پایگاه بصیرت: پیوستن به روند سیاسی میتواند یک «انتخاب» و یا «الزام» باشد. اگر کشوری که ابتکار عمل را در دست دارد، در عینحال ریل را تغییر دهد، او به یک انتخاب و در نتیجه به ابتکار عمل جدید دست زده است؛ ولی اگر ابتکار عمل کشوری به بنبست رسیده و در عینحال نمیخواهد میدان را ترک کند و به یک بازی که دیگران طراحی کردهاند، تن میدهد، این کشور به یک الزام تن داده است. ترکیه و عربستان طی 18ماه اخیر و بهخصوص از مهرماه سال گذشته که تحولات سوریه ابعادی امنیتی و نظامی پیدا کرده است، روی حقانیت مخالفان مسلح و اقدامات از نوع ترور و بمبگذاری تأکید میکردند و دائماً وعده میدادند که این هفته یا هفته بعد، دولت سوریه سقوط میکند. حالا از این وضعیت، هفتهها و ماهها گذشته و چشمانداز تغییر نظام در سوریه تیره شده است. در این شرایط عربستان و ترکیه به طرحی تن میدهند که بر نفی توسل به سلاح برای رسیدن به هدف تأکید دارد.
کمیته چهارجانبهای که به ابتکار محمد مرسی و با مشارکت مصر، ایران، ترکیه و عربستان شکل گرفت و در فاصله کوتاهی به برگزاری دو نشست و همچنین برگزاری اجلاس مشترک در حاشیه مجمع عمومی سازمان ملل در نیویورک انجامید، نشاندهنده عزم این کشورها برای پیشبرد فرایند سیاسی است. توجه به مأموریت، ترکیب و روش کار کمیته چهارجانبه عمدتاً به این دلیل صورت میگیرد که روند نظامی- امنیتی ناظر به حذف نظام سیاسی سوریه باوجود آنکه طی یک سال گذشته قدرتهای خارجی نظیر آمریکا، انگلیس و فرانسه و کشورهای منطقهای نظیر عربستان و ترکیه و رژیم اشغالگر قدس با جدیت آن را تقویت و پشتیبانی کردند، به بنبست رسیده است و حالا دو کشور اصلی منطقهای پشتیبانیکننده روند نظامی- عربستان و ترکیه- به راهحل سیاسی پیوستهاند.
پذیرش طرح سیاسی مرسی از سوی عربستان و ترکیه نیز درست در زمانی اتفاق افتاده که ارتش سوریه شهرهای این کشور شامل دمشق، حلب، حمص، حماه و درعا را بار دیگر از وجود عناصر غیرقانونی مسلح پاکسازی و ضربات سنگینی را به آنان وارد کرده است. در این وضعیت، وقتی گفته میشود «استفاده از سلاح، راهحل نیست»، عمدتاً دولت سوریه مخاطب قرار میگیرد؛ نه مخالفان و این از منظری دیگر به معنای برداشتن فشار دولت قانونی سوریه از روی عناصر مسلح غیرقانونی است. البته در عینحال، پرواضح است که کسی که در این وضعیت، از لزوم کنار گذاشتن خشونت و سلاح حرف میزند، به اقتدار نیروی مسلط و مشروع در صحنه هم اعتراف کرده است.«محور شدن مصر» در تحولات سوریه برای اعضای گروه چهارجانبه توأم با چالشها، آسیبها و در عینحال، مزیتهایی است که در به سرانجام رسیدن کمیته چهارجانبه یا طرح مرسی تأثیر اساسی دارند. اینکه مصریها ابتکار این کمیته را در اختیار دارند، نشان دهنده تلاش مصریها برای تقویت جایگاه مصر در تحولات منطقه است. درواقع هرچند مصریها درگیر مسائل داخلی هستند؛ اما در عینحال نمیخواهند از تحولات منطقه دور باشند.از طرف دیگر، پذیرفتن ایران بهعنوان یکی از قدرتهای مؤثر در صحنه تحولات سوریه و همینطور تحولات منطقه اعتراف به این نکته است که کشورهای عربی نمیتوانند بدون کمک ایران، فرایندی را در سوریه به سرانجام برسانند. تجربه سعودیها در عراق و لبنان مؤید همین مسئله است. این البته بدان معنا نیست که ترکیه و عربستان از این پس، از اهرم امنیتی فاصله میگیرند و کمک به نیروهای شبهنظامی مخالف دولت سوریه را کنار میگذارند. نکته اول، این است که هرکدام از سه کشور ایران، ترکیه و عربستان علیالاصول منافع خود را با محور شدن مصر در تحولات سوریه منطبق نمیبینند.
1- ایران محوریت مصر را بهدلیل مواضع همراهانه رئیسجمهور و جریان اخوانالمسلمین با –دستکم- بخشی از مخالفان مسلح دولت سوریه به ضرر متحد راهبردی خود در منطقه- سوریه- میداند و نمیتواند پرونده سوریه را به دست دولتی بدهد که مشروعیت دولت دمشق را قبول ندارد و گروههای شبهنظامی را باوجود توسل به جنایت مشروع میداند.
2- عربستان، محوریت مصر را به این دلایل قبول ندارد؛ اولاً منفعت دائمی عربستان در محوریت ریاض بر جهان عرب است و هر نوع حرکتی که این محوریت را به قاهره یا هر پایتخت عربی دیگر منتقل کند، با نگاه راهبردی عربستان در تعارض است. ثانیاً عربستان بهخوبی میداند که انتهای حرکت مصر در شطرنج سوریه، به قدرت رساندن اخوانالمسلمین سوریه و تبدیل سوریه به متحد راهبردی مصر است که با نگاه راهبردی عربستان، کاملاً مخالف است در حالی که متحدان عربستان در همه جای جهان عرب، جریانات سکولار و وابسته به غرب یا وهابیهای القاعده هستند، با این وضعیت که هیچگاه منافع عربستان تأمین نخواهد شد که حتی وضع از این هم بدتر میشود.
3- ترکیه نیز بهخاطر راهبرد بلند مدت نوعثمانی که دنبال میکند با محوریت مصر موافق نیست. باید دانست که یکی از دلایل اصلی تلاش ترکیه در مسئله سوریه، باز کردن راه ورود سرزمینی ترکیه به حوزه عربی است؛ راهی که اینک با حضور دو دولت عرب همگرا با ایران- یعنی عراق و سوریه- مسدود گردیده است.
براساس آنچه گفته شد، هرکدام از اعضای کمیته چهارجانبه، به دلایلی دور هم جمع شدهاند و طبعاً علاوه بر دلایل مشترک، هر کدام، دلایل اختصاصی و جداگانهای برای عضویت دارند. ایران از کاسته شدن از نقش ترکیه و عربستان در سوریه بهدلیل افراط این دو در مخالفت با دولت اسد، استقبال میکند و هر چند در ظاهر، مواضع مصر را که از اقدام نظامی خارجی علیه سوریه و تشدید درگیریها انتقاد میکند، قابل تحمل میداند و انتقال پرونده در حوزه عربی و اسلامی از عربستان و ترکیه به مصر را گشایش در کار دولت متحد خود در دمشق ارزیابی میکند. از سوی دیگر، با انتقال پرونده، از مشروعیت اقدامات حمایتگرانه عربستان و ترکیه از روند نظامی امنیتی علیه سوریه، میکاهد و تداوم این روند را دشوار میسازد.
اما رژیم عربستان میداند که بهدلیل مقاومت دولت و ارتش سوریه، به قدرت رساندن مخالفان وابسته به ریاض در دمشق حداقل در اوضاع فعلی عملاً ناممکن است و انجماد سیاسی سعودی روی طرح امنیتی، آیندهای را برای ریاض بهدنبال نمیآورد؛ ازسوی دیگر با تداوم وضع فعلی، روابط عادی منطقهای این کشور هم به مخاطره میافتد از اینرو، عربستان به شکلی که نه همراهی باشد و نه مخالفت، نام خود را در زیر توافقنامه چهارجانبه نوشته است. از نظر عربستان، به شکست کشیده شدن ابتکار مصر، راه را برای تشدید اقدامات نظامی و امنیتی ضدسوری در سه محور داخلی، منطقهای و خارجی فراهمتر میکند.