نقد و بررسی
به مقتضای براهین عقلی و نقلی، در گستره هستی و عالم واقعیت، تنها یک «حق» وجود دارد و بس و آن ذات اقدس الهی است و غیر از آن، هر چه هست، صفات، تجلیات و افعال اوست. تجلیات و افعال الهی نیز دو گونه است: تکوینی و تشریعی. فعل الهی در حوزه تکوین و تشریع نیز «حق مبین» است؛ یعنی خداوند، هیچ قابلیت و استعدادی را مهمل نگذارده و هر چیزی را در جای خود نیکو آفریده است. «الذی احسن کل شیء خلقه» (سجده / 7)، چنانکه در مرحله ربوبیت و تدبیر نیز همه موجودات را بحق، تدبیر و هدایت کرده است. «ربنا الذی اعطی کل شیء خلقه ثم هدی» (طه / 50) موجوداتی که فقط قابلیت هدایت تکوینی داشته اند، از هدایت تکوینی بهره مند گردیده و موجوداتی چون انسان که شایستگی هدایت تشریعی نیز داشته اند، از موهبت هدایت تشریعی نیز برخوردار شده اند که نبوت ها و شریعت ها، تجلیات «هدایت تشریعی» بوده اند و در عالم تشریع، سعادت و صراط مستقیم، یکی بیش نیست و آن تسلیم و انقیاد در برابر خداوند یکتاست و معنای این تسلیم و انقیاد، همان توحید و یکتاپرستی است.(2) اینک به نقد و ارزیابی مطلبی که در سطور فوقانی این نوشته از کتاب «صراط های مستقیم» دکتر سروش نقل شد، می پردازیم.
1- قرآن و صراط مستقیم
این صراط مستقیم، همان است که در سوره حمد در وصف آن آمده است: «اهدنا الصراط المستقیم صراط الذین انعمت علیهم» و در سوره نساء آیه مبارکه 68 نعمت داده شدگان چنین معرفی شده اند: «و من یطع الله والرسول فاولئک مع الذین انعم الله علیهم من النبیین والصدیقین والشهدا و صالحین و حسن اولئک رفیقا» همان گونه که ملاحظه شد در سوره حمد، صراط مستقیم به صورت معرفه و با الف و لام تعریف آمده است و «ال» برای جنس یا عموم نیست؛ بلکه برای عهد است؛ یعنی صراط مستقیم معهود که همان صراط توحید و یکتاپرستی است. چنانکه در جای دیگر به صراط مستقیم به صورت مشخص اشاره کرده می فرماید: «ان الله ربی و ربکم فاعبدون هذا صراط مستقیم» (مریم / 36) یا در سوره انعام آیه مبارکه 153 می فرماید: «و ان هذا صراطی مستقیما فاتبعوه» این است راه راست من، از آن پیروی کنید. از طرف دیگر مطابق آیه 68 سوره مبارکه نساء که ذکر شد، این صراط مستقیم معهود، همان صراط پیامبران، صدیقان، شهدا و صالحان است. بنابراین همه پیامبران یک راه را پیموده اند و آن صراط مستقیم عبادت و بندگی و توحید است. شاهراه توحید و صراط مستقیم حق یکی بیش نیست و نکره آمدن صراط مستقیم در آیات دیگر، بر اهمیت و دقت آن دلالت می کند نه بر نامعلوم یا بی شمار بودن آن.
2- جلوههای صراط مستقیم
اگرچه صراط مستقیم، یک حقیقت بیش ندارد و آن توحید ناب است، ولی جلوه های آن در عقیده، اخلاق و عمل متفاوت است. جلوه آن در عقیده، همان اعتقاد به یگانگی خداوند و صفات جمال و جلال اوست و در اخلاق، فضایل و در عمل رفتارهای شایسته است. عقیده حق، اخلاق بایسته و عمل شایسته، جلوه های سه گانه توحید و صراط مستقیم حق هستند.(3)
3- شریعتهای آسمانی
در طول تاریخ دین، شریعت های گوناگونی از جانب خداوند نازل شده است و این شریعت ها، چنانکه از قرآن کریم و احادیث اسلامی مستفاد می شود، پنج شریعت نوح(ع)، ابراهیم(ع)، موسی(ع)، عیسی(ع) و پبامبر اکرم(ص) بوده است.(4) بر این اساس همه کسانی که تا پیش از آمدن شریعت جدید و یا پس از آمدن آن و پیش از آگاه شدن به آن، به شریعت الهی پیشین عمل کرده اند، همان صراط مستقیم حق را پیموده و اهل سعادت و نجات هستند، اما پس از آمدن شریعت جدید - چون شریعت پیشین نسخ شده است - راه نجات، منحصر در پیروی از شریعت جدید است و عمل به شریعت پیشین با آگاهی از شریعت جدید پذیرفته نخواهد بود. نص صریح قرآن در آیه 21 سوره مبارکه شورا، درباره اینکه شریعت حق، جز از طرف خداوند نازل نمی شود و شریعت مشرکان، شریعتی است که مورد اذن و خواست الهی نیست، نشان می دهد که همه راه ها و آیین ها حق محور و حقیقت محور نیستند. حال با وجود چنین نصوص قرآنی، چگونه می توان پذیرفت که پس از رسالت نبی اکرم(ص) و نزول شریعت اسلام، آنان که از روی علم و عمد، از پذیرش آن روی برتافته اند، اهل هدایت و رستگاری باشند؟!
4- سبل الهی و صراط مستقیم
حقیقت دین یک چیز بیش نیست، ولی وحدت آن، از سنخ وحدت عددی نیست، بلکه از قبیل وحدت تشکیکی و ذات مراتب است. از این مراتب در قرآن کریم با کلمه «سبل» یاد شده است: «والذین جاهدوا فینا لنهدینهم سبلنا» (عنکبوت/69) در آیه 16 سوره مبارکه مائده نیز، هم از سبل سلام (راه های امن) یاد شده و هم از صراط مستقیم (راه راست). با توجه به این آیات و در استدلالی از منظر درون دینی باید گفت آنچه متعدد است، سبل الهی است و نه «صراط مستقیم». صراط مستقیم همان شاهراه هدایت الهی است که سبل امن الهی به آن منتهی می شوند و هر کس به همان مقدار که از سبل امن الهی پیروی کند، از صراط مستقیم هم بهره مند خواهد شد. چنانکه نعمت داده شدگان (نساء / 68) چنین هستند.
5- شرایط نجات و رستگاری
مطابق با ادبیات دینی روشن است که پس از بعثت پیامبر اکرم(ص) شرط بهره مندی از سبل امن الهی و درک صراط مستقیم به طور کامل سه چیز است: 1- ایمان به خدای یکتا، فرشتگان الهی، پیامبران پیشین و نبوت رسول اکرم(ص). این نکته از آیات 136 و 137 سوره مبارکه بقره برمی آید.
2- پیروی از دستورات قرآن و شریعت اسلام، چنانکه در آیه 68 سوره منوره مائده آمده است.
3- داشتن نیت خالص و انگیزه الهی در اعمال و رفتار، این مطلب هم از آیات 68 سوره عنکبوت و مائده مستفاد می شود.
حال اگر به راستی راه یهود، مسیحیت و مجوس و... پس از بعثت پیامبر اسلام(ص) و آمدن شریعت اسلام راه مستقیمند و راه پیامبر اکرم(ص) نیز راه مستقیم دیگری است، این همه نزاع و جدال و جنگ و کشتار که پیامبر اسلام(ص) با اهل کتاب در جزیره العرب کردند، چه معنایی دارد؟ ادعای نویسنده صراط های مستقیم با عمل پیامبر(ص) در تضاد است و لازمه تن دادن به آن تخطئه عمل پیامبر(ص) خواهد بود، در حالی که او معصوم است و خطا نمی کند.
پینوشتها در دفتر نشریه موجود است.