اینکه تنظیم بازار به تشکل ها و بخش خصوصی واگذار شده، کار درستی است؟
دو موضوع وجود دارد: سیاستگذاری و اجرا. در هیچ کجا نمی گویند وظیفه دولت تنظیم بازار است، بلکه دولت باید بر تنظیم بازار نظارت داشته باشد. تشکل باید به دولت تعهد دهد و بگوید براساس برآوردها از هزار نوع کالا، برای هر کدام به میزانی خاص برای تنظیم بازار نیاز است. این در حالی است که این مسائل در کشور ما عملیاتی نشده است. کدام سیستم را برای تنظیم بازار ایجاد کردیم؟ ما در رابطه با مواد پروتئینی تلاش کردیم که این زنجیره را ایجاد کنیم، اما وزارت بازرگانی سابق نگذاشت.
دولت نباید وارد بحث تنظیم بازار شود، تنها باید نظارت و سیاستگذاری کند. مگر دولت می خواهد از کالاها استفاده کند؟! همه مردم قرار است از آن بهره برداری کنند. مگر تولیدات کشاورزی صددرصد خصوصی نیست؟ این بخش نیازمند ساماندهی است. ما اگر نظام بازاررسانی علمی را در کنار تولید بگذاریم، بازار تنظیم می شود. اما این مسائل نباید به صورت صوری مطرح شود.
به نظر شما، چگونه می توان اثرات کاذب افزایش قیمت جهانی نهاده های تولیدی را بر قیمت نهایی محصولات کشاورزی کاهش داد؟
ما می توانیم این عامل را کنترل کنیم. راه حل کنترل این افزایش قیمت کاذب در فقدان تشکل های فرابخشی غیردولتی است که طرف حساب دولت هستند و از جمع اتحادیه های تجار و بازرگانان و همچنین اتحادیه های تولیدی محصولات کشاورزی تشکیل شده اند. نحوه کار آنها این است که مثلادولت می گوید که نیاز کشور به فلان محصول 12 میلیون تن است و این تشکل فرابخشی متعهد به تامین بازار با قیمت توافقی با دولت می شود. بعد اتحادیه تولید می گوید که 9 میلیون تن را می توانم تامین کنم و اتحادیه بازرگانان هم 3 میلیون مابقی را تامین می کند. اینها در کنار هم با یکدیگر تعامل کرده و محصول را در طول سال به میزان نیاز در بازار عرضه می کنند. در این شرایط است که واردات می شود حامی تولید و هر دو می شوند حامی مصرف کننده: اما در حال حاضر این گونه نیست و مصائب امروزه کشور در افزایش قیمت ها و مظلوم واقع شدن کشاورزان از همین نبود مدیریت واحد و یکپارچه در طول زنجیره تولید ناشی می شود.
در زمینه بهره وری تاکنون چه اتفاقاتی افتاده است؟
شما قوانین برنامه را اگر نگاه کنید، در بحث بهره وری موفقیت های خوبی نداشتیم اما با توجه به اینکه بیش از یک میلیون آبیاری تحت فشار صورت گرفته است، اگر بتوانیم سیاست های حمایتی و انگیزشی را در تولیدکننده ایجاد کنیم، بهره وری در درازمدت بالامی رود: منتها برای این منظور باید صنعت را در کنار تولیدات کشاورزی قرار دهیم که بهره وری خوبی داشته باشیم. شاید بد نباشد که بگویم هدفمند کردن یارانه ها در بخش کشاورزی اثر خیلی منفی نداشت. در ابتدای قانون افزایش بهره وری دولت ذخیره سازی کرده بود و تمام آن ذخیره ها روی دست دولت مانده بود و بازار نداشت. چرا؟ زیرا تولیدکننده تولید خوبی داشت. برای اینکه یکسری سیاست های حمایتی را اعمال کرده بودند و تسهیلات با بهره پایین ارائه کرده بودند. این ذخایر توانست در زمان اجرای قانون هدفمند کردن یارانه ها کمک کند.
وضعیت سرمایه گذاری در بخش کشاورزی را چطور ارزیابی می کنید؟
سرمایه گذاری در دو سال اخیر رشد داشته است، زیرا تا سرمایه گذاری نکنیم، نمی توانیم بهره برداری داشته باشیم. البته من اطلاعات زیادی در این حوزه ندارم.
روند واردات محصولات کشاورزی چگونه است؟
نکته یی که وجود دارد، این است که وضعیت واردات به این شکل نه تنها حامی تولید نیست، بلکه ضدتولید است. این شکل فعلی واردات نه تنها حامی مصرف کننده نیست، بلکه علیه مصرف کننده است.
وزارت جهادکشاورزی آمارهایی از میزان تولید دارد. آیا دستگاهی که قرار است واردات انجام دهد و مجوز برای آن صادر می کند، با وزارت جهاد تعامل دارد تا به تولیدکننده آسیب نرسد؟
طبق قانون باید این اتفاق بیفتد، ولی همیشه این گونه نبوده است. بخش تولید همواره می گوید ما به واردات میوه نیازی نداریم، اما با وجود اینکه همواره می گویند انگور شیلیایی وارد نشده است و بخش کشاورزی هم گفته نباید وارد شود، می بینیم انگور شیلیایی در بازار وجود دارد. ما اگر غیر از این عمل کنیم، وضعیت سر و سامان پیدا نمی کند: مگر اینکه تولید را با واردات تنظیم کنیم.
در حال حاضر در محصولی به خودکفایی رسیده ایم؟
در زمینه گندم سال هاست که خودکفا شده ایم.
سیاست حذف خرید تضمینی تاکنون اجرایی شده است؟ چراکه یکی از سیاست های وزارت جهادکشاورزی در سال 86 توسعه خرید توافقی بخش خصوصی بود تا بار دولت در زمینه خرید تضمینی تا حدودی کاهش یابد و به همین منظور دولت از ورود بخش خصوصی برای خرید محصولات در چارچوب خرید توافقی و بازار رسانی محصولات جمع آوری شده استقبال می کرد. کاهش آمار خرید تضمینی به این دلیل نیست؟
بله، خرید تضمینی یعنی کف قیمت. یعنی به گونه یی باشد که کشاورز ضرر نکند، نه اینکه سود ببرد. این برنامه وجود دارد که به گونه یی برنامه ریزی شود تا این اتفاق نیفتد که در حال حاضر در دو سال اخیر این اتفاق کمتر افتاده است.آقای خلیلیان اعلام کرده بود که در سال گذشته بین 5/12 تا 13 میلیون تن گندم تولید شده و امسال هم تولید گندم به 5/14 میلیون تن می رسد. اما برخی کارشناسان در این حوزه معتقدند ما کلاچهار میلیون تن هم خرید تضمینی گندم نداشته ایم، بنابراین آمار تولید گندم غیرواقعی است. شما هم این نگاه را دارید؟
خرید تضمینی در هیچ مقطع زمانی ای مقدار تولید را تعیین نکرده است. ما از سال 1360 آمار داریم که معمولاخرید تضمینی درصدی از تولید است. وقتی دولت گندم را کیلویی 445 تومان به نانوایی یا ماکارانی سازی تحویل می دهد و خرید تضمینی را 420 تومان اعلام می کند، آیا کارخانه آرد به این فکر نمی کند که به جای خرید آرد کیلویی 445 تومان از دولت، همان پول را 25 تومان بالای قیمت خرید تضمینی به کشاورز می دهم و بهترین محصول را نیز انتخاب می کنم نه آنکه محصولی که دولت با هر کیفیتی که می خواهد به من بدهد. ما اگر به این سمت برویم، کیفیت و کمیت بالامی رود. معمولابهره بردار می داند که کیفیت گندم خوزستان، فارس و گلستان از نقاط دیگر بهتر است. بنابراین کارخانه آردی که 200 هزار تن در طول سال فرآوری دارد، می داند گندم برای کجاست و چه استان هایی گندم بهتری دارند.اعتماد

 

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات