اختصاصی بصیرت:در روزهای اخیر شبکه «الجزیره» در راستای منافع حاکمان قطر برای ایجاد بحران در عراق، تلاش های زیادی را برای دروغ پردازی درباره تحولات عراق آغاز کرده و درصدد است با ایجاد جنگ روانی و رسانه ای ، سناریوی سوریه را در کشور عراق نمونه سازی و تکرار کند.
الجزیره، تلاش می کند با اعزام خبرنگار به شهرهایی مانند؛ بغداد، موصل، سامرا، الرمادی و فلوجه و پوشش مستقیم ناآرامی های احتمالی، تحولاتی مشابه سوریه را در عراق رقم بزند. این رسانه تا جایی پیش رفته که با نام گذاری «جمعه عزت» برای تحریک معترضان عراقی، اقدام به نمادسازی مشابه انقلاب های منطقه کرده است و همچنین در ادامه جوسازی های رسانه ای اش در عراق مدعی شده که نیروهای ارتش عراق به معترضان در موصل تیراندازی کرده و چند نفر را زخمی کرده اند و جالب اینجاست که برای تأیید ادعایش تنها صدای تیراندازی، پخش کرده است! الجزیره و برخی رسانه های همسویش در جریان بحران سوریه نیز بسیاری از اقدامات وحشیانه تروریست ها را به ارتش این کشور نسبت می دادند و دولت را مسئول کشته شدن معترضان می نامیدند.
حاکمان مرتجع عرب به این هم اکتفا نکرده و همزمان، اقدام به راه اندازی آزمایشی شبکه بعثی ها تحت عنوان «فلوجه» در عراق کرده اند. این شبکه طی روزهای اخیر اقدام به پخش ترانه و تصاویر و فیلم ها یی مربوط به جنگ تحمیلی عراق علیه ایران و عملیات گروه ها ی موسوم به «فدائیان صدام» کرده است!البته اقدامات حاکمان قطر تنها به جریان سازی رسانه ای محدود نشده، بلکه برخی رسانه ها از نشست های پنهانی «شیخ حمد» امیر قطر با برخی مقامات عراقی به منظور گسترش ناآرامی ها و اعتراضات در عراق خبر می دهند. ظاهراً قطر معتقد است حوادث عراق برای ایجاد تغییرات گسترده در منطقه، در بهترین زمان شکل گرفته است! و در خبرها داشتیم که قطری ها حتی برای دامن زدن به ناآرامی ها در عراق، به هر معترض در استان «الانبار» روزانه 50 دلار حقوق می دهند.باتوجه به تحرکاتی که برای بحران سازی در عراق آغاز شده، باید به این پرسش اساسی پاسخ دهیم که چرا عراق برای این منظور انتخاب شده است؟
به طور اجمالی باید گفت که عراق با60 درصد جمعیت شیعه، پس از سقوط دیکتاتوری صدام، کوشید با اتکا به حمایت مردمی در حوزه سیاست خارجی خود طرحی نو در اندازد، لذا روابط سیاسی و نظامی خود را با دو کشور ایران و روسیه تقویت کرد. از سوی دیگر، با بازتعریفی که در سیاست خارجی عراق صورت گرفت، این کشور در محور مقاومت قرار گرفت و این موقعیت سبب شد که بغداد نسبت به سرنوشت پل ارتباطی مقاومت یعنی سوریه بی تفاوت نباشد و از همین رو بود که سران عراق حمایت صریح خود را از سوریه اعلام کردند و همین دلیل کافی بود تا دشمنی محور غربی ـ عربی با این کشور برانگیخته شود و اینجا بود که تلاش ها ی ناکام این محور در سوریه سبب شد تا برای مقابله با محور مقاومت، خاکریز دیگری چون عراق را انتخاب کنند و برای به شکست کشاندن سوریه، از خاکریز عراق عبور کنند، چراکه از نظر آنها، تضعیف دولت مستقل عراق زمینه را برای ورود ارتش به اصطلاح آزاد سوریه به دمشق هموار می کند.
در این میان نباید به موضوع ارتباط برخی چهره های فراری عراق با آل سعود و حمایت این رژیم از عوامل عناصر فراری در داخل خاک عراق و همچنین نقش ترکیه در عملی کردن طرح آمریکایی تجزیه عراق به سه بخش؛ شیعه نشین، سنی نشین و کردنشین بی تفاوت بود.نکته مهم این است که امروز قدرت رسانه ای و پول های هنگفت آل سعود و رژیم قطر و پشتیبانی سیاسی و نظامی ترکیه و آمریکا، بسیج شده اند تا جبهه مقاومت را این بار از ناحیه عراق مورد هدف قرار دهند، لذا این برهه حساس، هوشیاری بیش از پیش گروه های مختلف مردم و مقامات عراقی، اعم از مسئولان و چهره های سیاسی را می طلبد.