مدتی است آرامش نسبی در بازار ارز حاکم شده و ریشهیابی علل به وجود آمدن این التهاب میتواند به عدم تکرار آن کمک بسیاری کند. بنا به اعلام بانک مرکزی در 6 ماه نخست امسال ۲۷ میلیارد دلار ارز فروخته شده است که این رقم برای واردات کالای کشور کافی بود، پس چرا نرخ دلار در بازار به طور غیرقابل کنترلی افزایش پیدا کرد؟ یکی از بدویترین سوالاتی که در اوج هرج و مرج ارزی در کشور در اذهان به وجود آمد، این بود که چه شخص حقیقی و حقوقی مسؤول گران شدن ارز و ایجاد بازاری هیجانی است؟ آیا دلالان میدان فردوسی تهران موجب شدند نرخ دلار به صورت لحظهای افزایش یابد؟ آیا ارسال پیامکهای مشکوک موجب تولد دلار 3 هزار تومانی شد؟ آیا رسانهها جو روانی افزایش نرخ ارز را ایجاد کردند؟ آیا هجوم مردم و افزایش تقاضا برای خرید ارز موجب به وجود آمدن التهاب شد؟ آیا مصوبات مجلس شورای اسلامی و اصلاح بودجه امسال در هرج و مرج ارزی موثر بود؟ آیا دولت نرخ ارز را گران کرد تا کسری بودجه خود را جبران کند؟ هزاران سوال دیگر نیز در این زمینه به وجود آمد و بسیاری از صاحبنظران به برخی از این سوالات پاسخ دادند اما همه اقتصاددانان یک عامل بسیار مهم را برای ایجاد بازار آشفته ارز معرفی کردند و آن چیزی نبود جز «پول سرگردان».
هیچ کس نیست که قبول نداشته باشد افزایش چندبرابری نرخ ارز در مدت چند ساعت، محصول یک بازار هیجانی و ایجاد جوی روانی است. 10 مهرماه امسال در یکی از پاساژهای خیابان فردوسی چندصد نفر جمع شده بودند و یکی از دلالان روی جعبهای ایستاده بود و فریاد میزد: هزار دلار وجود دارد. یکی داد زد: 3هزار تومان میخرم! یکی دیگر گفت: 3 هزار و 100 تومان و دیگری... . اینگونه بود که در آن روز کذایی دلارهایی با نرخ کاذب فروخته شد و موجب فراهم شدن خوراک رسانهای آن طرف آبیها شد که با ذوق و شوق تیتر زدند: ارزش ریال باز هم سقوط کرد. قطعا نرخ واقعی ارز آنی نیست که هماکنون خرید و فروش میشود و مثلا اگر بخواهیم نسبت موجودی طلا (به عنوان پشتوانه پول ملی) بین 2 کشور ایران و آمریکا را با توجه به جمعیت حساب کنیم نرخ دلار بسیار کمتر از آن چیزی است که تصور میکنیم اما علت اصلی به وجود آمدن این بازار کاذب و هیجانی عدم کنترل نقدینگی است. نقدینگی همان حجم پول رایج در کشور است و به خودی خود بد نیست. نقدینگی زیاد در یک جامعه حتی میتواند موجب پویایی اقتصاد آن جامعه شود اما نقدینگیای که با تولید و ارائه کالا و خدمات رابطه درستی داشته باشد. علم اقتصاد میگوید چون میزان کالا و خدمات در جامعه محدود است، پس باید میزان نقدینگی به اندازهای باشد که با کالا و خدمات برابری کند. اگر میزان نقدینگی افزایش یابد، قیمتها افزایش مییابد. البته امکان دارد در یک کشور تولید افزایش یابد اما میزان رشد نقدینگی بیشتر باشد و در این صورت باز هم تورم زیاد میشود. نقدینگیای که موجب ایجاد تورم میشود همان پولهای سرگردان مردم است. تصور کنید مردم همه پولهایشان را از بانکها طلب کنند در این صورت پولهای سرگردان به اوج خود میرسد و مثلا ناگهان بازار خودرو را تحت تاثیر قرار میدهد و تقاضا در آن بازار افزایش مییابد و موجب افزایش نرخ آن میشود. یا این پولهای سرگردان ناگهان بازار مسکن را ملتهب میکند و ناگهان نرخ مسکن به رقمی باورنکردنی میرسد. سال 1385 بحران مسکن به اوج خود رسیده بود و اکثر کارشناسان افزایش نقدینگی را علت اصلی این بحران میدانستند چراکه دولت در آن سال به هزاران متقاضی مسکن، وام قرضالحسنه داده بود و افزایش پول موجب بالا رفتن قیمت شده بود. البته رئیسجمهور بعدها اعتراف کرد که این طرح اشتباه بود و موجب افزایش قیمت مسکن شده است. وطن امروز