در الگوی فاضله، الگوهایی که علم و حکم بر پایه غایت انسانی، انسان است(4)، یعنی هم اتباع و هم حاکمان باید از صفات و ویژگی های خاص بهره مند شوند؛ از آن جمله اتصاف به خیر و فضیلت با نگاه به خود خیر و فضیلت است که اندک تغییری در این اوصاف، آن را از فاضله بودن خارج می کند. الگوهای مدینه فاضله ابن رشد اقسام گوناگونی دارد که برترین آن، الگوی ریاستی مقیده به قانون است. گونه دیگر الگوی امامیه و در نهایت الگوی شورایی است.(5)
1- الگوی ریاستی مقیده به قانون؛ ابن رشد، ریاست را یکی از سنت های اجتماعی می داند که شرط ادامه حیات انسان است و آن را از مشتقات فضایل علمیه و عملیه می داند که تداوم آن، سبب قوام و دفاع از دین می شود. وی ریاست این الگو را ریاست ملک الافضل می داند که در آن تمام آرا و اعمال معطوف به خیر و فضیلت است و قدرت سیاسی و امور دیگر تابع رویه ای خاص به نام ادب می باشد. در این الگو، ریاست به افراد برخوردار از اهلیت و بردباری واگذار می گردد که تحقق مصلحت مردم را سعادت خویش می پندارند.(6) حکمت، عقل تام، اقناع، قوه تخیل و قدرت بر جهاد با بدن، پنج ویژگی زمامدار فاضلی است که ابن رشد آن را ملک و فیلسوف می نامد، اما چنانچه این اوصاف و شرایط در فرد واحدی جمع نباشد، الگوی دیگری از مدینه فاضله طرح می شود.
2- الگوی امامیه یا افاضل؛ الگو و نظام سیاسی مطلوب ابن رشد همان الگوی ریاست مقیده به قانون است؛ اما در صورت عدم فراهم شدن شرایط، ابن رشد به ناگزیر به الگوی افاضل عدول می کند. در این الگوی فاضله تأکید اساسی بر انجام دادن افعال فاضله در مقابل صرف مباحث نظری است. ابن رشد در وجه ترجیح این الگو با نگاه به تاریخ سیاسی اسلام طرح می کند که چگونه امور سیاسی کم کم به فاضله بودن می گراید و در نهایت به بهترین انجامیده، به این الگو، الگوی امامیه می گویند. در این الگو، حاکمان، نیکان عامل به فضایل و فضیلت شناس می باشند که ریاست اینها به ریاست افاضل مشهور است.(7)
شرط تصدی قدرت سیاسی در این الگو، برخورداری از تجربه عملی و علمی است که از گذران عمر در انجام دادن اعمال سیاسی به دست می آید. اداره این شهر، در تبعیت عملی از اعمال فاضلانه، براساس سیاست های ترغیبی و تحذیری است و پایه آن، صورت بندی جهان بینی و هویت سیاسی است که نظام شهر : دولت را شبیه نظام الهی بدانند؛ همین طور شهر بشر به شهر خدا، افعال خداوند و ملائکه به افعال زمامداران و نهادها، وزیران، نظامیان و دیوان سالاران تشبیه شده است.(8) چنانچه این اوصاف نیز در یک جا جمع نشد باید سراغ الگوی شورایی رفت.
3- الگوی شورایی؛ در این الگو، یک نفر که در جهاد قوت دارد همراه فردی که متخصص در فقه و احکام دینی است، بر جامعه ریاست می کند. شروط اساسی پذیرش قدرت سیاسی، ابزار عملی اوصاف طرح شده و قدرت تحمل و برخورداری از حلم برای ریاست مشترک است. همچنین فقیه در این الگو، کسی است که توان فهم و اقتباس اصول شرعی از سنن صادره از شارع را داراست.(9) غرض اساسی از مشورت در نظام شورایی، ایجاد همفکری و همدلی به مثابه الگو برای رسیدن به هدف است. امور مشورتی از منظر ابن رشد در این الگو شامل مواردی چون؛ چگونگی التزام به سنن مفید، ملزومات اداره شهر، چگونگی حفاظت کشور در برابر دشمن، جنگ و صلح و حفظ اموال عمومی می شود. در شماره بعد با حکومت غیرفاضله از نظرگاه ابن رشد آشنا خواهیم شد.
* پینوشتهای در دفتر نشریه موجود است.