
آخرین دور از مذاکرات رسمی میان جمهوری اسلامی ایران و گروه 1+5 در اواخر خرداد ماه در مسکو برگزار شد. هر چند که از آن تاریخ به بعد نمایندگان دو طرف دیدارهایی داشته اند، اما بیشتر جنبه کارشناسی و مقدماتی داشته لذا می توان گفت که از آن تاریخ به بعد، مذاکرات رسمی میان طرفین صورت نگرفته هر چند که روند مذاکرات نیز تعلیق نشده است.این وضعیت در حالی ادامه یافته که برخی از محافل رسانه ای و سیاسی از تدوین بسته پیشنهادی جدید از سوی 1+5 برای ارائه در دور جدید مذاکرات پس از انتخابات ریاست جمهوری آمریکا خبر داده اند.
منابع خبری روس اعلام کرده اند که 1+5 برای ادامه مذاکرات سازنده، بسته پیشنهادی را تهیه کرده است که بخشی از آن، لغو تحریم ها است. آنها تأکید کرده بودند که مسکو طرحی را ارائه کرده که بر اساس آن، مسئله تحریم ها و لغو آن روی میز مذاکرات ایران و گروه 1+5 قرار می گیرد. روزنامه «گاردین» ادعا کرده است که غرب بسته جدید از مشوق ها را در نظر گرفته که بر اساس آن، در صورت تعلیق و یا محدود شدن غنی سازی از سوی ایران، غرب، بخشی از تحریم ها را لغو می کند. البته شرط این رویکرد آن است که غرب از اجرایی شدن خواسته خود، قطعیت یابد.
مواضع مطرح شده از سوی گروه 1+5 نوعی رویکرد به ادامه مذاکرات و در مواردی نشانه گرایش آنها به سازنده بودن مذاکرات است، اما در باب بسته پیشنهادی و طرح های احتمالی غرب چند نکته قابل توجه است.
نخست آنکه، جمهوری اسلامی ایران به عنوان عضو آژانس بین المللی انرژی اتمی و طبق اساسنامه آژانس، حق برخوردار شدن از دانش هسته ای در تمام سطوح را دارا است. در این حوزه نیز ملاک، صلح آمیز بودن فعالیت های هسته ای است. با توجه به اینکه جهانیان و آژانس بر صلح آمیز بودن و تحت نظارت آژانس بودن فعالیت های هسته ای ایران اذعان دارند، ادعای غرب مبنی بر تعلیق و یا کاهش روند غنی سازی اورانیوم از طرف ایران، خواسته ای غیرمنطقی و زیاده خواهانه است. غرب اگر به دنبال انجام مذاکرات سازنده است باید حقوق هسته ای ایران از جمله در حوزه غنی سازی را به رسمیت بشناسد و از تکرار الفاظی نظیر تعلیق و یا محدود شدن غنی سازی ایران خودداری کند.
دوم آنکه، غرب در سال های اخیر با مواضع غیر اصولی علیه جمهوری اسلامی ایران، دیدگاهی منفی از خویش بر جای گذاشته است، لذا پیش از بیان هر درخواستی از ایران در روند مذاکرات باید اصل اعتمادسازی را اجرایی سازد. بر این اساس پایان دادن به تحریم ها می تواند گامی اعتمادساز از سوی غرب باشد که برای جبران اشتباهات گذشته در برابر ایران صورت می گیرد. مسئله لغو تحریم ها باید شامل تحریم های یک جانبه و شورای امنیت گردد، نه آنکه غرب ادعای تحریم های جدید را مطرح سازد و سپس عدم اجرای آن را مولفه ای برای سوق دادن ایران به پذیرش خواسته های خود قرار دهد.
سوم آنکه، غربی ها در حالی ادعای کاهش احتمالی تحریم ها را مطرح می کنند که همزمان از یک سو تحریم های جدید علیه ایران را مطرح کرده اند و از سوی دیگر چنان تبلیغ می کنند که گویی تحریم ها صرفاً به دلیل فعالیت های هسته ای ایران وضع شده است.
غربی ها بر این گمانند که از وضعیت کنونی جاری در بازار ارز ایران می توانند به عنوان مولفه ای برای اعمال فشار بر ایران استفاده کنند. آنها در سناریوی ذهنی خود بر این گمانند که ادعای کاهش تحریم ها در صورت کنار نهادن فعالیت هسته ای، می تواند مولفه ای باشد برای آنکه ایران را به سمت دست کشیدن از حقوق هسته ای خود سوق دهد. توهمی که به اذعان جهانیان، پایداری ملت ایران در رسیدن به حقوق هسته ای خود، شکست آن را به همراه خواهد داشت. غرب باید آموخته باشد که سیاست تهدید و پاداش، طرحی منسوخ شده است و غرب باید در برابر خواسته های خود مابه ازایی همسنگ را بپردازد، نه آنکه حداکثر را بخواهد و خواستار قناعت ایران به حداقل گردد.