دکتر یدالله جوانی
در سال 1948 رژیم صهیونیستی در سرزمین های اشغالی فلسطین با حمایت اروپایی ها و آمریکا در حالی اعلان موجودیت کرد که تردیدی برای در اختیار گرفتن جغرافیای نیل تا فرات نداشت. بر همین اساس صهیونیست ها با سلاح های اهدایی غربی ها، بی رحمانه به قتل عام فلسطینی های مظلوم پرداخته و برای توسعه ارضی و برداشتن موانع از سر راه برای رسیدن به حکومت از نیل تا فرات، به هر جنایتی دست زدند.
قدرت نمایی اشغالگران قدس از یک طرف و حمایت های قدرت های غربی از صهیونیست ها از طرف دیگر، موجب شد که دولت های عربی و برخی از گروه های فلسطینی، با مرعوب شدن در برابر این قدرت شیطانی در مسیر سازش گام برداشته و موجودیت اشغالگران قدس شریف را به رسمیت بشناسند.
با پیروزی انقلاب اسلامی و بیان استراتژی «محو اسرائیل از صفحه روزگار» از سوی رهبر کبیر انقلاب اسلامی، ورق برگشت و فصل جدیدی برای مبارزه با صهیونیست ها با هدف رهایی قدس شریف از چنگال اشغالگران آغاز شد. در آن زمان که حضرت امام خمینی(ره) فرمودند، اسرائیل باید از صفحه روزگار محو شود، بسیاری آن را شعاری پنداشتند که هرگز لباس واقعیت بر تن نخواهد کرد.
اینک با تحولات در سه دهه گذشته و به وقوع پیوستن بیداری اسلامی و شکل گیری جبهه قدرتمند مقاومت در برابر دو جبهه صهیونیست ها وخط سازش درجهان عرب، قضاوت ها متفاوت شده است. انقلاب اسلامی راه جدیدی را پیش روی مبارزان قدس شریف قرار داد و با مجموعه ای از حمایت ها و کمک ها در حوزه های گوناگون، بر اندیشه ها و باورهای شکل گرفته مبتنی بر شکست ناپذیری صهیونیست ها خط بطلان کشید.
تحلیل جنگ های 33 روزه، 22 روزه و 8 روزه، به خوبی نشان می دهد که با پیروزی انقلاب اسلامی چگونه معادلات در منطقه تغییر کرده و موازنه قدرت به ضرر صهیونیست بر هم خورده است.
صهیونیست از بدو شکل دادن به حکومت جعلی و بی ریشه خود در سرزمین های اشغالی، فلسفه وجودی خود را بر پایه قدرت نظامی تعریف کرد. بر اساس همین قدرت نظامی بود که اعراب را تحقیر و مرعوب خویش ساخته و در نهایت مصر را به عنوان بزرگ ترین و قدرتمندترین کشور عربی به پای میز مذاکره در کمپ دیوید بردند. صهیونیست ها در استراتژی نظامی خود، با تعیین محدوده استراتژی، به هیچ تهدیدی اجازه ابراز نمی دادند.
بر اساس این نظریه، در محدوده هایی که تهدیدی برای صهیونیست از نظر نظامی متصور باشد، باید این رژیم با افزایش توان نظامی و قدرت دفاعی خود، بتواند موازنه قدرت را همواره برای خود حفظ کند. نگرانی های سال اخیر سردمداران رژیم اشغالگر قدس به همین موضوع برمی گردد.
هسته ای شدن ایران و افزایش توان و قدرت موشکی جمهوری اسلامی، تهدیدی را برای رژیم صهیونیستی پدیدار ساخت که موازنه قدرت در غرب آسیا را به ضرر آنها تغییر داد. اکنون رژیم صهیونیستی، نه تنها خود را ناتوان از حمله به ایران و کاهش تهدید جمهوری اسلامی می بیند، بلکه خود را در برابر گروه های مقاومت فلسطینی و حزب الله لبنان نیز از نظر نظامی ناتوان یافته است.
صهیونیست ها در گذشته، هرگز تصور نمی کردند که روزی فرا رسد و آنها تهدید علیه امنیت و موجودیت خود را در بیخ گوششان احساس کنند. سردمداران رژیم اشغالگر قدس به حزب الله با این تصور حمله کردند که می توانند کمتر از یک هفته، حزب الله را نابود کنند.
اما پس از 33 روز جنگ و با تحمل خسارت های جبران ناپذیر، شکست را پذیرا شدند و برای اولین بار برستون های قدرت آنان ترک هایی پدیدار شد. نظامیان اسرائیلی با این پندار که تهاجم سنگین به غزه وتحقق تمامی اهداف آنان، می تواند تا حدودی ضایعات وارده بر این رژیم در جنگ 33 روزه را ترمیم کند.
جنگ 22 روزه را آغاز کردند، اما در جنگ 22 روزه نیز با پذیرش خسارت های سنگین، شکست دوم را پذیرا شدند و ترک های بزرگتری بر ستون های قدرت آنان پدیدار شد. صهیونیست ها در حالی که دم از حمله به ایران می زدند و طرفداران حمله به ایران در درون سرزمین های اشغالی و در خارج به ویژه در آمریکا، با مخالفت های جدی روبه رو بودند، اینگونه پنداشتند که با یک حمله برق آسا به غزه و نمایش قدرت نظامی خود، مخالفان حمله به ایران را تحقیر کرده و آنان را با خود همراه می کنند. لکن در عمل اتفاق دیگری رخ داد.
رژیم صهیونیستی با شروع جنگ، برای اولین بار در تل آویو وحشت شهروندان خود را که ناشی از اصابت موشک های فجر پنج، بود به نظاره نشست. در فضای غزه، هواپیماهای با خلبان و بدون خلبانش شکار شده و ساقط شدند. تعدادی از ناوچه ها و ناوهای جنگی این رژیم مورد هجوم قرار گرفتند.
آتش مقاومت چنان وحشتی را در میان سردمداران این رژیم بی ریشه به وجود آورد که برای توقف جنگ و برقراری آتش بس به این و آن متوسل شده و در نهایت با پذیرش شروط مقاومت، جنگ هشت روزه پایان یافت. ناکارآمدی گنبد آهنین آشکار شد و صهیونیست ها با تمام وجود دریافتند که دوران برتری نظامی آنان در منطقه پایان یافته است.
اینک قدرت نظامی صهیونیست ها که فلسفه وجودی و عامل بقای آنان بوده، ناکارآمد شده و بر همین اساس است که افرادی چون کسینجر با صراحت می گویند: «در 10 سال آینده دیگر اسرائیلی وجود ندارد!» بر همین اساس است که برژینسکی می گوید: «تعهدی نداریم که آمریکا برای همیشه همانند یک قاطر ابله دنباله رو اسرائیل باشد!» آری رژیم صهیونیستی آینده اش همان است که پیر جماران فرمودند: «اسرائیل باید از صفحه روزگار محو شود.»