صفحه نخست >>  عمومی >> آخرین اخبار
تاریخ انتشار : ۲۲ اسفند ۱۳۸۶ - ۱۳:۰۳  ، 
کد خبر : ۲۴۹۶۴

نفوذ و تفرقه افکنی، جبران عقب‌ماندگی «چپ»


مرتضی صفارهرندی

رفتار جریان «چپ» در ماجرای تسخیر لانه جاسوسی در واقع جبران خساراتی بود که با پرچمداری نیروهای خط امامی در مبارزه با آمریکا، بر این جریان وارد شده بود، وقتی در اثر این حرکت، چپ‌ها تابلو «نیروی پیشتاز خلق در مبارزه با امپریالیسم» را از دست دادند، تصمیم گرفتند از دست رفتن پرچم را با به دست آوردن دل افراد فعال در زیر این پرچم جبران کنند. البته چپ‌ها طیف متنوعی از گروه‌های مارکسیستی و التقاطی را شامل می‌شدند، حزب توده در قالب رفتار نهادینه شده و ترکیب سالخورده خود، با اجتناب از دست زدن به رفتارهای رادیکال، صرفاً از حرکت دانشجویان پیرو خط امام جانبداری می‌کرد. نام این حزب بدان اندازه منفور توده‌های مردم بود که موضعگیری آن نقشی در تحولات نداشته باشد.

اما چریکهای فدایی خلق در آن مقطع پرآوازه‌ترین گروه چپ‌گرای مارکسیست به حساب می‌آمدند. در اولین مرحله تسخیر لانه جاسوسی تا حدود 10 روز موضعگیری رسمی از این گروه چپ‌گرا مشاهده نشد. حمایت امام و مجلس خبرگان از این حرکت، دستگاه تحلیلی فدایی‌ها را به هم ریخته و این گروه مارکسیست را دچار نوعی «سنکوپ» و ناتوانی در اعلام موضع نسبت به آن کرده بود. این سکوت منفعلانه ده روز به طول انجامید. در 23 آبان ماه فدایی‌ها خواستار یک «راهپیمایی ضد امپریالیستی به سوی لانه جاسوسی» شدند تا به گفته خودشان «پیوند خویش را با توده‌های میهن در برابر دشمن اصلی خلق‌ها»ی ایران، یعنی امپریالیسم جنایتکار تحکیم بخشند.

بی‌اعتنایی مردم به این نوع همنوایی‌ها نوعی موضعگیری عصبانی و دوگانه را در این گروه به وجود می‌آورد. در بیانیه این گروهک در چهارم آذرماه از سویی ضمن «تأیید اقدامات ضد‌امپریالیستی روحانیت مبارز و در رأس آنها آیت‌ا... خمینی» پشتیبانی از آن در برابر دشمن مشترک اعلام شده بود، اما از سوی دیگر «تلاش‌های مرتجعانه آنان (؟) در هر زمینه‌ای، من‌ جمله مخدوش کردن چهره‌ها و نیروهای انقلابی طبقه کارگر و زحمتکشان» محکوم شده بود. چریک‌های فدایی خلق همچنین، پیوسته ساز گوشخراش تخریب یکپارچه اعضای شورای انقلاب را می‌نواختند و زمانی که این شورا مصلحت را در کند شدن روند افشای اسناد لانه جاسوسی برای کنترل التهاب عمومی دید، یک راهپیمایی اعتراض‌آمیز ترتیب دادند. اما تسخیرکنندگان لانه جاسوسی در بیانیه‌ای به صراحت از «ماهیت فریبکارانه» این گروه و «توطئه آنها علیه خلق» سخن به میان آوردند و تأکید کردند:«باید سر جای خود بنشینند که ما را به یاری و پشتیبانی آنها نیازی نیست.» با این حال این گروه راهپیمایی خود را با شعار «زنده باد جبهه متحد خلق‌ها» ترتیب داد و در قطعنامه‌ای مدعی شد: «اتحاد همه نیروهای ضدامپریالیست با انقلابیون کمونیست ضرورت اساسی دارد.»

تقاضای بازداشت و محاکمه بازرگان از مطالباتی بود که تشنج‌طلبی فدایی‌ها را نشان می‌داد. آنها با متهم ساختن شورای انقلاب به خالی کردن اطراف سفارت از جوانان پرشور، به رغم موضع شدید اللحن دانشجویان پیرو خط امام نسبت به خود، بر ادامه «حمایت فعال انقلابیون کمونیست از دانشجویان» تأکید می‌کردند. در بیانیه‌های این گروه کمونیستی، پی در پی کلیت شورای انقلاب اعم از شخصیت‌های خط امامی و لیبرال به عنوان کسانی که قصد «سازش با امپریالیسم، حفظ نظام سرمایه‌داری و ریختن ثمرات خون شهیدان به پای امپریالیسم» را دارند یاد می‌شد.

«پیکار در راه آزادی طبقه کارگر» دیگر گروه کمونیستی و البته کم شمارتر از سازمان چریکهای فدایی خلق در آن دوران بود. پیکار مواضعی مشابه فدایی‌ها و در بسیاری مواقع افراطی‌تر از آنها داشت. پیکاری‌ها بقایای جریان ارتداد مطلق سازمان مجاهدین خلق در سال 1354 بودند. پس از مارکسیست شدن مجاهدین خلق و سرکوب کامل آنها، در بین مرتدان این سازمان نیز اختلاف‌هایی بروز کرد. به گونه‌ای که تقی شهرام رهبر اصلی جریان ارتداد به خودکامگی متهم شد. به وجود آمدن گروههای متعددی با پسوند «طبقه کارگر» محصول نزاع درونی مرتدان سازمان مجاهدین خلق بود. اما مهمترین این گروه‌ها، سازمان پیکار در راه آزادی طبقه کارگر به محوریت حسین احمدی روحانی (نویسنده کتاب شناخت مجاهدین خلق) و علی‌رضا سپاسی آشتیانی (از اعضای حزب ملل اسلامی و سپس مجاهدین خلق) بود. پیکار در عین حال که سعی می‌کرد خود را از جنایت‌های درون سازمانی سال 1354 مجاهدین خلق (مثل قتل شریف واقفی و...) مبرا جلوه دهد، آشکارا مواضعی کینه‌توزانه را در قبال رهبری انقلاب اسلامی و اسلامیت این حرکت اتخاذ کرده بود. این گروهک در نشریه خود تحولات ناشی از فتح لانه جاسوسی را اینچنین توصیف نمود: «سیاست رژیم بر این قرار گرفت که با کنار گذاردن بازرگان، میدان دادن بیشتر به روحانیت و انطباق دادن ظاهری به خواست‌های انقلابی مردم به نوعی دیگر از میان رفتن سیستم حاکم را به عقب اندازد.» سازمان پیکار به یاران معدود خود و دیگر مارکسیست‌ها توصیه می‌کرد: «بایستی به زحمتکشان توضیح دهیم که هیئت حاکمه فعلی علی‌رغم هماهنگ کردن خود با بخش ناچیزی از خواست آنها نه می‌تواند و نه می‌خواهد به طور جدی علیه امپریالیسم مبارزه کند.» پیکاری‌ها افشاگری‌ها را هم «در خدمت منافع جناحی از روحانیون قدرتمند و باندهای حاکم» توصیف می‌کردند. این گروهک حتی از توهین مستقیم به حضرت امام نیز ابایی نداشت و آن رهبر محبوب قلوب ملت را در جریان فتح لانه جاسوسی به «فریب توده‌ها برای تحکیم پایه‌های ستم طبقاتی» متهم می‌ساخت. جالب است که با تمام این گستاخی‌ها، آنها در جریان انتخابات مجلس اول حتی به تبلیغات انتخاباتی و معرفی نامزدهای انتخاباتی خود اقدام کردند. اما توده‌های مردم کمترین حایگاهی را برای چنین گروهی قائل نبودند و فقط متحیرانه، نام‌های ناآشنای آنها را بر در و دیوار شهرها نظاره می‌کردند. شدت مواضع توخالی پیکاری‌ها در حدی بود که حتی منافقین آنها را به «تمایلات ماجراجویانه و آنارشیستی» که «نتیجه آن به عقب انداختن پیروزیهای قابل حصول و تقویت مطامع ارتجاعی است» متهم می‌ساختند. البته منافقین در عین حال همواره پیکار را یک «سازمان انقلابی» معرفی می‌کردند.

«پیکار» گروهی با پیروان بسیار معدود بود. اما محلی برای جمع‌آوری سرریز عناصر کم‌حوصله‌تر منافقین به شمار می‌رفت. چنان‌که جنبش مسلمانان مبارز به رهبری حبیب‌ا... پیمان هم به محفلی برای عناصر عافیت طلب منافقین تبدیل شده بود. ابراز همراهی‌های جنبش مسلمانان مبارز با دانشجویان پیرو خط امام در حدی بود که به نوعی خوشبینی نسبت به آن در بین برخی از این دانشجویان دامن می‌زد. دانشجویان در جریان تشکیل همایشی از نهضت‌های آزادیبخش در حالی که از دعوت کردن بسیاری از شخصیت‌های اصیل خط امامی خودداری کرده بودند افرادی مثل حبیب‌الله پیمان را به عنوان سخنران این کنفرانس برگزیده بودند.

شگرد پیمان در این مقطع، جداسازی حساب امام از یارانش ـ که آنها را «مرتجعین» می‌نامید ـ بود. وی بر خلاف ریشه‌های گذشته و وضعیت فعلی‌اش سعی کرده بود در قامت یک شخصیت مخالف با لیبرال‌ها ظاهر شود. به گونه‌ای که بارها خواستار ادامه افشاگری درباره وابستگی عوامل نهضت آزادی به آمریکا شد و حتی تخطئه روحانیت حامی امام را از دریچه همنشینی آنان با لیبرال‌ها در شورای انقلاب دنبال می‌کرد. نشریه امت ارگان این گروه، پس از آن‌که محوریت روحانیت در مبارزه با آمریکا در جریان فتح لانه جاسوسی آشکار شد هشدار داد: «مرتجعین (؟) مستقل از رهبری لیبرال‌ها قادر به عمل جدی و سازمان یافته علیه انقلاب نبوده و نیستند.»

گروهک «پیمان» با ابراز همراهی‌های مکرر با دانشجویان و با این تصور که خط امامی‌ها از پشتوانه تحلیلی عمیقی برخوردار نیستند برای نفوذ در جریان خط امام خیز برداشته بود. به نظر می‌رسد نفوذ «امتی‌ها» در جمع بخشی از عناصر جوان خط امامی که در جناح‌بندی‌های سال‌های بعد نقش مؤثری داشت، ریشه در اقدامات این گروه در مقطع مذکور داشته است. با این که آنها سعی داشتند ریاکارانه خود را در دایره خط امامی‌ها قرار دهند، دقت در لحن برخی از بیانیه‌هایشان می‌توانست این واقعیت را آشکار سازد که از محوریت جریان اصیل خط امام در مبارزه با آمریکا بشدت نگران هستند. یک ماه پس از اشغال لانه جاسوسی و به دنبال افشای اسنادی از خشم آمریکایی‌ها نسبت به یاران امام نشریه امت هشدار داد: «انحصارطلبی در مبارزه ضدامپریالیستی عاقبتی جز سازش در مقابل امپریالیست‌ها ندارد.» در بی‌ریشگی تمایلات ضد امپریالیستی در بین گروه‌های چپ، اعم از الحادی و التقاطی همین بس که تمامی گروه‌هایی که ذکر آنان رفت به همراه گروه‌های لیبرال هم‌اکنون در چارچوب برنامه‌های غرب برای براندازی و یا تغییر سمت و سوی عزت‌مندانه جمهوری اسلامی تلاش می‌کنند تا از کمک‌ها و حمایت‌های بیشتر آن بهره‌مند شوند.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات