جنبش مقاومت اسلامی «حماس» یکی از بزرگترین جنبشها و گروههای فلسطینی است که به خاطر دیدگاه مقاومت مسلحانه و آزادسازی سرزمین فلسطین از جماعت إخوان المسلمین منشعب شد و در سال 1987 اعلام موجودیت کرد. جنبش حماس که به عنوان یک جنبش اسلامی – مقاومتی در عرصه فلسطین و منطقه خاورمیانه به شمار میرود، در درون خود دارای جریانها و تفکرات مختلفی است. هر یک از این جریانها و تفکرات، مجموعهای از افراد را نیز شامل میشود. در این گزارش تلاش میشود تا جریانهای مختلف در جنبش حماس را به عنوان لایههای درونی نام برده، دسته بندی کرده، نظرات و تفکرات رهبران آن را مورد بحث و بررسی قرار دهیم.
جریانهای موجود در حماس
قبل از اینکه به جریانها و تفکرات موجود در حماس بپردازیم، بهتر است کمی با ساختار تشکیلاتی این جنبش آشنا شویم. آشنایی با ساختار این جنبش میتواند درک بهتری از جریانات موجود در این جنبش به ما ارائه دهد.جنبش حماس دارای یک ساختار منظم است که با توجه به این موضوع، طی سالهای اخیر از یک جنبش و گروه کوچک به یک سازمان تبدیل شده است. درباره ساختار تشکیلاتی این جنبش به دلیل امنیتی بودن آن، اطلاعات موثق و صددرصد اطمینان بخشی موجود نیست، اما بعد از پیروزی این جنبش در انتخابات سال 2006 و تشکیل دولت، بسیاری از بخشهای این جنبش علنی شد و اکثر اطلاعاتی نیز که پیرامون ساختار آن منتشر شده، بعد از پیروزی این جنبش در انتخابات بوده است. در حال حاضر، ساختار کلی این جنبش به شرح ذیل است که البته مورد تأیید خود این جنبش نیز هست؛ چرا که تمامی رهبران و اعضای حماس به بخشهایی که ذکر میشود اذعان دارند:
1- مجلس شورایی: بالاترین نهاد تصمیم گیر در جنبش حماس محسوب میشود. بر سر تعداد دقیق اعضای این مجلس اختلاف نظر وجود دارد. تعداد اعضای آن بین 70-50 و حتی 90 نفر هم ذکر شده است. اعضای این مجلس از 4 بخش نوار غزه، کرانه باختری، اراضی خارج از فلسطین و زندانهای صهیونیستی انتخاب میشوند. طبق برخی اخبار رئیس کنونی مجلس شورایی، نزار عوضالله است.
2- دفتر سیاسی: به دلیل مشکلاتی که در برگزاری نشستهای مجلس شورایی با حضور تمامی اعضا در یک مکان مشخص و همچنین پیگیری امور جنبش در خارج از فلسطین وجود داشت، نهادی کوچکتر، از دل مجلس شورایی به وجود آمد. این نهاد که دفتر سیاسی نامیده میشود، اعضایش از 3 بخش نوار غزه، کرانه باختری و اراضی خارج از فلسطین انتخاب میشوند که 18 نفر است. دفتر سیاسی که دفتر اجرایی نیز نامیده میشود، بالاترین نهاد رهبری اجرایی در جنبش حماس میباشد که در حال حاضر خالد مشعل رئیس آن است.
3- شاخه نظامی: شاخه نظامی جنبش حماس، گردانهای شهید عزالدین القسام نام دارد. تعداد رزمندگان این گردانها دقیقاً مشخص نیست. فرمانده کل این گردانها محمد ضیف است. جانشین وی نیز أحمد الجعبری بود که در جنگ 8 روزه اخیر رژیم صهیونیستی علیه نوار غزه ترور شد.
4- دولت نوار غزه: جنبش حماس پس از پیروزی در انتخابات سال 2006، مکلف به تشکیل دولت فلسطین شد اما چندی بعد به دلیل اختلافات شدید با جنبش فتح و تشکیلات خودگردان، دولت خود را فقط در نوار غزه (جدای از کرانه باختری و قدس) محدود کرد. تمامی وزرا و اکثر اعضای این دولت از اعضای حماس هستند. نخستوزیر این دولت نیز اسماعیل هنیه میباشد.
5- فراکسیون تغییر واصلاح: با انتخابات سال 2006 که منجر به پیروزی حماس شد، 74 نفر از اعضای این جنبش توانستند کرسیهای پارلمان را بدست آورند. این نمایندگان پارلمانی عضو فراکسیون تغییر و اصلاح هستند که فراکسیون پارلمانی جنبش حماس میباشد. رئیس این فراکسیون خلیل الحیه میباشد.
در جنبش حماس 3 تفکر و یا جریان وجود دارد که تقریباً همانند تفکرات موجود در جماعت إخوان المسلمین است. این جریانات و تفکرات به اشخاص و یا مجموعههایی از افراد منسوب است و در اصل این جریانات با تفکرات رهبران و اعضای این جنبش مشخص میشود. انتساب این جریانات به رهبران جنبش به معنای آن نیست که این جریانات فقط شامل یک نفر است بلکه هر کدام از آنها دارای مجموعهای از اعضای جنبش است. در ضمن تمایز این جریانات به معنای جدایی ریشهای آنها از یکدیگر نیست بلکه فقط در تفکرات و دیدگاههایشان اختلاف وجود دارد. موضوعات اختلافی که وضوح تقابل این جریانات را در حماس بیشتر کرده است عبارتند از: روند پرونده آشتی ملی، توافقنامه دوحه، گزینه مقاومت (مسلحانه یا مردمی)، تحولات سوریه، رابطه با جمهوری اسلامی ایران، عضویت در سازمان آزادیبخش فلسطین «ساف» و یا ایجاد نهادی دیگر به جای ساف و...
اختلافات در درون حماس در تمامی سطوح ساختار حماس وجود دارد. این سطوح عبارتند از:
1- حماس داخل و خارج: برخی از اختلافات درونی حماس پیرامون تحولات، ناشی از دو دیدگاه مختلف است. این دو دیدگاه که با نام حماس داخل و حماس خارج شناخته میشود در اصل بیانگر دیدگاه حماس موجود در نوار غزه و کرانه باختری که به صورت مستقیم با رژیم صهیونیستی درگیر هستند و حماس خارج از اراضی فلسطینی یا همان دفتر سیاسی که دور از عرصه مقاومت است، میباشد.
2- شاخه سیاسی و شاخه نظامی: در تمامی جنبشها، دیدگاههای افراد سیاسی و نیروهای نظامی در اکثر مواقع، در تضاد با یکدیگر بوده است. در جنبش حماس نیز در بسیاری از موارد، نظرات دفتر سیاسی و گردانهای قسام با یکدیگر در تعارض است. البته جنبش حماس تا اندازهای این مسئله را حل و فصل کرده است؛ به گونهای که احمد الجعبری طی سالهای گذشته به عنوان رابط گردانهای قسام و دفتر سیاسی بوده و در راستای تطبیق عملی نظرات دفتر سیاسی با دیدگاههای مقاومتی گردانهای قسام فعالیت میکرد. نمونه بارز این مسئله کاهش چشمگیر مقاومت در مدت زمان میان جنگ 22 روزه تا جنگ 8 روزه بود که حتی از مقاومت دیگر گروههای مقاومتی توسط دولت حماس در نوار غزه نیز جلوگیری میشد.
3- حماس نوار غزه و حماس کرانه باختری: حماس و رهبران آن در دو منطقه نوار غزه و کرانه باختری به دلیل شرایط خاص و همچنین سابقه تاریخی، سالهاست که دارای تفاوت دیدگاه میباشند. حماس کرانه باختری دارای دیدگاههای ملایمتری نسبت به حماس نوار غزه است.با توجه به مطالب فوق، جریانهای موجود در حماس عبارتند از: 1- جریان ایدئولوگ (عقیدتی) 2- جریان سلطه جو 3- جریان واقعگرای سیاسی.
جریان ایدئولوگ
حماس سازمانی ایدئولوگ و اسلام گراست زیرا شاخه اخوان المسلمین در فلسطین میباشد. این مسئله در میثاق نامه 36 مادهای جنبش نیز به خوبی واضح و بارز است. این جریان نمایانگر اصل ساختار حماس است. جریان ایدئولوگ در حماس، جریان وفادار، مخالف با نفوذ بیگانه و برتر دانستن خود نسبت به دیگران است.جریان ایدئولوگ حماس از طرفی با جریان سلطهجو و از طرف دیگر با جریان واقعگرای سیاسی درگیر است. جریان ایدئولوگ بر سر مسائلی همچون تشکیل دولت فلسطینی، مقاومت، رابطه با امریکا، تحولات سوریه، رابطه با ایران و... با جریان واقعگرای سیاسی تنازع همیشگی دارد.
جریان ایدئولوگ تمایل شدیدی به رابطه با ایران دارد. حتی بعد از تحولات سوریه اعتقاد راسخ به ابقای رابطه مستحکم با جمهوری اسلامی ایران همانند دوران قبل از این تحولات دارد. سفر اخیر محمود الزهار به ایران و دیدار وی با مقامات کشورمان حاکی از همین مسئله است.
این جریان امریکا را دشمن بارز و مبارزه با دخالتها و تجاوزات آشکار آن را مقدس میداند. جریان ایدئولوگ حماس، مقاومت مسلحانه را واجب دانسته و گزینه مقاومت را تنها راه آزادسازی سرزمین فلسطین میداند. این جریان معتقد به تشکیل دولت فلسطینی در تمامی سرزمین فلسطین است و با تشکیل دولت فلسطینی در مرزهای 1967 بشدت مخالف است.مخالفت این جریان با برخی مسائل موجود در پرونده آشتی ملی بویژه توافقنامه دوحه نیز، وضوح این مسائل را نمایان میسازد. از رهبران معروف حماس که به این جریان وابستهاند، میتوان به محمود الزهار عضو دفتر سیاسی این جنبش اشاره کرد. افرادی همچون خلیل الحیه (عضو دفتر سیاسی)، مروان عیسی (از فرماندهان گردانهای قسام و جانشین فرماندهی کل گردانهای قسام پس از شهادت احمد الجعبری) و تعدادی از فرماندهان و اعضای گردانهای قسام - به دلیل دیدگاه مقاومتی شان- نیز از طرفداران این جریان هستند. البته افرادی مانند محمد ضیف (فرمانده کل گردانهای قسام) و احمد الجعبری (جانشین فرمانده کل گردانهای قسام که در جنگ 8 روزه اسرائیل علیه نوار غزه به شهادت رسید) از اعضایی هستند که در مواقعی با این جریان و در مواقعی هم با جریان واقعگرای سیاسی همراه هستند.
جریان سلطهجو
جنبش حماس در سال 2006 با پیروزی در انتخابات فلسطین و پس از کشمکشهای سیاسی با جنبش فتح و تشکیلات خودگردان، توانست دولتی را در نوار غزه ایجاد کند. مدت قانونی این دولت – که 4 سال بوده است- تمام شده و به دلیل ناتمام ماندن پروژه آشتی ملی، انتخابات نیز برگزار نشده است. (البته لازم به ذکر است که مدت قانونی ریاست تشکیلات خودگردان نیز در حال حاضر تمام شده است.)جریان سلطه جو تقریباً بعد از پیروزی حماس در انتخابات سال 2006 به وجود آمد. این جریان با تشکیل دولتی جدای از کرانه باختری، تسلط بر نوار غزه و عقبنشینی رژیم صهیونیستی از آن و انقلاب در این منطقه در سال 2007، دیگر نمیخواهد که این فرصت یعنی حاکمیت نوار غزه به عنوان بخشی از فلسطین را از دست بدهد. این جریان معتقد است که در این راه، منافع اقتصادی و سیاسی هستند که حکم میکنند؛ لذا بدون شک، راه استمرار حاکمیت نوار غزه و استقلال این منطقه از کرانه باختری را در سایه آتش بس همیشگی با اشغالگران صهیونیستی میداند.
جریان سلطه جو معتقد است که دولت فلسطین را بر هر وجب از خاک این سرزمین که آزاد شود میتوان برپا کرد. بنابراین غزه آزاد شده است و دولت این منطقه دولت فلسطین است اما کرانه باختری هنوز تحت اشغال است.
پیمانهای آتش بس سالهای اخیر میان حماس و رژیم صهیونیستی در همین راستاست. این جریان از طریق طرح ایجاد منطقه آزاد تجاری در مرز میان مصر و نوار غزه و بازگشایی کامل گذرگاه رفح به دنبال تثبیت حاکمیت حماس در نوار غزه است.
از رهبران این جریان میتوان اسماعیل هنیه را نام برد. از بارزترین اعضای دیگر حماس که با این جریان همراه هستند، اسماعیل الأشقر (نایب رئیس فراکسیون پارلمانی حماس)، أیمن طه (از رهبران جنبش) و برخی از وزرای کابینه دولت نوار غزه میباشند.
جریان واقعگرای سیاسی
جریان واقعگرای سیاسی جریانی است که تمامی مواضع حماس را با توجه به تحولات روز جهان و منطقه خاورمیانه هماهنگ میکند. این جریان به دنبال آن است که بین بهترین راههای ممکن برای تعامل با فشارهای خارجی از سوی امریکا و دولتهای غربی، مقاومت چه مسلحانه و چه مردمی و همچنین رهبری ملت فلسطین در چارچوب سازمان آزادیبخش فلسطین (ساف) و یا خارج از این سازمان، تقارن و توازن ایجاد کند.جریان واقعگرای سیاسی به تشکیل دولت در مرزهای 1967 (کرانه باختری، نوار غزه و قدس شرقی) و رابطه با امریکا اذعان قولی و عملی دارد. این جریان بانی توافقنامه دوحه و طرفدار اجرای آن است. توافقنامهای که مقاومت مسلحانه را نادیده گرفته و به مقاومت مردمی اهتمام دارد. موضع این جریان در قبال تحولات سوریه به خوبی آشکار است؛ به گونهای که دولت سوریه را ظالم و مستبد دانسته و تحولات سوریه را دقیقاً همانند دیگر انقلابها در کشورهای عربی همچون مصر میداند. رابطه با ایران نیز تحت تأثیر نظر این جریان پیرامون تحولات سوریه است. این جریان در نقطه مقابل جریان ایدئولوگ قرار دارد.اختلافاتِ پس از توافقنامه دوحه نیز تحت تأثیر تقابل این دو دیدگاه است. در رأس این جریان، دفتر سیاسی قرار دارد و افرادی همچون موسی ابومرزوق، عزت الرشق، اسامه حمدان، محمد نصر، سامی خاطر، صالح العاروری و محمد نزال نیز در این طیف قرار دارند. در حال حاضر خالد مشعل با توجه به تغییرات زیاد این روزهای منطقه و اتخاذ دیدگاههای متفاوت، نمونه بارز این جریان است. مشعل و جریان منتسب به وی، ترکیب دولت و مقاومت در غزه را اشتباه دانسته و به سوی دوری از هر گونه افراطگرایی گام بر میدارند.در بین جریانهای 3 گانه حماس، جریان واقعگرای سیاسی با مواضعی که اتخاذ میکند، بسیار از خط مقاومت دور شده و به دیدگاههای اخوان المسلمین در مصر و دولتهایی همچون ترکیه و قطر نزدیک شده است.
é نتیجهگیری
جنبش حماس دارای یک ساختار منظم و شورایی است و با وجود جریانهای فکری مختلف در آن، امکان ایجاد انشعاب و چند دستگی در آن بسیار کم است اما در صورت فاصله گرفتن بیش از حد این جنبش از خط مقاومت و تن دادن به مذاکرات با رژیم صهیونیستی و پذیرش دولت فلسطینی در مرزهای 1967 و از بین رفتن مسئله آزادسازی تمامی سرزمین فلسطین، احتمال جدایی تعداد کمی از رهبران و اعضای مقاومتی این جنبش شدت بیشتری پیدا خواهد کرد.
حماس به دلیل قرابت ایدئولوژیک با اخوان المسلمین، طی ماههای اخیر به سمت و سوی همراهی با غرب و دیدگاههای آن پیرامون مسئله فلسطین حرکت کرده و میکند و این دقیقاً در راستای منویات جریان واقعگرای سیاسی و شخص خالد مشعل است. این مسئله، قدرت این جریان نسبت به دو جریان دیگر در درون حماس را میرساند. البته با توجه به اینکه در جنبش حماس تمامی اعضا و رهبران، تابع تصمیمات مجلس شورایی هستند، لذا این گونه مسائل در سطح اختلافات و دیدگاههای مختلف باقی خواهد ماند و احتمال انشعاب این جنبش را کمتر میکند.ایران