رضا گرمابدری
نوشتن از اولین، دومین، سومین، چهارمین، پنجمین و... سالگرد انقلاب، بیشتر یادآوری کننده یک رخداد بزرگ است، اما زمانی که این اعداد ترتیبی به «سی وچهارمین» سالگرد می رسد علاوه بر یادآوری یک رخداد بزرگ، از یک عظمت بزرگ تر هم خبر می دهد و آن «پایداری و ماندگاری» آن انقلاب است و چنانچه حوادثی که این انقلاب سی وچهارساله پشت سر گذشته بازخوانی شود و معلوم گردد که این انقلاب لحظه و آنی را بدون دغدغه و حادثه سپری نکرده است می توان «ماندگاری» آن را «معجزه» نامید و در بین رخدادها و تحولات قرون اخیر این ویژگی مختص و در شأن «انقلاب اسلامی ایران» است.
پس از گذشت چند سال از هر انقلابی، برای سنجش آن انقلاب در ابعاد مختلف، باید به دو پرسش اساسی پاسخ داد: 1- چگونگی موقعیت فعلی و به روز آن انقلاب. 2- چگونگی رابطه و نسبت مردم با آن انقلاب. تاریخ انقلاب ها بیانگر آن است که پاسخ شیرین به این دو پرسش درباره قریب به اتفاق انقلاب ها، حداکثر تا بیست سال پس از آن ممکن و واقعی است و پس از آن به علت تحولات و حوادثی که منجر به استحاله و یا تغییر مسیر حرکت انقلاب ها و دور شدن از اهداف و آرمان ها می شود، پاسخ ها تلخ و ناامیدکننده است. حال باید به دو پرسش فوق درباره انقلاب اسلامی ایران و آن هم پس از گذشت 34 سال از وقوع آن پاسخ داد و صادقانه انقلاب را سنجید.
پاسخ پرسش یکم؛ برای ورود به این بحث زوایای متعددی وجود دارد که روشن ترین آن، ارزیابی نقش و جایگاه ایران متصف به انقلاب اسلامی، در تحولات منطقه ای و جهانی است. تحقیقاً و یقیناً می توان ادعا کرد تمام تحولات مهم ایجابی و سلبی منطقه و تا حدی جهان به نوعی متأثر از حضور موثر ایران در منطقه است. حضور نظامی تهاجمی آمریکا در منطقه و در پی آن مسائل افغانستان و عراق، مسئله اساسی و بنیادی منازعه فلسطینی - صهیونیستی، شکل گیری جبهه مقاومت، جنگ های 33 روزه، 22 روزه، 8 روزه، حوادث سوریه، روند شکل گیری بیداری اسلامی، شکل گیری روابط جدید در بین کشورهای غربی و برخی کشورهای شرقی و تحولات در آمریکای لاتین و... به واسطه وقوع انقلاب اسلامی و دوام آن تا زمان حاضر است.
هیچ صاحب نظری این مهم را رد نکرده و بلکه همه بر آن اذعان دارند و این در حالی است که ایران، پس از انقلاب اسلامی، می توانست به کشوری کاملاً درونگرا و بی توجه به مسائل منطقه ای و جهانی تبدیل شود که در این صورت بسیاری از تحولات منطقه ای و حتی برخی تحولات جهانی می توانست غیر از آنی باشد که الآن است؛ البته با لحاظ این نکته مهم که در هیچ یک از آنها نامی از ایران نبود و ایران در هیچ کدام از آنها موضوعیت نداشت.
پاسخ پرسش دوم؛ برای ورود به این بحث نیز ابواب متعددی وجود دارد که یکی از آنها بررسی واکنش مردم به مسائل و پدیده هایی است که مستقیماً با انقلاب و موجودیت آن ارتباط دارد. با اینکه به سبب دشمنی ها و دشمن های زیادی انقلاب، ایران به کرات و در زمان های مختلف با حوادث و هجوم های سهمگین براندازانه مواجه بوده، نمی توان مورد و نمونه ای را یافت که در آن مردم برای دفاع از کیان انقلاب غایب بوده و یا ضعیف و کم انگیزه حاضر شده باشند. شکوه ها و گلایه های گاه و بیگاه مردم از برخی مسائل که دشمنان نظام را خشنود و امیدوار می سازد امری طبیعی است که در تحلیل نسبت مردم با انقلاب، نقش عاملیت ندارد و کاملاً طبیعی، مقطعی و گذراست. نقاط و بزنگاه های سرنوشت ساز، رخدادهای تعیین کننده ای هستند که مردم ایران همیشه در آن حاضر بوده و حرف اول را زده اند. یکی از این بزنگاه ها روز 22 بهمن پیش رو است که جهان با مشاهده حضور یکپارچه و پرشور مردم، بر ادعای فوق گردن می نهد. ان شاءالله