
اختصاصی بصیرت:باراک اوباما در حالی دومین دور حضور در سمت ریاست جمهوری آمریکا را آغاز کرده که تغییرات زیادی در حلقه نزدیکان وی مشاهده می شود. از جمله مهم ترین این تغییرات، کنار گذاشتن هیلاری کلینتون از سمت وزارت امور خارجه و جانشینی جان کری به جای وی است. این تغییر در حالی صورت می گیرد که کلینتون در آخرین مصاحبه های خود جمله ای قابل توجه را مطرح می سازد، اینکه «ایران بزرگ ترین مسئله برای آمریکا در چهار سال حضورش در سمت وزارت امور خارجه بوده است.» این اعتراف نشانگر یک اصل است و آن اینکه جایگاه جهانی جمهوری اسلامی ایران چنان گسترده است که آمریکا آن را تهدیدی برای تفکرات نظام تک قطبی آمریکا می داند و برای مقابله با آن، به هر ابزاری چنگ زده است.بررسی کارنامه چهار سال وزارت هیلاری کلینتون در قبال ایران نشان می دهد وی در سه سطح داخلی، منطقه ای و جهانی به دنبال مقابله با ایران بوده است.
در حوزه داخلی، محور اصلی تحرکات آمریکا را ادعای قدرت هوشمند، یعنی ترکیبی از تهدید و ادعای مذاکره تشکیل می داد. کلینتون مدعی بود که با تحریم های کشنده به مقابله با ایران خواهد پرداخت. پس از مدتی، این واژه به تحریم های گزنده تقلیل پیدا کرد، چراکه از یک سو ایران توانست از مانع تحریم ها عبور کند و از سوی دیگر، کشورها حاضر به اجرای تحریم ها نشدند. از مولفه های مهم در دوران کاری کلینتون استفاده از ابزارهای انقلاب های رنگی برای شکست وحدت ملی ایران و ایجاد فضای غبارآلود در کشور بود که با فتنه 88 به اوج رسید. این امر نیز با بصیرت و همدلی ملت ایران به یک شکست برای آمریکا از جمله هیلاری کلینتون که مستقیماً مسئول اجرای این پروژه بود، مبدل شد.در حوزه هسته ای نیز آمریکا هرچند که به مذاکرات 1+5 با ایران بازگشت اما تمام طرح های خود را بر اصل تعلیق فعالیت های هسته ای، انتقال اورانیوم غنی سازی شده به خارج و تعطیلی فردو استوار ساخت. جهانیان اذعان دارند که این سناریو نیز به نتیجه ای نرسید و ایران در کنار انجام مذاکرات در جهت تحقق حقوق هسته ای خود گام برداشته است.
از نکات مهم در حوزه منطقه ای، تلاش آمریکا برای به چالش کشاندن روابط ایران و همسایگان است که با پروژه ایران هراسی صورت گرفته است. آمریکایی ها در کنار کشورهای عربی، با استقرار سامانه راداری و موشک های پاتریوت در ترکیه، سعی دارند ایران را در کل منطقه به چالش بکشند. در حوزه منطقه ای، آمریکا همزمان تحرک علیه جبهه مقاومت را در سر داشته است که محور آن را اقدام علیه سوریه تشکیل می داد. کلینتون بر این ادعا بود که با سقوط سوریه، ایران نیز متزلزل خواهد شد. هرچند آمریکا 22 ماه این سناریو را اجرا کرده اما در نهایت نظام سوریه با پشتوانه مردمی و ارتش به حیات خود ادامه می دهد که شکستی دیگر برای آمریکا است. در حوزه منطقه ای، گسترش بیداری اسلامی با الگوگیری از انقلاب اسلامی ایران و نیز پیروزی مقاومت فلسطین در جنگ هشت روزه غزه در حالی که جهانیان اذعان دارند ایران از عاملان اصلی این پیروزی بوده، عملاً سناریوی انزوای منطقه ای ایران را ناکام ساخت.در حوزه بین الملل نیز از یک سو ایران با دیپلماسی فعال توانست خود را به عنوان مولفه ای مهم و تأثیرگذار مطرح سازد که برگزاری بزرگ ترین اجلاس جهان یعنی اجلاس غیرمتعهدها در ایران تنها بخش کوچکی از این فرایند بوده است. عدم همراهی جهانی با خواسته های ضد ایرانی آمریکا چنان بود که حتی متحدان اروپایی آمریکا حاضر به اجرای تحریم ها علیه ایران نشدند که در نتیجه آن، آمریکا مجبور به معاف ساختن بسیاری از کشورها از تحریم نفت ایران گردید.آنچه ذکر شد، تنها بخش های کوچکی از پرونده قطور ناکامی های کلینتون در برابر ایران است که درس های بسیاری برای جانشین وی یعنی جان کری دارد.
به اذعان جهانیان، جان کری اگر به دنبال تکرار رسوایی ها و شکست های کلینتون نیست، باید در کنار پذیرش حقوق هسته ای و جایگاه منطقه ای و جهانی ایران، سیاست تهدید و تحریم را کنار بگذارد چراکه در غیر این صورت، صرفاً یک دستاورد خواهد داشت و آن، تکرار پرونده کلینتون برای وی است که نتیجه نهایی آن می تواند پایان حیات سیاسی وی باشد.