رضا اشرفى
فروپاشی شوروی سابق و ایدئولوژی کمونیسم روسی در ابتدای دهه 90 سبب شد که برخی از قرن آمریکایی و جهان تک قطبی با محوریت ایالات متحده سخن به میان آورند، اما برای عبور از این اندیشه تنها دو دهه زمان کافی بود و حالا با اوجگیری چین در سطوح مختلف، کم کم زمزمه های قرن آسیایی به گوش می رسد. چین در حال قدرتگیری در چهار سطح اقتصادی، سیاسی، نظامی و فنی است و تنها در سطح فرهنگی در مقیاس کلان با ضعفهایی مواجه است. به هر صورت آمریکا که تمایل داشت پس از کمونیسم روسی خود را میداندار جهان نو معرفی کند در این زمینه با چین دچار مشکل شده است.
در چنین فضایی اگر نزدیکی رفتاری روسیه به چین در عرصه بین المللی را مورد مطالعه دقیقتر قرار بدهیم، بهتر می توانیم به چرایی تغییر رفتاری آمریکا در برخی زمینه های راهبردی از جمله کوچ امنیتی آن به آسیا به خصوص در حوزهای شرق و جنوب شرق پی ببریم. طی چند سال اخیر آمریکا بارها نشان داده است که تمایل دارد تمرکز خود بر دیگر نقاط جهان را کم کرده و آن را به سمت شرق و جنوب شرق آسیا سوق دهد. قدرتگیری اقتصادی - سیاسی چین و تقویت بازیهای امنیتی روسیه از جمله دلایل مهم آن است. چین تنها طی چند سال گذشته توانسته با عبور از کشورهای مختلف از جمله انگلیس، آلمان، ژاپن و ... به دومین اقتصاد دنیا تبدیل شود.
در حال حاضر تنها آمریکا از این کشور بالاتر ایستاده است، اما نشانه های زیادی وجود دارد که می گوید پکن در آینده نه چندان دور اقتصاد آمریکا را نیز پشت سر خواهد گذاشت. این مسئله امنیت ملی آمریکا را در داخل کشور و همچنین در حوزه های مختلف جغرافیایی و راهبردی در سراسر دنیا تهدید می کند. بنابراین واشنگتن مجبور است برای کنترل چین و حفظ موقعیت خود تمرکز رفتاری خود را معطوف به شرق و جنوب شرق آسیا کند، اما این مسئله مستلزم کم کردن بار امنیتی و نظامی در دیگر حوزها به خصوص غرب آسیا (خاورمیانه) است.
شکی در این نیست که اقتصاد انرژی یکی از مهمترین دلایلی است که آمریکا را در خلیج فارس نگه داشته است. حتی بسیاری از کارشناسان بر این اعتقادند که جنگها و دخالتهای سالهای پس از 11 سپتامبر آمریکا در منطقه به دلیل کنترل امنیت انرژی این منطقه بوده است. آمارها نشان می دهد که میزان، کیفیت و هزینه پایین استخراج نفت عراق به تنهایی بر انرژی عربستان سعودی و فدراسیون روسیه برتری دارد. بنابراین کنترل شاه کلیدهای اقتصاد انرژی برای آمریکا بسیار مهم است، اما به هر حال امنیت آمریکا در حال حاضر به شکل بنیادی از جایی دیگر و در جنوب شرقی آسیا مورد تهدید قرار گرفته است. این به آن معنا است که آمریکا برای رفتن به سمت شرق آسیا باید از میزان تمرکزش در خلیج فارس و منطقه غرب آسیا بکاهد.
معنای واضحتر این است که واشنگتن باید نیازهای نفتی و گازی خود را از این حوزه کم یا قطع کند. کاری که کمکم در حال انجام آن است. آژانس بین المللی انرژی در تازه ترین گزارش خود گفته است که آمریکا در سال 2020 با استخراج «سنگواره های نفتی» در تولید نفت از کشورهایی همچون عربستان سعودی و روسیه پیشی می گیرد و تبدیل به بزرگترین تولیدکننده نفت در جهان می شود. این آژانس همچنین تأکید دارد که نیازهای گازی آمریکا به خلیج فارس نیز از سال 2016 به پایان خواهد رسید.
این آمارها می گویند که نیاز نفتی آمریکا به عربستان و نیاز گازی آن به قطر به زودی پایان می یابد و واشنگتن از این طریق می تواند تمرکز انرژیک خود را از روی این دو کشور بردارد. همین مسئله خود به خود اهمیت ثبات سیاسی این دو کشور را برای آمریکا کم می کند. در چنین شرایطی عربستان و قطر برای جبران فروش مواد خام خود به سمت شرق آسیا و به خصوص چین روی خواهند آورد که نوع بازی را در این حوزه تغییر می دهد. چشم انداز این تغییرات به سه شکل قابل تصور است؛ ابتدا کم شدن اهمیت سیاسی : منطقه ای کشورهای حاشیه جنوبی خلیج فارس برای آمریکا و بی میلی در حفظ ثبات سیاسی آنها، دوم آزاد شدن آمریکا از منطقه غرب آسیا برای متمرکز شدن بیشتر در منطقه شرق و جنوب شرق آسیا و سوم چرخش اقتصادی کشورهای حاشیه خلیج فارس به سمت چین و حتی هند برای فروش نفت و گاز خود.
در چنین شرایطی حتی آمریکا می تواند برای تحت فشار قرار دادن چین، سیاستهای حمایتی از کشورهای خلیج فارس را تبدیل به چالشهای امنیتی با آنها کند. سفرهای اخیر مقامات آمریکا به منطقه شرق آسیا را می توان پیش درآمد چنین مسائلی دانست. باراک اوباما اولین سفر خود را پس از پیروزی در دور دوم انتخابات به این منطقه و یارگیری از آن اختصاص داده است. به کشورهای انتخاب شده برای یارگیری بیشتر دقت کنیم؛ میانمار، تایلند و کامبوج! مسئله قابل اهمیت دیگر، مقدمه چینی برای این سفر است. اوباما برای این کار «لئون پانهتا»، وزیر دفاع خود را انتخاب کرده است، یعنی به موضوع نگاهی کاملاً نظامی و امنیتی دارد و می خواهد این پیام را به پکن و متحدانش بفرستد که اولویت آمریکا را، امور نظامی تشکیل می دهد و با این ابتکار به مقابله با دشمنانش خواهد پرداخت.