صفحه نخست >>  عمومی >> آخرین اخبار
تاریخ انتشار : ۲۰ آذر ۱۳۹۱ - ۱۰:۵۴  ، 
کد خبر : ۲۵۱۹۱۴

آیا حماس درحال پوست انداختن است؟


 

پایگاه بصیرت: منابع فلسطینی از نقض مکرر آتش بس طی روزهای اخیر توسط رژیم صهیونیستی خبر داده‌اند. سکوت طولانی رهبران حماس در برابر این اقدام، قرارداد آتش بس جنگ 8 روزه غزه را زیر سؤال می‌برد. سفر خالد مشعل، رئیس دفتر سیاسی حماس به غزه در کمال امنیت نیز این سوال را پررنگ‌تر کرده است به ویژه آنکه وی مذاکره‌کننده اصلی آتش‌بس با رژیم صهیونیستی بود.
دقت در مفاد توافق‌نامه امضاء شده میان جنبش حماس و رژیم صهیونیستی برای برقراری آتش بس در جنگ 8 روزه غزه، نکاتی را فاش می‌کند که توجه به آنها برای کسانی که موضوعات مربوط به فلسطین و خاورمیانه را دنبال می‌کنند، مهم است.
تعهدات رژیم صهیونیستی در توافق نامه آتش بس اینها هستند:
1- خودداری از حمله و تجاوز به غزه
2- خودداری از نقض حریم هوائی غزه
3- توقف ترور مسئولان سیاسی و مقاومتی غزه
4- بازگشائی مرز رفح
5- از میان برداشتن کامل محاصره غزه
تعهدی که جنبش حماس در برابر این تعهدات پنجگانه به رژیم صهیونیستی داده اینست که به سرزمین‌های اشغالی راکت پرتاب نکند.
واقعیت اینست که تعهدات رژیم صهیونیستی به ویژه دو تعهد بازگشائی مرز رفح و از میان برداشتن کامل محاصره غزه، برای مردم غزه و جنبش حماس اهمیت زیادی دارد و در مجموع باید پذیرفت که این تعهدات برای صهیونیست‌ها سنگین و برای فلسطینی‌ها و به ویژه حماس یک برگ برنده است. با توجه به همین واقعیت است که مفهوم دقیق تعهد یک ماده‌ای حماس برای ناظران از اهمیت زیادی برخوردار شده و همه درصدد هستند بفهمند پشت الفاظی که این جمله را تشکیل داده‌اند چه مفاهیمی وجود دارد.
عبارت تعهد یک ماده‌ای حماس را یکبار دیگر مرور می‌کنیم: حماس متعهد می‌شود به سرزمین‌های اشغالی راکت پرتاب نکند.
بعضی از صاحب نظران گفته‌اند از این جمله دو نکته فهمیده می‌شود که هرکدام به تنهائی سنگین‌تر و مهم‌تر از تعهدات پنجگانه رژیم صهیونیستی در توافق نامه آتش بس با حماس در جنگ 8 روزه می‌باشند.
این دو نکته عبارتند از:
1- به رسمیت شناختن غیررسمی مالکیت و حاکمیت رژیم صهیونیستی بر سرزمین‌های فلسطینی تحت اشغال این رژیم.
2- عدم همراهی حماس با ایران در جنگی که ممکن است رژیم صهیونیستی علیه ایران به راه بیاندازد و ایران را مورد حمله نظامی قرار دهد.
استدلال‌هائی که برای این دو برداشت وجود دارد، چندان هم از منطق سیاسی بیگانه نیستند. یکی از این استدلال‌ها اینست که متعهد شدن حماس به خودداری از پرتاب راکت به سرزمین‌های اشغالی به معنای اینست که برای همیشه از جنگ علیه رژیم صهیونیستی خودداری نماید و خودداری دائمی از جنگ علیه رژیم صهیونیستی معنائی غیر از این ندارد که حماس از این پس صهیونیست‌ها را به عنوان ساکنان واقعی فلسطین پذیرفته و حاکمیت آنها بر این سرزمین را قبول دارد و این می‌تواند مقدمه صلح حماس با رژیم صهیونیستی باشد. این نکته هر چند در کلماتی که در جمله مربوط به تعهد حماس بکار رفته‌اند وجود ندارد، اما در عرف سیاسی می‌توان آن را از این جمله و این کلمات فهمید. در عین حال، احتمال دیگر نیز اینست که تعهد حماس فقط مربوط به زمانی است که آتش بس جنگ 8 روزه غزه برای قوام یافتن به آرامش نیاز دارد و شامل اقتضائات بعد از آن نمی‌شود.
نگاه دیگری نیز وجود دارد که این تعهد جنبش حماس را به روند جداسازی این جنبش از مبارزه و مقاومت و گرایش به سوی فعالیت‌های سیاسی، که از چندی قبل شروع شده، مربوط می‌داند. براساس این نگاه، رهبران حماس از اواخر سال گذشته و بعد از نزدیک شدن به شیوخ قطر، آل سعود، شاه اردن و شیوخ کویت و امارات، که منجر به فاصله گرفتن آنها از دولت سوریه شد، بر آن شدند که مقاومت را کنار گذاشته و به یک گروه فعال سیاسی تبدیل شوند. وابستگی سران حماس به اخوان المسلمین و به قدرت رسیدن اخوانی‌ها در مصر و تعدادی دیگر از کشورهای عربی نیز در تغییر گرایش سران حماس مؤثر بوده است.
نکته دوم قابل برداشت از تعهد یک ماده‌ای حماس در توافق نامه آتش بس جنگ 8 روزه غزه، یعنی عدم همراهی حماس با ایران در جنگی که ممکن است رژیم صهیونیستی علیه ایران به راه بیاندازد و ایران را مورد حمله نظامی قرار دهد، نیز چیزی نیست که از کلمات بکار رفته در جمله‌ای که برای این تعهد در نظر گرفته شده است فهمیده شود. با این حال، می‌توان چنین مفهومی را نیز از این عبارت فهمید. زیرا اگر حماس برخلاف این تعهد، در زمان حمله احتمالی رژیم صهیونیستی به ایران، گلوله‌ای به فلسطین اشغالی شلیک کند، آتش بس را نقض کرده و رژیم صهیونیستی این حق را پیدا می‌کند که به غزه نیز حمله کند و همانطور که یکی از سران این رژیم گفت آن را با خاک یکسان نماید. البته حماس تعهدی برای حمایت از ایران ندارد و از نظر اصول و معیارها با حزب‌الله لبنان تفاوت اساسی دارد.
اینها برداشت‌های بدبینانه‌ای نیستند، هر چند چندان هم خوشیبنانه نیستند و البته با اقتضای عالم سیاست که دارای دگرگونی‌های زیاد و دستخوش تغییرات بنیادی است سازگاری دارند. مهم‌تر آنکه همواره باید احتمالات مختلف را در گردونه سیاسی در نظر گرفت و برای تمام آنها پیش‌بینی‌های لازم را به عمل آورد. این، چیزی است که در مورد خود مبارزان فلسطینی نیز درطول دهه‌های گذشته بارها رخ داده است. یاسر عرفات و سران سازمان آزادیبخش فلسطین که زمانی سرسخت‌ترین دشمن صهیونیست‌ها بودند و آنها را غاصبان فلسطینی می‌دانستند سرانجام با آنها هم پیمان شدند و حتی کلمه مبارزه را نیز از منشور این سازمان حذف کند. خالد مشعل، رئیس دفتر سیاسی حماس، که روزی شاه حسین اردنی او را در فرودگاه امان بازداشت کرد و به کشورش راه نداد و او به دامن حافظ اسد پناه برد و چند دهه با کمک همه‌جانبه دولت سوریه توانست رشد کند و حماس را به نقطه‌ای برساند که امروز رسیده است، اکنون در امان دست دردست پسر شاه حسین می‌دهد و با دلارهای نفتی شیوخ قطر و آل سعود، که در هم پیمانی آنها با اسرائیل تردیدی نیست، در دوحه دفتر باز می‌کند و معاونش موسی ابومرزوق، مسئولان جمهوری اسلامی ایران را نصیحت می‌کند که منافع ایران را مثل حماس در حمایت کردن از طرح براندازی دولت سوریه جستجو کنند، طرحی که آمریکا و انگلیس و صهیونیسم بین‌الملل بانی آن هستند و القاعده و سلفی‌ها و تروریست‌های داخلی سوریه با استفاده از دلارهای اهدائی شیوخ قطر و آل سعود و همراهی‌های لجستیکی دولت اردوغان درحال اجرای آن هستند.
این واقعیت‌ها از تحرکاتی در داخل نیروهای فلسطینی خبر می‌دهند که شاید سرانجام آن، پوست انداختن حماس باشد. اگر زمانی این احتمال به واقعیت بپیوندد، جمهوری اسلامی ایران فقط درصورتی می‌تواند به سرمایه‌گذاری خود در مسأله فلسطین امیدوار باشد که از هم اکنون با نیروهای قابل اعتمادی پیوند برقرار کرده باشد، نیروهائی که هم اکنون نیز در مجموعه مبارزان فلسطینی وجود دارند.
* خالد مشعل و ابومرزوق از رهبران سیاسی حماس اکنون به نقطه‌ای رسیده‌اند که با عربهایی که با صهیونیستها نرد دوستی می‌بازند همپیمان شده و با دلارهای اهدایی شیوخ قطر و عربستان و همراهی‌های لجستیک اردوغان حرکت می‌کنند . جمهوری اسلامی

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات