صفحه نخست >>  عمومی >> آخرین اخبار
تاریخ انتشار : ۲۷ آذر ۱۳۹۱ - ۱۵:۲۴  ، 
کد خبر : ۲۵۲۳۶۷

سوریه، نزاع دو اندیشه/ حسن احمدی

نزاع در سرزمین شامات نزاع دو اندیشه است که سال‌هاست با یکدیگر درگیر بوده و امروز به مرحله حساس خود رسیده است. حال سؤال این است که چرا این درگیری محل تلاقی و نزاع دو تفکر در سیاست بین‌الملل محسوب می‌شود؟ سوریه زنجیره اصلی جریانی است که ...

   اختصاصی بصیرت: پس از تحولات موسوم به بیداری اسلامی در غرب آسیا و شمال آفریقا، کشورهای غربی و عربی که به‌دلیل در خطر قرار گرفتن منافع، عرصه را بر خود تنگ می‌دیدند با استفاده از اندک ضعف‌های موجود در دولت سوریه و به‌دلیل نقش مؤثر این کشور در تحولات ضد صهیونیستی، با نمایش کاریکاتوری خشونت‌بار از انقلاب‌های منطقه، سعی در شبیه‌سازی آن در سوریه داشتند و در این دو سال از هیچ کوششی در این راه دریغ نکردند. بنگاه‌های رسانه‌ای غربی و عربی نیز در این امر بازوی این راهبرد را تشکیل می‌دادند. اما تحولات این کشور این روزها وارد مرحله سرنوشت‌سازی شده است، به این‌ دلیل که جبهه غربی – عربی با هجمه سنگین تبلیغاتی و دیپلماتیک از جمله به رسمیت شناختن معارضان از سوی آمریکا، بریتانیا، فرانسه، اتحادیه اروپا و اتحادیه عرب و برجسته‌سازی صحنه‌های عملیاتی در رسانه‌های وابسته سعی در ایجاد تزلزل در جبهه مقابل یعنی جریان مقاومت دارد تا به وسیله این اقدامات به اهداف استعماری خود جامه عمل بپوشاند. در واقع نزاع در سرزمین شامات نزاع دو اندیشه است که سال‌هاست با یکدیگر درگیر بوده و امروز به مرحله حساس خود رسیده است. حال سؤال این است که چرا این درگیری محل تلاقی و نزاع دو تفکر در سیاست بین‌الملل محسوب می‌شود؟ سوریه زنجیره اصلی جریانی است که جغرافیای سیاسی و ایدئولوژیکی آن از ایران شروع می‌شود و پس از عبور از این کشور به لبنان و فلسطین می‌رسد که به ژئوپلیتیک مقاومت مشهور است و این کشور پس از پیروزی انقلاب اسلامی ایران یکی از مهم‌ترین پایگاه‌های این جریان بوده و به‌دلیل تقابل با جریان صهیونیسم بین‌الملل، یکی از مهم‌ترین کانون‌های درگیری و نزاع دو تفکر مقاومت‌محور و سازش‌محور بوده است.
   جریان مقاومت نیز پس از وقوع تحولات در سوریه با پذیرش ضعف‌های موجود در راه مردم‌سالاری در این کشور و ترغیب دولت بشار اسد به ایجاد اصلاحات، تحولات این کشور را مصنوعی و متفاوت از تحولات در سایر کشورها دانسته و آن را حاصل اجماع محور غرب و ارتجاع عرب برای زدن ضربه به این عنصر فعال جریان مقاومت می‌داند و هرگونه تضعیف دولت سوریه را تضعیف جریان مقاومت قلمداد می‌کند و ترکیه، قطر و عربستان را فاقد صلاحیت برای تقویت دموکراسی در سوریه می‌داند. جریان مقابل نیز تمام تلاش‌های دیپلماتیک خود را برای تحت فشار قرار دادن سوریه انجام داد و پس از ناکام ماندن این تلاش‌ها، تروریست‌های سلفی و وهابی را برای ایجاد چالش و ناامنی و فرسایشی کردن بحران به سوریه گسیل داشت. بدون تردید غرب هم‌اکنون با سوءاستفاده از سلفی‌ها و وعده تشکیل حکومت دادن و دادن سهم به آن‌ها در دولت به‌اصطلاح آینده سوریه، این جریان را تنها برای گذار از این مقطع زمانی می‌خواهد و پس از عبور از این مقطع آن‌ها را به بهانه‌های مختلف از جمله تروریسم کنار خواهد گذاشت که نشانه‌های اولیه آن با کنار نهادن جبهه النصره و گنجاندن آن در لیست تروریستی، نمایان شده تا از این اقدام، هم خود را ضدخشونت معرفی کند و چهره سیاه خود را به ظاهر سفید نشان دهد و هم این گروه‌های خطرناک را از شطرنج سیاست شام کنار نهد و پتانسیل آن‌ها را برای درگیری درون گروهی هزینه نماید تا مبادا آینده سوریه در دست کسانی باشد که چه‌بسا به‌ دلیل همسایگی با رژیم صهیونیستی برای این رژیم مایه دردسر باشند و در واقع غرب با اقدامات خود از وقایع سوریه برای افزایش حضور نظامی خود در ترکیه و غرب آسیا بهره جست. رژیم صهیونیستی نیز که موقعیتش پس از بیداری اسلامی به‌شدت متزلزل شده بود با استفاده از این فرصت تاریخی (درگیری‌های داخلی مسلمانان) به تجدید قوا و تنفس پرداخت و بلافاصله به غزه حمله کرد و این به‌اصطلاح جهادگران سلفی هرگز حاضر به درگیر شدن با رژیم صهیونیستی نشدند و نخواهند شد.
   اکنون پس از ماه‌ها درگیری بین ارتش سوریه و تروریست‌های مسلح و حمایت تمام قد مالی، تسلیحاتی و دیپلماتیک غرب و جریان غربی – عربی با محوریت قطر، عربستان و ترکیه که درگیری و اقدامات تروریستی را بی‌فایده دانسته سعی می‌کنند به بهانه‌های واهی همچون سلاح‌های شیمیایی دولت سوریه و.... اجماع بین‌المللی علیه دولت سوریه را پایه‌ریزی نمایند؛ امری که به گفته سیدحسن نصرالله راه به جایی نخواهد برد.
 

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات