دالاس دارلینگ، مدرس تاریخ سیاسی امریکا: در حالی که امریکا خودش را برای اعزام صدها نیرو و دو سیستم ضد هوایی پاتریوت به مرزهای تنشآلود ترکیه با سوریه آماده میکند، بحران موشکی کوبا، جنگ کره و رسوایی سلاحهای کشتار جمعی که امریکا در عراق به دنبالشان میگشت، به ذهن متبادر میشود. اگر بخواهیم دقیق صحبت کنیم، سیاست ترکیه برای «صفر کردن مشکلات» با کشورهای اطرافش به سیاست «مشکلات زیاد» تصاعد پیدا خواهد کرد.همین اواخر بود که ترکیه با به قدرت رسیدن حزب عدالت و توسعه، سیاست «به صفر رساندن مشکلات» با کشورهای اطراف خود را در پیش گرفت که نه تنها عراق و ایران بلکه سوریه را نیز شامل میشد اما حالا که موشکها بالستیک در حال استقرار پیدا کردن در ترکیه هستند، سیاست به صفر رساندن مشکلات ترکیه، ممکن است به بحران موشکی با سوریه تبدیل شود، بحرانی که یادآور بحران موشکی کوبا در سال ۱۹۶۲ است، یعنی زمانی که شوروی سابق قصد استقرار دادن موشکهایش را در کوبا داشت.با این حال، این دفعه این امریکا و ناتو هستند که قصد تشدید کردن کشمکشها را در منطقهای دارند که به خودی خود به شدت بیثبات است. این باعث شده که نه فقط سوریه در کشاکش جنگ داخلی خودش با روسها متحد شود، بلکه ترکیه هم به خاطر حمایت دمشق از حزب کارگران در آستانه جنگ با این کشور قرار گرفته است. به علاوه ترکیه با حملات تروریستی کوملههای جنگطلب هم دست به گریبان شده است.در شرایطی که آلمان و هلند برای اعزام یگانهای نظامی و موشکهایشان (به مرزهای سوریه) آماده میشوند، به نظر میآید که کشمکشها از این هم بیشتر خواهد شد. مقامات رسمی ادعا میکنند که هدف این موشکها فقط دفاعی است اما با این کار، فقط سختافزارهای نظامی هم به یک جنگ در حال جریان اضافه خواهد شد. اینگونه اقدامات نظامی باعث گسترش آتش اختلافات و افزایش کشمکشها در منطقهای میشود که همین حالا هم در حالتی غیرعادی به سر میبرد.
از زمان جنگ جهانی دوم، ترکیه به عنوان یک عضو ناتو، شورشیهای سوریه را با هدف ساقط کردن بشار اسد مسلح میکند و آموزش میدهد. این سیاست آنکارا به خصوص از سال ۱۹۴۷ که امریکا اقدامات بیسابقهای را برای محدود کردن تأثیر شوروی و کمونیسم انجام داد، تشدید شد. امریکا همچنین درصدد است برنامهای را اجرا کند که بر اساس آن، ترکیه حافظ منابع نفتی در خاورمیانه میشود.امریکا ضمن جلوگیری از یک انتخابات ملی در ترکیه و فراهم کردن ۴۰۰ میلیون دلار کمک مالی در زمینه نظامی و اقتصادی، این کشور را حتی با زور و تهدید به عنوان سپری در برابر تعرضات روسیه قرار داده بود. در سال ۱۹۵۲، ترکیه به عضویت دائم ناتو درآمد و عضو معاهده بغداد شد. معاهده بغداد یک اتحاد آسیای مرکزی- غربی بود برای مهار گسترش شوروی.اما باید در نظر داشت که تبعیت از امریکا هزینههای خاصی هم داشت. ترکیه با توجه به پایگاههای ارزشمند نظامی و نزدیکیاش به تنگه بسفر و دریای سیا که به سمت جماهیر شوروی نشانهگیری شده بودند و از هواپیماهای u- ۲های با سقف پرواز بالا و وسایل مراقبتی ضد شوروی استفاده میکرد. امریکا ناوگان ششم دریایی خود را هم در ترکیه مستقر کرده بود. در سال ۱۹۵۸، امریکا از ترکیه به عنوان پایگاه پرتاب موشک در بحران استفاده کرد. امریکا پرتاب موشکهای اسپونتیک در سال ۱۹۵۷ را با استقرار موشکهای تاکتیکی اتمی خود در ترکیه جواب داد. این مسئله تبدیل به یک مشکل مهم در جریان بحران موشکی کوبا شد. استقرار این موشکها در جریان بحران اتمی کوبا به یک معضل تبدیل شد، زمانی بعد از استقرار موشکهای شوروی در کوبا، واشنگتن با مسکو دچار چالش شد و برای اینکه از به وقوع پیوستن یک هولوکاست اتمی جلوگیری کند، مجبور به یک مصالحه مخفیانه شد و موشکهایش را از ترکیه عقب کشید. بعد از این رویارویی، مردم ترکیه با آزادی بیشتری فرضیات قبلی سیاست خارجی ترکیه را زیرسؤال بردند، به خصوص در مورد ارتباط این کشور با امریکا و غرب و مخصوصاً بعد از آنکه ترکیه به عنوان یک کشور پیشرو در ناتو، به عنوان عضو اتحادیه اروپا پذیرفته نشد. آنها به یاد آوردند که چگونه ۳ هزار ترک در جنگ کره شرکت کردند و ۷۱۷ نفر در این جنگ قربانی شدند. در شرایطی که کشمکش بین شوروی و امریکا و ناتو روز به روز کاهش پیدا میکرد، ترکیه قادر بود هویتی مخصوص خود ایجاد کند.گرچه ترکیه در جنگ خلیج اول شرکت کرد و به جنگ علیه تروریسم هم متعهد بود، ولی بحثهای داخل کنگره امریکا درباره «قطعنامه ارامنه» اعتراضات (ترکها) را افزایش داد. آنها همچنین از این مسئله نگرانند که استقلالطلبی کردها در شمال عراق باعث تقسیم عراق شده و با تحرک کردها به تجزیه ترکها بینجامد.
امروزه ترکیه به یمن آب و منابع متنوع، یک قدرت اقتصادی مهم با رشد سالانه ۵ تا ۸ درصدی است. موقعیت استراتژیک و سیاستهای بلندپروازانه، آنکارا را قادر ساختند صلح را در میان چندین ملت برقرار سازد. در حالی که این کشور در حال ایجاد اتحادهای جدیدی در میان کشورهای ترکزبان آسیای مرکزی است، وسوسه شدن آن به شرکت کردن در یک جنگ بزرگ برای کشوری که پل ملل اوراسیاست، یک حادثه شوم است.حمایت ترکیه از حزب کارگران کردستان در کنار توسعهطلبی امریکا و دسیسههای نظامی ناتو، نباید روابط حسنه این کشور با عراق، ایران و سوریه را مختل کند. علاوه بر این آنکارا نباید از تحقق حق فلسطینیان غافل بشود، مخصوصاً حقوق فلسطینیانی که در شرایط کاملاً غیرانسانی، ناپاک و سخت در غزه در حال زندگی هستند. همچنین ترکیه نباید اجازه دهد مشروعیتش به خاطر ارتباط با القاعده در سوریه زیرسؤال برود، به خصوص در زمانی که امریکا بعضی حملات تروریستی و قتلعامهایی را که القاعده در سوریه انجام میدهد، میستاید. القاعده با کمک سازمانهای اطلاعاتی امریکا و اسرائیل به سازمانهای دولتی سوریه حمله کرده و آنها را آتش زدهاند. تک تیراندازان و اسلحه به دستان آموزش دیده هم، پلیس و نیروهای امنیتی و همچنین افراد بیگناه را در سوریه هدف خود قرار میدهند.ترکیه موقعیت فرهنگی، سیاسی، جغرافیایی و اقتصادی بزرگی دارد و تاکنون هم با استفاده از قدرت هوشمند خود و ارائه راهحلهای کارآمد و پایدار، به صورت انتخاب شده برای حل مشکلات وارد شده و مشروعیت خود را نیز حفظ کرده است. آنکارا شاید بتواند به امریکا و ناتو کمک کند که موقعیتهای از دست رفته خود در مسائل جهانی را بازیابند. شاید ترکیه بتواند به امریکا و ناتو کمک کند تا بار دیگر قابل اعتماد شوند و شرایطی مناسب در منطقه پیدا کنند. ولی چنین کاری مستلزم پیروی کردن از سیاست « به صفر رساندن مشکلات » است نه سیاست «مشکلات بیشتر» و این به ترکیه و جهان کمک خواهد کرد که از یک جنگ سرد دیگر، تکرار جنگ کره و بحران موشکی کوبا یا حتی تکرار یک جنگ خونینی دیگر که ناشی از اطلاعات اشتباه درباره سلاحهای کشتار جمعی (عراق) است، اجتناب کنند. در چنین صورتی است که ترکیه بدون یگانهای امریکا و ناتو و موشکهای آنها قادر به دفاع از خود خواهد بود. حتی اگر رژیم دمشق هم سقوط کند، ترکیه با در پیش گرفتن سیاست «به صفر رساندن مشکلات» بهتر قادر خواهد بود در روند بازسازیها نقشآفرینی کند. به خاطر داشته باشیم که جنگ دو کره با اختلاف بین شمال و جنوب روی مدار ۳۸ درجه شروع شد و بعد از سه سال قتل عام، با جداسازی آنها به کرهشمالی و جنوبی به پایان رسید، آن هم با بیش از ۲ میلیون نفر کشته.جوان