در همان حال، در دوران مختاری هم پرونده سازیهای جعلی و پاپوش دوزی در مورد اتباع کشور بسیار رایج بود و مأمورین تأمینات شهربانی به صرف مظنون شدن به افراد آنان را بازداشت می کردند و مدتها تحت آزار و شکنجه قرار می دادند و به زندان می انداختند؛ از جمله، در سال 1316 فردی بیگناه را به صرف آن که مظنون به نوشتن نامه ای تهدیدآمیز بود، چهارسال در زندان نگه داشتند:
در سال 1316 نامه ای با پست شهری به شاه سابق می رسد که از حروف روزنامه ها تهیه و طوری تنظیم شده بود که فرستنده آن تشخیص داده نشود.
چون لحن نامه تهدیدآمیز بود، برای کشف فرستنده آن به اداره شهربانی ارسال و به اداره آگاهی ارجاع می شود.
اداره آگاهی منزل چند نفر را که مظنون بودند بازرسی می کند و چون آن اوقات وزارت فرهنگ دستور بستن دبیرستان ارامنه را داده بود به مدیر مدرسه، آقای ماطاوس ملکیان هم مظنون شده خانه او را بازرسی می کنند و مقداری روزنامه اطلاعات به دست می آید که بعضی قطعات از آنها قیچی شده بود و چون متخصصین اظهار عقیده می کنند که حروف روی پاکت و نامه از حروف روزنامه اطلاعات است ملکیان را متهم دانسته و برخلاف مقررات به دستور آقای مختار، بازداشت می کنند...
مشاأالیه ملکیان را بدون این که دلایل کافی موجود باشد مقصر معرفی نموده است. به علاوه پادشاه سابق نظر به بازداشت ملکیان نداشته و آقای مختار ظاهراً برای این که وانمود کند فرستنده نامه را کشف کرده ملکیان را بازداشت نگاه داشته و عمل مشاأالیه منطبق با ماده 193 قانونی کیفر عمومی است.1
این گونه پرونده سازیها از کنترل و مراقبت شدید اداره تأمینات شهربانی از مراسلات پستی و نامه های شهروندان در دوره مختاری حکایت دارد. چنان که حسنعلی بدر کارمند وزارت راه صرفاً به خاطر ارسال یک کارت تبریک از سوی اداره آگاهی شهربانی گرفتار شده مدتها در زندان ماند. در پرونده های باقی مانده از دوران محاکمه جنایتکاران شهربانی رضاشاه پس از شهریور 1320 در این باره چنین آمده است:
چون نوروز سال 1317 مصادف با عید غدیر بوده و با ماه محرم و ایام عزا نیز تصادف داشته حسنعلی بدر کارمند وزارت راه به جای کارت تبریک عکسی از واقعه غدیر خم توسط ربیع شمعون مدیر چاپخانه گراور چاپ نموده و آن را در اواخر خرداد 1316 برای رفقای خود می فرستد که بنا به گفته خود یک نسخه آن را نیز برای سرپاس مختار رئیس کل شهربانی فرستاده است که در آن گراور نوشته بوده است: «با تقدیم تبریکات صمیمانه جهت تجدید سال.» تصادف این ایام با روزهای سوگواری و تعزیه داری تذکر این جمله را ایجاب (عظم الله اجورنا و اجورکم به مصائب الحسین علیه السلام) و جهت حفظ و حراست وجود مقدس عالی و خانواده جلیله یک تصویری که مربوطه به شئون ملی و مذهبی عید غدیر خم است به عنوان هدیه به محضر ایفا می گردد.
حسنعلی بدربخش
به دستور آقای مختار برای این عمل که قانوناً بزه نمی باشد حسنعلی بدر و شمعون مدیر چاپخانه مورد بازجویی قرار گرفته و بازداشت می شوند. در نتیجه حسنعلی بدر از تاریخ 16.12.23 تا 17.3.29 زندانی بوده و همچنین مدیر چاپخانه 17 روز بازداشت و چاپخانه هم توقیف شده و در گزارشی که اداره آگاهی به شماره 189-17.1.10 داده آقای مختار در حاشیه آن چنین دستور داده است: «مطبعه توقیف باشد ولی رئیس مطبعه را به قید کفیل مرخص کنید و مطبعه او تا دستور ثانوی نباید از توقیف خارج شود.»
«سوابق حسنعلی بدر را هم بازجویی و گزارش کنید.» و، بنابراین، ملاحظه می شود که آقای مختار با این که گزارش نامبرده مشعر بوده است که حسنعلی بدر از انتشار این کارها منظوری نداشته دستور استخلاص او را نداده تا آنکه آقای وزیر راه مراتب را به عرض اعلیحضرت پادشاه وقت رسانده دستور استخلاص حسنعلی بدر داده می شود.
آقای مختار در صفحات 160 تا 161 بازجویی مدعی است بازداشت حسنعلی بدر و مدیر چاپخانه به امر شفاهی شاه وقت بوده گرچه از نامه وزارت راه استنباط می شود که پادشاه وقت از تعقیب و بازداشت حسنعلی بدر مطلع بوده اند ولی چون اعمال آنها بزه نبوده اگر هم امری صادر فرموده باشند در نتیجه گزارش شفاهی و القاء شبهه آقای مختار بوده است.2
و نیز در موردی دیگر فردی به صرف داشتن نقشه ای در چمدان خود مظنون و دستگیر شده و بدون آنکه مرتکب جرمی شود مدتها زندانی می شود:
جواد مهین دستور برای تهیه شغل به گیلان نو از املاک اختصاصی غرب رفته و از بخشدار آنجا درخواست ارجاع شغلی می نماید. چون ضمن مدارک او نقشه پست کادر سرحدی گمرک مشاهده می شود بخشدار آنجا از او مظنون شده مشاأالیه را نزد فرماندار شاه آباد می فرستد و از آنجا به شهربانی شاه آباد اعزام و در نتیجه رسیدگی معلوم می شود که مشارالیه سابقاً کارمند گمرک بوده و نقشه پست کادر سرحدی را در آن موقع به دستور رئیس متبوع خود تنظیم کرده که نقشه نامبرده عملی نشده و نزد او باقی مانده. پرونده امر را رئیس شهربانی شاه آباد با متهم به کرمانشاهان می فرستد و در آنجا نیز مجدداً رسیدگی کاملی به عمل آمده و کفیل شهربانی ضمن شماره 4540 مورخ 17.4.24 گزارش می دهد که مشاأالیه بی تقصیر و مدارکی بر علیه او به دست نیامده و به قید التزام آزاد گردیده. آقای مختار در حاشیه گزارش چنین دستور داده:
«فوری اداره سیاسی شدیداً مؤاخذه شود چرا قبل از ارسال گزارش و کسب اجازه یک چنین شخص مشکوک و مظنون بدپیشینه را که متهم سیاسی است آزاد گذارده اند. فوراً او را بازداشت و از ملاقات محروم و آموزش دهید بازجویی دقیق نسبت به نقشه پاسگاه و راههای مهران از او نموده منظور او را معلوم کنید. به موجب نامه فرمانداری ایلام چون اشخاص را تحریک به دادن درخواست می نموده و هم چنین شناسنامه آنها را نزد خود نگاه داشته مستوجب تعقیب می باشد. علاوه بر کفیل شهربانی، تنظیم کننده پرونده هم که به طور سطحی وظیفه خود را انجام داده است مستحق تنبیه و تعقیب می باشد. پیشینه مشاأالیه را از گمرک و کادر سرحدی پلیس باید خواسته پرونده را تکمیل و نتیجه را گزارش دهید.»
به موجب این دستور مجدداً جواد مهین دستور از تاریخ 19.8.8 تا 20.3.1 بازداشت شده و در خلال این احوال دو دفعه اداره سیاسی گزارش داده که بر علیه مهین دستور مدارک و دلایل به دست نیامده و حتی در گزارش 552 مورخ 20.1.31 صراحتاً اظهارنظر می شود دلایلی بر علیه او به دست نیامده و اجازه آزادی او را خواسته اند.
آقای مختار در حاشیه چنین گزارش می دهد:
«. . . با گزارش پیوست مشاأالیه علاوه بر این که پیشینه خوبی ندارد مشکوک است و باید شهربانی مربوطه نسبت به نقشه و یادداشت اساسی راهها و عملیات او بازجوییهای بیشتری کرده و به اظهارات او اکتفا نشود و پرونده مشاأالیه هم پس از تکمیل به لشکر مربوطه ارسال گردد.»
که همینطور اقدام و پرونده در 20.3.1 به لشکر 12 تحویل می گردد. در نتیجه قریب به هشت ماه بدون تقصیر و بدون اقرار قانونی شخص نامبرده به دستور آقای مختار در زندان انفرادی به سرمی برده است.
آقای مختار در صفحات 147 تا 148 بازجویی اظهار داشته:
«چون مهین دستور در محل دستگیر شده بود ممکن بود این مطلب از ناحیه فرمانداریهای نظامی آن صفحات مستقیماً گزارش شود. با درنظر گرفتن رژیم سابق و امر ملوکانه که می فرمودند هرکس متهم و مظنون است باید شهربانی بدون تظاهر با جدیت تعقیب کند این دستور را دادم.»
بدیهی است که دفاع مشاأالیه در این مورد منطقی نبوده و نسبت به جوادمهین دستور از طرف اعلیحضرت پادشاه وقت امری در پرونده ملاحظه نمی شود و اوامر کلی و فرمانهای شفاهی شاه وقت را بایستی رئیس شهربانی در حدود مقررات و قانون اجرا نموده و مردم را بدون جهت و مدرک بازداشت نکند.3
و در موردی دیگر صرفاً به خاطر گزارش دروغ و غیرواقعی جاسوسی از دایره تأمینات و پلیس سیاسی شهربانی مختاری، زنی تحت تعقیب قرار گرفته سالها زندانی و شکنجه شد:
بانو لیلیان عکاس، در تاریخ 15.6.31 بر اثر گزارش نیکلا شاگرد اخراج شده عکاسخانه اش مشعر بر این که «مشاأالیها از مواضع نظامی و افسران عکسهایی برداشته و جاسوس است و نیز به من اظهار داشته من مخالف عملیات پادشاه هستم زیرا تیمورتاش را مسموم نموده است.» بدون قرار قانونی بازداشت، تحت تعقیب قرار گرفته. مشاأالیها در بازجویی گفت و گو با نیکلا و دشمنی او را اقامه کرد. نیکلا یک مرتبه با بانوی نامبرده مواجه و در مرتبه دوم برای مواجهه احضار و معلوم می شود در تهران نبوده و متواری گردیده است.
دایره بازجویی از بازداشت لیلیان در تاریخ 15.3.27 گزارش داده که اظهارات نیکلا قابل اعتماد نیست. (گزارش کلاسه 66.33 ضمیمه پرونده سیاسی بانو لیلیان بایگانی است). مع ذالک مشاأالیه در تاریخ 15.6.28 برحسب دستور سرپاس مختاربازداشت می شود و کلیه نوشته هایش توقیف می گردد و پس از مواجهه با نیکلا و بازرسی نوشتجات و بررسی فیلمهای عکاسی با اینکه در تواریخ 15.8.23 و 15.7.4 نیز گزارش دایره بازجویی حکایت داشته که: مدرکی بر علیه او به دست نیامده، بازداشت او تا تاریخ 19.5.3 یعنی سه سال و دو ماه و 15 روز ادامه داشته و در تاریخ 19.5.13 الی 20.2.24 یعنی 13 ماه هم در اراک در تبعید به سر برده و در تاریخ 20.2.24 به واسطه وقایع اخیر آزاده گردیده است.
الف) نامه شماره 49454-66369 مورخ 20.10.24 اداره کل شهربانی (ردیف 26.159.3 در پرونده کارتن 13 موجود است) دایر بر این که لیلیان از 15.6.28 الی 19.5.13 بازداشت بوده و بعداً هم به اراک تبعید و اخیراً آزاد شده.
ب) گزارش دایره بازجویی در تاریخ 15.8.23 تعقیب گزارش مورخ 15.2.4 حاکی از بی تقصیری لیلیان بوده و این گزارش را آقای مختار معلوم می شود دیده مع ذالک دستور آزادی او را نداده و در حاشیه گزارش نوشته شده: امر فرمودند باید نیکلا را پیدا کنید تا تکلیف لیلیان معلوم شود، و به بهانه مواجهه لیلیان با نیکلا که متواری بوده بازداشت او را ادامه داده و در صورتی که قبلاً نیکلا با لیلیان مواجه شده و عدم صحت اظهارات نیکلا واضح و مواجهه ثانی لزومی نداشته است.
ج) اعتراف صریح آقای مختار در صفحات 2 تا 13 پرونده بازجویی خلاصه آن که بازداشت و تبعید مادام لیلیان که مشاأالیه دستور داده بنا به فرمان شفاهی اعلیحضرت پادشاه سابق بوده و بدون اطلاع و امر پادشاه اقدامی نسبت به لیلیان نشده زیرا مشاأالیها را شخصاً می شناختند و از ارتباط او با تیمورتاش اطلاع داشتند که این ادعای آقای مختار بدون دلیل است و بررسی مجموع پروندههای سیاسی عکس این ادعا را می رساند؛ زیرا موقعی که اعلیحضرت پادشاه سابق امر به تعقیب کننده می کردند صراحتاً شرحی از دفتر مخصوص نوشته و ابلاغ می شد یا اگر بر حسب امر شفاهی کسی تحت تعقیب قرار می گرفت نتیجه اقدام بازجویی ضمن گزارش رسمی به صورت غیرمستقیم یعنی گزارش شب به عرض می رسید. در مورد بانو لیلیان چنین گزارشهایی موجود نیست. به علاوه مشاأالیها از زندان عریضه در تاریخ 18.9.23 به عنوان «پیشگاه والا حضرت همایون ولایتعهد» عرض کرده که عریضه را اداره شهربانی ضمن خلاصه از جریان پرونده مشاأالیها طی گزارش مورخ18.9.22 به دفتر (پیشکاری ولایتعهد) تقدیم نموده و در گزارش نامبرده ابداً متذکر نگردیده که بازداشت بانو لیلیان به امر اعلیحضرت پادشاه سابق می باشد و حال آنکه اگر چنین امری صادر شده بود و عمل متهم راجع به بازداشت مشاأالیها از تاریخ 15.6.18 تا تاریخ 15.8.23 یعنی تاریخ گزارش دایره بازجویی مبنی بر پیدانشدن دلیل بر علیه بانولیلیان بازداشت غیرقانونی و منطبق با ماده 193 قانون کیفر همگانی است نسبت به بازداشت وی از تاریخ 15.8.23 به بعد عمل متهم در ادامه بازداشت و همچنین تبعید مشاأالیها به اراک منطبق با مواد 75.83 قانون نامبرده می باشد.4
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
پانوشت ها:
1- خسرو معتضد، پیشین، صص 26-16.
2- همان، صص 291-4.29
3- همان، صص 295-6.29
4- همان، صص 289-1.29