على صادقى
حزب جان سنگ (جنسنگ ها) که حزبی افراطی و راست گرا با جهت گیری های شدید ضداسلامی در دهه های 1970 ــ 1950 بود و اعضای خویش را از میان هندوهای متعصب برمی گزید، پیشگام ترین حزب سیاسی هند در برقراری ارتباط با رژیم صهیونیستی و حمایت از آن در سیاست داخلی و خارجی هند بود.
زعمای این حزب بارها به سرزمین های اشغالی سفر کرده و در آنجا از پذیرایی گرم دولت تل آویو بهره مند می شدند و متقابلاً هیئت های صهیونیستی که به هند می آمدند، مورد استقبال این حزب قرار می گرفتند؛ برای نمونه «اتال بیهاری واجپایی» رئیس حزب جان سنگ، در سال 1969 (یعنی دو سال پس از جنگ شش روزه اعراب و رژیم صهیونیستی) در رأس گروهی به اورشلیم رفت و در آنجا با بسیاری از افسران ارتش رژیم صهیونیستی دیدار و درباره جنگ خاورمیانه گفت و گو کرد.
وی در بازگشت گفت: آنچه ما در اسرائیل مشاهده کردیم، بیش از هر چیز دیگر ما را متقاعد ساخت که اعراب باید موجودیت اسرائیل را - به مثابه یک دولت و ملت - به خود بقبولانند.
«بلراج مدهوک»، یکی از سران حزب جان سنگ، نیز طی سخنانی که در روزنامه تایمز آو ایندیا (بمبئی، 25 ژوئن 1967) درج شد، با بزرگ جلوه دادن قدرت نظامی صهیونیست ها (در برابر اعراب) و نیز مبالغه درخصوص منافع اقتصادی و صنعتی ای که به زعم او رابطه با صهیونیست ها برای کشور هند دربردارد، قبول دعوت جمهوری متحده عربی (به رهبری عبدالناصر) از هند مبنی بر قطع ارتباط با رژیم صهیونیستی را به زیان مصالح ملی هند دانست و بدین گونه سیاست امثال نهرو و ایندیرا گاندی در دوستی و جانبداری از ناصر را مورد انتقاد قرار داد.
لازمه این گونه حمایت ها از رژیم صهیونیستی، طبعاً مخالفت با آرمان مردم فلسطین بود؛ بنابراین زمانی که عده ای از اعضای سازمان آزادیبخش فلسطین (الفتح) پس از جنگ شش روزه از هند دیدار می کردند، حزب جان سنگ کوشید آنان را از هند بیرون تند؛ چنانکه نشریه المدینه (جده، 24 سپتامبر 1969) نوشت: «پنج تن از اعضای حزب جان سنگ با نخست وزیر (خانم ایندیرا گاندی) تماس گرفته و اصرار ورزیدند که بایستی اعضای هیئت فلسطین فوراً خاک هند را ترک گویند...»
حزب مزبور در سرمقاله نشریه ویکلی ارگنایزر (دهلی نو، هیجدهم ژوئن 1967) موضع خویش بر ضد سیاست اعراب در برابر صهیونیست ها را علنی ساخت و چنین نوشت: «آشکار و مسلم است که اسرائیل حتی به یک وجب از خاک اعراب طمع ندارد(!) و تنها خواهان صلح و همزیستی مسالمت آمیز با همسایگان خویش است. این، حق اسرائیل بود که برای گشودن کانال سوئز - که مصری ها آن را بر روی کشتی های اسرائیلی بسته بودند - اقدام کند...
و بر اعراب لازم است که موجودیت اسرائیل را به عنوان یک واقعیت استوار و پابرجا بپذیرند و بفهمند که چگونه باید با این پدیده، همزیستی مسالمت آمیز داشته باشند.»
با این گونه موضع گیری ها، جای شگفتی نیست اگر می بینیم کنسولگری رژیم صهیونیستی در بمبئی، آغوش خود را به روی حزب تندرو، راست گرا و ضداسلامی جان سنگ، می گشاید و در فعالیت های انتخاباتی، به کسانی چون بلراج مدهوک (نخستین رئیس حزب جان سنگ)، رنجیت سینگ (کارشناس حزب مزبور در امور دفاع و رئیس کمیسیون دفاع در مجلس شورای هند) و نیرانجان فارما (عضو همان حزب در مجلس سنای هند) و نیز به اعضای گروه های افراطی نظیر برکاش فیرشاستری (زعیم جناح بی.ک.دی در مجلس شورای ملی به زعامت آریا ساماج) کمک مالی می دهد و حتی به نوشته نشریه ندایی ملت (لاهور، ششم ژوئن 1970)، اعضای حزب جان سنگ و سیواک سنگ در سرزمین های اشغالی آموزش نظامی می بینند؛ چنانکه حزب جاناتا (بی.جی.پی) نیز که خلف فکری حزب جان سنگ است، در ارتباط با صهیونیست ها و ضدیت با اسلام، امروزه دقیقاً همان راه جان سنگ را تعقیب می کند و پرچمدار حمایت از توسعه روابط با رژیم صهیونیستی است.
نگاهی به روزشمار روابط هند و رژیم صهیونیستی در پنجاه واند سال پس از استقلال، موید نکات یاد شده است.