
اختصاصی بصیرت: امروزه بهدلیل گستره حوزه نفوذ ژئوپلیتیک به سایر علوم، این حوزه چارچوبی مناسب برای تحلیل پدیدههای
سیاسی و غیرسیاسی است. پس از طرح مباحث ژئوپلیتیک انرژی، ژئوپلیتیک سلطه، ژئوپلیتیک هستهای، ژئوپلیتیک فرهنگی، ژئوپلیتیک زیستمحیطی و ژئوپلیتیک ورزش، اکنون ژئوپلیتیک ترور و تروریسم تبدیل به یکی از مباحث مهم مراکز آکادمیک شده است و این مهم چند سالی است که توسط این محافل مورد تجزیه و تحلیل قرار میگیرد.پس از جنگ جهانی دوم و شروع دوران جنگ سرد، دو قطب قدرت که بهدنبال گستره نفوذ خود بودند، بیشترین نگاه خود را بر کشورهای اسلامی غرب آسیا (خاورمیانه) متمرکز کردند و به تبع آن، گروههای به اصطلاح اسلامی که مشاهدهگر اوضاع کشورهای خود بودند با تشکیل شبهجنبشهایی به ویژه در پاکستان و افغانستان – بهدلیل حمله شوروی سابق به افغانستان- درصدد دفاع از آنجا برآمدند و این موضوع با حمایت مالی عربستان و امارات و پشتیبانی سیاسی غرب بهخصوص آمریکا، بستر شکلگیری گروههای تندرویی مانند طالبان و القاعده شد که هماکنون یکی از اصلیترین مشغلههای دنیای مدرن است.
وجه مشخصه اصلی این گروهها عبارتند از:
1- حمایت مالی کشورهای عربی خلیجفارس بهخصوص عربستان و امارات متحده عربی و اخیراً قطر؛
2- حمایت سیاسی غرب و بهرهبرداری از این گروهها در جهت پیشبرد منافع خود؛
3- میزبانی پاکستان و افغانستان برای آموزشهای حوزوی این گروهها؛
4- عدم رویارویی با رژیم صهیونیستی.
در مقابل، گروههای اسلامگرای دیگری در جهان اسلام تشکیل شد که با موقعیتشناسی، تمام ظرفیت خود را بر روی مسئله اول جهان اسلام یعنی فلسطین متمرکز کرد که حزبالله، حماس، جهاد اسلامی و برخی از گروههای فلسطینی دیگر از این قبیل هستند که در منطق غرب، این گروهها نیز تروریستی هستند؛ اما در منطق مسلمانان جهان و تمام آزادیخواهان، این گروهها، تحت لوای اسلام درصدد بازپسگیری سرزمینهای اشغالشده خود هستند و میتوان آنها را ژئوپلیتیک مقاومت یا محور مقاومت نامید که بر خلاف گروههای قبلی از درگیری با مسلمانان و همکیشان پرهیز کرده و ظرفیت خود را صرف درگیرهای داخلی نمیکنند و مبنای الهام آنها نیز انقلاب اسلامی ایران است در صورتیکه گروههای سابق الهامبخش معنوی آنها و در واقع مبنای ایدئولوژیکی آنها عربستان سعودی است.
جغرافیای این گروههای تروریستی که متأسفانه در دنیای اسلام شکل گرفتهاند و هدفی جز هدر دادن انرژی و توان دنیای اسلام و بازی در زمین غرب ندارند، از عربستان شروع شده و پس از افغانستان و پاکستان، اکنون به شمال آفریقا، اردن، یمن و حتی قفقاز رسیده است. در پاکستان اکنون بیش از 40 هزار مدرسه محل تحصیل طلبههایی است که مستقیم یا غیرمستقیم اندیشههای سلفی و تکفیری را تبلیغ میکنند و با دلارهای نفتی عربستان و امارات، افرادی را از آفریقا گرفته تا غرب آسیا و جنوبشرق آسیا و اروپا به آنجا میآورند و این منطق نامیمون را به آنها تزریق کرده و به نام اسلام به دنیای مدرن معرفی میکنند. آنها طی 7-8 سال اخیر دولت و ملت عراق را دچار چالشهای جدی کردند و بدنه تروریستهایی را که امروز در سوریه هستند نیز همین گروهها تشکیل دادهاند در صورتیکه در همین ایام درگیریهای سوریه، رژیم صهیونیستی به غزه حمله کرد؛ اما همین بهاصطلاح جهادگرانی که به برادرکشی در شامات مشغولند، اندک تلاشی برای کمک به همکیشان خود در فلسطین نکردند.
اما باوجود خشونت گروههای سلفی که چهره بدی از اسلام ارائه دادهاند، یک نوع تروریسم دیگر تحت عنوان تروریسم دولتی وجود دارد که مبنای الهام آن، رژیم صهیونیستی است که در کنار عربستان، پاکستان و افغانستان تکمیلکننده حلقه ژئوپلیتیک تروریسم در جهان هستند؛ اما به مدد سلطه رسانهای غرب و سانسور اخباروتحلیلهای واقعی، آنها هم اکنون در حاشیه امن فیزیکی و غیرفیزیکی قرار دارند؛ اما افکار عمومی دنیای امروز فراتر از تحلیلهای ارائه شده توسط امپریالیسم رسانهای، اکنون واقعیتهای فراوانی را کشف کرده و با کمک جمهوری اسلامی ایران تلاش میکنند بساط تروریسم واقعی را که مبنای ایدئولوژیک آن، عربستان و مبنای عملیاتی آن، غرب و رژیم صهیونیستی است، برچیده سازند تا منابع مالی فراوان آلسعود که به مدد نفت و حجاج بیتاللهالحرام بهدست آمده، در راه واقعی آن، یعنی تبلیغ اسلام راستین هزینه شود.