صفحه نخست >>  عمومی >> آخرین اخبار
تاریخ انتشار : ۲۶ بهمن ۱۳۹۱ - ۰۸:۳۴  ، 
کد خبر : ۲۵۴۵۱۱

همزیستی و تکثرگرایی فرهنگی از منظر حکومت دینی


شهاب زمانی
امروزه ما در جهانی زندگی می کنیم که امور آن بسیار پیچیده، اعجاب آور و حیرت زا است. مردم با اعتقادات دینی گوناگون در آن زیست می کنند. تنوع ادیان (Religious diversity) به قدری زیاد است که حتی یک گزاره آنها در یک قالب نمی گنجد. این کثرت ها نه تنها در حوزه دین و اعتقاد دینی بلکه در حوزه های فرهنگ، زبان، اندیشه، علم، فلسفه، هنر، تمدن و ده ها مقوله دیگر نیز سرایت کرده است. پیشرفت و توسعه حوزه ارتباطات و فناوری اطلاعات نیز به تنوع ها و پیچیدگی ها کمک کرده است و همین امر، سبب توجه اندیشمندان به فرهنگ ها، ادیان، علوم و فلسفه های مختلف شده و منشأ کشف اختلاف های فرهنگی و تبیین آن گردیده است.
در واقع بشر امروز ناچار است درباره این کثرت ها، دیدگاه و تفسیری داشته باشد و در زمینه حقانیت، هدایت یا بطلان و ضلالت آنها داوری کند تا به لحاظ عقلانی به گزینش بهترین نائل شود. در این راستا رویکردهای مختلفی مطرح می شود تا هر کدام از منظر خود این «بهترین» را معنا کند. نگاه دینی و توحیدی، نگاه پلورالیستی و... بخشی از این منظرها است.
مسئله پلورالیسم، پرسشی معرفت شناسانه و کلامی در زمینه تنوع ادیان دارد، نه پرسشی اخلاقی و جامعه شناسانه. به عبارت دیگر، پرسش در پلورالیسم دینی این نیست که ما در برابر مومنان به سایر ادیان چه رفتار و سلوکی باید داشته باشیم. آیا هنجارهای اخلاقی در دین خود را باید در برابر آنها نیز سریان دهیم، مثلاً به آنها احترام بگذاریم؟ به همین دلیل، بحث تسامح و تساهل از مسئله پلورالیسم جداست. اگرچه تسامح و تساهل در حیات اجتماعی و رفتارهای فردی از پلورالیسم استنتاج می شود، ولی از انحصارگرایی یا شمول گرایی نمی توان بدرفتاری با سایر متدینان را نتیجه گرفت.(1)
تمایز پلورالیسم دینی و بحث وحدت و کثرت
بحث کثرت گرایی دینی، غیر از بحث وحدت و کثرت بین حکیمان، متکلمان و عارفان است. فیلسوفان یونان باستان عموماً همچون طالس، آنکسیمندر و آنکسیمنس به کثرت اعتقاد داشتند، اما کثرتی که به وحدت برگشت داشت. این فیلسوفان در نوع وحدت که آب است یا خاک یا هوا و یا امری دیگر، اختلاف داشتند. در مقابل، پاره ای از فیلسوفان مانند دمکریتوس، منکر وحدت و معتقد به کثرت شدند و به اجزای لایتجزی و جواهر فرد و اتم های تجزیه ناپذیر حکم کردند.(2)
بحث وحدت و کثرت در میان فیلسوفان و عارفان اسلامی نیز مطرح بود. عرفا به وحدت وجود و موجود و وحدت شخصی هستی اعتقاد داشتند و گزاره «الوجود واحد لاشریک له» را شعار خود ساختند. البته این طایفه منکر کثرت نبودند و عالم تجلیات و مظاهر را عالم کثرت می خواندند. مشائیان به کثرت وجود و موجود، محقق دوانی به وحدت وجود و کثرت موجود و صدرالمتألهین به وحدت در عین کثرت و کثرت در عین وحدت فتوا دادند. با این توضیح روشن می شود که بحث وحدت و کثرت در فلسفه و عرفان و کلام قدیم، به هستی تعلق داشت ولی بحث پلورالیسم دینی به کثرت ادیان ارتباط دارد و از حقانیت آنها سخن می گوید و این دو مقوله کاملاً از یکدیگر جدایند.
انواع تعامل و همزیستی فرهنگ اسلامی
در شماره های گذشته با پلورالیسم دینی از منظر جان هیک و برخی روشنفکران داخلی چون دکتر سروش آشنا شدیم و در حد بضاعت علمی خود با تورقی در آثار نوشته شده به نقد و بررسی مبانی آن پرداختیم، اینک نوبت به آن رسیده است که موضوع را از نگاه متون اسلامی مورد بازبینی قرار دهیم و تلاشی هر چند ناقص برای یافتن موضع متون دینی در قبال مسئله پلورالیسم انجام دهیم.
در این بخش، سوال اساسی این است که آیا اسلام حضور سایر فرهنگ ها و ادیان را در صحنه اجتماع می پذیرد یا درصدد حذف و طرد آنها و یکه تازی در میدان اجتماع است؟
در پاسخ به این سوال باید در نظر داشته باشیم که به طور کلی می توان انواع تعامل و همزیستی فرهنگ اسلامی را در درون و بیرون خود به شرح ذیل برشمرد:
1- همزیستی پیروان یک فرقه و مذهب اسلامی (مانند تشیع) در یک جامعه؛ 2- همزیستی فرق و مذاهب اسلامی با یکدیگر در یک جامعه؛ 3- همزیستی مسلمانان با غیرمسلمانان اهل کتاب در یک کشور اسلامی؛ 4- همزیستی مسلمانان با غیرمسلمانان ملحد در یک کشور اسلامی؛ 5- همزیستی اقلیت مسلمان با اکثریت غیرمسلمان در یک کشور غیراسلامی؛ 6- همزیستی دولت و جامعه اسلامی با سایر دول و جوامع اسلامی در جامعه جهانی؛ 7- همزیستی دولت و جامعه اسلامی با دول و جوامع غیراسلامی (اهل کتاب و ملحد) در جامعه جهانی.
با نگاهی مجدد به انواع روابط فوق، می توان آنها را در سه نوع همزیستی خلاصه کرد: همزیستی مسلمانان با یکدیگر، همزیستی مسلمانان با اهل کتاب و همزیستی آنان با کفار ملحد. این تعامل می تواند در حیطه یک جامعه و یک سرزمین و یا در جامعه جهانی و در ساحت بین الملل تحقق یابد.(3)
در بخش رابطه مسلمانان با یکدیگر، آموزه های اسلامی مسلمانان را از هر قوم و قبیله و سرزمین، همچون بدن و پیکری واحد می داند که با دردمندی یک اندام، سایر اندام ها نیز آرام و قرار خود را از دست می دهند. سود و زیان یکی، سود و زیان همگان تلقی می شود و بی تفاوتی نسبت به آلام و مشکلات دیگر مسلمانان، فرد را از زمره مسلمانی کامل خارج می کند. با توجه به این نکات اجمالی، مشکل چندانی در روابط مسلمانان با یکدیگر به نظر نمی رسد و گذشته از «امکان همزیستی» و تعامل مسلمانان با یکدیگر «ضرورت همزیستی» آنان از نظر آموزه های اسلامی قطعی و مسلم است. از این رو، از بین انواع هفتگانه همزیستی که ذکر شد، نوع اول و دوم قابل بحث نیست.
همزیستی مسلمانان با غیرمسلمانان
آنچه بیش از هر چیز نیازمند بررسی و تحقیق است، چگونگی همزیستی مسلمانان با غیرمسلمانان، اعم از کفار اهل کتاب، مشرک و ملحد است که می تواند در داخل یک جامعه و یا در صحنه بین المللی صورت پذیرد. در این مسئله تفاوتی بین اقلی و اکثری بودن مسلمانان یا حاکم و محکوم بودن آنان وجود ندارد، اما در حالتی که حاکمیت و حکومت از آن اسلام باشد، موضوع تکثرگرایی فرهنگی از نظر متون دینی با حساسیت و جدیت بیشتری دنبال می شود که آیا اسلام از قدرت حاکمیت برای حذف دیگران استفاده خواهد کرد یا خیر؟(4)
بر همین اساس از بین روابط هفتگانه مذکور، انواع پنج گانه سوم تا هفتم قابل بحث و بررسی است. البته با توجه به ضرورتی که بیان شد، مرکز ثقل بحث بر انواع سوم و چهارم است که در یک جامعه اسلامی و در صورت حاکمیت داشتن اسلام، کیفیت روابط و همزیستی مسلمانان با غیرمسلمانان اهل کتاب و ملحد چگونه خواهد بود.
با توجه به خاتمیت و جهان شمولی دین اسلام، دین ما وجود و حضور سایر فرهنگ ها و ادیان را پذیرفته است و برای آنها حقوق اجتماعی را به رسمیت می شناسد. از سوی دیگر به دلیل آنکه برخورداری از هر حق مستلزم عمل به تکلیفی است، اسلام برای پیروان سایر ادیان وظایف و تکالیفی نیز مقرر داشته است. یکی از آنها که محور تعاملات اجتماعی در برخورداری از حقوق و عمل به وظایف است، تن دادن به «قرارداد و پیمان» است که جامعه بدون آن به هرج ومرج کشیده می شود. غیرمسلمانان در پرتو قراردادهایی که با مسلمانان و حکومت اسلامی به نمایندگی از مسلمانان می بندند، می توانند به طور مسالمت آمیز در جامعه اسلامی زندگی کنند.
اسلام بر اساس کرامت انسانی به شهروندان غیرمسلمانی که در جامعه اسلامی زیست می کنند، احترام می گذارد. بنابراین از نظر متون اسلامی، مهم ترین محور تکثرگرایی و حضور فرهنگ های متفاوت در کنار یکدیگر، حرمت نهادن به پیمان ها و قراردادهای اجتماعی و عمل به آنها است. در این صورت است که همه غیرمسلمانان در زمینه حقوق و بهره مندی های اجتماعی با مسلمانان در رتبه یکسانی قرار دارند و هرگونه تعدی و تجاوز به حقوق آنان همانند تعدی و تجاوز به حقوق آحاد مسلمانان مورد سرزنش و نکوهش است.
پی‌نوشت‌ها در دفتر نشریه موجود است.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات