صفحه نخست >>  عمومی >> آخرین اخبار
تاریخ انتشار : ۰۸ بهمن ۱۳۹۱ - ۱۲:۵۱  ، 
کد خبر : ۲۵۳۹۹۷

دفاع از اعتدال یا تطهیر فتنه‌گران!


مهدى سعیدى
جامعه برای آنکه بتواند به آرمان ها و مطلوب های خود دست یابد نیازمند اعتدال و آرامش است. رشد گرایش های افراطی و تندروانه با ایجاد مناقشه و درگیری نه تنها بخش عمده ای از توان و انرژی جامعه را گرفته، بلکه آنچنان اذهان را دچار اشتباه محاسباتی می کند که در تعیین اولویت ها و آرمان ها نیز دچار اشتباه خواهیم شد و این حقیقتی است که در مقاطع مختلف در طول بیش از سه دهه انقلاب اسلامی شاهد آن بوده ایم. لذا تلاش برای تفوق و حاکمیت اعتدال در جامعه و به حاشیه راندن افراطی ها، اصلی اساسی است که همه دلسوزان انقلاب باید برای تحقق آن تلاش کنند.
همین مسئله بهانه برخی اظهارنظرها و نامه نگاری هایی در درون جریان اصول گرا و اصلاح طلب گردیده که در ذیل آن، ملاحظاتی وجود دارد. به تازگی اظهاراتی از آقای عسگراولادی انتشار یافته که در آن ضمن تخفیف دادن به موسوی و کروبی، آنان را سران فتنه ندانسته، بلکه فریب خوردگانی معرفی می کند که در بازی طراحی شده استکبار جهانی نقش آفرین بودند. این سخنان با استقبال سرآسیمه اصلاح طلبان مواجه شده و از سوی دیگر، برخی اصولگرایان را نیز سخت برآشفته کرده است!
در این باره باید گفت سخنان بادامچیان تعبیر جدیدی نیست که اینقدر حساسیت برانگیز باشد، چراکه پیش از این رهبر معظم انقلاب اسلامی در دیدار دانشجویان و نخبگان علمی (4/6/88) اشاره داشتند: «من متهم نمی کنم افرادی را که دست اندرکار بودند، که اینها دست نشانده بیگانه هایند یا انگلیسند یا آمریکایند - این را من ادعا نمی کنم، چون برای من این قضیه ثابت نیست؛ چیزی که ثابت نیست، نمی توانم بگویم - اما آنی که می توانم بگویم، این است که این جریان، چه پیش قراولانش دانسته باشند، چه ندانسته باشند، یک جریانی بود طراحی شده؛ تصادفی نبود.»
همچنین معظم له بعدها با صراحت و قاطعیت بیشتری در بیانات شان در خطبه های نماز جمعه تهران (15/11/89) فرموده بودند: «در حقیقت، (فتنه 88) یک تلاشی بود. یک عده ای در داخل، به خاطر حب به نفس، حب به مقام - از این قبیل امراض خطرناک نفسانی - اسیر این توطئه شدند. من بارها گفته ام؛ طراح و نقشه کش و مدیر صحنه، در بیرون از این مرزها بود و هست. در داخل با آنها همکاری کردند؛ بعضی دانسته، بعضی ندانسته...»
اما نکته اساسی در این میان آن است که چه موسوی و کروبی را سران فتنه بدانیم که با طراحان بیگانه آن هماهنگ بودند؛ و چه از نفی ارتباط با بیگانه سخن برانیم، از خیانت و جرمی که آنان نسبت به انقلاب اسلامی و ملت ایران انجام داده اند، کاسته نخواهد شد. چراکه طرح ادعای تقلب در انتخابات و کشاندن هواداران به خیابان ها و تلاش برای ابطال انتخابات و صدور بیانیه های رنگارنگ که حاصل آن، تضعیف نظام اسلامی و تخریب حماسه ملت در 22 خرداد 88 و وارد کردن خسارات جانی و مالی بود، جرایمی نیست که بتوان در طول تاریخ انقلاب اسلامی برای آن مشابهی در نظر گرفت. ضمن آنکه هنوز هم از فتنه آفریده خود اعلام ندامت نکرده اند!
اما نکته قابل توجه آن است که به نظر می رسد بعد از ناکامی های دو سه ساله اخیر اصلاح طلبان، خیزشی برای تطهیر چهره فتنه گران آغاز گردیده و این جریان نیازمند تطهیر چهره خود برای حضور در عرصه انتخابات است، لذا تلاش دارد تا از اردوگاه اصولگرایی برای اهداف خود خوشه ای برچیند. همین رویکرد است که چند تن از اصلاح طلبان را واداشته تا در استقبال از اظهارات عضو حزب موتلفه، به وی نامه ای بنویسند و در آن، عسگراولادی را سرمایه کشور بدانند!
این در حالی است که سوابق این جریان نشان می دهد که جریان موتلفه و امثال عسگراولادی در طول سه دهه اخیر در معرض بیشترین تخریب ها و هجمه ها از سوی جریان دوم خرداد بوده اند! لذا این اظهار محبت نه از ته قلب، بلکه لقلقه زبانی فرصت طلبانه است که برای ایجاد اختلاف و جدایی و درگیری در اردوگاه اصولگرایی ابراز شده است و هدف از استقبال از سخنان عسگراولادی تطهیر سران فتنه است! وگرنه طرفداران اعتدال و آرامش چگونه می توانند همچنان مدافع موسوی و کروبی و رهنورد باشند که خود آتش بیار اصلی معرکه اختلافات و مناقشات سال 88 و پس از آن بوده اند! گویا فراموش کرده اند که چه کسانی بدعت جدید در انتخابات را که پیش از آن در تاریخ انقلاب سابقه نداشت، گذاشتند؟ چه کسانی با ادعاهای واهی، هواداران را به خیابان ها کشاندند و به تخریب و خسارات واداشتند؟ و...
سزاوار است این مدعیان اعتدال و انصاف، ابتدا نقد از درون را محور آغاز حرکت اعتدالی بدانند و از دوستان و هم اردوگاهیان افراطی و ضدانقلاب و فراریان به بیگانه پیوسته اعلام برائت کنند تا صداقت و انصاف خود را به تصویر بکشانند و اعتماد ملت و نیروهای انقلاب را به دست آورند.
سخن آخر آنکه چنین رفتارهای فرصت طلبانه ای آن هم توسط افرادی چون ابراهیم اصغرزاده، که سال ها سردمدار افراط و تفریط در دهه 70 و 80 بوده است، به خوبی حکایت از آن دارد که چنین حمایت ها و نامه نگاری هایی با هدف ایجاد اختلاف و تشتت در اردوگاه اصولگرایی طرح ریزی شده است. لذا لازم است همه افراد و فعالان اصولگرایی از ایراد سخنانی ابهام آمیز و تفسیربردار و تفرقه افکن در آستانه انتخابات پرهیز کنند و منتقدان چنین اظهاراتی نیز با مدارا و دقت نظر، فضا را برای بهره برداری فرصت طلبان فراهم نسازند.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات