صفحه نخست >>  عمومی >> آخرین اخبار
تاریخ انتشار : ۱۷ آبان ۱۳۹۱ - ۱۳:۱۴  ، 
کد خبر : ۲۵۰۷۲۴

نقد و بررسی مبانی پلورالیسم دینی (بخش دوم)

شهاب زمانى مقدمه: در راستای نقد و بررسی مبانی فکری پلورالیسم دینی، به نقد «تفکیک میان گوهر و صدف دین» و مقوله «تفاوت های مفهومی و زبانی» اشاره کردیم. در این شماره در مقوله دیگر از مبانی پلورالیسم دینی، یعنی تفاوت نظرگاه ها و خویشاوندی حقایق را مورد مطالعه و بررسی قرار می دهیم.

تفاوت نظرگاه‌ها
مقوله تفاوت نظرگاه ها از دفتر سوم مثنوی مولوی اقتباس شده است. در واقع، برخی از اندیشمندان اختلاف در نظرگاه را مبنای پلورالیسم دینی دانسته اند، یعنی به قول مولوی «از نظرگاه است ای مغز وجود / اختلاف مومن و گبر و جهود»(1)
عبدالکریم سروش به عنوان کسی که بیشترین بحث را در این حوزه داشته و به نوعی با گرته برداری از نگاه غربی ها به آیین مسیحیت، تمایل دارد آن دیدگاه ها را در نسبت با اسلام نیز بازآفرینی کند، در توضیح این بیت از مولوی معتقد است: «وی (مولوی) می گوید اختلاف این سه (مومن، گبر و جهود) اختلاف حق وباطل نیست، بلکه دقیقاً اختلاف نظرگاه است؛ آن هم نه نظرگاه پیروان ادیان، بلکه نظرگاه انبیا، حقیقت یکی بوده است که سه پیامبر از سه زاویه به آن نظر کرده اند، یا بر پیامبران، سه گونه و از سه روزنه تجلی کرده است و لذا سه دین عرضه کرده اند. بنابراین سر اختلافات ادیان فقط تفاوت شرایط اجتماعی یا تحریف شدن دینی و به وجود آمدن دین دیگری به جای آن نبوده است، بلکه تحلیل های گونه گون خداوند در عالم، همچنان که طبیعت را متنوع کرده، شریعت را هم متنوع کرده است.»(2)
در نقد و ارزیابی این مبنای فکری و گفته دکتر سروش در کتاب «صراط های مستقیم» لازم است به نکات زیر توجه کنیم:
1- تحریف سخن مولوی؛ با دقت در ابیات پیش از بیت انتخاب شده از کتاب وزین مثنوی معنوی مولانا، روشن می شود که مقصود شاعر از «اختلاف نظرگاه» آنچه نویسنده «صراط های مستقیم» برداشت کرده نیست.
مولوی نمی خواهد بر حقانیت سه آیین اسلام، گبر و یهود صحه بگذارد، بلکه برعکس، وی با این پیش فرض مسلم که این سه آیین، همگی بر حق نیستند و طبعاً آیین حق، همان آیین اسلام است «و من یبتغ غیرالاسلام دیناً فلن یقبل منه» درصدد بیان این نکته است که آنچه مایه گرایش های حق و باطل افراد نسبت به آیین های مزبور شده، همانا نظرگاه های مختلف آنهاست.
یکی در نور می نگرد و از ثنویت و تجسیم (آیین گبر و یهود) می رهد و به آیین یکتاپرستی(اسلام) رهنمون می شود؛ اما دیگری، به جای نگریستن به نور، در شیشه نظر می افکند و این نگاه، زمینه ساز گمراهی و شرک او خواهد شد.
2- حقیقت ادیان الهی یگانه است؛ اگر مقصود از ادیان، آیین های الهی و حق است که پیامبران الهی به بشر رسانده اند، البته پیش از تحریف ادیان ابراهیمی پیشین، حقیقت همه آن ها یک چیز و آن، توحید و تسلیم در برابر خدا بوده است (ان الدین عندالله الاسلام).
پس دین، یکی است، گرچه شریعت ها مختلف بوده است. اما اختلاف شریعت ها نیز ناشی از اختلاف نظرگاه پیامبران و تفاوت درک و شناخت آنان از خداوند یا جهان و انسان نبوده است. تفاوت شریعت ها، از قبیل نسخ (اثبات و نفی) است و یا آوردن حکمی که سابقه نداشته است.
در صورت اول، اختلاف نظرگاه، با «عصمت علمی» پیامبران سازگار نیست و در صورت دوم، دو حکم نیست تا نوبت به تفسیر دوگانگی آنها با اختلاف نظرگاه برسد.(3) بنابراین اختلاف شرایع به دلیل اختلاف در حالات و شرایط حیات انسانی بوده است، نه اختلاف در نظرگاه پیامبران. اما ادیان تحریف شده یا ساختگی و اختلاف در بین خود آنها و نیز اختلاف آنها با دین حق، نه به اختلاف تجلی الهی ربط دارد و نه به اختلاف نظرگاه پیامبران.
3- اختلاف نظرگاه و توجیه حقانیت مذاهب؛ اختلاف نظرگاه یا به قول غربی ها، پرسپکتیو، در مورد انسان های غیرمعصوم، اگرچه واقعیت دارد، ولی چنین اختلافی تنها می تواند تکثر مذاهب و ادیان را تفسیر کند، اما حقانیت همه آنها را اثبات نمی کند. به قول شاعر «چون ندیدند حقیقت، راه افسانه زدند»
خویشاوندی حقایق و نقد آن؛ از مطالعه آثاری که در حوزه دین پژوهی و نقد پلورالیسم به زیور طبع آراسته شده، مستفاد می شود. مبنای دیگری که برای پلورالیسم دینی پیشنهاد شده است، مسئله «خویشاوندی حقایق» است: هیچ حقی با هیچ حق دیگری بی مهر و ناسازگار نیست. این نکته بدیهی منطقی اولاً، حق را از رنگ و انگ غربی و شرقی و ارتجاع و ترقی نجات می دهد و حق جویان را برای تحصیل از روی آوردن به هیچ قبله و درگاهی منع نمی کند و ثانیاً، حق شناسان را به موزون کردن مستمر حق خویش با حق های دیگران، امر و دعوت می کند. مدلول این سخن این است که در بنا کردن کاخ رفیع حق، همه مشارکت دارند و بل از همه باید شرکت خواست.(4)
در استدلال بالا نیز که برشی از کتاب «صراط های مستقیم» دکتر سروش بود، یک مغالطه معنوی نهفته است و آن عبارت است از «وضع مالیس بعله عله» مدعایی نادرست، نتیجه مقدمه ای درست شمرده شده است. مقدماتی که در این استدلال به کار رفته است، عبارتند از:
1- حقایق، با یکدیگر هماهنگ و موزونند. مثلاً اصل «علیت»، قاعده ضرورت علی و معلولی، قانون سنخیت میان علت و معلول، اصل امتناع تناقض، قاعده حسن و قبح عقلی، قانون انبساط فلزات و... که مجموعه ای از اصول و قوانین منطقی، فلسفی، کلامی، فقهی، تفسیری، اصولی و فیزیکی اند، هیچ گونه ناسازگاری با یکدیگر نداشته، هماهنگ و موزون هستند. این سخن درست است.
2- حق، «مطلوب بالذات» است و از هر کس و هر جا که باشد، باید پذیرفته شود. این نیز در تعالیم اسلام مورد تأکید بسیار قرار گرفته است. امام علی(علیه السلام) می فرماید: «حکمت، گم شده مومن است، هر جا آن را بیابد برمی گزیند، هرچند در دست منافق باشد.»(5)
3- دریافتن حقایق بیشمار، در حوزه های مختلف علم و دین، تعاون و مشارکت لازم است و یک یا چند نفر نمی تواند به همه این حقایق دست یابد. این مطلب نیز خصوصاً با گسترش دامنه علوم در شرایط امروز امری بدیهی است. اما این مقدمات درست، در مطلب فوق به نتیجه ای نادرست منجر می شود.(6)
زیرا ما اجازه نداریم از یک سری مقدمات استوار و بدیهی، نتیجه بگیریم که همه آنچه در اختیار همگان قرار دارد حق است، بلکه نتیجه، این است که آنچه حق است، با هم سازگار است و آنچه با هم سازگاری دارد، حق است. در حالی که در اینجا سخن در مورد آرا و عقایدی است که با هم سازگار نیستند، مانند اثبات و نفی تثلیث، قبول و رد نبوت پیامبر اسلام(ص)، خاتمیت و جهانی بودن نبوت رسول اکرم(ص)، قبول و رد وجود نص در مسئله امامت و صدها مسئله فکری دیگر از این قبیل. بنابراین، مشکل پلورالیسم، در عقاید سازگار و هماهنگ نیست تا به حکم سازگاری حقایق، حقانیت آنها را ثابت کنیم، بلکه در عقاید ناسازگار است که هرچه در این مسیر تندتر بتازد از مسیر اصلی دورتر خواهد شد.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات