صفحه نخست >>  عمومی >> آخرین اخبار
تاریخ انتشار : ۰۸ بهمن ۱۳۹۱ - ۱۲:۵۱  ، 
کد خبر : ۲۵۴۰۰۱
صبح صادق دگرگونی کابینه اوباما را بررسی می‌کند

تغییر مهره‌ها برای حفظ راهبردهای گذشته

قاسم غفورى مقدمه: باراک اوباما با استفاده از ضعف جمهوریخواهان در معرفی نامزدی مطرح و مقتدر برای رقابت های انتخابات ریاست جمهوری توانست بار دیگر به عنوان رئیس جمهور آمریکا وارد کاخ سفید شود. اوباما در حالی در روزهای آینده رسماً دور دوم ریاست جمهوری خود را آغاز خواهد کرد که در تحلیل رفتار وی یک نکته قابل توجه است و آن دگرگونی های گسترده در جمع وزیران و حلقه نزدیکان وی است، به گونه ای که بسیاری از مقامات ارشد آمریکا از سمت های خود استعفا داده و یا اوباما از جابه جایی آنها سخن می گوید. ورود سناتور جان کری به جای هیلاری کلینتون در سمت وزیر امور خارجه، انتصاب سناتور چاک هیگل به جای لئون پانه تا در مقام وزیر دفاع، تعیین جان برنان، مشاور امور ضدتروریسم اوباما به جای دیوید پترائوس در سمت رئیس سازمان سیا، استعفای وزرایی مانند وزیر خزانه داری، وزیر دارایی ، وزیر کار و حتی تغییرات در حلقه کارکنان کاخ سفید و معرفی «دنیس مک لوند» در سمت رئیس کارکنان کاخ سفید نمونه هایی از این تغییرات است. دگرگونی های مذکور در حالی صورت گرفته است که یک سوال اساسی در ورای آن مطرح است و آن اینکه ریشه این تغییرات چیست و آیا اوباما با این تغییرات به دنبال تغییرات رفتاری در عرصه جهانی است یا اینکه صرفاً مهره های آن تغییر کرده و در نهایت برای راهبردها و اهداف قدیمی گام بر می دارد؟

دیدگاه پیرامون چرایی تغییرات
در باب چرایی تغییرات در حلقه نزدیکان اوباما دیدگاه های متعددی مطرح می باشد.
- برخی با اشاره به تغییراتی که روسای جمهور آمریکا از جمله جرج بوش، بیل کلینتون در دور دوم ریاست جمهوری خود در کابینه شان صورت داده اند، تغییرات دوران اوباما را امری طبیعی دانسته که به طور معمول از سوی روسای جمهوری آمریکا و حتی مقامات سایر کشورها، صورت می گیرد.
- برخی ناظران این تغییرات را برگرفته از تجربیات چهار سال گذشته اوباما دانسته که به نوعی برای جبران نواقص گذشته و تکمیل چینش قطعات جورچین برای اجرای سیاست های فردی و حزبی و ملی اوباما است. به عبارتی، رفتار اوباما کنشی برای چنین سیاست ها نیست، بلکه واکنشی به مجموعه ناکامی های گذشته است.
- برخی نیز تغییرات در نظام بین الملل را عامل تغییرات در کاخ سفید می دانند. آنها بر این عقیده اند که ساختار جهانی با دگرگونی های کلان ساختاری همراه شده، لذا آمریکا برای حضور در این عرصه باید تغییرات اجباری در مهره های خود ایجاد کند.
- برخی ناظران نیز تغییرات مذکور را برگرفته از ناکامی های اوباما در صحنه بین الملل می دانند. آنها با اشاره به موضوعاتی نظیر تحولات خاورمیانه(غرب آسیا)، مسئله ایران، اقدامات آمریکا برای مهار چین و روسیه، احیای جایگاه آمریکا در صحنه بین الملل و ... تأکید دارند اوباما نتوانسته در این حوزه ها به اهداف خود دست یابد، لذا با تغییر مهره ها به دنبال تحقق این اهداف است.
کلیدواژه تغییرات
جابه جایی و تغییرات در حلقه نزدیکان اوباما در حالی صورت گرفته است که بررسی مواضع محافل رسانه ای و سیاسی آمریکا در برابر این تغییرات از دو منظر قابل توجه است.
نخست تأکید بر دو انتصاب یعنی معرفی سناتور جان کری به عنوان وزیر امور خارجه به جای هیلاری کلینتون و دیگری انتصاب سناتور جمهوریخواه چاک هیگل به سمت وزیر دفاع به جای لئون پانه تا است.
دوم فضاسازی گسترده رسانه ای مبنی بر عدم تمایل این افراد به همگرایی گسترده با صهیونیست ها و تأکید آنها بر تغییر رویکرد آمریکا در برابر جمهوری اسلامی ایران است.
با توجه به این مولفه ها این سوال مطرح است که چرا محافل رسانه ای و سیاسی آمریکا و حتی صهیونیست ها در ابعاد گسترده ای به پردازش این دو محور می پردازند، چنانکه بخش عمده ای از مواضع رفتاری آنها معطوف به این دو رکن کابینه اوباما ( کری و هیگل) می باشد؟
سناریوهای رفتاری
در باب مسائل و فضاسازی های صورت گرفته درباره انتصاب ها و کابینه جدید اوباما دیدگاه ها و نظرات متعددی مطرح است.
اولاً، نگرش صهیونیست‌ها
برخی بر این عقیده اند که بخش عمده ای از فضاسازی های صورت گرفته در برابر کابینه جدید اوباما برگرفته از اهداف صهیونیست ها است، چنانکه رسانه های صهیونیستی نظیر هاآرتص، معاریو و حتی شبکه های تلویزیونی صهیونیست ها در ابعاد وسیعی به پوشش این اخبار می پردازند. هر چند که برخی با استناد به چالش های داخلی و جهانی آمریکا بر این عقیده اند که فضاسازی صهیونیست ها برگرفته از هراس آنها از دگرگونی در رفتار واشنگتن است، اما بررسی کارنامه اعضای کابینه اوباما از جمله جان کری و هیگل و حتی شخص اوباما مبنی بر دوستی پایدار و رو به گسترش با رژیم صهیونیستی و نقش و جایگاه لابی صهیونیستی در سیاست های آمریکا حقایق دیگری از فضاسازی صهیونیست ها را آشکار می سازد.
از یک سو این سناریو مطرح است که افرادی مانند نتانیاهو نخست وزیر صهیونیست ها با این فضاسازی ها به دنبال القای سخت تر شدن شرایط این رژیم در صحنه بین الملل و لزوم وجود ساختاری افراطی در عرصه سیاسی رژیم صهیونیستی است تا از آن در جهت اهداف انتخاباتی بهره برداری کند. به عبارتی نتانیاهو با استمرار برجسته سازی چالش های امنیتی به دنبال کسب رأی در انتخابات زودهنگام است.
از سوی دیگر این فضاسازی ها می تواند برگرفته از اهداف کلان صهیونیست ها باشد. آنها با هزینه تراشی برای دولت اوباما و حتی افرادی همچون جان کری و هیگل به دنبال دریافت تضمین هایی از سوی آنها مبنی بر افزایش حمایت از رژیم صهیونیستی هستند. نتایج این باج گیری را در مواضع کری و هیگل پس از معرفی آنها در سمت وزیر امور خارجه و وزیر دفاع می توان مشاهده کرد که صراحتاً بر استمرار سیاست های آمریکا مبنی بر حمایت از رژیم صهیونیستی تأکید کرده اند.
ثانیاً، اهداف رفتاری اوباما
سناریوی دیگر فضاسازی های صورت گرفته درباره انتصاب های اوباما به ویژه در سمت های وزارت امور خارجه و وزارت دفاع، اهداف و خواسته های اوباما است.
با توجه به کلیدواژه های مطرح شده در باب انتصاب های اوباما یعنی نگاه نه چندان مثبت کری و هیگل به صهیونیست ها و توجه آنها به ایران می توان گفت که در کنار مسائلی نظیر سلطه طلبی در شرق آسیا، حوزه آفریقا، مقابله با بازیگران صحنه بین الملل نظیر چین و روسیه همچنان دو محور در صدر سیاست های آمریکا قرار دارد.
نخست: در سطح کلان همچنان غرب آسیا(خاورمیانه) اساس سیاست های آمریکا است. دگرگونی در ساختار اجتماعی و سیاسی منطقه پس از موج بیداری اسلامی با محوریت تقویت تفکرات ضد آمریکایی - صهیونیستی، گرایش ملت ها به مقاومت، تزلزل پایه های قدرت متحدان آمریکا در منطقه و... عملاً آمریکا را با چالش کاهش منافع و حتی احتمال خروج اجباری از منطقه مواجه کرده است. با توجه به اهمیت غرب آسیا(خاورمیانه) برای واشنگتن این سناریو مطرح است که اوباما با تغییر مهره ها و فضاسازی مبنی بر کاهش توجه آمریکا به صهیونیست ها، طرح بهبود جایگاه آمریکا در منطقه را در سر داشته باشد.
به عبارتی آمریکا تلاش دارد تا سیاست تغییر ادعایی را با تغییر مهره ها به نمایش گذارد تا در لوای آن بتواند حضور آمریکا در منطقه را برای ملت ها توجیه پذیر کند، در حالی که در نهایت همان سیاست های سلطه طلبانه را در منطقه پیگیری می کند، چنانکه منابع خبری از سفر جان کری به منطقه برای احیای روند سازش خبر داده اند. تشدید تحرکات در مقابل جبهه مقاومت با محوریت سوریه می تواند از اهداف کلان آمریکا در منطقه باشد. نکته مهم در این فرایند آنکه؛ تحقق هر کدام از اهداف آمریکا در منطقه به منزله تحقق خواسته های صهیونیست ها است، لذا همراهی صهیونیست ها در فضاسازی های اوباما برای بیان تغییر در عملکردهای آمریکا با آمدن مهره هایی نظیر کری و هیگل دور از ذهن نیست.
دوم: با استناد به کلیدواژه های مطرح شده چگونگی رویارویی با ایران را می توان از اهداف دیگر فضاسازی های صورت گرفته درباره انتصاب های اوباما دانست. محور ادعاهای مطرح شده نگاه مذاکره ای هیگل و کری نسبت به ایران است. توجه به مسئله ایران زمانی آشکارتر می شود که هیلاری کلینتون وزیر امور خارجه آمریکا در تشریح چهار سال حضورش در سمت وزیر امور خارجه آمریکا تأکید می کند مسئله ایران بزرگ ترین مسئله در دوران کاری وی بوده است.
حال این سوال مطرح است که آیا واقعاً اوباما به دنبال تغییر رفتارها خواهد بود و یا اینکه همان سیاست های گذشته را در مورد تهران تکرار می کند و صرفاً در تاکتیک ها تغییراتی ایجاد کرده است؟
اصرار بر قدرت هوشمند
باراک اوباما در طول مبارزات انتخاباتی خویش بارها تأکید کرده است که به دنبال استفاده از قدرت هوشمند قوی تر در برابر ایران می باشد که با چماق و هویج های بزرگ تر صورت می گیرد. قدرت هوشمند اوباما ترکیبی از قدرت نرم یا همان دیپلماسی تفکرات بیل کلینتون و قدرت سخت یا همان قدرت نظامی تفکرات جرج بوش، رئیس جمهور سابق آمریکا با افزودن قدرت دستگاه اطلاعاتی است.
هر چند که اوباما چهار سال با این رویکرد در مقابل ایران موضع گیری کرده است، اما همگان بر ناکامی این تحرکات اذعان دارند. در این چارچوب بسیاری از تحلیلگران و نظریه پردازان برجسته آمریکایی ایجاد تغییرات در موازنه رفتاری آمریکا را راهکاری برای مقابله با ایران عنوان کرده اند، چنانکه هنری کیسینجر وزیر امور خارجه اسبق و کهنه کار آمریکا، ژیپو برژینسکی تئوریسین برتر آمریکایی و ... بر لزوم ایجاد چنین رویکردی تأکید کرده اند.
جورچین رفتاری اوباما
باراک اوباما در سال 2009 هنگام ورود به کاخ سفید سه هدف را درباره ایران مطرح ساخت. تعلیق فعالیت های هسته ای ایران، دور ساختن ایران از جبهه مقاومت و پایان دادن به رویکرد خصمانه ایران در برابر رژیم صهیونیستی. این سه اصل در حالی محور قدرت هوشمند اوباما قرار گرفت که به اذعان تحلیلگران و ناظران سیاسی، اوباما با تحقق این اهداف عملاً ایران را در حاشیه قرار داده و سیاست تقابل با ایران را محقق ساخته است.
اوباما در حالی دور دوم ریاست جمهوری خود را آغاز می کند که همچنان این سه اصل را در دستور کار دارد و قدرت هوشمند آن در این عرصه گسترش یافته است، چنانکه وی و نزدیکانش از اجرای چماق و هویج های بزرگ تر درباره ایران سخن گفته اند. اوباما برای تحقق این سیاست پیش از هر چیز نیازمند ایجاد باورهای ذهنی در عرصه داخلی آمریکا، ایران و صحنه بین الملل است، لذا ابتدا جورچین رفتاری خویش را چینش می کند.
- بخشی از این جورچین، مطرح کردن ادعای مذاکره مستقیم با ایران است. محافل رسانه ای و سیاسی آمریکا بر این ادعایند که در صورت پذیرش خواسته های آمریکا، اوباما حاضر به مذاکره مستقیم با ایران است.
- با توجه به مولفه های قدرت هوشمند یعنی بهره گیری از دیپلماسی، نظامی گری و دستگاه های اطلاعاتی تغییرات در رأس ساختار های مذکور را می توان بخشی از چینش جورچین اوباما درباره ایران دانست. اوباما با گماردن افرادی متعادل و در عین حال کهنه کار نظیر جان کری در سمت وزیر امور خارجه، چاک هیگل در پست وزیر دفاع و جان برنان در سمت رئیس سازمان سیا، تلاش دارد تا چنان القا کند که سیاست های آمریکا با دگرگونی همراه شده است. اوباما در حالی به دنبال باورپذیر ساختن تغییر در رفتارهایش در برابر ایران است که بررسی کارنامه کری، هیگل و برنان نشان می دهد که از یک سو آنها از متعهدان به صهیونیست ها هستند و از سوی دیگر نگاه آنها به ایران در هدف تفاوتی با افرادی همچون کلینتون، پانه تا و پترائوس نداشته و صرفاً در تاکتیک، برخی تفاوت ها مطرح کرده اند. به عنوان مثال هیگل مانند پانه تا و گیتس وزرای دفاع سابق آمریکا بر وجود تمام گزینه روی میز تأکید کرده است.
- رویکرد به مذاکره در قالب 1+5 و اعلام بسته های پیشنهادی با محوریت کاهش احتمالی تحریم ها در صورت تمکین ایران به خواسته های 1+5 با محوریت تعلیق غنی سازی، خروج اورانیوم غنی سازی شده از ایران و تخلیه کامل فردو از دیگر ابعاد جورچین اوباما است. غرب برای تکمیل این سناریو لزوم همکاری ایران با آژانس برای بازدید از سایت نظامی پارچین را مطرح می کند.
- حفظ تحریم ها و فشارهای سیاسی و اقتصادی به عنوان ابزاری برای سوق دادن ایران به تغییر رفتاری در برابر رفتارهای آمریکا بعد دیگر جورچین آمریکا است.
البته به چالش کشاندن ایران در منطقه با محوریت حذف متحدان آن شامل سوریه، عراق، حزب الله لبنان و مقاومت فلسطین مکمل هایی برای این سیاست است.
اهداف احتمالی اوباما
با توجه به اقدامات رفتاری آمریکا حال این سوال مطرح است که اوباما با چینش جورچین مذکور چه اهدافی را پیگیری می کند؟
- در حوزه داخلی آمریکا 75 درصد مردم خواستار پایان همگرایی با صهیونیست ها و رویکردهای خصمانه در مقابل ایران هستند. اوباما تلاش دارد تا خود را پیرو نگرش مردم معرفی کند تا از آن در جهت کاهش اعتراض های مردمی به سیاست هایش بهره برداری نماید.
- بر اساس راهبرد قدرت هوشمند، آمریکا تلاش دارد تا فضایی غبارآلود در داخل ایران ایجاد کند، در حالی که اساس آن تبدیل مذاکره با آمریکا و پذیرش خواسته های غرب در حوزه هسته ای برای کاهش فشارهای اقتصادی است. تبلیغات گسترده آمریکا مبنی بر آمادگی برای مذاکره مستقیم در حوزه هسته ای و نیز احتمال کاهش تحریم ها در صورت رویکرد ایران به پذیرش خواسته های آمریکا در روند مذاکرات نمودی از این رفتار است. آمریکا با مجموعه ای از مهره ها به دنبال چینش صفحه شطرنج خویش در آستانه انتخابات 1392 ریاست جمهوری ایران است تا شکستی را که در سال 88 از ملت ایران متحمل شد، جبران سازد.
- در حوزه جهانی نیز با توجه به حساسیت های موجود در رابطه با تأثیرات تقابل و یا تعامل میان ایران و آمریکا بر عرصه جهانی به ویژه در حوزه انرژی و اقتصاد، آمریکا تلاش دارد تا با چینش جورچین به اصطلاح تغییر از یک سو به توجیه سیاست های خصمانه علیه ایران بپردازد و از سوی دیگر با ادعای تغییر رفتار در آمریکا، خواستار همراهی جهانی برای اعمال فشار بر ایران شود.
راهبرد نهایی
با توجه به آنچه از اهداف اوباما ذکر شد می توان گفت اهداف راهبردی آمریکا در دوران دوم ریاست جمهوری آمریکا نمی تواند با تغییراتی همراه باشد، چرا که از یک سو اوباما در چهار سال ریاست جمهوری خود نشان داده است که حاضر به کنار نهادن اهداف روسای جمهور سابق آمریکا در مقابل ایران نیست و بر دوستی با صهیونیست ها نیز اصرار دارد، از سوی دیگر کارنامه افرادی مانند جان کری، چاک هیگل نیز نشان می دهد که آنها نیز به دنبال فاصله گرفتن از صهیونیست ها نیستند، بلکه به دنبال اجرای اهداف قدیمی آمریکا درباره ایران هستند.
نکته مهم آنکه اوباما قطعه های جورچین خویش نظیر ادعای مذاکره تغییر در مهره های سیاسی و... را در حالی نشانه ای از تغییر رفتاری عنوان می کند که در مقابل خواستار گام های عملی از سوی ایران است که اساس آن را کنار نهادن حقوق هسته ای، پایان حضور در جبهه مقاومت، عدم تقابل با رژیم صهیونیستی و قربانی ساختن منافع منطقه ای و جهانی در برابر منافع آمریکا تشکیل می دهد. با توجه به این شرایط می توان گفت چینش جورچین اوباما درمورد ایران براساس راهبرد قدرت هوشمند، چنان است که در ازای اهدای آبنبات از ایران طلب مروارید کند هر چند که بر اساس مقتضیات زمانی تاکتیک های آمریکا برای رسیدن به راهبرد از پیش تعریف شده با تغییراتی همراه خواهد بود.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات