صفحه نخست >>  عمومی >> آخرین اخبار
تاریخ انتشار : ۰۲ آبان ۱۳۹۱ - ۱۲:۳۱  ، 
کد خبر : ۲۵۰۱۱۱

کثرت‌گرایی در فهم دین و نقد درون دینی آن

شهاب زمانى مقدمه: در شماره های گذشته این ستون با مفاهیم، تاریخچه و انواع قرائت های مختلف از پلورالیسم و تکثرگرایی دینی آشنا شدیم. در این شماره پلورالیسم دینی را از منظر دیگری، مورد بررسی قرار می دهیم.

اصولاً تحت عنوان پلورالیسم دینی، دو بحث عمده مطرح می شود؛ کثرت گرایی در فهم دین و کثرت گرایی در خود دین. مقصود از کثرت گرایی در فهم دین، معتقد بودن به برداشت ها و فهم های مختلفی از دین و به تعبیر امروزی، قرائت های مختلف از دین است. مقصود از کثرت گرایی در نفس دین، این است که خود ادیان، راه های مختلفی به حقیقت واحد هستند و در مقام سعادت و مثوبت و حقانیت، ادیان مختلف، پیروان خودشان را به امر واحدی رهبری و راهنمایی می کنند. (1)
در واقع بحث پلورالیسم در «فهم دین»، کاری به خود دین ندارد، بلکه به مخاطبان دین و کسانی که در حوزه فهم از دین مطالعه و تحقیق می کنند، مربوط می شود، اما برگشت کثرت گرایی در دین، به نظری است در باب تبیین کثرتی که در ادیان وجود دارد. به عبارتی دیگر تلاش برای یافتن پاسخ به این سوال است که «ادیان گذشته و حال، چه نسبتی، با هم، با واقعیت و با پیروان خود دارند؟
پاسخ به این پرسش و پرداختن به این دو مقوله کثرت گرایی در «فهم و خود» دین، متضمن بحث های عمده ای است که در این مجال و مقال نمی گنجد و ما تنها در حد اشاره به برخی از ادعاهای مطرح در این خصوص، استدلال های آنها و اینکه این سخنان به لحاظ عقلی و نقلی تا چه مقدار قابل قبولند، می پردازیم.
کثرت‌گرایی در فهم دین و مدعای مطرح‌کنندگان آن

بحث کثرت گرایی در فهم دین و نظریه ای که از دهه 70 توسط امثال دکتر سروش تحت عنوان «تعدد قرائت های دین و قبض و بسط تئوریک شریعت» در جامعه ایران مطرح شده، اگر چه در حد ذات خود، بحث مهمی است و منشأ تولید علم و دانش در این حوزه شد و به فربهی دانش دینی کمک کرد، اما به شکلی که در جامعه ما طرح و بسط پیدا کرد و هم اکنون نیز در برخی از محافل علمی و آکادمیک با گرایش خاص مطرح می شود خالی از شائبه سیاسی نیست.
بحث نسبی گرایی در فهم دین، یکی از بهترین سلاح هایی است که غربی ها برای خلع سلاح کردن حکومت دینی به کار می برند و هیچ حربه ای بهتر از نسبی گرایی نیست که یک حکومت دینی را از محتوای خودش خالی کند و شدت و صلابت را از آن بگیرد؛ زیرا یکی از لوازم بحث نسبی گرایی، بحث سکولاریسم و جدایی دین از سیاست است. علاوه بر این آثار دیگری نیز دارد. بنابراین اصل این بحث ها از حساسیت ویژه ای برخوردار است.(2)
بسیاری از کسانی که بحث تعدد قرائت از دین و تعدد فهم ها را مطرح می کنند، به اختلاف آرای مجتهدان تمسک می جویند و می گویند: در اسلام مجتهدان مختلفی بوده اند که آرای آنها با هم متفاوت بوده است و این معنای اختلاف فهم ها و اختلاف قرائت ها در دین است. ولی واقعیت چیز دیگری است و این حرف، یک سوءاستفاده از یک امر بدیهی و روشن است برای استنتاج و انتاج نتیجه ای که قطعاً درست نیست.
نزاع در بحث قرائت های مختلف از دین، بر سر این نیست که مرحوم سید و یا مرحوم آخوند خراسانی، در فلان فرع فقهی، چه اختلافی با هم دارند، بلکه بحث در قرائت های مختلف، بر سر نسبی گرایی کلی است. یعنی اینکه آیا تمام فهم های ما و عالمان دین، حکما و فیلسوفان دینی و همه آنچه که یک مفسر از سنت رسول خدا و کتاب خدا می فهمد، نسبی است و ما نمی توانیم هیچ فهم یقینی از کتاب و سنت داشته باشیم؟ و الا مگر می شود که مرحوم نایینی و محقق اصفهانی و مرحوم امام(ره) با آن دقت هایی که در فقه و اصول داشته اند، از اختلاف مجتهدان غفلت کرده باشند؟ بحث بر سر این است که آیا ما ضروریات دینی و فقهی داریم یا خیر؟(3)
البته کسانی که بحث نسبی گرایی را مطرح می کنند، غالباً نگاه بیرون از دین دارند و اصلاً مدعی هستند که دعاوی قبض و بسط و دعاوی نسبی گرایی دینی، برون دینی و درجه دوم است. در حالی که واقعیت این است که کثرت گرایی، به معنای نسبی گرایی، هم بحث برون دینی دارد و هم درون دینی. به عنوان مثال در عرضه مسئله کثرت گرایی به قرآن و سنت که در شماره گذشته تا حدودی به آن پرداختیم و تبیین آیات و روایات متعارض با پلورالیسم، نشان داد که منابع درون دینی نه تنها به هیچ وجه کثرت گرایی دینی و نسبی گرایی کلی را قبول ندارند، بلکه آیات و روایات متعدد قابل استناد و استدلالی وجود دارند که دلالت بر باطل بودن نسبی گرایی مطلق در فهم دین می کنند.
نمونه آن که با تعابیر و الفاظ مختلف در قرآن آمده «هذا بیان للناس» است که اگر قرار باشد هر فهمی که از قرآن به دست می آید، با فهم بشری مخلوط به صواب و خطا ممزوج باشد، دیگر این تعبیر و نظایر آن درست نخواهد بود. همین طور پیروی و اتباع از نبی و ولی که مورد تأکید آیات و روایات است، در صورت ارجحیت آنها بر فهم های بشری درست و منطقی خواهد بود.
رویکردهای دین به تکثرگرایی اعتقادی
عمدتاً سه نوع تفسیر و دیدگاه متفاوت برای رویکرد دین به تکثرگرایی اعتقادی وجود دارد که عبارتند از: دیدگاه افراطی متقدمان، دیدگاه افراطی معاصران و دیدگاه میانی. بر اساس دیدگاه اول، «حقیقت» امری بسیط و واحد است که تنها افراد و نحله های خاصی بدان دست پیدا می کنند و دیگر نحله های فکری بهره ای از آن ندارند.
بر این اساس، معتقدان مذاهب و نحله های فکری خاص با اعتقاد جازم و باور قطعی بر حقانیت خود، دیگر نحله های دینی را از بهره حقایق محروم می دانند، در حالی که در دیدگاه افراطی معاصران، همین مطلق انگاری جای خود را به نسبی گرایی می دهد و حقیقت امری تودرتو و پراکنده می شود که همگان می توانند بهره ای از آن داشته باشند. «صراط های مستقیم» سروش چنین برداشتی را تکثرگرایی اصیل در حوزه معرفت دینی معرفی می کند، در حالی که این نوع تکثرگرایی با محذورات جدی روش شناختی و معرفت شناختی روبه رو است که در جای خود باید مورد نقد و بررسی قرار گیرد.
اما دیدگاه سوم که حد میانه این دو دیدگاه افراطی است، تلاش می کند ضمن پذیرش اصول موضوعه و کلیات دین، تنوع دیدگاه ها را در حوزه فروعات و مسائل عرفی مورد پذیرش قرار دهد. بنابراین پلورالیزم دینی، بدین معنا می تواند مقبول باشد که ابتدا افراد یا گروه های انسانی به اصول و حقایقی ثابت و اصول موضوعه مشترک در یک دین بنگرند و یا آنها را به عنوان پیش فرض ها و اصول مسلم خود- که قابل چون و چرا نیست- بپذیرند، سپس بپردازند به اینکه مثلاً تحقق فلان اصل از راه منابع دینی یا احساسات بهتر است یا تعقل؟ در واقع، باید «مابه الاشتراک» ها و «مابه الامتیاز» هایی داشته باشیم که مابه الاشتراک ها مفروض تلقی شود و در مابه الامتیازها به رقابت پرداخته شود. اگر مابه الاشتراکی نباشد چه بحثی به عنوان محاوره تحقیقی صورت خواهد پذیرفت. (4)
پی‌نوشت‌ها در دفتر نشریه موجود است.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات